سه شنبه 29 بهمن 1398 | Tuesday, 18 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : شنبه 27 فروردين 1390     |     کد : 8893

فصل دوم : در سايه نور

فصل دوم : در سايه نور

فصل دوم : در سايه نور
فصل دوم : در سايه نور
عايشه مى گويد: روزى - در ايام بيمارى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) - فاطمه زهرا (عليه السلام) آمد مانند اينكه گويى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) راه مى رود - و در كنار پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) نشست - آنگاه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) در گوش دخترش سخنى گفت كه او گريه كرد، مجددا در گوش او سخنى گفت و فاطمه خنديد.
11: يادگار مادر
روى ان رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) كان يحب فاطمة (سلام الله عليها) لانها كانت زاهدة عابدة...
و لانها كانت تذكرة له من خديجة.
مستدرك عوالم ج 1: 450.
نقل شده است كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) را به آن جهت دوست داشت كه او دخترى پرهيزكار و همواره مشغول عبادت بود و به خاطر آنكه يادگارى از خديجه بود.
12: سر چشمه ادب
قالت ام سلمة:
تزوجنى رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم)... و فوض امر ابنته الى فكنت ادلها و اودبها. و كانت و الله ادب منى و اعرف بالاشيأ كلها.
دلائل الامامة: 82.
ام سلمه مى گويد:
وقتى پيامبر با من ازدواج نمود دخترش - فاطمه (سلام الله عليها) - را به من سپرد. من نيز آداب زندگى را به او مى آموختم، و بخدا قسم او خود از من آگاه تر و به همه آشناتر بود.
13: زيارت و كرامت
قالت عائشة:
ما رأيت احدا من خلق الله اشبه حديثا و كلاما برسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) من فاطمة (سلام الله عليها) و كانت اذا دخلت عليه اخذ بيدها فقبلها و رحب بها و اجلسها فى مجلسه و كان اذا دخل عليها قامت اليه و رحبت و اخذت بيده فقبلتها.
عقد الفريد ج 3: 230.
عايشه مى گويد: كسى از مخلوقات خدا را نديدم كه در گفتار و سخن شبيه تر از فاطمه (سلام الله عليها) به پيامبر باشد.
هرگاه كه فاطمه (سلام الله عليها) به ديدار پيامبر مى آمد پيامبر دست او را مى گرفت و مى بوسيد و به او خوش آمد مى گفت و در جايگاه خودش ‍ مى نشانيد و هرگاه پيامبر به ديدار فاطمه مى رفت فاطمه (سلام الله عليها) بر مى خاست و خوش آمد مى گفت و دست پيامبر را مى گرفت مى بوسيد.
14: انتظار ديدار
كانت فاطمة (سلام الله عليها) اذا سافر رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) و بلغها قدومه تخرج الى باب البيت تنتظره فاذا رأته بادرت اليه و تقبل وجهه.
كشف الغمة ج 1: 145.
هرگاه كه خبر بازگشت پيامبر از سفر، به مدينه مى رسيد فاطمه بر در خانه به انتظار مى نشست و آنگاه كه پدر را مى ديد به استقبال مى رفت و صورت او را مى بوسيد.
15: مدافع حق
لما اشتدت عداوة قريش للنبى (صلى الله عليه و آله و سلم) كانت فاطمة (سلام الله عليها) تدافع عنه ما يلقى من كيد و اذى المشركين و سفهأ قريش ، فذات يوم... عهدوا الى سلى جمل - جزور - فرفعوه و وضعوه على رأس رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) و هو ساجد بفنأ الكعبة... فجائت ابنته فاطمة (سلام الله عليها) و هى باكية فاحتضنت ذالك السلى فرفعته عنه فالقته.
احقاق الحق ج 25: 289 و شرح نهج البلاغه ج 6: 282.
آنگاه كه - پس از وفات ابوطالب - دشمنى قريش نسبت به پيامبر شدت يافت، فاطمه (سلام الله عليها) در مقابل نيرنگ و آزار مشركان و نابخردان قريش ‍ از پدر دفاع مى كرد.
در يكى از روزها كه پيامبر در آستانه كعبه سر به سجده نهاده بود تعدادى از مشركين - عمروعاص و عقبه و... شكمبه شترى برداشته و بر روى سر او نهادند.
آنگاه دخترش فاطمه گريان آمد و آن را از روى سر پدر برگرفت و به سويى افكند.
16: حافظ اسرار
عن عائشة قالت:
اقبلت فاطمة (سلام الله عليها) تمشى كان مشيتها مشية رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) ثم انه اسر اليها حديثا فبكت، ثم انه اسر اليها حديثا فضحكت...
فسألتها عما قال (صلى الله عليه و آله و سلم) فقالت (عليه السلام): ما كنت لأفشى سر رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم).
مسند احمد بن حنبل ج 6: 282.
عايشه مى گويد:
روزى - در ايام بيمارى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) - فاطمه زهرا (عليه السلام) آمد مانند اينكه گويى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) راه مى رود - و در كنار پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) نشست - آنگاه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) در گوش دخترش سخنى گفت كه او گريه كرد، مجددا در گوش او سخنى گفت و فاطمه خنديد.
من از روى تعجب علت را از فاطمه (سلام الله عليها) پرسيدم، او گفت: من راز پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) را افشا نمى كنم.


نوشته شده در   شنبه 27 فروردين 1390    
PDF چاپ چاپ