يکشنبه 6 بهمن 1398 | Sunday, 26 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 7 ارديبهشت 1390     |     کد : 9095

اسلام آمریکائی ، جریان موازی ؛ انجمن حجتیه 5

اسلام آمریکائی ، جریان موازی ؛ انجمن حجتیه 5

اسلام آمریکائی ، جریان موازی ؛ انجمن حجتیه 5 -  فرقه بابیه ، آغاز طرح جدید در فرقه سازی

اسلام آمریکائی ، جریان موازی ؛ انجمن حجتیه 5بعد از پیدایش ، حضور و نهایتاً  شکست و ناکامی فرقه هائی که مهمترین آنها مورد اشاره قرار گرفتند ، تغییر محسوسی در جریان فرقه سازی از سوی قدرتهای استعماری مشاهده می شود . این تغییر خصوصاً از آن جهت که نقش روشن کننده ای در سلسله مباحث اخیر دارد قابل توجه می باشد . تغییری که یاد کردیم در ساختار عقیدتی فرقه هائی است که از آن پس طراحی گردیده و به صحنه فرستاده شده اند .
استعمار که دریافته بود اعتقاد به وجود مبارک حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا تراب مقدمه الفداء کانون اصلی حیات اسلام است ، تلاش می کند تا دقیقاً همین نقطه ، یعنی « قلب اسلام » را هدف حملات خود قرار دهد چرا که اعتبار و مشروعیت حوزه های علمیه ، روحانیت ، اجتهاد و حرکتهای اسلامی علیه ظلم و کفر به این کانون وابسته است . بدیهی است که اگر در مقابله با این اعتقاد موفقیتی !!! کسب می کردند مانند آن بود که کانون اصلی حرکت و مرکز حقیقی قدرت مسلمین را از بین برده باشند . دقیقاً بهمین علت است که از آن هنگام به بعد « مدعیان مهدویت » !!! فراوان می شوند و قدرتهای استعماری در طراحی شاکله و ساختار فرقه هائی که پدید می آورند ، خدشه دار کردن اعتقاد به حضرت مهدی عجّ را بعنوان « محور اصلی » انتخاب می کنند و در همین دوران است که « فرقه بابیه » برهبری علی محمد شیرازی که بعدها به سید علی محمد باب مشهور شد . طراحی گردیده و به صحنه آمد . او که قبلاً از پیروان سید کاظم رشتی بود ابتدا ادعا کرد که نایب امام زمان عجّ است و خود را « باب امام !!! » نامید ولی بعد از مدتی اعلام کرد که « امام زمان عجّ » می باشد . حاکم ولایت فارس او را دستگیر می کند و در حالیکه او را فلک می کرد وی تمامی ادعا های خود را پس می گیرد . روحانیون پس از محاکمه علی محمد باب او را دیوانه می دانند و بدلیل سفاهت از اعدام وی صرف نظر می کنند .
معتمد الدوله ( منوچهر خان گرجی ) که در آن هنگام حاکم اصفهان بود ، علی محمد باب را از شیراز به اصفهان می برد و مطابق آنچه بابی ها و نیز برخی دیگر از مورخین نوشته اند وی را به ادامه راه و باقی ماندن بر ادعاهای خود ترغیب می نماید . حکومت مرکزی از معتمد الدوله می خواهد تا هر چه زودتر علی محمد باب را به تهران بفرستد ولی معتمد ادوله بهانه آورده و در انتقال وی مسامحه می کند . بعد از مرگ معتمد الدوله علی محمد باب را از اصفهان به مقصد تهران خارج می کنند .
دولت انگلیس که می داند با رسیدن علی محمد باب به تهران علمای شیعه او را اعدام خواهند کرد ، از طریق عوامل خود دست به تبلیغات وسیعی زده و چنین وانمود می کند که جمع کثیری !!! از مردم تهران قصد دارند هنگام ورود علی محمد باب به پایتخت از وی بعنوان « امام زمان !!! » استقبال کنند !!!
تحت تاثیر این حیله و یا عوامل دیگر ، دولت مرکزی علی محمد باب را بعد از خارج کردن از اصفهان به آذربایجان می فرستد و سرانجام به فتوای علماء و اصرار مرحوم میرزا تقی خان امیر کبیر اعدام می شود.
مروری بر تبلیغات فرقه بهائیه که از حمایت کامل دولت انگلیس ، امپراطوری روسیه تزاری و سایر دول اروپائی برخوردار بوده اند به وضوح نشان می دهد که تمامی تلاش این فرقه ضاله در جهت خدشه دار کردن اعتقاد شیعیان بوجود مبارک حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنالتراب مقدمه الفداء ، بوده است . صرفنظر از تعدادی فریب خورده که تحت تاثیر القائات و تبلیغات این فرقه به آنها گرویده بودند بسیار ساده اندیشانه است اگر تصور کنیم که سردمداران و مهره های اصلی بابیه خود به آنچه آورده بودند کمترین اعتقاد و ایمانی داشته اند که مردم مسلمان ایران را به این فرقه معتقد سازند بلکه هدف اصلی خدشه دار کردن و القاء شبهه در اعتقاد مسلمین بوجود مبارک حضرت مهدی عجّ بوده است . همانطور که میسیونهای مسیحی اعزام شده از غرب به ممالک اسلامی ( و نه مسیحیان معتقد و مومن به آیین مسیح در این کشورها ) در پی مسیحی کردن مسلمانان نبوده اند بلکه برای آنها « مسلمان نبودن » مطرح بوده است نه مسیحی بودن !!! ...
فرقه بهائیه :
فرق ضاله بهائیه دنباله فرقه بابیه است . بعد از اعدام علی محمد باب ، میرزا یحیی نوری که طی دست خطی از سوی باب به جانشینی وی منصوب شده بود رهبری این فرقه را بعهده می گیرد . او که در میان بابیان به « صبح ازل » !! معروف بود با برادر خود میرزا حسینعلی نوری ( بهاء الله ) !!! اختلاف پیدا می کند و میرزا حسینعلی نوری با اعلام اینکه « بابیت » تمام شده و او خود دین جدیدی بنام بهائیت آورده است فرقه بهائیه را تاسیس می کند . این واقعه به درگیری خونینی بین بابیها و بهائیها منجر می شود و دولت عثمانی بهائی ها را از عراق به فلسطین می فرستد . در جریان جنگ انگلستان با دولت عثمانی ، بهائی ها در فلسطین به نفع دولت انگلیس و علیه عثمانی ها جاسوسی می کنند و بهمین جهت مورد خشم دولت عثمانی قرار می گیرند . میزان فعالیت بهائیها به نفع انگلستان را می توان از اعطای لقب اشرافی « سِر » از سوی دولت انگلیس به عباس افندی پسر میرزا حسینعلی نوری که بعد از پدر با نام « عبدالبهاء !!! » رهبری بهائیان را بعهده گرفته بود ، حدس زد .
لقب اشرافی « سِر » پس از پیروزی انگلیس بر عثمانی و سقوط فلسطین بخاطر زحمات و خدمات عبدالبهاء برای امپراطوری انگلیس به وی اعطاء گردید .
اصلی ترین ماموریت فرقه بهائیه نیز مانند بابی ها خدشه دار کردن اعتقاد به « مهدویت » بوده است .
نکته و نتیجه :
بررسی ساختار فکری و خط حرکت فرقه هائی که مورد اشاره قرار گرفته اند نشان دهنده آن است که تمامی آنها برای مقابله با اعتقادات اسلامی از « روش مستقیم » استفاده کرده اند بعبارت دیگر هر یک از این فرقه ها تلاش کرده اند تا یکی از اصلی ترین باورهای دینی را نفی کنند .
همانگونه که قبلاً شرح آن گذشت مقابله مستقیم با اعتقادات و باورهای دینی مردم روش موثری برای از بین بردن آن باورها نیست و خصوصاً در اسلام بکار گیری این روش با مشکل اساسی دیگری نیز روبرو می باشد و آن اینکه : مسلمانان برای اعتقادات اسلامی خود دلائل عقلانی ، منطقی و مستحکمی دارند و بحث و فحص پیرامون اعتقادات اسلامی و تبیین و استدلال در این زمینه یکی از اصلی ترین موضوعات علمی در حوزه های علمیه است .
دانشمندان فرزانه ، علمای هوشمند و حکما ، عرفا ، متکلمان ، فقها ، فیلسوفان و ... طی قرنهای متمادی با حربه علم و سلاح استدلال از حریم اعتقادات اسلامی دفاع کرده و مخالفان را به سکوت از سر پذیرش و یا به لب فرو بستن از روی ناچاری و اعتراف به نادانی کشانیده اند .
بنابراین مقابله مستقیم با عقائد اسلامی :
اولاً : بدلیل ریشه های عمیق این اعتقادات در قلوب مردم مسلمان .
ثانیاً : بدلیل مستدل و منطقی بودن این اعتقادات نمی تواند نتیجه مطلوب دشمنان را در پی داشته باشد .
همانگونه که تاکنون نیز تمامی توطئه های رنگارنگ و دشمنی های بی وقفه دشمنان اسلام در این زمینه با ناکامی و شکست روبرو گردیده است .
از سوی دیگر وجود حوزه های علمیه همواره سد محکمی در مقابل هجوم اعتقادات باطل به کشورهای اسلامی و خصوصاً ایران بوده و هست . زیرا همه ساله حداقل در ماه های محرم و رمضان طلاب علوم دینی از حوزه های علمیه به اقصی نقاط کشور حتی مناطقی که معمولاً در تمامی طول سال پای هیچ کس به آنجا نمی رسد ، اعزام می شوند . بنابراین هرگونه حرکت مستقیمی علیه اسلام و اعتقادات اسلامی ابتدا در حوزه های علمیه که معمولاً مراقب اینگونه مسائل هستند ، مورد حلاجی و بررسی قرار می گیرد و سپس موضوع ارزیابی شده و راه مقابله با آن از طریق طلاب علوم دینی که سفیران حوزه های علمیه می باشند ، به تمامی نقاط کشور انتقال داده می شود .
کینه عمیق استکبار نسبت به حوزه های علمیه و تاکید فراوان حضرت امام خمینی ره بر حفظ و حراست از حوزه های علمیه را بایستی در همین نکته جستجو کرد .
لذا اصلی ترین علت ناکامی فرقه هائی که بعنوان نمونه از آنها نام برده شد را می توان در بکار گیری روش مستقیم برای مقابله با اعتقادات اسلامی دانست .
دقیقاً در همین نقطه است که « جریان موازی » مورد استفاده قرار می گیرد . در جریان موازی مقابله با اعتقادات اسلامی نه تنها به « روش مستقیم » نیست بلکه ظاهراً روی اعتقادی که هدف ا برپائی جریان موازی مقابله با همان اعتقادات است تاکید نیز می شود . بعبارت دیگر در این حالت محتوای اعتقاد اسلامی تحریف می گردد و نه ظاهر آن و باید دانست که خطرناکترین انواع تحریف ، تحریف محتوی و مفهوم است .
خداوند تبارک و تعالی در قران کریم با اشاره بهمین نوع از تحریف است که می فرماید : « یحرفون الکلم عن مواضعه » یعنی جایگاه و موضع کلام خدا را تحریف می کنند . مثلاً می گویند منظور از مشرکین که بایستی از آنها برائت جست فقط مشرکین صدر اسلام بوده اند و برائت از مشرکین امروز « خلاف اسلام و قران !؟ » است .
و یا ادعا می کنند که مقصود از مبارزه با ظالمان و ستمگران که آنهمه در قران مورد تاکید قرار گرفته است .منحصر به دوران رسول خدا ص و حضور ائمه ع است . و امروزه مبارزه با ظلم و ظالمان بر خلاف سنت و سیره معصومین ع بوده و « موجب آزردگی خاطر حضرت بقیة الله عجّ خواهد گردید !؟ » و این رشته سر دراز دارد ...
جریان موازی بر خلاف جریاناتی که مستقیماً اعتقادات اسلامی را نفی کرده و مورد حمله قرار می دهند ، محتوای ، اعتقادات اسلامی را تحریف می کند و این در حالی است که ظاهراً خود را شدیداً مومن و پای بند به آن نشان می دهد . بطوری که در پاره ای از موارد افرادی با هدف دفاع از همان عقیده وارد « جریان موازی » شده و " بر شاخ بن می برند " ....
انجمن حجتیه " نعل وارونه غرب " :
در نگاه اول چنین به نظر می رسد که انجمن حجتیه در پی دفاع از ساحت مقدس حضرت بقیة الله الاعظم سلام الله علیه ، می باشد و مقابله این گروه با فرقه ضاله بهائیت بهمین منظور صورت می پذیرفته است ! و تردیدی نیست که بسیاری از اعضاء و هواداران انجمن حجتیه را نیز همی توهم به گمراهی کشانیده است . انکار کردنی نیست که « مبارزه با بهائیت » حتی اگر در حد مقابله با القائات و شبهات سوء این فرقه باشد هم یک « حرکت ارزشمند » و « در خور تحسین » خواهد بود ولی بر اساس دلائل و شواهد فراوانی که در ادامه این سلسله مباحث به آنها خواهیم پرداخت ، مبارزه انجمن حجتیه با بهائیت را نه تنها نمی توان " ارزشمند " ! دانست بلکه بایستی این " باصطلاح مبارزه " را یکی از شگردهای ظریفی تلقی کرد که بگونه ای ماهرانه ! در ساختار این « جریان موازی » بکار گرفته شده است .
بهائیت در پی انکار وجود مقدس صاحب الزمان عجّ است و انجمن حجتیه ، اگر چه ظاهراً می کوشد تا این اعتقاد را محفوظ نگهداشته و از آن دفاع کند ولی آنچه در این زمینه بعنوان یک باور و اعتقاد باصطلاح « اصیل اسلامی !!! » عرضه نموده و با اصرار و تاکید فراوانی دیگران را به آن دعوت می کند ، خود نوعی « انحراف » است که گمراهی دیگری را بدنبال دارد انجمن حجتیه با تکیه بر عقائد انحرافی و ضلالت آوری که « جدائی دین از سیاست » اصلی ترین محور و بر جسته ترین شاخصه آن است ، در حقیقت آثار و نتایج بوجود مبارک حضرت صاحب الامر عجّ را نفی می کند و این دقیقاً همان « نقطه مطلوب » و « خواسته ایده آلی » است که قدرتهای استعماری در پی آن هستند و جریان موازی انجمن حجتیه در راستای همین « نقطه مطلوب » استعمارگران بکار گرفته شده است . بنابراین باصطلاح مبارزه انجمن حجتیه با بهائیت را بایستی چهره دیگری از مبارزه با اعتقاد حیات آفرین ، سعادت بخش و انسان ساز « مکتب انتظار » دانست و هم از این رو است که با جرأت میتوان گفت انجمن حجتیه یک « جریان موازی » است و به بیان دیگر « نعل وارونه » غرب برای مقابله با قلب عالم اسلام ، یعنی حضرت بقیة الله الاعظم اروحنا لتراب مقدمه الفداء می باشد .
بهائیها می کوشند تا اعتقاد به حضرت صاحب الزمان عجّ را از اساس نفی کنند و بدیهی است که با وجود دلائل بی شمار عقلی و نقلی تلاش بهائیت نتیجه ای نخواهد داشت کما اینکه تاکنون نیز تاثیر قابل ملاحظه و محسوسی در دور کردن مسلمین از این باور عمیق و عقلائی نداشته است .
ولی انجمن حجتیه با تظاهر به پذیرش این اعتقاد تلاش می کند تا آثار و نتایج آن را محو و نابود کند ! و اما برای دشمنان اسلام بویژه قدرتهای استعماری که همواره از وجود « مکتب انتظار » در میان مسلمین و خصوصاً تشیع در هراس بوده اند و به دفعات از قیام مسلمانان علیه ستمگران که با اعتقاد و امید برضایت حضرت صاحب الامر عجّ و تائیدات وی انجام می پذیرفته است ، سیلی خورده اند ، « نفس اعتقاد به وجود حضرت » در صورتی که آثار و تبعاتی علیه استعمارگران و اذناب آنان در پی نداشته باشد ، خطرناک نیست بلکه آنها خطر اصلی را در آثار این باور که قیام علیه ستمگران را بدنبال دارد می دانند و دقیقاً در همین نقطه است که می توان میزان اهمیت جریان موازی برای قدرتهای استکباری را ارزیابی کرد .
نويسنده : حسین شاهد خطیبی مدیر سایت لیلة القدر


نوشته شده در   چهارشنبه 7 ارديبهشت 1390    
PDF چاپ چاپ