سه شنبه 3 ارديبهشت 1398 - 18 شعبان 1440 - 23 آوریل 2019
اوقات شرعی 
 
 آرشیوتاريخ عاشورا

کلمه کلیدی
:
 از
 تا 


مسلك سوم : وقایع پس از حادثه عاشورا ؛ 4 - سخنرانى فاطمه صغرى ( س )(735)
سخنرانى فاطمه صغرى ( س ) زيد بن موسى بن جعفر (عليهما السلام) گفت : پدرم به من خبر داد كه از جدم روايت نموده بود كه چنين فرمود: فاطمه صغرى پس از آنكه از كربلا به شهر كوفه رسيد، خطبه اى به اين مضمون خواند: ((الحمد لله ....))؛ حمد و سپاس ذات مقدس خداوند را سزاست به شماره ريگها و سنگهاى بيابان و به اندازه سنگينى عرش خداوند مهربان ، تا سطح زمين و آسمان ! او را سپاس مى گويم و ايمان به خداونديش دارم و خويش را به او مى سپارم و شهادت مى دهم كه ...
پنجشنبه 23 آبان 1392
مسلك سوم : وقایع پس از حادثه عاشورا ؛ 3 - سخنرانى زينب (س) در كوفه(716)
سخنرانى زينب (س) در كوفه - بشير بن حذلم اسدى مى گويد: در آن روز به سوى زينب دختر امير المؤ منين (عليه السلام) متوجه شدم ، به خدا سوگند! در عين حال كه سخنورى توانا و بى نظيرى بود، حيا و متانت سراپاى او را فرا گرفته بود و گويا سخنان گهربار على (عليه السلام) از زبان رساى او فرو مى ريخت و او على وار سخن مى راند. به مردم اشاره نمود سكوت را مراعات نمايند. در اين هنگام نفسها در سينه ها حبس گشت و زنگهاى شتران از صدا افتاد.
پنجشنبه 23 آبان 1392
مسلك سوم : وقایع پس از حادثه عاشورا ؛ 2 - به خاكسپارى شهداى گلگون كفن(815)
به خاكسپارى شهداى گلگون كفن- راوى گويد : چون ابن سعد لعين بيرون آمد از آن سرزمين ، رفت به سوى كوفه با دستهاى خونين ، جماعتى از طايفه بنى اسد از خانه هاى خود بيرون آمدند و بر آن اجساد طيبه و طاهره ، نماز گزاردند و آن شهدا را به خاك سپردند. در همان مكانى كه اينك قبرهاى آنهاست . ابن سعد لعين ، اسيران آل رسول (صلى الله عليه و آله و سلم) را برداشت و به همراه خود به كوفه رسانيد و چون اهل بيت نزديك كوفه رسيدند، مردم براى تماشاى اسيران به اطراف شهر آمدند.
پنجشنبه 23 آبان 1392
مسلك سوم : وقایع پس از حادثه عاشورا ؛ 1 - مقدمه (721)
وقایع پس از حادثه عاشورا- اين بخش در بيان امورى است كه پس از شهادت خامس آل عبا حضرت سيد الشهداء عليه آلاف التحية و الثناء واقع گرديده و در اين قسمت مدعاى ما از اين كتاب و آنچه را كه در اول كتاب اشاره به آن نموديم به انجام خواهد رسيد. رواى گويد: عمر سعد لعين پس از قتل فرزندم خاتم النبيين ، سر مطهر امام شهيد را در همان روز عاشورا به همراه خولى بن يزيد اصبحى و حميد بن مسلم ازدى - لعنهما الله - به نزد عبيدالله بن زياد بد نهاد، روانه داشت و نيز حكم داد كه سرهاى انور ساير شهداء - رضوان الله عليهم اجمعين - چه از اصحاب و ياران و چه از اهل بيت و جان نثاران آن حضرت را پاك و پاكيزه نمودند...
پنجشنبه 23 آبان 1392
مسلك دوم : حوادث عاشورا ؛ 12 - شهادت حضرت امام حسین ع و عبد الله بن حسن (ع) (1299)
راوى گويد : امام (عليه السلام) از اهل حرم دستمالى را طلب فرمود و سر مبارك را با آن محكم بست و كلاهى طلبيد كه عرب آن را ((قلنسوه)) مى نامند و آن را هم بر فرق همايون نهاد و عمامه را بر روى آن پيچيد و ملبس به آن گرديد و بار ديگر عزم ميدان نمود پس لشكر اندكى درنگ نمود، باز آن بى دينان بى شرم رجوع كردند و حضرت امام را احاطه نمودند و عبد الله فرزند امام حسن (عليه السلام) كه طفلى نا بالغ بود از نزد زنان و از حرم امام انس و جان ، بيرون آمد و مى دويد تا در كنار عموى بزرگوار خود حسين مظلوم بايستاد.
سه شنبه 21 آبان 1392
مسلك دوم : حوادث عاشورا ؛ 11 - شهادت حضرت عباس (ع)(895)
پس از آن ، شجاع محكم اساس برادرش عباس را از او جدا نمودند كه آن روباهان در ميان آن دو فرزند اسدالله الغالب ، حايل شدند و از هر جانب بر دور جناب ابوالفضل (عليه السلام) گردآمدند و ايشان را احاطه نمودند تا آنكه آن كافران غدار فرزند حيدر كرار، عباس نامدار را مقتول و قرة العين بتول را در مصيبت برادر، ملول نمودند. امام حسين (عليه السلام) در شهادت برادر با جان برابر خود، درهاى سيلاب اشك چو رود جيحون از ديده بيرون ريخت ، و گريه شديد در عزاى آن مظلوم وحيد، نمود. راوى گويد:
سه شنبه 21 آبان 1392
مسلك دوم : حوادث عاشورا ؛ 10 - شهادت حضرت على اصغر(696)
پس زنان حرم و دختران محترم رسول اكرم صداها به ناله و گريه بلند نمودند. آن حضرت با دل پر از حسرت ، به سوى خيمه رجعت نمود و زينب خاتون عليهاالسلام را فرمود كه فرزند دلبند صغير مرا بياور تا با او وداع نمايم و چون او را آورد، امام مظلوم طفل معصوم را گرفت و همين كه خواست از راه راءفت و كمال مرحمت خم شده او را ببوسد، حرمله بن كاهل اسدى پليد لعنه الله از خدا حيا ننمود تيرى به جانب آن نوگل بوستان احمدى انداخت كه تير به گلوى نازك آن طفل معصوم اصابت نمود به طورى كه گويا گلو را ذبح نمايند، گوش تا گوش پاره نمود.
سه شنبه 21 آبان 1392
مسلك دوم : حوادث عاشورا ؛ 9 - جهاد و شهادت حضرت على اكبر (ع)(617)
آن شبيه رسول ، قدم شجاعت در ميدان سعادت نهاد و با آن گروه بى باك به جنگ پرداخت و خاطره ها را اندوهناك گردانيد و نونهال بوستان امامت جنگى كرد به غايت سخت و جمعى كثير از آن اشقياء / ثم رجع الى اءبيه وقال : يا اءبت ، اءلعطش قد قتلنى ، وثقل الحديد قد اءجهدنى ، فهل الى شربة من الماء سبيل ؟ فبكى الحسين (عليه السلام) وقال : ((واغوثاه ، يا بنى قاتل قليلا، فما اءسرع ما تلقى جدك محمدا (عليه السلام)، فيسقيك بكاءسه الاءوفى شربة لا تظماء بعدها اءبدا)).
سه شنبه 21 آبان 1392
مسلك دوم : حوادث عاشورا ؛ 8 - برگزارى نماز ظهر عاشورا(1031)
راوى گويد: وقت نماز ظهر رسيد، حضرت امام (عليه السلام) زهير بن قين و سعيد بن عبدالله حنفى را به فرمان خاص ، عز اختصاص داد كه در پيش روى آن كعبه مقصود عالميان به عنوان جانبازى بايستند و آنگاه امام حسين (عليه السلام) با جمعى از ياران باقيمانده خود نماز خوف را خواندند، در اين حال ، تيرى از جانب اهل وبال به سوى فرزند ساقى آب زلال ، آمد. سعيدبن عبدالله قدم جانبازى پيش نهاد و آن تير بلا را به دل و جان بر تن خود قبول نمود.
سه شنبه 21 آبان 1392
مسلك دوم : حوادث عاشورا ؛ 7 - توبه حر رض(764)
سپس حر نامدار بعد از اين گفتار، مركب جهانيد با نيتى صادق عزم كعبه حضور فرزند رسول (صلى الله عليه و آله و سلم) نمود و دست را بر سر نهاده و مى گفت : ((اللهم ...))؛ يعنى خداوندا! به سوى تو انابه نمودم و از درگاه احديتت مسئلت مى نمايم كه توبه مرا قبول فرمايى ؛ وقال للحسين (عليه السلام): جعلت فداك اءنا صاحبك الذى حبسك عن الرجوع و جعجع بك ، ما ظننت اءن القوم يبلغون بك ما اءرى ، واءنا تائب الى الله ، فهل ترى لى من توبة ؟
سه شنبه 21 آبان 1392