شنبه 28 دي 1398 | Saturday, 18 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 29 اسفند 1389     |     کد : 8606

امام هشتم و آيين معاشرت

امام هشتم و آيين معاشرت

راهنمايى هاى امام هشتم (عليه سلام ) در موضوع آيين معاشرت
راهنمايى هاى امام هشتم (عليه سلام ) در موضوع آيين معاشرت
امام رضا (عليه سلام ) فرمود: برخى از كسانى كه مودت و دوستى ما اهل بيت را دستاويز ساخته اند، فتنه شان بر شيعيان ما از فتنه دجال بيشتر است . پرسيدند: اى فرزند رسول خدا! به چه مناسبت فتنه شان از دجال بيشتر است ؟ فرمود: زيرا با دشمنان ما، مهر و مودت مى ورزند و نسبت به دوستان ما دشمنى و عداوت مى نمايند.
الف - امور اثباتى (عوامل تحكيم و استوارى پيوند دوستانه )
به ترتيب حروف الفبا:
1 - ادب و تربيت اسلامى
2 - آراستگى ظاهر
3 - اتخاذ شيوه مناسب در امر معاشرت
4 - اعتدال و ميانه روى در امر معاشرت
5 - احتياط و هوشيارى
6 - امر به معروف و نهى از منكر
7 - احسان و نيكوكارى
8 - اجابت دعوت دوستان
9 - احترام به شخصيت ديگران
10 - ادخال سرور در قلب دوستان
11 - بزرگوارى و گذشت
12 - پناهگاه مادى و معنوى دوستان بودن
13 - پاى بندى جدى به حقوق مادى و معنوى دوستان
14 - پرداختن به بحثهاى علمى
15 - تواضع و فروتنى
16 - تذكرات و انتقادهاى بجا و معقول
17 - حفظ عزت و آبرو
18 - حسن خلق
19 - قرض دادن به دوستان و امهال در پرداخت آن
20 - مدارا و نرمش در رفتار
21 - مروت و جوانمردى
22 - متعادل بودن حالات روانى
23 - وقت شناسى
1 - ادب و تربيت اسلامى :
فمن تكلف الادب ، قدر عليه .(568)
((هر كس در راه فراگيرى ادب به زحمت و مشقت تن دردهد، در همه مسائل زندگى پيروز مى شود)).
2 - آراستگى ظاهر:
من اخلاق الانبياء التنظف .(569)
رعايت آداب مربوط به نظافت و بهداشت از اخلاق پيغمبران است .
الطيب من اخلااق الانبياء.(570)
استعمال بوى خوش از اخلاق پيامبران است .
3 - اتخاذ شيوه مناسب در امر معاشرت :
اصحب السلطان بالحذر، والصديق بالتواضع ، والعدو بالتحرز، والعامة بالبشر.(571)
با صاحب قدرت (سلطان )، با ترس از موارد خطر؛ با دوست خود، با فروتنى ؛ با دشمن ، با حالت آماده باش و با توده مردم ، با خوشرويى همنشينى كن .
4 - اعتدال و ميانه روى در معاشرت :
احبب حبيبك هونا ما، عسى ان يعصيك يوما ما، وابغض بغيضك هونا ما، عسى ان يكون حبيبك يوما ما.(572)
با دوست خويش در دوستى زياده روى مكن ، زيرا شايد روزى دشمن تو شود و با دشمنت در دشمنى ميانه روى كن ، چون ممكن است روزى دوست تو شود.
5 - احتياط و هوشيارى :
امام رضا (عليه سلام ) فرمود: حضرت على (عليه سلام ) از جمله سفارشاتى كه به كميل فرمود، اين بود:
يا كميل ! اخوك دينك فاحتط لدينك بما شئت .(573)
اى كميل ! برادر تو دين توست . پس تا آنجا كه مى توانى ، درباره دينت هوشيارى و احتياط كن .
6 - امر به معروف و نهى از منكر:
فيما كتب الرضا (عليه سلام ) للماءمون : الامر بالمعروف والنهى عن المنكر واجبان اذا امكن ولم تكن خيفة على النفس .(574)
از جمله مسائلى كه امام رضا (عليه سلام ) در نامه اش به ماءمون عباسى نوشت ، اين بود: امر به معروف و نهى از منكر هرگاه كه ممكن باشد و ترس و بيم جان نباشد، واجب است .
7 - احسان و نيكوكارى :
استعمال العدل والاحسان مؤ ذن بدوام النعمة .(575)
((به كار گرفتن روش ((عدل وداد)) و ((احسان )) دوام و پايدارى نعمت را اعلام مى دارد)).
8 - اجابت دعوت دوستان :
السخى ياءكل من طعام الناس لياءكلوا من طعامه والبخيل لا ياءكل من طعام الناس لئلا ياءكلوا من طعامه .(576)
سخى (بخشنده ) از غذاى مردم مى خورد تا مردم نيز از غذاى او بخورند، ولى بخيل از غذاى مردم نمى خورد تا مرد از غذاى او نخورند.
9 - احترام به شخصيت ديگران
اذا ذكرت الرجل وهو حاضر فكنه ، واذا كان غائبا فسمه .(577)
هرگاه خواستى شخص حاضرى را نام برى ، كنيه او را بگو و اگر غايب است ، نامش را ببر.
(كنيه اسمى است كه در آغاز آن ((اب )) و يا ((ام )) باشد، مانند ابوالقاسم ، ام كلثوم . معمولا قصد اعراب از آوردن كنيه ، تعظيم و احترام افراد است ).
10 - ادخال سرور در قلب دوستان :
فاحب الخلق الى الله من ادخل على اهل بيت مؤ من سرورا.(578)
محبوبترين انسان در نزد خدا، كسى است كه بر خانواده مؤ منى شادى وارد كند.
الهدية تذهب الضغائن من الصدور.(579)
هديه كنيه ها را از دلها مى زدايد.
11 - بزرگوارى و گذشت :
عن الرضا (عليه سلام ) عن آبائه ، قال : قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ): عليكم بمكارم الاخلاق ، فان الله عزوجل جل بعثنى بها.(580)
حضرت رضا (عليه سلام ) از پدران گرامى خود حديث كرده كه رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) به مردم مى فرمود: بكوشيد تا به ((مكارم اخلاق )) تخلق يابيد، زيرا خداوندمرا بسط اخلاق بزرگوارانه مبعوث فرموده است .
12 - پناهگاه مادى و معنوى دوستان بودن :
اجل الخلائق واكرامها اصطناع المعروف ، واغاثة الملهوف ، وتحقيق امل الامل ، وتصديق مخيلد الراجى .(581)
گرامى ترين و شريفترين خوبيها، بخشندگى و فريادرسى بيچارگان و برآوردن آرزوى آرزومندان و تصديق كردن پندار اميدوار است .
13 - پاى بندى جدى به حقوق مادى و معنوى دوستان :
من فعل ما لزمه من امرالمومنين ، باهى الله تعالى به و ملائكته .(582)
هر كه امور و حقوق لازم مؤ منين را به انجام رساند، خداوند و فرشتگان به او مباهات مى كنند.
انى لاستحيى من ربى ارى الاخ من اخوانى فاساءل الله الجنة وابخل عليه بالدينار والدرهم .
من از خداوند شرم مى كنم كه برادرى از برادران مسلمانم را نيازمند به درهم و دينارى ببينم و از مكم به آنها بخل ورزم و با اين حال از خداوند طلب بهشت نمايم .
14 - پرداختن به بحثهاى علمى :
والعلم اجمع لاهله من الاباء.(583)
دانش فراهم كننده تر است براى اهل علم از نسبت پدران (كسانى كه پيوسته سرگرم مباحثه مطالب علمى هستند، پيوندشان استوارتر است از برادران به واسطه پدرانشان ).
15 - تواضع و فروتنى :
عن على بن الجهم : قال : قلت للرضا (عليه السلام ): جعلت فداك ! فما حدو التواضع قال : ان تعطى الناسس ما تحب ان يعطوك .(584)
على بن جهم گويد: از امام رضا (عليه سلام ) پرسيدم ، فدايت شوم ، تعريف تواضع چيست ؟ حضرت فرمود: اينكه به مردم بدهى ، آنچه را دوست دارى ، به تو بدهند (رفتار منصفانه ).
16 - تذكرات و انتقادهاى بجا و معقول :
حق المؤ من على المؤ من ان يمحضه النصيحة فى المشهد والمغيب كنصيحته لنفسه .(585)
ح مومن بر مومن خالص كردن خيرخواهى براى او در آشكار و نهان است ، مانند خيرخواه بارى خودش.
17 - حفظ عزت و آبرو:
احفظ لسانك تعز.(586)
زبان خود را نگهدار تا عزيز باشى .
ان الصمت باب من ابواب الحكمة ، ان الصمت يكسب المحبة ، انه دليل على كل خير.(587)
همانا خاموشى يكى از درهاى حكمت است . خاموشى محبت مى آورد و آن راهنماى هر خيرى است .
سرعة المشى تذهب ببهاء المؤ من .(588)
تندروى شكوه مؤ من را مى برد.
18 - حسن خلق :
اقربكم منى مجلسا يوم القيامة احسنكم خلقا، وخيركم لاهله .(589)
در قيامت آن كس به من نزديكتر است كه در دنيا خوش اخلاقتر و نسبت به خانواده خود نيكوتر باشد.
19 - قرض دادن به دوستان و امهال در پرداخت آن :
ارفق بمن لك عليه حق تاءخذه منه فى عفاف وكفاف فان كان غريمك معسرا وكان انفق ما اخذ منك فى طاعة الله فانظره الى ميسرة .(590)
با آن كس كه حقى به عهده او دارى ، مدارا و مهربانى كن و آن حق را با رعايت عفاف و كفايت حال او، از وى بگير و اگر بدهكار تو تنگدست باشد و مالى كه از تو گرفته ، در طاعت خدا خرج كرده ، مهلتش بده تا گشايشى براى او پيدا شود.
20 - مدارا و نرمش در رفتار:
كن خيرا شر معه ، كن ورقا لا شوك معه ، ولا تكن شوكا لا ورق معه ، وشرا لا خير معه .(591)
خير خالص باشد بدون شر، برگى باش بدون خار، خارى نباش منهاى برگ و شرى نباش منهاى خير.
اصطنع المعروف الى من هو اهله والى من ليس اهله ، فان لم يكن هو اهله فكن انت من اهله .(592)
نيكى كن نسبت به كسانى كه اهل نيكى هستند و همچنين نسبت به كسانى كه اهل نيكى نيستند، زيرا اگر آنها اهل نيكى نيستند، تو از اهل نيكى باش .
االامام الرضا (عليه سلام ): دخلت مع يونس بن عبدالرحمان على الرضا (عليه سلام ) فشكى اليه ما يلقى من اصحابه من الوقيعة ، فقال الرضا (عليه سلام ): دارهم فان عقولهم لا تبلغ .(593)
راوى حديث گويد: با يونس بن عبدالرحمان نزد امام رضا (عليه سلام ) رفتيم . يونس از بدگويى يارانش پشت سر يكديگر شكايت كرد. امام رضا (عليه سلام ) فرمود، با آنها مدارا كن كه عقلشان نمى رسد.
21 - مروت و جوانمردى :
الفتوة اربعة : التواضع مع الدولة ، والعفو مع القدرة ، والنصيحة مع العداوة ، والعطية بلامنة .(594)
22 - وقت شناسى :
الف ) ضرورت شناخت زمان جهت ديدار دوستان
ب ) ضرورت مصلحت انديشى
الف - ضرورت شناخت زمان جهت ديدار دوستان :
عن ياسر الخادم و نادم قالا: قال لنا ابوالحسن : ان قمت على رؤ سكم وانتم تاءكلو فلا تقوموا حتى تفرغوا، ولربما دعا بعضنا فيقال : هم ياءكلون فيقول : دعوهم حتى يفرغوا.(595)
((ياسر)) و ((نادر)) در خدمتگزار امام رضا (عليه سلام ) گفتند: آن بزرگوار به ما فرموده بود: اگر بالاى سرتان رسيدم ، در حالى كه مشغول خوردن بودند، از جاى خود برنخيزيد تا فارغ شويد. (غذايتان تمام شود) ببه همين جهت بسيار اتفاق مى افتاد كه امام (عليه سلام ) ما را صدا مى كرد و در پاسخ او مى گفتند، به غذا خوردن مشغولند و آن حضرت مى فرمود: بگذاريد غذايشان تمام شود.
ب - ضرورت مصلحت انديشى :
قال على بن موسى الرضا (عليه سلام ): ياءتى على الناس زمان تكون العافية فيه عشرة اجزاء: تسعة منها فى اعتزال الناس ، وواحد فى الصمت .(596)
زمانى بر مردم بيايد كه اگر عافيت در آن موقع ده جزء باشد، نه جزء از عافيت در كناره گيرى از مردم و يك جزء آن در سكوت باشد.
((سيد رضى )) رحمهم الله گفته است :
كن فى الانام بلاعين ولا اذن ... او لا فعش ابدا الايام مصدورا
در ميان مردم بدون چشم و گوش باش (يعنى عيوب مردم را ناديده و نشنيده بگير) يا اينكه همه روز خارج (از محيط مردم ) زندگيى كن .
والناس اسد فى فرائسها ... اما عقرت واما كنت معقورا(597)
مردم چون شيرهايى هستند كه از شكار خود حمايت و نگهدارى مى كنند. چنانچه يكى از اين دو كار را نكنى ، يا مردم را مى گزى يا گزيده خواهى شد.
23 - متعادلبودن حالات روانى :
المؤ من اذا غضب لم يخرجه غضبه عن حق ، واذا رضى لم يدخله رضاه فى باطل ، واذا قدر لم ياءخذ اكثر من حقه .
مؤ من حقيقى هرگاه خشمگين شود، خشم او را از حق خارج نمى كند. زمانى كه خوشحال گردد، خوشحاليش او را در باطل و امر بيهوده وارد نمى كند. وقتى به قدرت رسيد، زيادتر از حق خود را اخذ نمى كند (در صدد انتقام از دشمن نيست ، بلكه به حق خودش اكتفا مى كند).


ب - امور سلبى (عوامل تضعيف كننده پيوند دوستى )
به ترتيب حروف الفبا:
1 - آراسته نبودن ظاهر (ژوليدگى و عدم آراستگى ظاهر)
2 - اصالت دادن به عناوين و اعتبارات ظاهرى
3 - بحث و جدل بيفايده
4 - بخل
5 - پيشداورى و قطع سخنان دوستان
6 - تحكم و استبداد
7 - خوش باورى
8 - خصوممت
9 - خيانت
10 - دروغ
11 - رياست طلبى و شهرت خواهى
12 - رفتارهاى جلف و كودكانه
13 - رد احسان
14 - سخت گيرى و اشكال تراشى
15 - سوءنيت
16 - كفران و ناسپاسى
17 - كج خلقى
18 - مناظره بدون در نظرگرفتن استعداد ذهنى دوستان
19 - محجوب بودن از دوستان (در وقت نياز آنها)
20 - مال پرستى
21 - مكرو نيرنگ
22 - مدح و طرح دوستى با دشمن
23 - ميگسارى
24 - ياد اشخاص با عناوين تحقيرآميز
1 - آراسته نبودن ظاهر (ژوليدگى و عدم آراستگى ظاهر):
ان الله يبغض من الرجال القاذورة .(598)
خداوند مردان كثيف و ژوليده را دشمن دارد.
2 - اصالت دادن به عناوين و اعتبارات ظاهرى :
من لقى فقيرا مسلما فسلم عليه خلاف سلامه على الغنى لقى الله يوم القيامة وهو عليه غضبان .(599)
هر كس تهيدست مسلمانى را ديدار كند، برخلاف سلامى كه بر ثروتمند كرده بر او سلام كند، خدا را روز قيامت در حالى كه بر او خشمگين است ، ديدار مى كند.
3 - اظهار حاجت نزد نااهل :
عن البزنطى : قال : قلت لابى الحسن الرضا (عليه سلام ) جعلت فداك اكتب لى الى اسماعيل بن داود الكتاب لعلى اصيب منه قال : انا اضن بك ان تطلب مثل هذا وشبهه ولكن عول على مالى .(600)
((بزنطى )) گويد: به امام رضا (عليه سلام ) گفتم : برايم نامه اى به اسماعيل بن داود، نويسنده (در دستگاه ماءمون ) بنويس ، شايد از او چيزى به من رسد. حضرت فرمود: من براى شاءن تو دريغ دارم كه از او و امثال او چيزى بخواهى ولى حاجت خود را از مال من برآورده كن .
4 - بحث و جدل بى فايده :
ان الله يبغض القيل والقال .(601)
بدون ترديد خداوند مشاجره لفظى (قيل و قال ) را (بدون آنكه آدمى را به نتيجه مطلوب رساند) دشمن دارد.
صديق الجاهل فى تعب .(602)
كسى كه رفيق جاهل (احمق ) دارد، همواره در رنج و عذاب است .
5 - بخل :
اياكم والبخل ، فانها عاهة لا تكون فى حر ولا مؤ من ، آنهاخلاف الايمان .(603)
از بخل بپرهيزيد، زيرا صفت بخل آفتى است كه در هيچ مؤ من و آزادمردى وجود نخواهد يافت . به علاوه اين صفت زشت مخالف ايمان است .
6 - پيشداورى و قطع سخنان دوستان :
ابراهيم بن عباس مى گويد:
ما راءيت ابالحسن الرضا (عليه سلام ) قطع على احد كلامه حتى يفرغ منه .(604)
من هرگز نديدم امام رضا (عليه سلام ) سخن كسى را قطع كند (بلكه صبر مى كرد) تا او از سخن گفتن فارغ شود.
حضرت امام صادق (عليه سلام ) در مورد تقبيح قطع كردن ادامه سخن ديگران فرموده است :
من عرض لاخيه المسلم المتكلم فى حديثه فكاءنما خدش وجهه .(605)
هر كس در ميان سخن برادر مسلمانش بدود و متعرض كلام او در حين گفتن شود، مثل اين است كه صورت او را خراشيده است .
7 - تحكم و استبداد:
اذا سمعت الرجل يجحدا الحق ويكذب به ويقع فى اهله ، فقم من عنده ولا تقاعده .(606)
هرگاه شنيدى مردى حق را انكار و تكذيب مى كند و با اهل آن ماءنوس ‍ است . پس از نزد او برخيز و باوى همنشينى مكن .
لا يحل لمسلم ان يروع مسلما.(607)
براى هيچ مسلمانى شايسته نيست كه مسلمانى را به وحشت اندازد.
8 - خوش باورى :
لم يخنك الامين ، ولكن ائتمنت الخائن .(608)
امين هرگز به تو خيانت نمى كند. اين تويى كه خائن را امين دانسته اى (امانت را به دست خيانت پيشه مى سپارى ).
9 - خصوممت :
اياكم ومشاجرة الناس فانها تظهر العزة ، وتدفن العزة .(609)
از خصومت با مردم دورى كنيد زيرا خصومت عيوب نهفته را آشكار مى سازد و عزت را از بين مى برد.
اذا كان فى ليلة القدر غفرالله بمثل ما غفر فى رجب وشعبان وشهر رمضان الى ذلك اليوم الا رجل بينه وبين اخيه شحناء فيقول الله عزوجل : انظروا هولاء حتى يصطلحوا.(610)
امام رضا (عليه سلام ) فرمود: ((هرگاه شب قدر فرا رسد، خداوند متعال مى آمرزد، بمانند آنچه در ماه رجب و شعبان و رمضان تا آن روز آمرزيده ، مگر فردى را كه بين او و برادر دينى اش كينه و دشمنى باشد، خداوند مى فرمايد: ايشان را از نظر بيندازيد (عقب رانيد) تا باهم آشتى كنند)).
10 - خيانت :
ليس منا من خان مسلما.(611)
كسى كه به مسلمانى خيانت كند، با ما پيوند معنوى ندارد.
اشكال خيانت :
ملعون ، ملعون من اتهم اخاه ، ملعون ملعون من غش اخاه ، ملعون ملعون من لم ينصح اخاه ... ملعون ملعون من اغتاب اخاه .(612)
ملعون است ، ملعون است كسى كه به برادر دينش اش تهمت زند، او را بفريبد، خيرخواهش نباشد... غيبت او را گويد.
11 - دروغ :
اياكم والكذب ، فانه يهدى الى الفجور وهما فى النار.(613)
از دروغ بپرهيزيد، زيرا دروغ آدمى را به فسق و فجور مى كشاند و سرانجام دارنده اين دو صفت زشت (دروغ ، فسق ) ورود در آتش جهنم است .
عن ابى الحسن الرضا (عليه سلام ): قال سئل رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) يكون المؤ من جبانا؟
قال : نعم قيل ويكون بخيلا؟ قال نعم : قيل : ويكون كذابا؟ قال : لا.(614)
حضرت رضا (عليه سلام ) فرمود: از پيامبر پرسيدند: آيا مؤ من ممكن است ترسو باشد؟
فرمود: آرى . گفتند: ممكن است بخيل باشد؟ فرمود: آرى . ممكن است دروغگو باشد فرمود: خير.
12 - رياست طلبى و شهرت خواهى :
عن معمربن خلاد، عن ابى الحسن الرضا (عليه سلام ) انه ذكر رجلا فقال انه يحب الرئاسد فقال (عليه سلام ) ما ذئبان ضاربان فى غنم قد تفرق رعاؤ ها باضر فى دين المسلم من الرئاسة .(615)
((معمربن خلاد)) مى گويد: در محضر حضرت رضا (عليه سلام ) نام مردى به ميان آمد كه سخت دوستدار رياست بود. حضرت فرمود: ضرر و زيان دو گرگ درنده اى كه به گله بى نگهبانى هجوم برده باشند، بيش از ضرر رياست براى دين يك مسلمان نيست .
13 - رفتارهاى جلف و كودكانه :
لا تمكن الناس من قيادك فتذل رقبتك .(616)
با رفتارهاى جلف و كودكانه (يا با تن دادن به هر نوع بردگى وپستى ) افسار خود را به دست مردم مده و آنها را بر خود مسلط مكن كه ذليل و خوارخواهى شد.
14 - رد احسان :
قال الرضا (عليه سلام ) كان اميرالمؤ منين (عليه سلام ) يقول : لا ياءتى الكرامة الا حمار، فسئل عنه (عليه سلام ): ما معنى ذلك ؟
قال : التوسعة فى المجلس والطيب يعرض عليه (من اباهما كان كما قال ).(617)
امام رضا (عليه سلام ) فرمود: حضرت على (عليه سلام ) فرموده است :
كرامت (پذيرفتن احترام ) را رد نمى كند مگر الاغ .
از آن حضرت سؤ ال شد: منظورتان چيست ؟ (معناى اين حديث چيست ؟) حضرت فرمود: آن كرامت (احترام ) شامل جادادن در مجلس و دادن عطر (بوى خوش ) مى شود (و هر كس اين دو را نپذيرد، چنان است كه گفته شد يعنى درازگوش است ).
15 - سخت گيرى و اشكال تراشى :
ان بنى اسرائيل شددوا فشدد الله عليهم قال لهم موسى (عليه سلام ) اذبحوا بقرة قالوا: ما لونها؟ فلم يزالوا شددوا حتى ذبحوا بقرد بمل ء جلدها ذهبا.(618)
حضرت امام رضا (عليه سلام ) فرمود: بنى اسرائيل سخت گرفند. خدا نيز بر آنها سخت گرفت . موسى به آنها گفت گاوى را بكشيد. آنها گفتند: رنگش چه باشد؟ پيوسته سخت گرفتند تا ناجار گاوى خريدند و ذبح كردند كه به بهاى آن پوست گاو را پراز طلا كردند و دادند.
16 - سوءنيت :
من مشى فى حاجة اخيه فلم يناصحه ، كان كمن حارب الله ورسوله ... لا يقبل الله عمل عبد وهو يضمر فى قلبه على مؤ من سوا.(619)
هر كس در راه نيازمندى برادر دينى اش قدم بردارد، ولى خيرخواه او نباشد، مانند كسى است كه با خدا و پيامبرش جنگيده است . خداوند عمل بنده اى را كه در دلش نيت بدى براى مؤ منى باشد، قبول نمى كند.
17 - كفران و ناسپاسى :
احسنوا جوار النعم ، فانها وحشية ماناءت عن قوم فعادت اليهم .(620)
با نعمتها خوشرفتارى كنيد (در برابر خدمات شايسته ديگران تمجيد و تشكر كنيد) زيرا نعمتها وحشيند، از قومى كه دور شدند، به آنان برنمى گردد.
من لم يشكر المنعم من المخلوقين لم يشكر الله عزوجل .(621)
كسى كه شكر نعمت مخلوق را ادا نكند، شكر خداوند خالق را ادا ننموده و بجا نياورده است .
اياكم وسوء الخلق ، فان سيى ء الخلق فى النار لا محالة .(622)
از كج خلقى بپرهيزيد، زيرا اين اخلاق صاحب خود را داخل جهنم مى كند.
18 - مناظره بدون در نظرگرفتن استعداد ذهنى دوستان :
قال على بن موسى الرضا (عليه سلام ): حديث الناس بما يعرفون ، واتركهم مما لا يعرفون .(623)
امام رضا (عليه سلام ) فرموده است : با مردم به اندازه معرفت و شاخت آنها سخن بگو و آنچه را كه نمى تانند دانست ، رها كن .
19 - محجوب بودن از دوستان (در وقت نياز آنها):
ملعون ، ملعون من احتجب عن اخيه .(624)
از رحمت خداوندى به دور است . از رحمت خداوندى به دور است كسى كه در موارد نياز و گرفتارى دوست ، خود را پوشيده بدارد به طورى كه دسترسى به او به آسانى ممكن نباشد.
20 - مال پرستى :
اول من يدخل النار... ذو ثروة من المال لم يعط المال حقه .(625)
نخستين كسى كه وارد آتش جهنم مى شود... ثروتمندى است كه (به سبب مال پرستى ) حقوق مالى خويش را عطا نكرده باشد.
من اعطى شيئا من حطام الدنيا ومنع اخاه كان ممن ظلمه ، وغضبه واستضعفه .(626)
هر مؤ منى برادر مؤ من خود را از مال بى ارزش دنيا كه به او عطا گرديده منع كند، او از كسانى است كه آن مؤ من را مورد ظلم و غضب و استضعاف قرار داده است و در چنين حالى بايد خشم الهى باشد.
21 - مكرو نيرنگ :
عن الرضا (عليه سلام ) عن ابائه : قال : قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ): من كان مسلما فلا يمكر ولا يخدع ، فانى سمعت جبرئيل (عليه سلام ) يقول : ان المكر والخديعة فى النار.(627)
امام رضا (عليه سلام ) از پدران بزرگوار خود روايت كرده است كه رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: هر كه مسلمان است ، مكر و نيرنگ ندارد زيرا من از جبرئيل (عليه سلام ) شنيدم ، مى گفت : همانا مكر و نيرنگ در آتشند.
22 - مدح و طرح دوستى با دشمن :
قال الرضا (عليه سلام ): من واصل لنا قاطعا او قطع لنا واصلا او مدح لنا عائبا او اكرم لنا مخالفا فليس منا ولسنا منه .(628)
امام رضا (عليه سلام ) فرمود: هر كه با كسى كه از ما قطع رابطه كرده بپيوندد، و يا از آنكه با ما پيوسته ببرد يا عيب كننده ما را مدح گويد يا مخالف ما را گرامى دارد، با ما پيوند معنوى ندارد و ما از او نيستيم .
قال الرضا (عليه سلام ): من والى اعداء الله فقد عادى اولياء الله ومن عادى اولياء الله فقد عادى الله وحق على الله ان يدخله فى نار جهنم .(629 )
امام رضا (عليه سلام ) فرمود: هركس دشمنان خدا را دوست بدارد، به تحقيق دوستان خدا را دشمن داشته و هر كس دوستان خدا را دشمن بدارد، برخداوند است كه او را در دوزخ داخل كند.
قال الرضا (عليه سلام ): ان ممن يتخذ مودتنا اهل البيت لمن هو اشد فتنة على شيعتنا من الدجال . فقيل له : يابن رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) بماذا؟ قال : بموالاة اعدائنا ومعاداة اوليائنا!
انه اذا كان كذلك اختلط الحق بالباطل واشتبه الامر. فلم يعرف مؤ من من منافق .(630)
امام رضا (عليه سلام ) فرمود: برخى از كسانى كه مودت و دوستى ما اهل بيت را دستاويز ساخته اند، فتنه شان بر شيعيان ما از فتنه دجال بيشتر است . پرسيدند: اى فرزند رسول خدا! به چه مناسبت فتنه شان از دجال بيشتر است ؟ فرمود: زيرا با دشمنان ما، مهر و مودت مى ورزند و نسبت به دوستان ما دشمنى و عداوت مى نمايند.
هرگاه چنين شد، حق و باطل مخلوط مى شوند و حقيقت مورد اشتباه قرار مى گيرد، در نتيجه مؤ من از منافق بازشناخته نمى شود.
23 - ميگسارى :
عن الرضا (عليه سلام ): لا تجالس شارب الخمر ولا تسلم عليه .(631)
امام رضا (عليه سلام ) فرمود: همنشين شراب خور مباش و به او سلام مكن .
24 - ياد اشخاص با عناوين تحقيرآميز:
قال الراوى : سمعت الرضا (عليه سلام ) يوما ينشد شعراء، فقلت : لمن هذا اعز الله الامير؟ قال : لعراقى لكم ، قلت : انشدنيه ابوالعتاهية لنفسه ، فقال (عليه سلام ) هات اسمه ودع عنك هذا ان الله سبحانه وتعالى يقول : ولا تنابزوا بالالقاب ولعل الرجل يكره هذا.(632)
راوى گويد: از امام رضا (عليه سلام ) شنيدم كه شعرى مى خواند، گفتم اى سرور! شعر از كيست ؟
فرمود: از يك عراقى از خودتان .
گفتم : آن را ((ابوالعتاهيه ))(633) براى من خوانده است .
امام فرمود: اسم او را ذكر كن و لقب را رها نما. به درستى كه خداوند در قرآن فرموده است : ((با لقب ، يكديگر را آزار ندهيد)).
شايد ا: مرد از اين لقب كراهت (رنجش خاطر) داشته باشد.


منابع
568- اصول كافى ، جلد 1، ص 24.
569- بحار الانوار، جلد 78، ص 335.
570- فروع كافى ، جلد 6، ص 510.
571- بحار الانوار، جلد 75، ص 356 و جلد 74، ص 167.
572- مجالس پسر شيخ طوسى ، ص 232.
573- بحار الانوار، جلد 2، ص 258 - امالى ((مفيد))، ص 383 - مسند الامام الرضا، جلد 1، ص 288.
574- بحار الانوار، جلد 97، ص 77.
575- بحار الانوار، جلد 75، ص 26.
576- سفينة البحار، جلد 2، ص 84.
577- تحف العقول ، ص 467.
578- بحار الانوار، جلد 75، ص 66.
579- مسند الامام الرضا، جلد 1، ص 294.
580- مستدرك الوسايل ، جلد 2، ص 283.
581- بحار الانوار، جلد 75، ص 357.
582- مستدرك الوسائل ، جلد 2، ص 413.
583- ميراث امامان ، ص 445 - بحار الانوار، جلد 74، ص 175.
584- بحار الانوار، جلد 75، ص 118.
585- بحار الانوار، جلد 75، ص 66.
586- اصول كافى ، كتاب ايمان و كفر، باب خاموشى و نگهدارى زبان ، حديث 4
587- اصول كافى ، جلد 1، ص 113.
588- خصال ((صدق ))، باب الواحد
589- مسند الامام الرضا، جلد 1، ص 297.
590- مستدرك الوسائل ، جلد 2، ص 493.
591- بحار الانوار، جلد 74، ص 409 - وسائل الشيعه ، جلد 11، ص 528.
592- بحار الانوار، جلد 74، ص 409 - وسائل الشيعه ، جلد 11، ص 528.
593- رجال ((كشى ))، ص 448.
594- مكتب اسلام ، سال 5، شماره 1.
595- بحار الانوار، جلد 74، ص 141 - فروع كافى ، جلد 6، ص 298.
596- مسند الامام الرضا، جلد 1، ص 284 - انوار البهيه ، ص 345.
597- ستارگان درخشان ، جلد 10، ص 39.
598- بحار الانوار، جلد 79، ص 303.
599- مسند الامام الرضا، جلد 1، ص 299
600- بحار الانوار، جلد 75، ص 111.
601- تحف العقول ، ص 326 - كافى ، جلد 5، ص 301 - مسند الامام الرضا، جلد 1، ص 285.
602- بحار الانوار، جلد 78، ص 352.
603- بحار الانوار، جلد 78، ص 346
604- بحار الانوار، جلد 49، ص 90.
605- كافى ، جلد 4، ص 481.
606- تفسير نورالثقلين ، جلد 1، ص 564.
607- مسند الاامام الرضا، جلد 1، ص 288.
608- تحف العقول ، ص 442.
609- مسند الامام الرضا، جلد 1، ص 274.
610- بحار الانوار، جلد 75، ص 188.
611- مسند المام الرضا، جلد 1، ص 294
612- وسائل الشيعه ، جلد 5، ص 563.
613- ميزان الحكمه ، جلد 8، ص 340.
614- مسند الامام الرضا، جلد 1، ص 276.
615- كافى ، جلد 2، ص 297.
616- اصول كافى ، كتاب الايمان والكفر ((باب الصمت وحفظ اللسان ))، حديث 4
617- بحار الانوار، جلد 75، ص 140 - معانى الاخبار، ص 52.
618- بحار الانوار، جلد 13، ص 266.
619- بحار الانوار، جلد 75، ص 66
620- بحار الانوار، جلد 75، ص 341.
621- بحار الانوار، جلد 71، ص 44 - ميزان الحكمه ، جلد 5، ص 153.
622- جامع الاخبار، ص 125 - تحف العقول ، ص 274 - مسند الامام الرضا، جلد 1، ص 296.
623- رجال كشى ، ص 487
624- وسائل الشيعه ، جلد 5، ص 563.
625- بحار الانوار، جلد 72، ص 126
626- مستدرك الوسائل ، جلد 2، ص 413.
627- بحار الانوار، جلد 72، ص 284.
628- بحار الانوار، جلد 75، ص 391.
629- بحار الانوار، جلد 75، ص 391.
630- بحار الانوار، جلد 75، ص 391.
631- مستدرك الوسائل ، جلد 2، ص 67.
632- بحار الانوار، جلد 75، ص 143.
633- نام ((ابوالعتاهية )) اسماعيل بن قاسم است و عتاهيه به معنى ((مرد قد دراز)) است يا به معنى ((فرد دوستدار مزاح و شوخى ))


نوشته شده در   يکشنبه 29 اسفند 1389    
PDF چاپ چاپ