فهرست موضوعي

تقویم


شهريور  1389
ج پ چ س د ی ش
54321
1211109876
19181716151413
26252423222120
3130292827

جستجو

پیش بینی آب و هوا

Tabriz, Iran
دما: 30°C
دماي باد: 28°C
رطوبت: 18%
سرعت: 8 km/h
جهت: 80°
فشار: 1017.9 mb
E
نشان دادن اطلاعات بيشتر

پشتیبانی آنلاین

آمار گیر وبگذر

اخبار سایت

جشن بزرگ نمیه شعبان


موسسه قرآن و عترت ثامن الحجج (ع) تبریز برگزار مي نمايد

 
با عرض سلام

 

 

 

 

 

 

دانلود سخنراني هاي موضوعي

انتظار فرج

ميلاد با سعادت حضرت سيدالشهداء امام حسين ع روز پاسدار و حضرت باب الحوائج حضرت ابافضل ع روز جانباز و حضرت زين العابدين ع و حضرت علي اکبر ع و ميلاد منجي عالم بشريت و انسانيت حضرت مولانا امام زمان عجّ را به تمام مومنين و اهل ولاء تبريک و تهنيت عرض مي نمائيم. امید است همه ما با اعمال  رفتار خود بتوانیم موجبات جلب رضایت پروردگار متعال و حضرت ولیعصر(عج) را فراهم نمائیم.بدين مناسبت موسسه قران و عترت ثامن الحجج ع تبريز برگزار مي نمايد.
 جشن بزرگ نمیه شعبان
ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم که اگر جزء این بود گرفتاریها به شما روی میآورد و دشمنان شما را ریشه کن میکردند.(حضرت ولیعصر(عج) )
موسسه قرآن و عترت ثامن الحجج (ع) تبریز به مناسبت جشن بزرگ نیمه شعبان  و ترویج فرهنگ قرآن و مهدویت در جامعه ، از علاقمندان در سراسر کشور ، اقدام به ثبت نام  ختم قرآن (بصورت جزء) و ذکر صلوات به نیت سلامتی و تعجیل در فرج حضرت مهدی (عج) را کرده است . لذا عموم هموطنان مومن، متدین و محبان آن حضرت، میتوانند در این طرح ثبت نام و موجبات خشنودی قطب عالم امکان حضرت حجت ابن الحسن العسگری (عج) را فراهم نمایند.
نحوه ثبت نام:
1 ـ ثبت نام حضوری :
تبریزـ خیابان راه آهن ـ خیابان خطیب ـ دفتر موسسه قرآن و عترت  ثامن الحجج(ع) تبریز
2ـ ثبت نام تلفنی :
 4482311  ـ 4482312  ـ 4482313  ـ  0411
3 ـ ثبت نام اينترنتی :
برادران و خواهران میتوانند با انتخاب هر کدام از جزء های قرآن و تعداد ذکر صلوات (به دلخواه خود) ، آن جزء قرآن انتخاب شده  و تعداد ذکر صلوات را به آدرس اينترنتی زیر ایمیل نمایند.

samenolh@yahoo.com


 دانلود نغمه هاي در فراق يار « رايحه ظهور » 35 فايل صوتي زيبا در رابطه با آقا امام زمان (عج)





 
دوستى الهى و ... پرینت پست الکترونیکی
مولف مدیر سایت   
چهارشنبه ، 28 بهمن 1388 19:43

قرآن كريم> تفسير موضوعى> مباحث اجتماعى
دوستى الهى و ...


كتاب: آشنايى با قرآن جلد پنجم صفحه 18
نويسنده: استاد شهيد مرتضى مطهرى

آيه 67 سوره زخرف: «الا خلاء يومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقين‏» دوستان در قيامت همگى با هم دشمند مگر پرهيزكاران. اين آيه يك اصل كلى است. هميشه وقتى دو نفر و يا يك عده با يكديگر دوست مى‏شوند يك وجه مشتركى در كار است كه آنها را همگروه و همنشين و معاشر و هم پياله كرده است. محال است كه دو نفر كه با يكديگر هيچ سنخيت روحى ندارند و از وجود يكديگر بهره‏اى نمى‏برند و در [جذب] منفعتى يا دفع ضررى مشاركت ندارند با يكديگر دوست‏بشوند. مولوى در شعرهاى معروف خود مثال مى‏آورد كه محال است دو نفر با يكديگر دوست‏شوند مگر اينكه وجه مشتكرى بين آنها باشد. گاهى ديده شده كه دو نفر كه بر ضد يكديگر هستند با هم دوستند. ولى بايد دانست كه آن ضديت صددرصد نيست، مثلا نود و نه درصد است. آن يك درصد است كه اين دو را به يكديگر پيوند داده است. مولوى مى‏گويد:

آن حكيمى گفت ديدم در تكى در بيابان زاغ را با لك لكى

در عجب ماندم بجستم حالشان تا چه قدر مشترك يابم نشان

چون شدم نزديك و من حيران و دنگ خود بديدم هر دوان بودند لنگ

مى‏گويد ديدم يك زاغ و يك لكلك با هم رفيقند. تعجب كردم كه آخر قدر مشترك زاغ و لك‏لك چيست؟! وقتى جلو رفتم ديدم هر دو لنگند، فهميدم كه اين لنگى سبب شده كه اين دو با يكديگر رفيق شوند.

دوستى مبنا مى‏خواهد، ريشه و دليل مى‏خواهد. حكما مى‏گويند معلول تابع علت است، تا علت هست معلول هست، علت كه رفت معلول هم مى‏رود. اين سماورى كه ما روشن مى‏كنيم تا وقتى آتش زير آن مشتعل است مى‏جوشد، به محض اينكه آتش خاموش شود جوشش هم از بين مى‏رود. علت كه از بين رفت معلول هم از بين مى‏رود. دوستيهايى كه بر مبناى مطامع مادى است تا وقتى مى‏تواند ادامه داشته باشد كه پاى مطامع مادى در ميان باشد; وقتى كه اينها رفت علت دوستى از ميان مى‏رود، خصوصا اگر با آشكار شدن حقايق همان علت دوستى به علت دشمنى تبديل شود. مثلا مى‏ديد كه اين شخص به او فلان منفعت را مى‏رساند; اين سبب مى‏شد كه دوستى‏اش زيادتر بشود. در قيامت كه حقايق برايش آشكار مى‏شود مى‏بيند همان چيزى كه در دنيا محبتش را جلب مى‏كرد برايش آتش آورده است; يعنى همان ملاك دوستى، ملاك دشمنى مى‏شود. به هر ميزان كه آن پيوند در دنيا بيشتر منشا دوستى بوده، در قيامت‏بيشتر منشا دشمنى مى‏شود. اين در صورتى است كه مناط و ملاك، مصامع مادى باشد. اما اگر دو نفر نه بر مبناى ماديات بلكه بر مبناى معنويات، بر اساس توحيد و بندگى خدا و عقيده و ايمان در دنيا با يكديگر دوست‏باشند در قيامت اين دوستى نه تنها از بين نمى‏رود بلكه شديدتر مى‏شود چون علت‏باقى است. تا علت‏باقى است معلول باقى است. در آنجا بينش [آنها] قويتر و شديدتر است چون ايمانشان تبديل به شهود مى‏شود: «فكشفنا عنك غطائك فبصرك اليوم حديد» (1) طبعا آن دوستى كه بر مبناى خدا و عقيده درست و ايمان صحيح واقعى بوده است‏باقى مى‏ماند.

بنا بر اين دوستانى كه در راه ايمان و خدا و در راه حق و حقيقت‏يكديگر را دوست دارند در قيامت هم يكديگر را دوست دارند و بلكه شديدتر.

در قرآن كريم جزء لذايذ اهل بهشت اين را ذكر مى‏كند كه آنها برادرانه در كنار يكديگر هستند: «و نزعنا ما فى صدورهم من غل اخوانا على سرر متقابلين‏» (2) هر چه از غل و غش و كدورت است از جان آنها بيرون كشيده‏ايم، برادروار در نهايت صفا و صميميت در مقابل يكديگر مى‏نشينند و لذت مى‏برند.

قرآن به مساله «اخوت فى الله‏» اهميت مى‏دهد. طرفدار اين نيست كه انسان خدا پرست در فرديت زندگى كند [و بگويد] من هستم و خداى خودم و با هيچ كس ارتباطى ندارم. نه، تو هستى و خداى خودت، و هر كس كه بنده خداى توست او را هم بايد دوست داشته باشى. اگر انسان به خاطر خدا بندگان خدا را دوست نداشته باشد نقص است. بله، يك وقتى انسان كسى را دوست دارد به غير ملاك الهى، اين با دوستى خدا نوعى تضاد پيدا مى‏كند و نوعى شركت است. اما دوست داشتن ديگران براى خدا عين توحيد است. در يكى از سورهاى مسبحات و جزء دعاهايى كه در قنوت هم خوانده مى‏شود مؤمنين مى‏گويند: «ربنا اغفرلنا و لاخواننا الذين سبقونا بالايمان‏» پروردگارا ما را و برادرانى كه در ايمان بر ما سبقت داشتند بيامرز، آنها را نيز مشمول مغفرت خودت بگردان «و لا تجعل فى قلوبنا غلا للذين امنوا ربنا انك رؤف رحيم‏» (3) خدايا در دلها و سينه‏هاى ما و در روحههاى ما كوچكترين كدورتى نسبت‏به اهل ايمان قرار نده ( «غل‏» يعنى كدورت غش، تيرگى) تو رئوف و مهربان هستى. چقدر بد است كه انسان نسبت‏به شخصى كه واقعا مؤمن و با ايمان است غل و حقد و كينه و ناراحتى در قلب خودش داشته باشد. به همين دليل است كه ما در دستورهاى دينى خودمان داريم (4) كه اگر دو نفر مؤمن نسبت‏به يكديگر كدورتى پيدا كردند اين كدورت نبايد بيش از سه روز باشد. (قرار دادن مدت به اين دليل است كه ابتدا يك هيجانى در كار است). بعد از سه روز هر دو نفر موظف هستند كه زودتر اقدام كنند تا اين غل و ناراحتى و اين عقده‏اى كه از يكديگر پيدا كرده‏اند منتفى و رفع شود.

در زمينه «مؤاخات فى الله‏» دستورهاى زيادى داريم. در حديثى كه در كافى (5) هست پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به اصحابشان فرمودند (6) : «اى عرى الايمان اوثق‏» ؟ در ميان دستگيره‏هاى ايمان كداميك محكمتر است؟ يكى گفت: نماز; ديگرى گفت: روزه; سومى گفت: حج; چهارمى گفت: جهاد و ديگرى گفت: زكات. حضرت فرمودند: تمام اينها كه شما گفتيد دستگيره‏هاى محكمى هستند ولى مقصود من چيز ديگرى است. گفتند: خودتان بفرماييد يا رسول الله! فرمودند: «الحب فى الله و البغض فى الله‏» اينكه يكديگر را به خاطر خدا دوست و يا دشمن بدارى; يعنى دوستان خدا را به خاطر خدا دوست‏بداريد و دشمنان خدا را به خاطر خدا دشمن بداريد; اين محكمترين دستگيره‏هاى ايمان است.

امير المؤمنين عليه السلام در كلمات قصار نهج البلاغه مى‏فرمايند: «كان لى فى ما مضى اخ فى الله‏» (خيلى جمله‏هاى عالى و خوبى است!) من در گذشته برادرى داشتم اما «اخ فى الله‏» يعنى نه برادر نسبى، بلكه برادرى كه يكديگر را به خاطر خدا دوست مى‏داشتيم «و كان يعظمه فى عينى صغر الدنيا فى عينه‏» (7) يك چيز، او را در چشم من بزرگ مى‏كرد و آن اين بود كه همه دنيا در نظر او كوچك بود. اين خودش بزرگى است. تا انسان بزرگ نباشد دنيا در نظرش كوچك نمى‏آيد. شراح گفته‏اند با قرائنى كه در مجموع اين جمله‏ها هست مقصود ايشان جناب «عثمان بن مظعون‏» است. (8)

حال ببينيم چرا در آيه شريفه كلمه «اخلاء» (جمع خليل) آمده است؟ ما حضرت ابراهيم عليه السلام را «خليل الله‏» مى‏گوييم. بعضى مى‏گويند علت اينكه به دوست «خليل‏» مى‏گويند اين است كه خليل از ماده «خلت‏» است و خلت‏يعنى حاجت. به دوست از آن جهت «خليل‏» مى‏گويند كه به نيازمنديهاى دوستش مى‏رسد، رفع خلت و رفع نياز از دوستش مى‏كند، يعنى به اعتبار يكى از شرايط و آداب دوستى به دوست «خليل‏» مى‏گويند.

ولى من فكر مى‏كنم - چنانكه برخى عرفا هم گفته‏اند - ريشه اين كلمه اين نيست. اين كلمه از همان ماده «تخلل‏» است. تخلل يعنى آميختگى، يكى شدن. اگر خليل از ريشه «خلت‏» به معناى حاجت‏باشد، ما خدا را مى‏توانيم «خليل ابراهيم‏» بناميم ولى ابراهيم را ديگر نمى‏توانيم «خليل الله‏» بگوييم. خدا را به اعتبار اينكه نيازمنديهاى ابراهيم عليه السلام را بر مى‏آورد مى‏توان گفت‏خليل ابراهيم است اما ابراهيم چطور؟ ظاهر اين است كه خلت‏به معنى آميختگى است. دو نفر وقتى با همديگر دوست مى‏شوند، ولو ريشه‏اش مطامع باشد، بالاخره با يكديگر اختلاط و امتزاج روحى پيدا مى‏كنند. مولوى مى‏گويد:

مى‏رود از سينه‏ها در سينه‏ها از ره پنهان صلاح و كينه‏ها

دو نفر وقتى با يكديگر معاشرت كنند ولو مبناى معاشرتشان مطامع و منافع مادى باشد چه بخواهند و چه نخواهند روح آنها با يكديگر مخلوط مى‏شود. از روح اين، روح او متاثر مى‏شود و از روح او روح اين و خود به خود در اين بين تخلل و اختلاط و امتزاج پيدا مى‏شود. حال چند روايت ديگر را عرض مى‏كنم.

در كافى حديثى از اميرالمؤمنين عليه السلام هست كه راجع به شرايط دوستى مى‏فرمايد: «من استحكمت لى فيه خصلة من خصال الخير احتملته عليها و اغتفرت فقد ما سواهاو لا اغتفر فقد عقل و لا دين‏» اگر كسى يك خصلت نيك در او باشد و ساير خصلتها را نداشته باشد براى من قابل تحمل است كه به خاطر همان خصلت نيكش با او دوستى كنم. اما دو چيز است كه آنها ركن دوستى است. اگر آن دو ركن باشد و هيچ يك از خصلتهاى ديگر نباشد براى من كافى است. ولى دو خصلت است كه اگر آنها را نداشته باشد قابل تحمل نيست، قابل معاشر نيست. آن دو خصلتى كه نبودشان قابل تحمل نيست‏يكى «عقل‏» است و ديگرى «دين‏» . «و لا اغتفر فقد عقل و لا دين‏» آن چيزى كه از نظر من در دوستى قابل بخشش نيست‏يكى فقدان عقل است و ديگرى فقدان دين «لان مفارقة الدين مفارقة الامن‏» (خيلى عجيب است!) چون اگر دوست من دين نداشته باشد من از ناحيه او امنيت ندارم، يعنى يك روزى مرا سودا خواهد كرد. اگر دين داشته باشد مى‏تواند براى من قابل اعتماد باشد كه يك روزى روى من و دوستى من معامله نخواهد كرد و مرا نخواهد فروخت. «لان مفارقة الدين مفارقة الامن‏» اگر دين نباشد من اصلا امنيت ندارم، وقتى امنيت نداشته باشم دائما نگران هستم نكند او يك حقه‏اى به من بزند. بعد فرمود: «فلا يتهنا بحياة مع مخافة‏» زندگى اگر توام با بيم و ترس باشد گوارا نيست. پس بايد با كسى دوستى كنم كه صد در صد از ناحيه او مطمئن باشم. «و فقد العقل فقد الحياة و لا يقاس الا بالاموات‏» (9) آدمى كه عقل نداشته باشد مرده است، با مرده كه نمى‏شود معاشرت كرد.

حديث ديگرى هست كه در آن به همين آيه «ال خلاء يومئذ بعضهم لبعض عدو» استشهاد شده است. امام صادق عليه السلام فرمود: «احذر ان تؤاخى من ارادك لطمع او خوف او اكل او شرب و اطلب مؤاخاة الاتقياء ولو فى ظلمات الارض‏» (10) بترس از كسى كه با تو برادرى و دوستى مى‏كند ولى به خاطر يك طمع يا خوف و ترسى كه در بين هست. گاهى عامل خوف سبب دوستيها مى‏شود و افراد را به خاطر يك دشمن مشترك با يكديگر جمع مى‏كند.

«او اكل او شرب‏» از دوستى كسانى كه به خاطر شكم با آدم دوست مى‏شود بپرهيز، مثل آنها كه به خاطر همپيالگى و اينجور چيزها با انسان دوست مى‏شوند «و اطلب مؤاخاة الاتقياء» اما پاكان و پرهيزكاران را دنبالشان برو و آنها را پيدا كن «ولو فى ظلمات الارض‏» ولو بروى از گوشه‏هاى تاريك زمين، از عزلتها و انزوالها آنها را پيدا كنى. از آن دسته بر حذر باش و اينها را حتما برو پيدا كن. نسبت‏به اينها نمى‏فرمايد بى تفاوت باش، مى‏فرمايد حتما برو جستجو كن «و ان افنتيت عمرك فى طلبهم‏» هر چند عمرت را در جستجوى اينها فانى كنى; يعنى ولو اينكه عمرت در جستجوى اتقيا صرف شود برو جستجو كن «فان الله عز و جل لم يخلق على وجه الارض افضل منهم بعد النبيين‏» خداوند بعد از پيغمبر در روى زمين فاضلتر [و برتر] از پرهيزكاران خلق نكرده است «و ما انعم الله على العبد بمثل ما انعم الله به من التوفيق لصحبتهم‏» خداوند هيچ نعمتى را به اندازه اين نعمت‏به بنده‏اى نمى‏دهد، هيچ نعمتى ارزش اين را ندارد كه انسان با اتقيا و پاكان دوست و معاشر باشد. بعد حضرت اين آيه را فرمود: «الا خلاء يومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقين‏» واست‏بفرمايد كه اين گونه دوستيهاست كه تا ابد باقى مى‏ماند.

در احاديث نبوى و احاديث ائمه دستورها و تشويقهاى زيادى در اين زمينه داريم. امير المؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه مى‏فرمايد:

«اعجز الناس من عجز عن اكتساب الاخوان‏» (11) يعنى ناتوان‏ترين مردم آن كسى است كه نتوانسته است‏براى خودش دوست پيدا كند «و اعجز منه من ضيع من ظفر من منهم‏» از او ناتوان‏تر آن آدمى است كه دوست‏به دست آورده و بعد، از دست داده است. وقتى دوستى به دست آوردى كوشش كن كه از دست ندهى.

دستورهاى زيادى داريم راجع به اينكه با دوستان واقعى خودتان، دوستانى كه شايسته دوستى هستند چگونه رفتار كنيد. همه براى اين است كه اين دوستيها باقى بماند; از قبيل اينكه اگر از نظر مالى احتياج داشتند به آنها كمك كنيد، ايثار كنيد. در وقت نياز، حاجت، گرفتارى، بيمارى مراقب آنها باشيد. يا وقتى كسى از دوستان آنها فوت مى‏كند و آنها مصاب هستند كسى به كمك و تسليت آنها برود. دستورهاى زيادى كه در اين زمينه داريم همه براى اين است كه اسلام مى‏خواهد دوستيهايى كه بر مبناى الهى هست‏حتما باقى بماند. بريدن از مردم و بريدن از خوبان از نظر اسلام كار خوبى نيست.

در يك حديثى ديگر، حضرت صادق عليه السلام مى‏فرمايد: «مودة يوم ميلة‏» يعنى يك روز دوستى فقط يك تمايل است «و مودة شهر قرابة‏» يك ماه دوستى قوم و خويشى است «و مودة سنة رحم ماسة‏» و يك سال دوستى رحمى است كه با يكديگر تماس دارد، خويشاوندى نزديك است، قطع آن در حكم قطع رحم است. در باب صله رحم چقدر ما شنيده‏ايم: «من قطعها قطعه الله‏» كسى كه رحم را قطع كند خدا ببرد خودش را.

حديث عجيبى است كه در داستان راستان نيز نقل كرده‏ام و در كتب زيادى نقل شده است (12) و آن اين است كه روزى اميرالمؤمنين على عليه السلام در زمان خلافتشان از شهر كوفه خارج شدند. ايشان دابشان اين نبود كه وقتى به جايى مى‏روند به عنوان اينكه خليفه و امير المؤمنين هستند با اسكورت بروند، ساده مى‏رفتند و ساده هم مى‏آمدند. نه افرادى پشت‏سرشان حركت مى‏كردند كه از جاه و جلال شناخته شوند و نه لباس خاصى داشتند (لباسشان هم در حد ساده‏ترين لباسها بود) و نه مركبشان يك وضع خاصى داشت، به شكل يك آدم عادى مى‏رفتند. در برگشتن با يك نفر كتابى برخورد كردند. (اينجا ببينيد يك دقايقى هست كه فقط زير ذره بين مى‏شود پيدا كرد) و با يكديگر مصاحب و همراه شدند. قهرا دو مصاحب راه يكديگر را مى‏پرسند. حضرت فرمودند من مى‏روم كوفه، تو كجا مى روى؟ جاى ديگرى را گفت كه يك مقدار از راه را با يكديگر مشترك بودند و نزديك كوفه او راهش جدا مى‏شد. گفتند خوب، پس با همديگر باشيم. آن شخص مى‏دانست كه رفيقش مسلمان است. حضرت هم كه مى‏دانستند او اهل كتاب است. با همديگر صحبت كنان آمدند تا به سر دو راهى شاهراه كوفه و راه فرعى رسيدند. او قهرا راه فرعى را گرفت. حضرت هم شاهراه را رها كردند و دنبال او آمدند. آن شخص گفت: شما كه گفتى من به كوفه مى‏روم. فرمود بله به كوفه مى‏روم. پرسيد: پس چرا از اين طرف مى‏آيى؟ فرمود براى اينكه ما با يكديگر چند ساعت مصاحبت كرديم و مصاحبت‏حق ايجاد مى‏كند و تو به گردن من حق پيدا كردى (13) . به دليل اينكه تو بر من ذى حق هستى من مى‏خواهم تو را چند قدم بدرقه كنم. نوشته‏اند همان جا فكرى كرد و گفت: «پيغمبر شما به دليل اين اخلاق حسنه‏اى كه دستور داد، به اين سرعت دينش دنيا را گرفت‏» و بعد خداحافظى كردند و او حضرت امير عليه السلام را نشناخت ولى اين خاطره به شكل عجيبى در ذهنش بود تا يك وقتى به كوفه آمد و قهرا در جستجوى همان رفيقش بود. روزى آمد خليفه را ديد، و فهميد فيق بين راه، خود خليفه است. آنجا بود كه شهادتين را گفت و مسلمان شد و يكى از اصحاب خاص امير المؤمنين گرديد. اين حديث را كافى نقل كرده و اصلا از هيمن جا عنوانش را انتخاب كرده است: «باب حسن الصحابة و حق الصاحب فى السفر» .

پس معلوم مى‏شود دوستيها و رفاقتها و معاشرتها حق ايجاد كن است. اين است كه امام عليه السلام فرمود: يك روز دوستى فقط يك تمايل است، اما اگر رسيد به يك ماه دوستى، اين خويشاوندى مى‏شود و اگر به يك سال دوستى رسيد اين ديگر در حد رحم ماسه است‏يعنى رحمى كه با همديگر تماس دارد، يعنى مثل دو تا برادر كه از يك رحم به دنيا آمده‏اند، اين حكم را دارد و قطع او حكم قطع رحم را پيدا مى‏كند. اين آيه «الا خلاء يومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقين‏» ضمن اينكه اشاره است‏به اخوتها و خلتهاى دنيايى و آنها را در مستثنى منه مى‏گويد، در مستثنى تشويقى است‏به دوستيهايى كه بر اساس پاكى و تقوا است.

«يا عباد لا خوف عليكم اليوم و لا انتم تحزنون‏» در قيامت از طرف خداوند به متقين خطاب مى‏شود: «يا عباد» اى بندگان من. وقتى اتقيا با يكديگر دوست‏باشند ملاكش خدا و عبوديت‏خداوند است نه مطامع كه عبد آن مطامع باشند. به آنها از ناحيه ذات حق خطاب مى‏رسد به عنوان «يا عباد» اى بندگان من. اين خودش يك پيام دوستى و يك پيام دوستانه از خدا به اين دوستان در راه خداست. مى‏بينيد اينجا كه صحب خلت و دوستى در راه خداست صحبت پيام دوستانه‏اى است كه از طرف خدا مى‏رسد، از طرف آن ملاك دوستى مى‏رسد، به آنها پيام فرستاده مى‏شود كه: «لا خوف عليكم اليوم و لا انتم تحزنون‏» ديگر نه بر شما خوفى مسلط خواهد شد و نه هرگز غمناك خواهيد بود.

پى‏نوشتها:

1- ق/22.

2- حجر/47.

3- حشر/10.

4- اصول كافى، كتاب الايمان و الكفر، باب الهجره.

5- كتاب الايمان و الكفر، باب «الحب فى الله و البغض فى الله‏» ، حديث 6.

6- حضرت سؤال كردند مثل يك امتحان و آزمايش، مثل يك معلم كه از شاگردش مى‏پرسد و مى‏خواهد شاگرد را امتحان كند ببيند چقدر از تعليمات را درك كرده است. در واقع حضرت مى‏خواستند ببينند اينها چقدر با روح اسلام آشنا هستند.

7- نهج البلاغه، حكمت 281.

8- عثمان بن مظعون از اكابر صحابه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و از مهاجرين اولين است. از كسانى است كه در همان سالهاى ابتداى بعثت ايمان آورد و مرد بسيار مخلصى بود. در هجرت اول به حبشه مهاجرت كرد و در هجرت دوم با مسلمين و پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به مدينه آمد. بسيار مرد بزرگوارى بوده و رسول اكرم صلى الله عليه و آله هم فوق العاده به اين مرد علاقه‏مند بودند. بعد از ورود به مدينه طولى نكشيد كه از دنيا رفت و نوشته‏اند كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله از او تجليل زيادى كردند و حتى خودشان را روى جنازه عثمان بن مظعون انداختند و اولين كسى كه در بقيع دفن شده است هيمن عثمان بن مظعون است.

بقيع ابتدا قبرستان نبود، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آنجا را قبرستان كردند، گفتند اينجا براى دفن مسلمين باشد. عده‏اى معتقدند اين محلى كه الان به عثمان به عفان منسوب است قبر عثمان بن مظعون است، چون محل قبر عثمان روشن نيست. علتش اين است كه مردم عليه او انقلاب كردندو بعد اجازه دفنش را نمى‏دادند. چند روز جنازه‏اش افتاده بود و كسى جرات نمى‏كرد [او را دفن كند] و اصلا معلوم نشد چه شد. بعضى معتقدند بنى اميه شبى مخفيانه آمدند و او را بردند و در گوشه‏اى دفن كردند و بعضى ديگر بر اين عقيده‏اند كه [جسد مانده بود] تا اينكه حيوانات آن را خوردند و از بين رفت.

9- اصول كافى، ج 1/ص 31، حديث 30.

10- مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة، باب پنجاه و پنجم «فى المؤاخاة‏» . بعد از «او خوف‏» همچنين دارد: «او ميل او مال‏» .

11- نهج البلاغه صبحى الصالح، كلمات قصار، 12.

12- اصول كافى، كتاب «الشعره‏» ، باب حسن الصحابة و حق الصاحب فى السفر، حديث 5.

13- اينكه مى‏گويند حقوق بشر، اعلاميه حقوق بشر، شما در همه حقوقهايى كه امروز در دنيا هست نمى‏توانيد حقوقى به اين ريزى - كه انسان فقط زير ذره‏بين مى‏تواند ببيند - پيدا كنيد.

 

 

كلام روز

زلال معرفت و صفاي باطن


فرا رسيدن ماه مبارك رمضان ماه نزول قرآن ماه مهماني خدا (ضیافة الله ) را بر مؤمنين الهي تبريك و تهنيت عرض مي نماييم.

و همچنين در چهار سالگي ‹‹ سايت ليلة القدر ›› كه در شب 19 رمضان سال 85 راه اندازي شده است اعلام مي داريم كه بمناسبت همين تولد سيستم جديد با محتواي جديد در ماه مبارك رمضان راه اندازي مي شود .


خدمت بدون منت آرمان ماست


 

نظر سنجی

این سایت را شما چگونه ارزیابی می کنید؟
 

ورود و خروج



عضویت در خبرنامه


مباحث عمومی کسب و کار

hhh
 

دریافت بصورت HTML؟

خدمات بيشتر

   

 سيستم جديد ليلة القدر

پشتیبانی آنلاین

آماربازدید


بازدیدهای امروز:182
بازدیدهای دیروز:537
بازدیدهای این ماه:4651
مجموع بازدیدها:66351
مجموع صفحات بازدید شده:833119
روبات های امروز:101