يکشنبه 29 دي 1398 | Sunday, 19 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 29 اسفند 1389     |     کد : 8605

آيين معاشرت و دوست يابى

آيين معاشرت و دوست يابى

چشم اندازى از حيات طيبه در مورد تكاليف و وظايف انسان نسبت به دوستان و آشنايان(آيين معاشرت و دوست يابى )
چشم اندازى از حيات طيبه در مورد تكاليف و وظايف انسان نسبت به دوستان و آشنايان(آيين معاشرت و دوست يابى )

اهميت معاشرت در زندگى انسان 1 - هر انسانى براساس تمايل فطرى خود از ايام كودكى تا روزگار پيرى نيازمند معاشرت با ديگران است . او از تنهايى رنج مى برد. از اين جهت مى كوشد تا همدم و يار مناسبى براى خود برگزيند تا انيس و مونس او در ايام خلوت باشد.
دوست عاقل و وفادار يكى از بهترين سرمايه هاى زندگى است زيرا علاوه بر اينكه مايه الفت و آرامش آدمى است ، مى تواند او را در بسيار از امور مادى و معنوى يارى كند و شخصيت اصيل وى را تقويت نمايد و استعدادهاى نهفته اش را آشكار سازد. به عكس دوست جاهل ، مانع رشد و ترقى ، قابليتهاى فطرى آدمى شده و معاشرت با او سبب ناراحتى و ملامت خاطر است .
قال على بن موسى الرضا (عليه سلام ): صديق الجاهل فى تعب .(541)
حضرت رضا (عليه سلام ) فرمود: ((كسى كه رفيق جاهل دارد، همواره در رنج و ناراحتى است )).
((ارسطو)) مى گويد:
((انسان در هر حال محتاج به دوستان مى باشد تا در حال خوشى و نعمت نديم و مونس او باشند و در حال سختى و گرفتارى وى را كمك نمايند... به جان خودم كه هم افراد غنى و توانا محتاج به دوستانى هستند كه او را كمك و يارى كنند، و هم فقير به دوستانى نيازمند است كه وى را دستگيرى نمايند. بايستى به اطفال بياموزند كه احدى قدرت ندارد بدون دوست و رفيق زندگى نمايد، اگر چه مالك تمام دنيا باشد و كسى كه امر محبت را كوچك مى شمارد، خود كوچك است كه گمان مى كند بدون دوست كار او انجام مى گيرد! به نظر من قدر دوست واقعى ، بالاتر از تمام گنجهاى قارون و ذخيره هاى سلاطين و اشياء نفيس از جواهرات و آنچه بر روى زمين است )).(542)
روان شناس معروف آمريكايى ، ((ديل كارنگى )) مى گويد:
اين جمله را در ذهن خود به خود تلقين كنيد:
(( ((نيكبختى من ))، ((شادى من ))، ((عوايد من ))، ((بستگى من ))، بستگى به هيچ چيز ندارد، مگر به مهارتى كه در شيوه معاشرت با مردمان به كار مى برم )).(543)
امام رضا (عليه سلام ) فرموده است :
اجمل معاشرتك مع الصغير والكبير.(544)
((لازم است با كوچك و بزرگ (تمام اطفال و بزرگسالان ) نيكو و مؤ دب معاشرت نمايى )).
2 - موضوع انتخاب دوست ، يكى از مسائل حساس و سرنوشت ساز در اجتماع انسانهاست . اين عامل پراهميت پس از اراده آدمى ، از مهمترين عوامل شخصيت او محسوب كه اگر به آن توجه نشود، زيانهاى جبران ناپذيرى را به همراه خواهد آورد، به طورى كه خاطره تلخ آن ممكن است تا پايان عمر در روح آدمى باقى بماند و او را آزار دهد.
يكى از دانشمندان گويد: وقتى بخواهيم يك اسب يا حيوانى را بخريم ، درباره اصالت نژاد و طرز تربيت آن تحقيقات زيادى به عمل مى آوريم . آيا بهتر نيست كه در انتخاب دوست و رفيق همين قدر دقت به عمل آوريم ؟ آيا دوستان ما به اندازه يك حيوان اهلى در زندگى ما تاءثيرى ندارند؟!!(545)
3 - تاءثيرپذيرى دوست به حدى است كه اگر آدمى در شناخت كسى درمانده شود، بايد به اخلاق دوستانش نظر افكند. اگر آنها پيرو آيين الهى باشند، او نيز پيرو آيين خداست . اگر آنها بر آيين الهى نباشند، او نيز بهره اى از آيين حق ندارد. چه اينكه هر كسى به وسيله همنشينانش شناخته مى شود و به ياران و دوستانش منسوب مى گردد.
((سنت بوو)) مى گويد:
((به من بگو چه اشخاصى را مى پسندى تا بگويم تو خود كيستى و از هوش ‍ و ذوق و اخلاق چه مايه دارى !)).(546)
((اسپانيوليها مثلى دارند كه مى گويند: اگر به ميان گرگها بروى ، زوزه كشيدن از آنها خواهى آموخت . معاشرت با اشخاص پست و خودخواه ضررهاى عمده اى دارد زيرا اثرات اخلاقى آنها فكر را تاريك و محدود مى كند و روح مردانگى و اخلاق عالى را در انسان مى كشد و اگر مجالست با آنها ادامه يابد، قلب سخت و سنگين مى شود و قواى معدوم مى شود. برعكس ‍ معاشرت و دوستى با اشخاصى كه عاقلتر، فاضلتر و باتجربه تر از خود ما هستند، داراى ارزش بسيار است زيرا صحبت آنها روحى تازه در انسان مى دمد و راه و رسم زندگانى را به ما مى آموزد و عقايد و نظريات ما را نسبت به ديگران اصلاح مى نمايد و مثل آن است كه ما را شريك عقل و دانش و تجربيات خود مى كنند... بنابراين براى ساختمان اخلاقى ، هيچ چيز مؤ ثرتر و مفيدتر از مصاحبت و دوستى با مردمان فعال و دانشمند نيست چون معاشرت آنها قواى معنوى ما را زياد مى كند و بر نيروى اراده ما مى افزايد و مقصد ما را در دنيا بلندتر و عاليتر كرده و ما را براى انجام امور زندگانى خويش و كمك به ديگران آماده مى سازد)).(547)
4 - آدمى در صورتى مى تواند حق معاشرت و همنشينى را به طور كامل ادا كند و كمترين تعدى به دوست خود روا ندارد كه از وجدان سالم و تربيت اسلامى برخوردار باشد، زيرا پيوندهاى دوستى كه براساس ارزشهاى اسلامى برقرار شود، وفادار و جاودانى است و نتايج پربارش در قيامت هم آشكار مى شود و آن را استحكام بيشترى مى بخشد، وگرنه دوستيهايى كه از اين دو ملاك (وجدان سالم ، تربيت اسلامى ) دور باشد و صرفا به خاطر عشق به بهره گيريهاى مادى صورت گيرد، آن چنان بى اعتبار است كه هرگاه نعمتهاى مادى از انسان جدا شود، رابطه دوستى قطع مى گردد و سرانجام جاى خود را به عداوت و دشمنى مى دهد.
سقراط مى گويد:
((مردم هركدام ارزش دارند. يكى مال مى خواهد و ديگرى جمال و بعضى افتخار، ولى من اعتقاد دارم كه يك دوست خوب از تمام اينها بهتر است )).(548)
5 - بر هر مسلمان لازم است در امر ((انتخاب دوست )) به راهنمايى هاى اولياء دين توجه كند تا زندگى در نظرش زيبا جلوه كند. همچنين به (مقياس ‍ درجه ) بهره مندى از مراتب همنشينى در امور مادى و معنوى با دوستان خود، به موفقيتهاى چشمگيرى نايل شود، چه آن كه يكى از سرمايه هاى دنيا و آخرت دوست شايسته است .
((ابن مسكويه )) دانشمند شهير اسلامى و استاد بوعلى مى گويد:
((تمام سعادت انسان نزد ديگران و دوستان يافت مى شود. سعادتمند كسى است كه دوستان واقعى براى خود به دست آورد و در دوستى با آنان از هيچ فداكارى و از خود گذشتگى دريغ ننمايد تا از آنان فضايل اخلاقى كسب كند و هم آنان از او بهره هاى اخلاقى برگيرند)).(549)


نهى شديد امام رضا (عليه سلام ) از همنشينى با افراد منحرف
عن الجعفرى ، قال : سمعت اباالحسن (عليه سلام ) يقول : مالى راءيتك عند عبدالرحمن بن يعقوب ؟ فقال : انه خالى ، فقال : انه يقول فى الله قولا عظيما، يصف الله ولا يوسف ، فاما جلست معه وتركتنا واما جلست معنا وتركته ؟ فقلت : هو يقول ، ماشاء، اى شى ء على منه اذا لم اقل مايقول ؟ فقال ابوالحسن (عليه سلام ) اما تخاف ان تنزل به نقمة فتصيبكم جميعا اما علمت بالذى كان من اصحاب موسى (عليه سلام ) وكن ابوه من اصحاب فرعون فلما لحقت خيل فرعون موسى تخلف عنه ليعظ اباه فيلحقه بموسى فمصى ابوه وهو يراغمه حتى بلغا طرفا من البحر فغرقا جميعا فاتى موسى (عليه سلام ) الخبر، فقال : هو فى رحمة الله ولكن النقمة اذا نزلت لم يكن لها عمن قارب المذنب دفاع .(550)
((ابوهاشم جعفرى )) يكى از شاگردان امام رضا (عليه سلام ) گويد: از امام رضا (عليه سلام ) شنيدم كه به من فرمود: چرا تو را مى بينم كه با ((عبدالرحمن بن يعقوب )) همنشينى مى كنى ؟ جعفرى گويد: عرض ‍ كردم ، او دايى من است . امام فرمود: او درباره ذات پاك خدا مطالب نامناسبى مى گويد كه ساحت پاك خدا از آن منزه است . خدا (به صورت اجسام و اوصاف آن وصف مى كند) در حالى كه خدا قابل توصيف نيست پس يا با او همنشين باش و ما را ترك كن و يا با ما همنشين باش و از او دورى كن . ابوهاشم گويد: عرض كردم ، او هر عقيده اى دارد و هر چه مى گويد، بر من چه زيانى دارد با اينكه من بر عقيده حق خود استوار هستم و از عقيده او دورى مى كنم . امام رضا (عليه سلام ) فرمود: آيا نمى ترسى كه بلايى به او برسد و تو نيز به بلاى او بسوزى ؟! آيا به اين داستان آگاهى ندارى كه شخصى از ياران حضرت موسى (عليه سلام ) بود، ولى پدرش از ياران فرعون بود، هنگامى كه سپاه موسى (عليه سلام ) ملحق سازد، ولى پدر سخن او را رد مى كرد و همچنان باهم ستيز مى كردند تا اينكه هر دو به كنارى از دريا رسيدند، ناگاه بلاى غرق شدن فرعونيان فرا رسيد و آن پسر نيز همراه پدر غرق شد، وقتى كه اين خبر به موسى (عليه سلام ) رسيد، موسى (عليه سلام ) فرمود: او در رحمت خداست ولى چون عذاب فرود آيد، از آن كس كه نزديك گنهكار است ، دفاعى نشود.
اهميت معاشرت در كلام امام هشتم (عليه سلام )
حدود همنشينى
سمعت على بن موسى الرضا (عليه سلام ) يقول : سمعت ابى يقول : سمعت جعفر الصادق (عليه سلام ) يقول : مودة يوم قرابة ، مودة شهر صلة ، ومودة سنة رحم ماسة من قطعها، قطعه الله .(551)
امام هشتم (عليه سلام ) فرمود: از پدرم شنيدم كه از پدر خود اين حديث را نقل مى كرد: دوستى يك روزه قرابت است . (اگر با كسى به مدت يك روز پيوند دوستانه برقرار شود، اين خود نوعى قرابت محسوب مى شود) و دوستى يك ماهه ((صله و پيوند)) است و دوستى يك ساله ((رحم )) است كه نمى توان آن را قطع كرد و هر كه قطع كند، خدا از او مى برد و پيوند خود را با او قطع مى كند.
مودة عشرين سنة قرابة (552)
دوستى بيست ساله در حكم خويشاوندى است .
لزوم نياز به دوستى (در زندگى )
امام رضا (عليه سلام ) فرمود:
وساعة لمعاشرة الاخوان الثقات ، والذين يعرفونكم عيوبكم ويخلصون لكم فى الباطن .(553)
در زندگى روزانه خود، بخشى را براى معاشرت و مذاكره با افراد آگاه و مورد اعتماد قرار دهيد و از وجود افرادى كه باطنهاى سالم و روحيه خيرخواهانه دارند؛ بخواهيد شما را نسبت به عيوبتان آگاه و معايب و اشتباهاتتان را تذكر دهند.
دكتر ((ساموئل اسمايلز)) دانشمند بزرگ علم اخلاق مى نويسد:
((هيچ چيز واجب تر از اخلاق حميده نيست . اخلاق حميده از علوم و فنون هم لازمتر است ، اخلاق خوب چيزى غير از درست كاركردن نيست . بهترين تميز براى اخلاق خوب از بد حس سلوك است . كسى كه توانست با اقران و زيردستان و اشخاص مافوق خود خوب رفتار كند، و از روى انصاف و وجدان و مروت و صداقت سلوك نمايد، هم خود و هم ديگران را به مسرت و خوشنودى نايل ساخته است )).(554)
شرايط همنشينى
قد سئل عن حق المومن على المومن : ان من المومن على المومن المودة فى صدره ، و المواساة فى ماله ... .(555)
از امام هشتم (عليه سلام ) سوال شد حق مومن بر مومن چيست ؟
حضرت فرمود: بدون ترديد حق مومن بر مومن ، آن است كه او را قلبا دوست بدارد و از نظر مالى به وى مواسات (كمك ) نمايد.
شدت ارتباط اهل ايمان در حالات روحى يكديگر (شركت در غم و شادى هم )
روى اءنه سئل العالم (عليه سلام ) عن الرجل يصبح مغموما لا يدرى سبب غمه ؟
فقال : اذا اصابه ذلك فليعلم اءن اخاه مغموم وكذلك اذا اصبح فرحان لغير سبب يوجب الفرح ، فبالله نستعين على حقوق الاخوان .(556)
روايت شده كه از امام هشتم (عليه سلام ) سوال شد سبب چيست ، گاه شخصى ؛ حالت غم فرو مى رود، در حالى كه خود سبب آن را نمى داند؟ حضرت فرمود: هرگاه غم و غصه (به طور ناخودآگاه ) به كسى دست دهد، پس بايد بداند برادر دينى اش غمناك است . همچنين است هرگاه آدمى بى جهت حالت سرور و انبساط به او دست دهد، (اين سرور سبب شادمانى برادر دينى اش مى شود (وناخودگاه او را مسرور مى كند)) پس از خداوند متعال مى خواهيم كه ما را در انجام حقوق برادران دينى كمك نمايد.
خطر معاشرت با اشرار
مجالسته الاشرار تورث سوء الظن بالاخيار.(557)
همنشينى با اشرار و بدكاران موجب بدبينى نسبت به نيكان و درستكاران است .
دوستى نسنجيده
الاسترسال بالانس يذهب المهابة .(558)
دامنه دادن انس با ديگران (يا انس گرفتن حساب نشده و بدون كنترل با مردم ) مهابت و شخصيت آدمى را از بين مى برد.
آداب معاشرت
تزاوروا، تحابوا، وتصافحوا ولا تحاشموا.(559)
پيوسته يكديگر را ملاقات كنيد تا دوستى هايتان برقرار بماند. با يكديگر مصافحه كنيد و بر يكديگر بلند پروازى نكنيد.
آيين بهزيستى
سئل عن الرضا (عليه سلام ): عن عيش الدنيا؟
فقال (عليه سلام ): سعد المنزل وكثرة المحبين .(560)
از امام رضا (عليه سلام ) درباره خوشى دنيا سوال شد. فرمود: وسعت منزل و فراوانى دوستان .
هنر مردم دارى
التودد الى الناس نصف العقل .(561)
دوستى با مردم ، نيمى از عقل است .
شرايط كمال همنشينى
كونوا زينا ولا تكونوا شينا، حببونا الى الناس ولا تبغضونا. جروا الينا كل مودة ، وادفعوا عنا كل قبيح ، وما قيل فينا من خير فنحن اهله وما قيل فينا من شر فما نحن كذلك ، والحمدلله رب العالمين .(562)
براى ما زينت و آرايش باشيد و مايه ننگ و عار ما نشويد. كارى كنيد كه مردم ما را دوست بدارند. كارى نكنيد كه مردم ما را دشمن بدارند. هر محبت و دوستى را به سوى ما بكشانيد و هر زشتى را از ما دفع نماييد. هرگونه خيرى كه درباره ما گفته شود، ما سزاوار آن هستيم و هر بدى كه دشمنان درباره ما بگويند. آنچنان نيستيم (الحمدلله رب العالمين ).
هزار دوست كم و يك دشمن بسيار است
عن الرضا (عليه سلام ) عن ابيه قال : قال لقمان لابنه : يا بنى ! اتخذ الف صديق والالف قليل ولا تتخذ عدوا واحدا، والواحد كثير.(563)
امام رضا (عليه سلام ) به نقل از پدر بزرگوارش فرمود: لقمان حكيم (عليه سلام ) به فرزندش فرمود: اى پسر! هزار دوست بگير در حالى كه هزار دوست كم است و يك دشمن مگير كه يك دشمن بسيار است .
دوستى هاى ناپايدار
خمس من لم تكن فيه فلا ترجوه بشى ء من الدنيا والاخرة :
من لم تعرف الوثاقة فى ارومته ، والكرم فى طباعه ، والرصانة فى خلقه ، والنبل فى نفسه ، والمخافة لربه .(564)
پنج صفت اگر در كسى نبود، در كارهاى دنيا و آخرت از او انتظار كار نيك نداشته باش :
1 - اصالت خانوادگى ، 2 - اخلاق نيكو (بزرگوارى طبع )، 3 - ثبات در اخلاق ، 4 - كرامت نفس ، 5 - ترس از پروردگارش .
عامل جلب دوستى و دشمنى
جبلت القلوب على حب من احسن اليها، وبغض من اساء عليها.(565)
دلهاى مردم به اين تمايل فطرى آفريده شده است كه نيكى كنندگان به خود را دوست و بدكنندگان به خويش را دشمن دارند.
ارزش دوستى در راه خدا
من استفاد اخا فى الله ، فقد استفاد بيتا فى الجنة .(566)
هر كس در راه رضاى خدا از يك برادر دينى بهره برد، در حقيقت جايگاهى را در بهشت استفاده كرده است .
من لم يقدر ان يزونا فليزر صالحى موالينا يكتب له ثواب زيارتنا، ومن لم يقدر على صلتنا فليصل صالحى موالينا يكتب له ثواب صلتنا.(567)
((كسى كه نمى تواند به زيارت ما اهل بيت (عليهما السلام ) نايل شود، پس ‍ زيارت كند نيكان از دوستان ما را كه ثواب زيارت ما برايش ثبت مى شود و كسى كه بخواهد به ما صله نمايد و نتواند، پس به يكى از نيكان ، از دوستان ما صله نمايد كه باريش ثواب صله ما ثبت مى شود.

منابع
541- بحار الانوار، جلد 78، ص 325
542- اتحاد و دوستى ، ص 21 - 20.
543- آيين دوست يابى ، ص 63.
544- مستدرك الوسائل ، جلد 2، ص 67.
545- در آغوش خوشبختى ، ص 66.
546- راز خوشبختى
547- اخلاق ، ساموئيل اسمايلز
548- تعاليم آسمانى اسلام ، جلد 2، ص 89.
549- طهارة الاعراق
550- اصول كافى ، جلد 2، ص 374 و 375
551- پرورش روح ، جلد 2، ص 237.
552- بحارالانوار، جلد 74، ص 175.
553- بحار الانوار، جلد 17، ص 208 - تحف العقول ، ص 287.
554- اعتماد به نفس ، ص 236
555- بحار الانوار، جلد 74، ص 232.
556- بحار الانوار، جلد 74، ص 227.
557- مسند الامام الرضا، جلد 1، ص 291.
558- اعلام الدين ، ص 307، مسند الامام الرضا، جلد 1، ص 305.
559- ميراث امامان ، ص 437.
560- بحار الانوار، جلد 76، ص 152
561- انوارالبهيه ، ص 345.
562- بحار الانوار، جلد 75، ص 348.
563- وسائل الشيعه ، جلد 5، ص 407.
564- تحف العقول ، ص 470.
565- من لا يحضره الفقيه
566- امالى ((طوسى )) - مسند الامام الرضا، جلد 1، ص 299.
567- گناهان كبيره ، جلد 1، ص 172، به نقل از ((بحارالانوار))


نوشته شده در   يکشنبه 29 اسفند 1389    
PDF چاپ چاپ