شنبه 3 اسفند 1398 | Saturday, 22 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 5 فروردين 1390     |     کد : 8642

سياستهاى اقتصادى‏

سياستهاى اقتصادى‏

فصل دوم : سياستهاى اقتصادى‏
فصل دوم : سيستهاى اقتصادى‏

سياستهاى اقتصادى اقدامات عملى است كه دولت براى تاثير گذارى در حيات اقتصادى اتخاذ مى ‏كند سياست داراى مفاهيم بسيارى است از آن جمله به معنى تحقق اهداف مورد نظر و همچنين به مفهوم شيوه‏ها و روشهايى است كه براى رسيدن به اهداف تعيين شده در پيش گرفته مى ‏شود در اين صورت شامل ابزارها و هدفها مى‏گردد.
پس مي توان گفت سياست هاى اقتصادى شيوه‏ هاى است كه دولت و جامعه براى رسيدن به اهداف راهبردى از آن پيروى مى‏ كنند اين اهداف از نظر يك اقتصاد دان عبارت است از:
1- رشد و توسعه اقتصادى 2- ثبات اقتصادى‏3- توزيع عادلانه منابع 4- حفظ آزادى اقتصادى 5- توزيع بهينه درآمدها
از اينرو حكومتها و جوامع ابزارهاى مختلفى را براى اجراى اين سياستها به كار مى ‏گيرند كه مى ‏توان گرفتن ماليات كمكهاى مالى تسهيلات اعتبارى را نام برد پس از اين توضيح كوتاه بايد بپرسيم كه آيا امام على عليه ‏السلام سياستهاى اقتصادى روشنى داشتند پيش از آنكه به تحليل اين مطلب بپردازيم نظر آقاى عوض محمود كفراوى يكى از اقصاد دانهاى اسلامى را در توصيف فرمان امام عليه ‏السلام به مالك اشتر مى ‏آوريم وى در اين باره مى‏ گويد:
((اين فرمان در برگيرنده بسيارى از مبانى و اصول كلى سياستهاى مالى جديد است كه ميان ماليات و هزينه‏ هاى در آمد زا با توسعه اقتصادى هماهنگى ايجاد مى ‏كند و روشن مى ‏سازد كه هزينه كردن در جهت بهبود خدمت رفاهى و حفظ آن منجر به توسعه اقتصادى مى ‏گردد همانگونه كه در آينده افزايش درآمدها را به دنبال دارد و چنانچه دولت در اين بخش هزنيه نكند نه تنها توسعه اقتصادى صورت نمى ‏گيرد بلكه بخش زيادى از فعاليتهاى اقتصادى دير يا زود دچار اخلال مى ‏شود.))- كفراوى : سياسة الانفاق العام،ص 79. ?
وقتى كه دخالت دولت مبناى سياست اقتصادى قرار مى ‏گيرد پس بايد پيش از هر چيز به اين اصل بپردازيم و در برنامه سياست اقتصادى جايى براى او باز كنيم.
دخالت دولت‏
در اين باره دو دسته صاحب نظرند دسته اول به اقتصاد آزاد اعتقاد دارد و دخالت دولت را در امور اقتصادى نمى ‏پذيرد و مى‏خواهد كه افراد در فعاليتهاى اقتصادى خود آزادى بى قيد و شرط داشته باشند اين دسته نظام اقتصاد سرمايه دارى را پذيرفته است.
دسته دوم به اقتصادى با برنامه اعتقاد دارد و دولت را عهده دار مسئوليت اقتصادى مى‏داند اينان پيروان سوسياليسم اند و در كنار اين دو دسته گروه سومى نيز وجود دارد و به اقتصاد معتقد است كه متشكل از بخش دولتى و بخش خصوصى است و عاقلانه هم نيست كه دولت در اقتصاد نقشى نداشته باشد در حالى كه شواهد ملموسى در خصوص نقش دولت در اقتصاد وجود دارد.
اول : پيشرفت اروپا در زمينه اقتصادى نتيجه دخالت دولت است بدون اين دخالت كشورهاى صنعتى شاهد چنين پيشرفت چشمگيرى نمى ‏شدند.
اقتدارى اقتصاد دان ايرانى مى‏ گويد :((تاريخ اقتصادى كشورهاى پيشرفته تاثير دخالت دولت در پيشرفت اقتصادى را به ما نشان مى ‏دهد - اقتدارى : توسعه در كشورهاى توسعه يافته ، ص 168. ?
دوم : توسعه اقتصادى ممكن نيست مگر با وجود قدرتى كه بتواند جريان اقتصادى را به حركت در آورد((اقتدارى))مى‏گويد:
بيشتر اقتصاد دانان بر اين باورند كه توسعه اقتصادى نيازمند كار دولت است زيرا مشكلات اين جوامع آنقدر زياد است كه جز با وجود دولت نمى ‏توان به حل آن پرداخت )) - اقتدارى : توسعه در كشورهاى توسعه يافته ص 168. ?
محمد زكى شافعى مى‏ گويد : ((توسعه اقتصادى دخالت همه جانبه و گسترده دولت را در حيات اقتصادى مى‏ طلبد.))- محمد زكى : اقتصاد اسلامى،1/83 ?
اما تاثير و نقش دولت در اقتصاد اسلامى غير قابل انكار است دكتر ابراهيم دسوقى مى‏ گويد:((دولت در اقتصاد اسلامى تنها جهت دهنده اقتصاد است آنهم بر اساس معيارهايى كه دين اسلام ترسيم كرده است دولت تنها در حدود و ميزانى كه اين معيارها اقتضا مى ‏كند مى ‏تواند دخالت كند.))- دسوقى:الاقتصاد الاسلامى؛ ص 103. ?


وظايف دولت‏
آدم اسميت اعتقاد دارد كه نقش دولت در توسعه‏اى كه بر اساس اهداف اقتصادى تعيين شده است آشكار مى‏گردد او وظيفه دولت را در رشد اقتصادى مى‏داند كه عبارت است از:
1- وضع قوانين 2- تامين آرامش و امنيت 3- كسب در آمد مالياتى (((اقتدارى ))) وظايف دولت را چنين بر مى‏شمرد: - اقتدارى: توسعه در كشورهاى توسعه نيافته، 168 ?
1- ايجاد.سات و سازمانهاى اقتصادى به منظور تبادل اقتصادى براى حفظ تعادل‏
2- سرمايه گذارى‏
3- تشخيص‏
4- تنظيم و سازماندهى امور اقتصادى و اتخاذ تدابير مناسب براى تشويق سرمايه گذارى خصوصى از نظر (((پيتر بائر ))) وظايف دولت عبارت است از: - پيتر بائر: اقتصاد در كشورهاى كم توسعه ص 179 ?
1- برقرارى قانون 2- حفظ نظم 3- مخارج عام المنفعه 4- توزيع در آمد و ثروت 5- اصلاحات در قوانين و سيستم‏هاى 6- اصلاحات شيوه زميندارى 7- سازماندهى واحدهاى كشاورزى 8- مبارزه با تجمع و ايجاد فرصت‏ها يكسان براى همه 9- مبارزه با حوادث و جبران و جبران خسارت‏
محمد عبدالمنعم عفر وظايف دولت را در مجموعه اقتصادى اسلامى، اينگونه بر مى‏شمرد:
1- سازماندهى بخشهاى اقتصادى و هدايت آنها در مسير توسعه‏
2- حفظ نظام و ساختار جامعه‏
3- حفظ مالكيت خصوصى‏
4- برقرارى عدالت اجتماعى‏
5- برقرارى صلح، آرامش و امنيت‏
6- سياستگذارى در خصوص آموزش عمومى و خدمات بهداشتى‏
7- بكاريگرى منابع مختلف دولتى.
8- حمايت از طرحهاى خصوصى براى رفع نيازهاى جامعه‏
9- تكميل فعاليت‏هاى خصوصى براى رفع نيازهاى جامعه‏
10- فراهم كردن فرصتهاى كار مناسب براى اشتغال نيرو انسانى كه توانايى كار دارند
11- پرداختن به طرحهاى بنيادى براى استفاده از سرمايه‏هاى ملى - محمد عبدالمنعم: توسعه و برنامه ريزى ص 219 ?
كسانى كه اين وظايف را براى دولت اسلامى ذكر مى‏كنند و آن لابلاى بررسيهاى تاريخى حكومت اسلامى بيرون كشيده‏اند بهتر بود از نهج البلاغه كه وظايف كامل حكومت اسلامى در خود جمع كرده يارى مى‏جستند در نهج البلاغه گفتارى پرمغز و اقتصادى است كه ما را از ساير گفتارها در اين زمنيه بى نياز مى‏كند.
وقتى در وظايف اساسى دولت كه بر اساس اين گفتار ماليات جهاد با دشمنان اصلاح امت و آبادانى كشور است دقت مى‏كنيم مى‏بينيم كه سه مورد از آن با حيات اقتصادى رابطه تنگاتنگ دارد.
اين اساس كار در وظايف دولت است سپس امام عليه‏السلام به كارگزار خود دستور مى‏دهد كه ميان مالياتها و توليد تعادل ايجاد كند از اينرو به او فرمان مى‏دهد كه اولا به توليد اهتمام ورزد كه خود راهى براى افزايش ماليات است و در زمينه توليد استوارى قشرهاى مختلف جامعه را با تاجران و صنعتگران پيوند مى‏زند و به مالك دستور مى‏دهد كه به امور آنان رسيدگى كند از موقعيت آنها پشتيبانى كند و به حل مشكلات آنان بپردازد.
و همچنين مى‏فرمايد كه آنان را از احتكار و بازى با قيمتها باز دارد تا به عموم مردم آسيب نرسد و نيز براى بهبود وضع نيازمندان بخشى از بيت المال را به آنان اختصاص دهد و با خراجگزاران به هنگام اخذ ماليات مدارا كند و از او مى‏خواهد در برقرارى امنيت بكوشد و او را تشويق مى‏كند كه صلح جو باشد حتى با دشمنانش.
اين گفتار سند گوياى اقتصادى است و در تعيين وظايف دولت‏ها بسيار مهم است و بر اساس آن وظايف دولت عبارت است از:
1- اجراى برنامه‏هاى توسعه اقتصادى.
2- دريافت ماليات.
3- مبارزه با فقر و تنگدستى.
4- حمايت از بازرگانى خارجى و داخلى.
5- تشويق صنعتگران به كارهاى صنعتى‏
6- حمايت از توليد و اولويت دادن به آن حتى اگر مانع از دريافت ماليات گردد.
7- حفظ امنيت و برقرارى نظم‏
8- تقويت ثبات اقتصادى.
9- قيمت گذارى بر مبناى اصل رضايت.
10- جلوگيرى از تجمع اموال از راه احتكار و نظاير آن.
اينها مهمترين وظايف دولت است كه از فرمان امام على عليه‏السلام به مالك اشتر استنباط مى‏ شود و صحت نظريه و تئورى دخالت در امور اقتصادى را تأييد مى‏كند.


اهداف سياست اقتصادى‏
امام على عليه‏السلام دو هدف براى سياستهاى اقتصادى كشورهاى اسلامى تعيين مى ‏كند.
بين اين دو ارتباط محكمى است زيرا بدون اصلاح عباد آبادانى بلاد ممكن نمى ‏گردد و بدون آبادانى كشور مردم اصلاح نپذيرند اين دو در يك داير بسته قرار دارند
جامعه بيمار توانايى توليد آبادانى ندارد در حالى كه جامعه سالم كه بر مشكلات غلبه مى‏كند و موانع را از سر راه بر مى‏د ارد جامعه‏اى است كه مى‏تواند خوراك، پوشاك و نيازهاى خود را از دل زمين بيرون كشد. همانطور كه توليد فراوانى كالا و سرمايه در اصلاح مردمان نقش بسزايى دارد اين دو هدف چگونه بدست مى ‏آيد؟ ابزارهاى لازم براى رسيدن بدانها چيست ؟ در پاسخ بايد گفت: با پيروى از اين سياستها:
اول : سياست مالى
دوم : سياست توليد
سوم : نظارت دقيق‏
اول : سياست مالى‏
اين سياست از ابزارهاى اساسى و اصلى دولت براى دخالت در فعاليتهاى اقتصادى است چون با همه جوانب حيات اقتصادى از نزديك در ارتباط است و به همين سبب دولت از اين طريق مى‏تواند سطح هزينه‏ها و در آمدهاى عمومى را هماهنگ سازد و در توسعه اقتصادى تاثير بگذارد و آرامش اقتصادى و امنيت و عدالت اجتماعى را محقق سازد اين سياست بر گرفته از سياست و نظام مالى است كه امام عليه‏السلام براى ما ترسيم كرده و از آن عناوين زير فهميده مى‏شود:
1- سياست امام عليه‏السلام در بيت المال‏
امام اميرالمومنين على عليه‏السلام مساوات را مبناى كار خود در تقسيم بيت المال را به تساوى تقسيم مى‏كند فرمود:
لو كان المال لى لسويت بينهم فشيف و انما المال مال الله - خطبه‏ها:127. ?
اگر اين مال از آن من مى‏بود باز هم آن را به تساوى ميانشان تقسيم مى‏كردم پس چگونه چنين نكنم در حالى كه مال از آن خداوند است‏
حضرت در اين سياست به رسول خدا (ص) اقتدا كرد و اين مطلب را به خوارج فرمود:
و قد علمتم ان رسول الله صلى الله عليه... و قطع يد السارق و جلد الزانى غير المحصن ثم قسم عليها من الفى‏ء - خطبه‏ها:126. ?
دست دزد را بريد و زناكار غير محصن را تازيانه زد ولى سهمى را كه از غنايم نصيبشان مى‏شد به آنان پرداخت.
و هنگامى كه طلحه و زبير به او اعتراض كردند فرمود:
و اما ما ذكرتما من أمر الاسوة فان ذالك أمر لم أحكم أنا فيه برأيى و لا وليته هوى منى بل وجدت أنا و أنتما ما جاء به رسول الله (ص) قد فرغ منه‏- خطبه‏ها:196. ?
اما در باب اينكه چرا مساوات مى‏كنم اين هم چيزى است كه من به رأى خود يا از روى هواى نفس در آن قضاوت نكرده‏ام و من و شما دو تن ديده‏ايم كه رسول الله (ص) در اين باب چه حكمى آورده و چگونه عمل كرده است.
امام عليه‏السلام در مبارزه با نا برابرى كه ناشى از شيوه جريرى بود كه خليفه دوم و سوم در تقسيم بيت المال در پيش گرفته بودند همين سياست را به كار گرفت؛ شيوه‏اى كه مطابق آن بيت المال بر اساس مقام و منزلت اجتماعى هر شخص تقسيم مى‏شد و موجب گرديد كه اموال نزد گروهى خاص انباشته شود و دست ديگران از آن خالى بماند.
2- سياست مالياتى‏
مبناى سياست امام در دريافت ماليات يك اصل ايده آل انسانى بود كه نظير آن كمتر ديده مى‏شود:
ما در اينجا به بررسى ابعاد اين سياست مى‏پردازيم:
الف- نرمخويى و ملاطفت به هنگام جمع آورى ماليات‏
در يكى از نامه هايش براى كسى كه او را براى گرفتن زكات مى‏فرستاد نوشته است:
انطلق على تقوى الله وحده لا شريك له و لا تروعن مسلما و لا تجتازن عليه كارها و لا تأخذن منه أكثر من حق الله فى ماله فاذا قدمت على الحى فانزل بماءهم من غير أن تخالط أبياتهم ثم امض اليهم بالسكينة والوقار حتى تقوم بينهم فتسلم عليهم و لا تخدج بالتحية لهم ثم تقول:
عبادالله أرسلنى اليكم ولى الله و خليفته لا خذمنكم حق الله فى أموالكم فهل لله فى أموالكم من حق فتوده الى وليه؟فان قال قائل:لا فلا تراجعه و ان أنعم لك منعم فانطلق معه من غير أن تخليفه أوتو عده أو تعسفه أو ترهقه فخذ ما أعطاك من ذهب أوفضة- نامه‏ها:25. ?
در حركت آى با پرهيزگارى و ترس از خداوندى كه يگانه است و او را شريكى نيست زنهار مسلمانى را مترسانى و اگر خود نخواهد به سراغش مروى و بيش از آنچه حق خداوند است از او مستانى چون به قبيله‏اى برسى بر سر آب آنها فرود آى و به خانه هايشان داخل مشو آنگاه با آرامش و وقار به سوى ايشان رو تا به ميانشان برسى سلامشان كن و تحيت گوى و در سلام و تحيت امساك منماى سپس بگوى كه اى بندگان خدا ولى خدا و خليفه او مرا نزد شما فرستاده تا سهمى را كه خداوند در اموالتان دارد بستانم آيا خدا را در اموالتان سهمى هست كه آن را به ولى خدا بپردازيد؟اگر كسى گفت:نه به سراغش مرو و اگر كسى گفت آرى بى آنكه او را بترسانى يا تهديدش كنى يا بر او سخت‏گيرى يا به دشواريش افكنى به همراهش برو و آنچه از زر سيم دهد بستان...
ب- تجاوز نكردن از حد مطلوب در گرفتن ماليات‏
تاريخ تصاوير زشتى از اين تجاوزها را كه ماليات بگيران انجام مى‏دادند به خود ديده است آنان بيش از اندازه مقرر مى‏گرفتيد تا آنجا كه علاوه بر سهم رئيس يا پادشاه سهمى نيز براى خود در نظر مى‏گرفتند در حاليكه شيوه امام على عليه‏السلام درست بر خلاف آن است.
در نامه خود به زياد بن ابيه هنگامى كه او را به جاى عبدالله عباس به فارس و اعمال آن مى‏فرستاد؛ وى را از افزونى در ماليات بازداشت و به او فرمايد:
استعمل العدل و احذر العسف و الحيف فان العسف يعود بالجلاء و الحيف يدعو الى السيف - كلمات قصار:468. ?
عدالت را به كار بند و از ستم و بيداد حذر كن زيرا ستم رعيت را آواره مى‏كند و بيدادگرى شمشير را فرا مى‏خواند.
در سفارش خود به كسى كه او را براى گرفتن زكات مى‏فرستاد فرمود:
ح- بخشودگى مالياتى به نيازمندان‏
هر كس تاريخ را بررسى مى‏كند صحنه‏هاى فجيعى را از شيوه‏هاى گرفتن ماليات مشاهده مى‏كند وقتى كه كسى توان پرداخت ماليات را نداشت ماليات بگيران اموال ديگر وى را در اختيار مى‏گرفتند و آن را مى‏فروختند تا بوسيله آن ماليات وى را بردارند و اگر شخص لوازمى قابل فروش نداشت كه بتواند بفروشند همسر و فرزندان وى را به زور با هود مى‏برند تا آنان براى اين منظور بفروشند ولى اسلام شيوه‏اى را ارايه داد كه در اخلاق و رفتار انسانى و ملاطفت با ديگران الگو و بى نظير است.
اين صفات برجسته را در سخنان امام عليه‏السلام به مالك اشتر مى‏بينيم امام مالك را فرا مى‏خواند تا از زياده روى در اخذ ماليات از مردم به هنگام سختى و گرفتارى بپرهيزد:
امام به مالك مى‏فرمايد:
فان شكوا ثقلا أو غله أو انقطاع شرب أو بالة أو احالة أرض اغتمرها غرق أو أجحف بها عطش خففت عنهم بما ترجو أن يصلح به أمرهم و لا يثقلن عليك شى‏ء حففت به المونة عنهم فانه ذخر يعودون به عليك فى عمارة بلادك و تزيين و لا يتك - نامه‏ها:53. ?
هر گاه از سنگينى خراج يا آفت محصول يا بريدن آب يا نيامدن باران يا دگرگون شدن زمين چون در آب فرو رفتن آن يا بى آبى شكايت نزد تو آوردند از هزينه و رنجشان بكاه آنقدر كه اميد مى‏دارى كه كارشان را سامان دهد و كاستن از خراج بر تو گران نيايد زيرا اندوخته‏اى شود براى آبادانى بلاد تو و زيور حكومت تو باشد.
((و لا تمسن مال أحد من الناس مصل و لا معاهد)) دست به مال‏- نامه‏ها:51. ? هيچكس چه مسلمان و چه ذمى نبريد.
د- رعايت مساوات در اخذ ماليات‏
در گذشته ثروتمندان و شخصيتهاى معروف كه داراى مقام و منزلتى در جامعه بودند از پرداخت ماليات معاف بودند در حالى كه كشاورزان كه از قشرهاى ضعيف جامعه بودند ماليات مى‏پرداختند وقتى اسلام آمد اين حالت را دگرگون كرد و ماليات را به ميزان سرمايه و اموال هر شخص معين كرد و هر كس سرمايه بيشترى داشت ماليات بيشترى مى‏پرداخت از اين رو امام على عليه‏السلام به زياد بن ابيه مى‏فرمايد:استعمل العدل و اخذر العسف و الحيف، عدالت را به كار بند و از ستم و بيداد حذر كن.- نامه‏ها:25. ?
از جمله عدالت رعايت مساوات در أخذ ماليات است.
3- سياست نقدينگى‏
عبارت است از:مجموع اقداماتى كه دولت براى مهار پول اعتبار مالى و تنظيم نقدينگى عمومى اتخاذ مى‏كند و هدف دولت از آن رسيدن به چند هدف است و مهمترين آن ثبات اقتصادى جامعه كنترل نوسان قيمتها و نرخ ارز در بازارهاى اقتصاد داخلى و نرخ معادل آن در داد و ستدهاى خارجى و امام على عليه‏السلام به كارگيرى سفته را در معاملات جايز شمرده‏اند- عفر السياسات الاقتصاديه ص 381. ? و آن عبارت است از اينكه تاجر مالى را در وطن خود به شخصى بدهد و در مقابل ورقه‏اى (سفته)را بگيرد تا بتواند به موجب آن به ميزان مالى داده است در مكان ديگرى از شخص ديگرى بستاند و با اين اقدام امام عليه‏السلام توانست گردش پول را در جامعه تعميم دهد و در عين حال امنيت اقتصادى را حفظ كند همچنين امام عليه‏السلام صحت معامله با اسناد مالى را كه ارزش خود مال را دار است تأييد كرده است اين كار مى‏تواند كه شروع خوبى در علم اقتصاد اسلامى به شمار آيد.
4- سياست قيمت گذارى‏
قيمت‏ها در نظام اقتصادى تأثير زيادى دارد علت اصلى ركود فقر و تفاوت طبقاتى به حساب مى‏آيد وقتى كه قيمت‏ها تحت تاثير ميزان عرضه و تقاضا است به همين سبب هميشه در نوسان خواهد بود كه به دنبال خود بى ثباتى اقتصادى را در بازار براى مصرف كنندگان و تاجران خواهد داشت.
دكتر محمد عبد المنعم عضر مى‏گويد:((افزايش و كاهش قيمت‏ها در بازارهاى اسلامى بر اساس تاثير متقابل و آزاد عرضه و تقاضا است بدون آنكه دخالت يا تأثيرى بر طرفين معامله داشته باشد تا با اختيار كامل به معامله بپردازند و تعيين قيمت مطابق شرايط كالا و بازار بوده و با رضايت كامل طرفين از معامله و قيمت تجارتى كالا صورت مى‏گيرد.))- عضر:السياست الاقتصاديه ص 92 ?
اين كلام امام عليه‏السلام ابعاد سياست نرخ گذارى را براى ما تبيين مى‏كند:
وليكن البيع بيعا سمحا بموازين عدل و أسعار لا تجحف بالفريقين من البائع و المبتا، - نامه‏ها:53. ?
و بايد خريد و فروش به آسانى صورت گيرد و بر موازين عدل به گونه‏اى كه در بها نه فروشنده زيان ببيند و نه بر خريدار اجحاف شود فروشنده بايد در سودى كه براى كالا تعيين مى‏كند به خريدار مدارا كند و معيار قيمت گذارى بر اساس عدالت باشد يعنى آنچه كه وضع عمومى بازار و نظام عرضه و تقاضا اقتضا مى‏كند ولى هميشه نبايد كار را به اين نظام - عرضه و تقاضا - واگذاشت چيزى كه كارشناسان اقتصادى از آن به قوانين بازار تعبير مى‏كنند زيرا قوانين بازار تنها در دو حالت مورد قبول است:
اول:هنگامى كه قوانين آن بر اساس موازين عدالت باشد.
دوم:قيمت به گونه‏اى نباشد كه يكى از طرفين اجحاف شود اجحاف به معنى ضرر است پس نبايستى كسى متضرر شود نه فروشنده نه خريدار.
و با اين دو شرط مى‏توانيم قوانين بازار را به قوانين انسانى بدل كنيم نه قوانين جنگل كه در بسيارى از كشورها شاهد آنيم.
5- سياست كمك‏هاى مالى‏
كمك مالى مى‏تواند به صورت پرداختهاى نقدى يا غير نقدى - مانند در اختيار قرار دادن قطعه‏اى زمين - باشد چنانكه معروف است مبناى نظام اقتصادى اسلام كمك و يارى به نيازمندان است و در اين زمينه گفتارهاى زيادى در دست است امام على عليه‏السلام به كميل بن زياد نخعى مى‏فرمايد:
يا كميل مر أهلك أن يروحوا فى كسب المكارم و يدلجوا فى حاجة من هو نائم فوالذى وسع سمعه الاصوات ما من أحد أودع قلبا سروا الا و خلق الله له من ذالك السرور لطفا - كلمات قصار:249. ?
اى كميل كسان خود را بگوى كه هنگام عصر براى كسب صفات نيكو بيرون روند و هر شامگاه در برآوردن نياز كسانى كه به خواب رفته‏اند بكوشند سوگند به كسى كه هر آواز را مى‏شنود كه هر كه دلى را شادمان سازد؛ خداوند براى او لطفى آفريند.
و نيز مى‏فرمايد:
من كفارات الذنوب العظام اغاثة الملهوف و التنفيس عن المكروب - كلمات قصار:23. ?
از كفاره‏هاى گناهان بزرگ به فرياد رسيدن ستمديدگان است و شاد كردن غمگينان.
اين گفتار همگان را به كمك كردن فرا مى‏خواند امام عليه‏السلام سفارشهاى ويژه‏اى را درباره دستگيرى بعضى از قشرهاى جامعه كه به تنگناى مالى دچار شده‏اند فرموده است و مالك اشتر را درباره تاجران و صنعتگران سفارش مى‏كند و در اين باره مى‏فرمايد:
و أوص بهم خيرا المقيم منهم و المضطرب بماله و المترفق ببدنه - نامه‏ها:53. ?
در باره آنها به كار گزارانيكه سفارش كن خواه آنها كه بر يك جاى مقيمند و خواه آنها با سرمايه خويش اين سو و آن سو سفر كنند و با دسترنج خود زندگى نمايند.
و نيز از او مى‏خواهد كه به قشرهاى پايين جامعه كمك كند:
ثم الله الله فى الطبقه السفلى من الذين لا حيلة لهم من المساكين و المحتاجين و أهل البوس و الزمنى - نامه‏ها:53. ?
خدا را خدا در باب طبقه فروردين كسانى كه بيچارگان اند از مساكين و نيازمندان و بينوايان و زمينگيران.
و همچنين به او مى‏فرمايد:
و اجعل لذوى الحاجات منك قسما تفرغ لهم فيه شخصك و تجلس لهم مجلسا عاما فتتواضع فيه لله الذى خلقك و تقعد عنهم جندك و أعوانك من أحراسك و شرطك حتى يكلمك متكلمهم غير متتعتع .- نامه‏ها:53. ?
براى كسانى كه به تو نياز دارند زمانى معين كن كه در آن فارغ از هر كارى به آنان بپردازى و براى ديدار با ايشان به مجلس عام بنشين مجلسى كه همگان در آن حاضر توانند شد و بران خدايى كه آفريدگار توست در برابرشان فروتنى نماى و بفرماى تا سپاهيان و ياران و نگهبانان و پاسبانان به يك سو شوند تا سخنگويشان بى هراس و بى لكنت سخن خويش بگويد و در زمينه در اختيار قرار دادن قطعه زمين سالم قانون احياى اراضى را وضع كرده است و اميرالمومنين روى اين موضوع تاكيد مى‏كند و مى‏فرمايد:أحيى أرضا ميتة فهى له،هر كس زمينى را احيا كند پس آن زمين از آن او خواهد بود و اين قانون مترقى‏ترين قانونى است كه يك نظام اقتصادى مى‏تواند براى يارى رساندن به پيروانش بدان دست يابد.
6- سياست انفاق‏
مجموعه تدابيرى است كه دولت و جامعه مى‏انديشند تا نقدينگى مطلوب را در جامعه فراهم سازند اين سياست داراى چند ركن اساسى است:
الف- دعوت به انفاق:
امام على عليه‏السلام مى‏فرمايد:من يعط باليد القصيرة الطويلة،كسى كه با دست كوتاه ببخشد او را با دست دراز ببخشند شريف رضى در توضيح اين گفتار مى‏گويد:معنى اين عبارت اين است كه انسان مالى را كه در راه خدا انفاق مى‏كند هر چند اندك باشد خداى تعالى پاداش او را فراوان خواهد داد.- كلمات قصار:132. ?
و نيز مى‏فرمايد:من أيقن بالخلف جاد بالعطية، كسى به عوض يقين داشته باشد در بخشش جوانمردى كند،- كلمات قصار:118. ?
و يا:
طوبى لمن ذل فى نفسه و أنفق الفضل من ماله‏
خوشا به حال كسى كه نفس را به فروتنى وا دارد و زيادى مالش را انفاق كند.- كلمات قصار:118. ?
ب- انفاق بايد بين سختگيرى و اسرافكارى باشد:
امام مى‏فرمايد:كن سمحا و لا تكن مبذارا و لا تكن مقترا بخشنده باش و- كلمات قصار:32. ? اسرافكار مباش ميانه رو باش و سختگير مباش.
ج- بايد انفاق بر اساس استحقاق و او لويت باشد:
امام عليه‏السلام مى‏فرمايد:
فمن اتاه مالا فليصل به القرابة وليحسن منه الضيافة وليفك به الاسير و العانى و ليعط منه الفقير و الغارم وليصبر نفسه على الحقوق و النوائب ابتغاء الثواب‏
كسى كه خداوند به او مال و خواسته‏اى ارزانى داشته بايد كه به خويشاوندان برساند و مهمانيهاى نيكو دهد و اسيران و گرفتاران از بند برهاند و به فقيران و وامداران چيزى عطا كند تا ثوابى حاصل كند.- خطبه:142. ?
د- انفاق مال،نقدينگى را در جامعه ايجاد مى‏كند وقتى اين نقدينگى افزايش يابد بيشتر از آنكه سود برساند موجب ضرر خواهد شد به همين جهت امام عليه‏السلام همگان را فرا مى‏خواند تا با پيروى از يك سياست دقيق از بروز آسيبهاى مالى ناشى از افزايش نقدينگى جلوگيرى كنند بنابر اين اسراف حرام اعلام مى‏گردد زيرا تباهى ثروت را به دنبال دارد و اسراف ناشى از تورم و افزايش نقدينگى و كمى عرضه است كه افزايش قيمتها را به دنبال خواهد داشت با الهام از گفتارهاى پيشين مى‏توان بر مشكل تورم فايق آمد.
ه- انفاق بايد به مقدار ضرورت و نياز باشد و از آن تجاوز نكند:
اميرالمومنين عليه‏السلام به زياد بن ابيه مى‏فرمايد:
فدع الاسراف مقتصدا و اذكر اليوم غدا و امسك من المال بقدر ضرورتك و قدم الفضل ليوم حاجتك - نامه‏ها:21. ?
از زياده روى بپرهيز و ميانه روى پيشه كن امروز به فكر فردايت باش از مال به قدر نيازت نگه دار و آنچه افزون آيد پيشاپيش براى روزى كه بدان نيازمند گردى روانه دار همه اين سياستها خط مشى مالى دولت اسلامى را تشكيل مى‏دهد و هر كدام به تنهايى و در حد خود مجموعه‏اى به حساب مى‏آيد كه مجموع آنها نظام مالى دولت اسلامى است.
دوم:سياست توليد
مجموعه اقدماتى است كه دولت‏ها براى پشتيبانى از روند توليد انجام مى‏دهند اجران اين سياست به چند فعاليت ضرورى وابسته است:
1- تشويق به توليد: قرآن كريم نيز دعوت به توليد مى‏كند و به سعى و تلاش تأكيد مى‏ورزد و اعلام مى‏كند كه انسان نتيجه تلاش و سعى خود را خود هدر مى‏دهد و بزرگان دين نيز به روش قرآن روى توليد تأكيد مى‏ورزند و به آن اهميت ويژه‏اى مى‏دهند و امام على عليه‏السلام نيز همگان را به كار و توليد فرا مى‏خواند و مى‏فرمايد:لا يدرك الحق الا بالجد حق جز در سايه‏- خطبه:29. ? كوشش فرا چنگ نيايد و نيز مى‏فرمايد:
والحرفة مع العفة خير من الغنى مع الفجور - نامه‏ها:31. ?
پيشه ورى با پارسائى به از توانگرى آلوده به گناه و يا:لا يعدم الصبور الظفر و ان طال به الزمان، مرد شكيبا پيروزى را از دست ندهد هر چند روزگارانى سخت بر او بگذرد.- كلمات قصار:1456. ?
امام على عليه‏السلام تنها امت را به اين كار فرا نمى‏خواند بلكه از كار گزارانش مى‏خواهد تا از اين شيوه پيروى كنند و به مالك اشتر مى‏فرمايد:
وليكن نظرك فى عمارة الارض أبلغ من نظرك فى استجلاب الخراج .
ولى بايد بيش از تحصيل خراج در انديشه آبادانى زمين باشى‏
پس بايد به توليد اولويت داد و دولت اسلامى موظف است پيش از آنكه مالياتى را بر توليد كنندگان مقرر دارد زمينه‏ها و منابع توليد را فراهم آورد زيرا ماليات خواستن پيش از آبادانى زمين كشور را ويران مى‏كند و مردم را از پاى در مى‏آورد و هر دولتى چنين كند عمر پايدارى نخواهد داشت.
2- حمايت از توليد كنندگان:كشاورز،صنعتگر،تاجر هر يك به نوبه خود توليد كننده‏اند و همگى به حمايت دولت نيازمندند. زيرا همانطور كه با مشكل مالى مواجه مى‏شوند به مشكلات روحى نيز دچار مى‏شوند، پس مى‏بايد به امورشان رسيدگى كرد و بر كارشان نظارت كرد تا حركت توليد استمرار يابد و اين نكته در سخنان امام عليه‏السلام به مالك نيز آمده است آنگاه كه او را به رسيدگى امور خرجگزاران و تاجران و صنعتگران سفارش مى‏كند كه پيش از اين فراوان بدان اشاره كرديم و در اينجا مجال تكرار آن نيست.
3- حمايت توليد از فشارهاى سرمايه:كه مى‏توان با برداشتن بهره سرمايه لازم را از طريق صندوق قرض الحسنه و بدون اخذ بهره در اختيار توليد كننده قرار داد.
4- قانونمند كردن پيمانها و قراردادهايى كه هم سرمايه را تامين مى‏كند و هم فرصتهاى كار را فراهم مى‏آورد مانند:پيمان مضاربه،مساقات و مزارعه و ديگر پيمانهايى كه نقش مهمى را در توليد ايفا مى‏كنند و مى‏توان ضمن لايحه‏هايى قانونى لوازم و شرايط آن را تامين كرد؛ اين پيمانها و قراردادها مجموعه قوانينى را تشكيل مى‏دهند كه مى‏توانند در پيشبرد حركت اقتصادى جامعه موثر باشند.
امام عليه‏السلام در اين موارد موضعگيرى روشنى دارند و ربا را تحريم مى‏كنند و بر اجراى اين پيمانهاى اقتصادى پافشارى مى‏كنند و خود اولين كسى هستند كه به اين پيمانها و قراردادها عمل مى‏كنند.
سوم:سياست نظارت و بازرسى‏
بسيارى از تئورهاى پوياى اقتصادى به علت ضعف اجرايى در عمل دچار تزلزل مى‏شود و بدون نظارت و بازرسى دقيق هيچ سياست اقتصادى نمى‏تواند در اجرا و عمل موفق باشد امام على عليه‏السلام در اين مورد بسيار سختگير بودند خود با نظارت و بازرسى دقيق كارهاى مردم در بازار و نيز عملكرد كارگزارانش شخصا به اجراى اين سياست مى‏پرداختند.
1- امام على عليه‏السلام شخصا اوضاع بازار را زير نظر داشتند تا از نزديك شاهد جريانهايى باشند كه در بازار مى‏گذرد نرخها را بررسى مى‏كردند و بر معاملاتى كه بين مشترى و فروشنده در جريان بود نظارت مى‏كردند از مختار تمار كه مردى از اهالى بصره بود نقل شده است كه مى‏گفت:من شبها را در مسجد مى‏خوابيدم و در آن حوالى قضاى حاجت مى‏كردم و نان را از بقال تهيه مى‏كردم روزى به ديدن گوشه‏اى از بازار كوفه بيرون رفتم ناگهان صدايى مرا به خود كه مى‏گفت:اى فلان جامه‏ات را بالا ببر كه هم لباست پاكتر است و هم به تقواى الهى نزديكتر. پرسيدم اين كيست؟گفتند:او امير المومنين على بن ابى طالب است.او در حالى كه به طرف بازار شتران در حركت بود بدنبالش براه افتادم وقتى بدانجا رسيد در وسط بازار ايستاد و فرمود:
يا معشر التجار اياكم و اليمين الفاجرة فانها تنفق السلعة و تمحق البركة
اى گروه تاجران مبادا سوگند دروغ بر زبان رانيد كه آن كالا را تباه كند و بركت را ببرد سپس به بازار پارچه رفت ناگهان به مردى خوش سيما برخورد به او فرمود:اى فلان آيا دو جامه به پنج درهم دارى؟ مرد از جا پريد و پاسخ داد بلى يا اميرالمومنين وقتى فروشنده او را شناخت امام از آنجا رفت و در جلوى فروشنده جوانى ايستاد و به او فرمود:آيا دو جامه به پنج درهم دارى؟ جوان گفت:من دو جامه دارم كه يكى از ديگرى بهتر است يكى دو درهم و ديگرى سه درهم فرمود:هر دو را بياور سپس به قنبر گفت:آن جامه را كه سه درهم است بگير.- ثققفى:الغارات ص 65. ?
از ابو جعفر عليه‏السلام روايت شده است كه فرمود:على عليه‏السلام هر روز تازيانه بر دوش در يكايك بازارهاى كوفه قدم مى‏زد اين تازيانه جفت بود و((سبيعه))نام داست امام عليه‏السلام در تك تك بازارها مى‏ايستاد و فرياد بر مى‏آورد:
يا معشر التجار قدموا الاستخارة و تبركوا بالسهولة و اقتربوا من المبتاعين و تزينوا بالعلم و تناهوا عن الكذب واليمين و تجافوا عن الظلم و أنصفوا لمظلومين‏
و لا تقربوا الربا و أفوا الكيل و الميزان و لا تبخسوا الناس اشياءهم و لإ؛ش‏ش! تعثوا فى الارض مفسدين‏
اى گروه تاجران طلب خير را جلو اندازيد به خريداران نزديك شوند به حلم آراسته گرديد از دروغ و سوگند دورى كنيد از ستم دست بداريد به مظلومان انصاف دهيد و به ربا نزديك نشويد و پيمانه و ترازو را تمام بپردازيد به مردم كم ندهيد و بى باكانه در زمين فساد مكنيد.
و در همه بازارهاى كوفه دور مى‏زد و سپس مى‏فرمود.
تفنى اللذائد فمن نال صفوتها من الحرام و يبقى الاثم و العار
تبقى عواقب سوء فى مغبتها لا خير فى لذة من بعدها النار - صدوق:امالى:ص 497. ?
لذتها و خوشيها بگذرد و هر كس به لذت حرام دست يابد گناه و ننگ برايش باقى ماند.
عواقب بدى در پايان لذتها براى او باقى ماند و در لذتى كه آتش بدنبال آورد خير نيست.
2- امام بر كارگزارانش نظارت و حسابرسى دقيقى داشتند و به خاطر يك درهم يا يك كار كوچك آنان را مواخذه مى‏كردند از اين رو وقتى عثمان بن حنيف در مهمانى يكى از ثروتمندان حاضر مى‏شود امام براى او نامه‏اى عتاب‏آميز مى‏نويسد:
فاتق الله يابن حنيف و لتكفف أقراصك ليكون من النار خلاصك - نامه‏ها:45. ?
پس اى پسر حنيف از خدا بترس به همان چند قرص نان اكتفا كن تا از آتش رهايى يابى و به زياد بن ابيه چنين فرمود:
فدع الاسراف مقتصدا و اذكر فى اليوم غدا و أمسك من المال بقدر ضرورتك و قدم الفضل ليوم حاجتك أتر جوا أن يعطيك الله أجر المتواضعين و أنت عنده من المتكبرين و تطمع و أنت متمرغ فى النعيم يمنعه الضعيف و الارملة أن يوجب لك ثواب المتصدقين - نامه‏ها:21 حارثى. ?
از زياده روى بپرهيز و ميانه روى پيشه كن امروز به فكر فردايت باش از مال به قدر نيازت نگه دار و آنچه افزون آيد پيشاپيش براى روزى كه بدان نيازمند گردى روانه دار آيا اميد آن دارى كه خداوندت پاداش متواضعان دهد در حالى كه در نزد او از متكبران هستى؟آيا در حالى كه خود در ناز و نعمت فرو رفته‏اى و آن را از ناتوانان و بيوه زنان دريغ مى‏دارى طمع در آن بسته‏اى كه ثواب صدقه دهندگانت دهند؟
ونيز به او فرمود:
و انى أقسم بالله قسما صادقا لان بلغنى انك خنت من فى المسلمين شيئا صغيرا أوكبيرا لا شدن عليك شدة تدعك قليل الوفر ثقيل الظهر ضئيل الامر والسلام .- نامه‏ها:20. ?
به خدا سوگند مى‏خورم سوگندى راست كه اگر به من خبر رسد كه در غنايم مسلمانان به اندك يا بسيار خيانت كرده‏اى چنان بر تو سخت گيرم كه كم مايه مانى و بار هزينه عيال بر دوشت سنگينى كند و حقير و خوار شوى و السلام‏
از سخنان او به علاءبن زياد حارتى است وقتى كه گستردگى خانه‏اش را ديد به او فرمود:
ما كنت تصنع بسعة هذه الدار فى الدنيا و أنت اليها فى الاخرة كنت أحوج - خطبه‏ها:200. ?
سرايى به اين فراخى در دنيا به چه كارت مى‏آيد و حال آنكه در آخرت نيازت بدان بيشتر است و نيز به يكى از كارگزارانش نوشت:
اما بعد فقد بلغنى عنك أمر ان كنت فعلته فقد أسخطت ربك و عصيت امامك و أخزيت أمانتك بلغنى أنك جردت الارض فأخذت ما تحت قدميك و أكلت ما تحت يديك فارفع الى حسابك و أعلم أن حساب الله أعظم من حساب الناس و السلام - نامه‏ها:40. ?
از تو خبرى به من رسيد اگر جنان باشد كه خبر داده‏اند پروردگارت را خشمگين ساخته‏اى و بر امام خود عصيان ورزيده‏اى و امانت را هوار و بيمقدار شمرده‏اى مرا خبر داده‏اند كه زمين از محصول عارى كرده‏اى و هر چه در زير پايت بوده برگرفته‏اى و هر چه بدستت آمده خورده‏اى حساب خود را نزد من بفرست و بدان كه حساب كشيدن خدا از حساب كشيدن آدميان شديدتر است.
و بدين ترتيب اميرالمومنين‏عليه‏السلام از كارگزارانش در مقابل هر چيز كوچك و بزرگ حساب مى‏كشيد و بر كارهايشان نظارت مى‏كرد و آنان نيز به سفارشهاى حضرت پايبند بودند و سر سوزنى از دستورات و رهنمودهايش سر پيچى نمى‏كردند و به خاطر چنين برخورد و رفتارى بود كه كارگزارنى شايسته و بى نظير تربيت كرد كه در چنين كار دشوارى يارگير او بودند و بدون ترديد وجود يك ساختار ادارى سازمان يافته و مديران منضبط تأثير بسزائى در اجراى سياستهاى اقتصادى دارد.
گاهى سياست اقتصادى در اثر نداشتن مديران اجرايى متعهد و آگاه با شكست روبرو مى‏شود و شايد يكى از علتهاى شكست سياستهاى اقتصادى و برنامه‏هاى توسعه در جهان سوم وجود مديرانى ضعيف باشد كه از آموزشهاى لازم برخوردار نيستند،انضباط دارى ندارند و در نتيجه در جهت عكس اين سياستها و برنامه‏ها حركت مى‏كنند.

ماجرای یکی از نوه ‎های امام علی(ع)

سياست هاي اقتصادي "ابزارها و تدابير"


نوشته شده در   جمعه 5 فروردين 1390    
PDF چاپ چاپ