|
مولف مدیر سایت
|
|
جمعه ، 09 بهمن 1388 13:58 |
|
قرآن كريم> تفسير موضوعى> تفسير موضوعى> اعتقادات در قرآن
معاد و دلائل روشن آن
كتاب: اعتقاد ما صفحه 59
نويسنده: آية الله مكارم شيرازى
همه انسانها در روز واحدى بعد از مرگ زنده مىشوند و به حساب اعمال آنها رسيدگى خواهد شد، نيكان و صالحان در بهشت جاويدان جاى مىگيرند و بدان و گنهكاران به دوزخ فرستاده مىشوند.
«الله لا اله الا هو ليجمعنكم الى يوم القيمة لا ريب فيه، معبودى جز خداوند يكتا نيست، به يقين همه شما را در روز رستاخيز كه شكى در آن نيست گرد آورى مىكند» . (1) .
«فاما من طغى×و آثر الحيوة الدنيا×فان الجحيم هى الماوى×و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى×فان الجنة هى الماوى، اما آن كس كه طغيان كرده و زندگى دنيا را مقدم داشته استبه يقين دوزخ جايگاه اوست و آن كس كه از مقام (عدالت) پروردگارش بترسد و نفس را از هوى و هوس باز دارد به يقين بهشت جايگاه اوست» . (2) .
ما معتقديم:اين جهان در واقع پلى است كه انسانها بايد از آن بگذرند و به سراى جاويدان برسند، يا به تعبير ديگر دانشگاه، يا بازار تجارت، يا مزرعهاى ستبراى سراى ديگر.
على (ع) درباره دنيا مىگويد: «ان الدنيا دار صدق لمن صدقها...و دار غنى لمن تزود منها، و دار موعظة لمن اتعظ بها، مسجد احباء الله و مصلى ملائكة الله و مهبط وحى الله و متجر اولياء الله، دنيا جايگاه صدق و راستى استبراى آن كس كه با داقتبا آن برخورد كند...و سراى بى نيازى استبراى آن كس كه از آن توشه بر گيرد، و جايگاه آگاهى و بيدارى استبراى آن كس كه از آن پند گيرد، مسجد دوستان خداست، و نمازگاه فرشتگان پروردگار و محل نزول وحى الهى، و تجارتخانه دوستان حق!» (3) .
دلايل معاد روشن است
دلايل معاد بسيار روشن است چرا كه اولا:زندگى اين جهان نشان مىدهد كه نمىتواند هدف نهايى آفرينش انسان باشد كه چند روزى بيايد، در ميان انبوه مشكلات زندگى كند و بعد همه چيز پايان گيرد و در عالم نيستى فرو رود: «افحسبتم انما خلقناكم عبثا و انكم الينا لا ترجعون، آيا گمان كرديد شما را بيهوده آفريدهايم و به سوى ما باز نمىگرديد!» (4)
اشاره به اين كه اگر معادى در كار نبود حيات دنيا عبث و بيهوده به نظر مىرسيد.
ثانيا:عدل الهى ايجاب مىكند كه نيكوكاران و بد كاران كه غالبا در اين جهان در يك صف قرار مىگيرند و گاه بد كاران جلوترند، از هم جدا شوند و هر كدام به سزاى اعمالشان برسند: «ام حسب الذين اجترحوا السيئات ان نجعلهم كالذين آمنوا و عملوا الصالحات سواء محياهم و مماتهم ساء ما يحكمون، آيا آنها كه مرتكب گناهان شدند گمان كردند كه ما آنها را همچون كسانى قرار مىدهيم كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام دادهاند؟كه حيات و مرگشان يكسان باشد؟چه بد داورى مىكنند!» (5)
ثالثا:رحمتبى پايان الهى ايجاب مىكند كه فيض و نعمت او با مرگ از انسان قطع نشود و تكامل افراد مستعد و شايسته همچنان ادامه يابد: «كتب على نفسه الرحمة ليجمعنكم الى يوم القيمة لا ريب فيه، خدا رحمت را بر خود فرض كرده و همه شما را در روز رستاخيز كه شكى در آن نيست جمع خواهد كرد» . (6)
قرآن به كسانى كه در مساله معاد ترديد داشتند مىگويد:چگونه ممكن است در قدرت خدا براى زنده كردن مردگان شك و ترديد كنيد، در حالى كه خلقت نخستين شما نيز از اوست، همان كسى كه در آغاز شما را از خاك آفريد باز هم به زندگى ديگر بر مىگرداند: «افعيينا بالخلق الاول بل هم فى لبس من خلق جديد، آيا ما از آفرينش نخستين عاجز مانديم (كه قادر بر آفرينش رستاخيز نباشيم) ولى آنها (با اين دلايل روشن) باز در آفرينش مجدد ترديد دارند!» (7)
«و ضرب لنا مثلا و نسى خلقه قال من يحى العظام و هى رميم×قل يحييها الذى انشاها اول مرة و هو بكل خلق عليم، او براى ما مثالى زد، ولى آفرينش خود را فراموش كرد و گفت:چه كسى اين استخوانهاى پوسيده را زنده مىكند؟!بگو همان كسى كه او را در آغاز آفريد، و او نسبتبه هر مخلوقى آگاه است» . (8)
اضافه بر اين مگر آفرينش انسان در برابر آفرينش آسمانها و زمين مساله مهمى است!كسى كه قادر است اين جهان پهناور را با آن همه شگفتيهايش بيافريند، توانايى بر زنده كردن مردگان را پس از مرگ دارد: «او لم يروا ان الله الذى خلق السموات و الارض و لم يعى بخلقهن بقادر على ان يحى الموتى بلى انه على كل شىء قدير، آيا آنها نمىدانند خداوندى كه آسمانها و زمين را آفريد و از آفرينش آنها ناتوان نشد قادر است مردگان را زنده كند؟آرى او بر هر چيز تواناست» . (9)
پىنوشتها:
1- سوره نساء، آيه 87.
2- سوره نازعات، آيات 37-41.
3- نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 131.
4- سوره مؤمنون، آيه 115.
5- سوره جاثيه، آيه 21.
6- سوره انعام، آيه 12.
7- سوره ق، آيه 15.
8- سوره يس، آيات 78 و 79.
9- سوره احقاف، آيه 33.
|