شنبه 28 دي 1398 | Saturday, 18 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 22 اسفند 1389     |     کد : 8571

اختيار و انتخاب

اختيار و انتخاب

درس شصت و سوم : اختيار و انتخاب

درس شصت و سوم : اختيار و انتخابموجودات عالم اعم از جماد و نبات و حيوان ، همه در مسير تكاملى كه خداوند براى آنها مقدر كرده است ، حركت مى كنند و به كمال مطلوب نائل مى شوند. معادن بايد حركت كنند و خود را به جواهر نفيس برسانند، طلاق و نقره و آهن و سرب شوند. آنها در اين مسير حركت مى كنند و اين حركت تعطيل نمى شود. گياهان نيز در مسير تكاملى خود حركت مى كنند و شاخ و برگ و ميوه در اختيار شما قرار مى دهند. خاك گندم مى شود و اين به قدرت الهى است . همه در مسيرى كه بايد بروند مى روند. در دستگاه اينها شيطنت و خيانت و سرقت نيست . تمام شيطنتها، خيانتها و سوء نيتها مربوط به انسان است . همه موجودات همان آثارى را كه خدا برايشان قرار داده است از خود برجاى مى گذارند و همه كارشان روى حساب است . تمام موجودات ، حركتشان اضطرارى است . معدن بايد به سوى جواهر نفيسه حركت كند و جز اين نمى تواند.
اين انسان است كه خداوند به او اختيار داده است . او به اختيار خود ((ولى )) مى شود. در راه حق و هدايت و راه ايمان و راه خدا حركت مى كند و صالح و كامل مى شود و با سوء اختيار خود سفيه ، آدم كش و سفاك مى شود. انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا(229)؛ ما راه را نشان داديم . اختيار راه بهشت و جهنم با خود شماست . چرا اين بشر، راه حق را تعطيل مى كند و راه باطل را انتخاب مى كند؟ جرا به دستگاه الهى احترام نمى كند؟ زيرا نافهم است . خرس ، شكار خود ر زير بهمن مى گذارد. شعور حيوانى دارد كه گوشت را جايى ببرد كه فاسد نشود، ولى شعور انسانى ندارد. نفس ناطقه الهى ندارد تا حركت انسانى كند، وگرنه در فهم و شعور حيوانى خوب است . مى گويند: بهترين انجيرها را شغالها از درخت مى چينند و در مزرعه ، تمام خربزه هاى خوب را جدا مى كنند، ولى آثار انسانيت و نفس ناطقه الهى را ندارند والا خربزه شناسى و گوشت شناسى را حيوانات هم وارد هستند.
حكومت بر ماده
انسان بايد حاكم بر ماده باشد. كلما دخل عليها ذكريا المحراب وجد عندها رزقا...(230)؛ هرگاه زكريا، داخل محراب مريم مى شد، مى ديد كه مائده آسمانى نزد اوست . گفت : اين مائده از كجا آمده است ؟ گفت : خدا رسانده است . مائده را خدا مى رساند؛ ولى نه براى هر كس ، نه براى هر غارتگر. مائده را براى مريم مى فرستد. گمان نكنيد كسى كه در مسير حق قرار گرفت و در راه خدا حركت كرد از ماده و ماديت محروم است ، بلكه خدا براى او مى رسان . در مائده اى كه براى پيامبر نازل شد، پيامبر دعا كرد: اللهم اءئتنى باءحب خلقك اليك حتى ياءكل معى من هذا الطير(231)؛ خدايا بهترين خلق خودت را سر سفره برسان كه در اين پرنده بريان شده با ما شركت كند. ناگاه ديدند على (عليه السلام ) پيدا شد. مائده را خوردند و به كسى ندادند. اين مائده بهشتى ، مال پيامبر خدا و على است .
انتهاى راه حق و باطل را شنيده ايد كه آخر راه شيطان چيست و آخر راه حق چيست ؟ فرعون وقتى ديد موقع خطر است گفت : ءامنت (232). گفتند: وقت آن گذشت ، بايد به سفل السافلين بروى . چرا اين انسان ، راه حق را تعطيل و راه باطل را انتخاب مى كند؟ چرا اهل راه حق كم هستند؟ اءكثرهم لا يعلمون . چون درك طبيعيات و ماديات براى انسان سهل و آسان است . ولى ايمان به خدا و هدايت را افهام نمى توانند درك كنند. چون بايد حركتى بكنند تا بفهمند. و آن حركت ، حركت تهذيب و حركت تزكيه اى است . انسان بايد خود را از بديهاى نفس اماره پاك كند، تا با دستگاه خدا آشنا شود. اگر بفهمد دستگاه خدا راست است و حقيقت دارد، دستگاه خدا را تعطيل نمى كند. دستگاه خدا، دستگاهى است كه اين جهان و برزخ و قيامت به درد انسان مى خورد. اگر انسان در مسير شيطان قرار گيرد و روزى يك معصيت و يك جنايت بكند، ببينيد بعد از هشتاد سال چقدر مى شود.
جبران مشكلات
آنان كه بنده حق هستند، اگر جوانى و حواس و عمرشان از بين رفته است و قواى بدنى آنها از كار افتاده است ، اگر با دستگاه خدا آشنا شده باشند، جبران همه مشكلاتشان مى شود. چون درك مى كنند كه دستگاه خدا همه چيز را براى انسان فراهم مى كند. ولى بايد تزكيه كرد و دست و زبان و چشم و شكم را در اختيار خود داشت . بايد شاكر خدا بود. شكر خدا؛ يعنى نعمتهاى خدا را در همان راه بايد صرف كرد كه خدا مى خواهد؛ نه اين كه فقط بگويد شكر الله . شكر خدا اين است كه نيرويت را در راه خدا صرف كنى ، صرف بطالت نكنى .
اگر ارتباط با خدا پيدا كردى ، از تمام ارتباطها بى نياز مى شوى . من اءصلح ما بينه و بين الله اصلح الله ما بينه و بين الناس (233). اگر ارتباط با خدا درست شد، ارتباطهاى انسانى هم درست مى شود. كلك و حقه بازى ، كارى را درست نمى كند. ما نمى گوييم از مردم كناره گيرى كنيد و معتزل باشيد؛ بلكه در اجتماع باشيد و براى رضاى خدا كار كنيد. در اجتماع بياييد و ناراحتى هاى اجتماع را ببيند و بچشيد.
پيامبر خدا مورد تهمت بود. حضرت مريم مورد تهمت بود: ما كان اءبوك امر اءسوه و ما كانت اءمك بغيا(234)؛ مريم ! پدر تو مردى بدى نبود و ما در تو هم بد كار نبود. خيال مى كردند مريم هم مثل خودشان است . مريم الهى است . آن وقت خدا مى گويد: برويد سراغ بچه در گهواره : قال انى عبدالله ، ءاتانى الكتاب و جعلنى نبيا(235). حرفهايى مى زند كه انسان صد ساله هم بلد نيست . اين گونه تهمتها به مريم نمى چسبد.
آنچه نافع است ، تحول علمى است . اگر آلودگى و توطئه و فساد و غيبت را كم كنيد، خيلى نافع است . انسان را به راه خدا نزديك مى كند و به خودتان خدمت كرده ايد.
منابع
228- ((هيچ پيامبرى همانند من اذيت نشد.، كشف الغمه ، ج 2، ص 537.
229- سوره انسان ، آيه 3.
230- سوره آل عمران ، آيه 37.
231- بحارالانوار، ج 38، ص 355، روايت 8.
232- سوره يونس ، آيه 90.
233- ((كسى كه ميان خود و خدا را اصلاح كند، خداوند ميان او و مردم را اصلاح خواهد نمود.)) نهج البلاغه ، حكمت 89.
234- سوره مريم ، آيه 28.
235- (( (ناگهان عيسى زبان به سخن گشود و) گفت : من بنده خدايم ؛ او كتاب (آسمانى ) به من داده ؛ و مرا پيامبر قرار داده است !)) سوره مريم ، آيه 30.


نوشته شده در   يکشنبه 22 اسفند 1389    
PDF چاپ چاپ