جمعه 27 دي 1398 | Friday, 17 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 22 اسفند 1389     |     کد : 8568

تقدير موجودات

تقدير موجودات

درس شصتم : الذى اءحسن كل شى ء خلقه (222)

درس شصتم : الذى اءحسن كل شى ء خلقه تقدير موجودات - قضا و قدر و تقدير در شبهاى احيا، آن شب مورد احترام ، يكى از مباحث اسلام است و به حسب موازين اسلامى ، مورد قبول و تسلم است ؛ گرچه عده اى از جهال آن را انكار مى كنند. تقدير الهى عبارت است از: اعطاء كل شى ء ما يناسبه .؛ يعنى به هر موجودى آنچه مناسب اوست اعطا شود. ذات اقدس الهى ، تقدير هر موجودى را به وجه احسن و اكمل قرار داده است . در تقدير هيچ نقصى نيست . پس خرابى از كجا به وجود مى آيد؟ نواقص مربوط به كجاست ؟
تقدير شمس و قمر همان مسيرى است كه مشاهده مى كنيم ، مسيرى كه شب و روز و فصول اربعه را پديد مى آورد. اين تقدير براى احياى جهان ماده بسيار موثر است . ذلك تقدير العزيز العليم (223). تقدير شمس و قمر، تقديرى است مسخر حق ، و به نفع جهان ماده و اجتماع است . اين تقدر، تقدير عزيز عليم است . خاك معادن را به سوى جواهر نفيس حركت مى دهد. درختان را به سوى شاخ و برگ و ميوه دار شدن حركت مى دهد. حيوانات حركت مى كنند. علفهاى بى مقدار را مصرف مى كنند و براى شما شير، كره ، ماست و... مى دهند. زنبور عسل چقدر به اجتماع كمك مى كند! آيا مى توان پذيرفت تقدير الهى كه براى حيوانات ، گياهان ، معادن ، زمين ، شمس و قمر و تمام موجودات احسن است ، براى انسان ((نا احسن )) است ؟ يا اينكه كه اين تقدير براى انسان هم به وجه احسن است.
تقدير احسن
اگر انسان تقدير را خراب كند، خرابى تقدير، تقدير الهى نيست . تقدير الهى ، تقديرى است كه درختان راميوه دار مى كند. اما آيا مى توان باور كرد كه تقدير الهى در مورد انسان ، تقديرى است كه بايد از انسان ، معاويه و يزيد بسازد؟! آيا مى توان گفت : خداوند تعالى كه تقدير هر موجود را به وجه احسن قرار داده است ، تقدير انسان را نااحسن قرار داده است ؟! تقدير الهى در مورد انسان ، تقدير احسن است ؛ تقديرى است كه نبوت و ولايت در آن است ، صلاح و خير و سعادت است . ولى اين سوء اختيار بشر است كه راه حق را تعطيل مى كند و راه شيطان را پيش مى گيرد. و راه شيطانى جز فساد و تباهى ، چيزى تحويل اجتماع نمى دهد.
گرچه انسان جنبه حيوانى هم دارد، ولى اگر تقدير خداى تعالى را كه جهت روحانيت و جهت نورانيت و نفس ناطقه در انسان است ، اعمال كند، از صلحا و سعدا مى شود، از اتقيا و اوليا مى شود. اگر انسان در مسير شيطان حركت كرد، اين تقدير حق نيست . نام آن را تقدير خدا نگذار! خدا به تو نورانيت و قوه عاقله داده است ؛ منتها يك اختيارى هم داده است . مى خواهى از مسير شيطان حركت كن و مى خواهى از مسير حق حركت كن . اگر از مسير حق حركت كردى ، از صلحا و سعدا و اتقيا و اوليا هستى و اگر از مسير شياطين حركت كردى ، فرعون ، نمرود و شداد هستى .
اختيار در تقدير
انسان در اين تقدير، مختار است . تمام موجودات عالم در تقدير الهى ، حركت اضطرارى دارند؛ يعنى شمس و قمر نمى تواند از مسير الهى حركت نكنند؛ در اين مسير مضطر هستند، ولى انسان ، اختيار دارد. مساءله جبر و تفويض را - كه سالها مورد بحث است و زمان ائمه (عليه السلام ) هم مورد گفتگو بوده است - مى توان از همين جا حل كرد. حركت نبات ، حركت شمس ، حركت معادن ، حركت اضطرارى است ، ولى انسان ، مختار است . تقدير شما، تقدير احسن است . اين ، آخرين نمونه وجود است كه خداى تعالى به انسان عطا كرده است .
هنگامى كمه قوه عاقله و نورانيت و روحانيت و اسلام ، همه تعطيل شود و انسان تابع هوى و هوس گردد و خود را با يك لذت موقت مبتلا كند، اين تقدير حق نيست . به تو گفته اند: از لذات مادى هم استفاده كن ، ولى تا آن جا كه حدود را ضايع نكنى و حدود و حقوق الهى محفوظ باشد. جهات مادى نيز بايد حفظ شود، ولى نه به آن گونه كه آدمى هر چه مى تواند بكند و به بى بند و بارى كشيده شود. انسان بايد از اختيار خوب استفاده كند، به تاريخ گذشته نگاه كند كه سالكان راه حق چه كسانى بوده اند و سالكان راه شيطان كيانند. انسان بايد نتايج را ببيند، برزخ را ببيند، قيامت را ببيند، نتايج اعمال را ببيند، ظلمتها را ببيند و آثار مردان خدا را ببيند.
تقدير انسان ، تقدير احسن است ولى ما جاهل و نادانيم و اين تقدير را خرابش مى كنيم . تقديرى كه بايد با نورانيت و جنبه الهى حركت كند و به اندازه استعدادى كه دارد، لااقل يك مرد صالح خدا باشد. نمى گويم : از ماديات دورى كن . استفاده از ماديات هم به مقدارى كه حقوق الهى و حقوق مردم را مراعات كنى ، اشكال ندارد.
حركت شما، مثل حركت معادن نيست . اختيار، دست خود شماست . يكى پيامبر مى شود، يكى امام معصوم مى شود، يكى فقيه مى شود، اگر اين بشر به ريسمان الهى بسته نشود و با حق ارتباط نداشته باشد، خودش باشد، اسفل از پشه و مگس و نظير آنهاست ؛ ولى اگر رابطه با حق پيدا كرد، ازليت و ابديت پيدا مى كند. در دستگاه خدا اقتصاد هم هست ، علم هم هست . تصور نكنيد كه مى خواهيم سر شما شيره بماليم . اگر رو به خدا شويد، مورد عنايت الهى هستيد.
منابع
222- ((او همان كسى است كه هر چه را آفريد نيكو آفريد.)) سوره سجده ، آيه 7.
223- ((اين ، اندازه گيرى خداوند تواناى داناست !)) سوره انعام ، آيه 96.


نوشته شده در   يکشنبه 22 اسفند 1389    
PDF چاپ چاپ