دوشنبه 7 بهمن 1398 | Monday, 27 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 7 ارديبهشت 1390     |     کد : 9087

مواضع سياسي و مذهبي حجتيه

مواضع سياسي و مذهبي حجتيه

مواضع سياسي و مذهبي حجتيه

مواضع سياسي و مذهبي حجتيهمواضع سياسي انجمن حجتيه از بحث انگيزترين مواردي است که مخالفان بسياري را عليه انجمن، برانگيخته است. شيخ محمود حلبي که خود از مبارزان جريان نهضت ملي بود، پس از شکست نهضت ملي ظاهراً به اين نتيجه مي‌رسد که بايد از سياست کناره‌گيري کرد و يکسره تمام توان خود را صرف مبارزه با بهاييت مي‌کند اما در اين راه هم به نظر مي‌آيد در مواقع بسياري مجبور به سياسي کاري بود. اخذ مجوز براي تأسيس و فعاليت انجمن خود از مواردي بود که نياز به تأييد حکومت وقت داشت. ايجاد تشکيلات براي مبارزه با بهاييت که در دستگاه حکومت آن روز نفوذ داشتند، بدون دادن امتيازاتي به حکومت و بدون پاره‌اي از همکاري‌ها با حکومت ميسر نبود. در کتاب «در شناخت حزب قاعدين زمان» متن اسنادي از ساواک آورده شده است که دليلي براي برخي از همکاري‌هاي انجمن با ساواک است. البته بايد اين نکته را هم در نظر گرفت که انجمن براي ادامه فعاليت خود مجبور به اين همکاري بود و شايد در اين مورد انجمن از اصل تقيه - که در موارد بسياري به اعضاي انجمن توصيه مي‌شد - استفاده مي‌کرد. به هر حال آن‌چه مسلم است اين موضوع است که هدف انجمن به هيچ‌وجه مبارزه با حکومت وقت نبود و علاوه بر آن سبب مي‌شد تا بسياري از نيروهايي هم که مي‌توانستند در خط مبارزه با حکومت فعاليت کنند، جذب اين انجمن مي‌شدند و از فعاليت عليه حکومت باز مي‌ماندند.
اين موضوعي بود که مخالفت بسياري از مبارزان را عليه انجمن به همراه داشت.
آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در اين‌باره مي‌گويد:
«قبل از پيروزي انقلاب اين‌ها داعيه‌هاي خاص اسلامي نداشتند، اختلافي که با ما داشتند اين بود که ... مبارزه را بد مي‌دانستند، معتقد بودند که حکومت اسلامي خالص در زمان امام زمان مي‌تواند شکل پيدا کند و چون حالا نمي‌شود، پس نتيجه مي‌گرفتند که خوب است که مبارزه نکنيم و با رژيم و با آن‌ها بسازيم، وارد شويم توي جريانات و خدمت بکنيم ... منجمله‌کاري که مي‌خواستند بکنند اين بود که مثلاً جلوي بهايي‌ها را بگيرند. اين همت آن‌ها بود ... و چون آن کار بي‌خطر بود، خيلي‌ها استقبال مي‌کردند. يعني جواناني بودند که داخل وجودشان تمايل به خدمات ديني بود، اما چون آن ميدان باز بود، مي‌رفتند آن‌جا و استقبال خطر نمي‌کردند» 6.
رهبران انجمن به اين دليل که مبارزه را امر مثبتي نمي‌دانستند در برابر فعاليت‌هايي که عليه حکومت وقت انجام مي‌گرفت، با ترديد برخورد مي‌کردند. آقاي طيب که خود از مسؤولان سابق انجمن بود و پس از انقلاب از انجمن خارج شده است در اين‌باره مي‌گويد: «از ابتداي اين نهضت و از گذشته‌هاي دور اين نهضت، آقاي حلبي با ناباوري با آن برخورد مي‌کرد و معتقد بود که نمي‌شود با رژيم تا دندان مسلح شاه مبارزه کرد و عقيده داشت کساني که به اين راه کشيده مي‌شوند، خون‌شان را هدر مي‌دهند و کساني که افراد را به اين راه مي‌کشاند مسؤول اين خون‌ها هستند و معتقد بود که نظر صحيح، فعاليت‌هاي فرهنگي و ايدئولوژيک است و نه مبارزه عليه رژيم» 7.
آيت‌الله هاشمي رفسنجاني نيز درباره مواضع اين انجمن در جاي ديگري مي‌گويد: «جريان ديگري که ظهور کرده بود و مسأله‌آفرين بود همين انجمن حجتيه بود. گروهي سال‌ها پيش به فکر افتادند که مبارزه با بهايي‌ها بکنند و انجمن را تشکيل دادند و کارشان اين بود که بهايي‌ها را شناسايي مي‌کردند و در جلسات‌شان مي‌رفتند و اين‌ها را محکوم مي‌کردند و جلوي جذب شدن مسلمان‌ها را به آن‌ها مي‌گرفتند، به‌طور کلي با بهاييت مبارزه مي‌كردند. رژيم از اين‌گونه کارها خوشش مي‌آمد چون اين کارها خيلي به رژيم برخورد نمي‌کرد و يک مقدار از نيروها را مشغول مي‌کرد.
.. در سراسر کشور هم شبکه اين‌ها باز شده بود، مزاحمتي هم نداشتند اما چون مبارزه را قبول نداشتند و يک سري از نيروهاي مبارز را جذب مي‌کردند ما با اين‌ها مخالف بوديم ... مسأله مهم ما پيش از پيروزي اين بود که چرا اين‌ها به مسأله جنايات رژيم بي‌تفاوتند؟ ما مي‌گفتيم خوب اين‌که رژيم به شما اجازه مي‌دهد مبارزه کنيد (با بهاييت) اين سرگرمي است و الا خود رژيم، بهايي‌ها را دارد تقويت مي‌کند. آن‌موقع وزير جنگ بهايي بود، پزشک مخصوص شاه بهايي بود، پست‌هاي حساس را به بهايي‌ها مي‌دادند.
وزراي ديگر هم بهايي بودند. وزير آب و برق و ... اين بود که وضع بدي پيش آمده بود. مبارزه را قبول نداشتند و مي‌گفتند نمي‌شود امروز حکومت اسلامي تا نيامدن امام زمان حکومت اسلامي تشکيل نمي‌شود، که البته الآن گفتن اين، خود مشکل است و بي‌خود تلاش نکنيد. شما بايد همين‌جا کمک کنيد که اوضاع خراب‌تر نشود و مبارزه با رژيم را نوعي بازي بچه‌گانه مي‌دانستند» 8.
آن‌چه مسلم است اين است که هيچ‌کس با مبارزه با بهاييت مخالف نبود. اختلاف مبارزان و انجمن حجتيه در اين بود که مبارزان نظرگاه‌هاي وسيع‌تري داشتند. آن‌ها معتقد بودند که بهاييت زير مجموعه‌ايي از حکومت وقت است و اگر حکومت نابود شود، بهاييت هم خود به خود از بين خواهد رفت اما انجمن تنها نظر به مبارزه با بهاييت داشت. علاوه بر آن ديدگاه‌هاي مذهبي انجمن هم منطبق بر اين نظر بود که حکومت اسلامي تنها با ظهور حضرت صاحب‌الزمان (عج) ميسر است ولي گروهي از مبارزان اسلام‌گرا با اين نظر مخالف بودند.
پس از پيروزي انقلاب، انجمن حجتيه اعلام کرد که همراه با مردم در جهت اهداف انقلاب اسلامي فعاليت خواهد کرد اما عملاً چنين چيزي ميسر نشد. به نظر مي‌آيد اختلاف‌هاي سياسي و عقيدتي که از سال‌ها پيش از پيروزي انقلاب، ميان اهداف انجمن و خط مبارزه وجود داشت مانع از اين همگرايي مي‌شد. به خصوص که پس از انقلاب، انجمن درصدد اشغال مسؤوليت‌ها و پست‌هايي در وزارت اطلاعات و وزارت آموزش و پرورش بود که با مخالفت بسياري از مسؤولان روبه‌رو شد. شهيد رجايي در زماني که تصدي وزارت آموزش و پرورش را به عهده داشت اعلام کرد که: «من انجمني‌ها را نمي‌پذيرم و اين‌ها را ما راه‌شان نمي‌دهيم.»
آيت‌الله جنتي نيز در خطبه‌هاي نمازجمعه مورخ 9/7/1361 در اين‌باره گفت: «علت اصرار شما داير بر اين‌که در مراکز اطلاعاتي نفوذ کنيد و اطلاعاتي جمع‌آوري نماييد براي چيست؟ به چه مناسبت شما مي‌خواهيد در قسمت فرهنگي فعاليت نماييد يا سياسي؟ دليل اين‌که اطلاعات جمع‌آوري شده را به مراکز بهره‌وري و به ارگان‌هاي انقلابي نمي‌دهيد چيست؟ ... مگر سپاه يا ارگان‌هاي مشابه نبايد داراي آن اطلاعات باشند تا ضدانقلاب را پي‌گيري نمايند. چرا با سپاه به صورت کامل همکاري نداريد؟ آيا شما به خودتان اجازه مي‌دهيد از امکانات دولتي استفاده کنيد و در رابطه با اين استفاده مجوز قانوني و شرعي داريد يا نه؟»
منبع : اینترنت


نوشته شده در   چهارشنبه 7 ارديبهشت 1390    
PDF چاپ چاپ