دوشنبه 7 بهمن 1398 | Monday, 27 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 22 اسفند 1389     |     کد : 8566

منصب انسان كامل

منصب انسان كامل

درس پنجاه و هشتم : انا عرضنا الاءمانه على السموات و الاءرض و الجبال ، فاءبين اءن يحملنها و اءشفقن منها و حملها الانسان ، انه كان ظلوما جهولا(217)

درس پنجاه و هشتم : انا عرضنا الاءمانه على السموات و الاءرض و الجبال ، فاءبين اءن يحملنها و اءشفقن منها و حملها الانسان ، انه كان ظلوما جهولاانسان كامل - اين مقام امانت ، مقام خلافت الهى است كه انبيا و اوصياى خداوند واجد آن بودند. اين مقام را به همه موجودات عرضه كردند، آنها اظهار عجز نمودند، ولى انسان به خاطر خصوصيتى كه داشت اين مقام منيع را پذيرفت . مقام خلافت الهى از مناصب حقانى انسان كامل است . همين انسانى كه به لحاظ جنبه بشريت داراى حوائج و گرايشهاى طبيعى و مادى است ، خوراك ، مسكن ، زوج و... مى خواهد، او حامل مقام خليفه اللهى هم هست . قل انما اءنا بشر مثلكم يوحى الى ...(218).
انسان كامل كه خليفه الله است ، داراى مقام عصمت است ؛ عصمت مطلق و طهارت تام . هيچ گونه شرك جلى و خفى در انسان كامل وجود ندارد. او در تمام شؤ ون ، معصوم است . انسان با توجه به اين كه جنبه طبيعى و مادى دارد و داراى اين نيازها و گرايشهاست ، اشرف از ملائكه خداست . در وجود ملائكه ، نياز مادى نيست و امكان گناه نيز براى آنها نيست . ولى انسان كامل با حيثيت مادى داراى مقام عصمت مى شود و اين داراى ارزش و كمال آفرين است . انبيا و اوصيا و اولياى خدا انوار تابان حق هستند. زمين و آسمان براى انسان كامل آفريده شده است .
انسان كامل و خليفه الله كسى است كه با هدايت خاص و دستور خداوند تعالى ، جوامع بشرى را به خير و صلاح و ابديت و انسانيت و صدق و صفا دعوت مى كند. لكن بشر جاهل ، همه امكانات مادى و معنوى را عليه او بسيج مى كند. بشريت جاهل هميشه در مقابل دعوت اصلاحى انبيا ايستادگى مى كند، لكن نبى و وصى با كمى عده و عده همه عالم را تهديد مى كند و يك تنه در مقابل همه مى ايستد. قيام ، كار و مسؤ وليت ولى و نبى و وصى است . قيام در برابر مقابل آتشهاى درونى نفسانى و آتشهاى بيرونى و فساد و تباهى ، كار نبى و وصى و ولى است . كسى مى تواند بشريت را اصلاح كند كه خودش صالح و پاك باشد.
در برابر انبيا
دشمنان انسانيت همواره در برابر انبيا و انسانهاى الهى موضع گيرى كرده اند. دشمن آرام نمى نشيند، به انسانيت و صلاح بشريت علاقه مند نيست . وقتى نبى يا وصى يا ولى ، مردم را دعوت به ابديت و انسانيت و كمال و عدالت مى كند، كفار، مشركين ، منافقين ، فساق و فجره و جهال ، همه عليه او متحد مى شوند و قيام مى كنند. لكن خداوند، خليفه خود را نصرت مى دهد و او را دعوت به استقامت مى كند. فاستقم كما اءمرت ...(219). ولى افسوس كه اكثر مردم تابع هواى نفس و جاهلند. به خاطر تربيتهاى غير صحيح و گرايشهاى مادى به دشمنان بشريت مى گرايند. خداوند در قرآن كريم همواره اكثر مردم را نادان خوانده است .
به هر حال انسان داراى استعداد بالقوه اى است كه مى تواند به مقام خليفه اللهى نائل گردد. وعاء وجودش ، وسيعترين وعاء است كه مى تواند اين منصب عظيم و سنگين را تحمل كند. انبيا و اوصيا بر مردم عطوفت داشتند، نصيحت و دلسوزى مى كردند. انبيا و اوصيا براى بشريت عدالت ، دوستى ، سازندگى و صفا را به ارمغان مى آوردند و دشمنانشان كه انسانهاى جاهلند آتش ، فتنه ، خرابكارى ، فساد، قتل ، غارت و زشتى به جامعه مى آوردند. انبيا و اوصيا بستگى تام به خداوند دارند، لذا همه نيروهاى طبيعت هم در خدمت انسان كامل است . اساسا حركت كلى جهان در خدمت خليفه الله است . مزاج عالم بدى ، زشتى ، فساد، دروغ و تباهى را قبول نمى كند. همان گونه كه مزاج انسان غذاى مسموم و بدمزه را نمى پذيرد.
منصب انسان كامل
از مناصب خليفه الله ، قيام و دعوت كلى جهان به سوى عدل و انسانيت و صلاح و پاكى است . انسان هر اندازه كمال پيدا كرده باشد و علما و عملا رشد نموده باشد، به همان اندازه به مقام خلافت الهى نزديك و از اين منصب بهره مند خواهد شد. شعاع دعوت انبيا بستگى به مقامات و مسؤ وليتهاى آنان دارد. هر كس نمى تواند ادعاى دعوت به صلاح كند. قيام ، منصب انسانهاى كامل است . انبيا و اوصيا و اوليا (عليه السلام ) سختى كشيدند، خون دل خوردند، زجر ديدند؛ لكن خسته نشدند. انبيا و اوصيا و اوليا (عليه السلام ) از اين كه مردم اصلاح نمى شدند و به راه صحيح و مستقيم الهى رهنمون نمى گشتند، غصه مى خوردند و ناراحت مى شدند. آنان پدران ناصح و دلسوز بشريتند.
منابع
217- ((ما امانت (تعهد، تكليف و ولايت الهيه ) را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم ، آنها از حمل آن سربر تافتند، و آن هراسيدند؛ اما انسان آن را بر دوش كشيد؛ او بسيار ظالم و جاهل بود، (چون قدر اين مقام عظيم را نشناخت و به خود ستم كرد)!)) سوره احزاب ، آيه 72.
218- ((بگو: من فقط بشرى هستم مثل شما؛ (امتيازم اين است كه ) به من وحى مى شود... .)) سوره كهف ، آيه 110.
219- ((پس همان گونه كه فرمان يافته اى ، استقامت كن ... .)) سوره هود، آيه 112.


نوشته شده در   يکشنبه 22 اسفند 1389    
PDF چاپ چاپ