جمعه 27 دي 1398 | Friday, 17 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 22 اسفند 1389     |     کد : 8559

اتكا به خداى تعالى در حوائج

اتكا به خداى تعالى در حوائج

درس پنجاه و يكم : و اذ قلتم يا موسى لن نؤ من لك حتى نرى الله جهره (199)

درس پنجاه و يكم : و اذ قلتم يا موسى لن نؤ من لك حتى نرى الله جهره اتكا به خداى تعالى در حوائج - بشر وقتى هم كه مى خواهد موحد شود، مى خواهد خدايى تعالى مطابق افكار خودش باشد؛ خدايى كه محسوس به حواس ظاهره است ، و اين نمى شود مگر اين كه يك موجود مادى باشد. خدا محسوس است ، ولى به چشم سر ديده نمى شود: راءته القلوب بحقايق الاءيمان (200). خدايى كه محسوس به حواس ظاهره باشد، مثل ماست ؛ غذا مى خواهد، چشم و دست و پا مى خواهد، سر تا پا فقر است . فقر معنايش اين نيست كه پول نداشته باشى . اگر ميلياردها تومان پول داشته باشى و هنگام ظهر در سير نان به تو نرسد فريادت بلند است و اين معناى فقر است . سر تا پاى اين موجود، فقير است ؛ هم فقر علمى ، هم فقر حياتى ، هم فقر آرامشى . گمان نكنيد كه جايى خبرى هست ، خبر فقط در دستگاه خداست . بايد در اين معنا تفكر كنيد تا موفق شويد و درك كنيد كه همه از خداى تعالى است ؛ نعمتهاى ظاهرى و باطنى ، و خودت سر تا پاى فقرى ، اشتباه نشود انسان فقير الى الله است و فقر به خدا دارد، نه فقر به بندگان خدا: طلب الحاجه من المحتاج سفه (201) اگر پيش بندگان خدا اظهار حاجت كردى ؟ معنايش ‍ اين است كه سفيه هستى . او هم از سر تو است و به غناى حق تعالى غنى مى شود. انسان نبايد به غير خدا وابستگى فردى داشته باشد. و معناى آن ، اين نيست كه از اجتماع منقطع شود، برود در خانه بنشيند و به هيچ كس راه ندهد.
انبيا با آن توحيد كاملى كه داشتند، در بين اجتماع بودند؛ ولى وابسته به اجتماع نبودند. اگر انسان موحد شد، خدا وسائل زندگى را بهتر براى او فراهم مى كند؛ لكن اين تجربه مى خواهد. اگر انسان به حق تعالى توحيد خالص پيدا كند و از تمام وابسيگيها و از تمام آنچه كه مورد توجه او بوده است ، از اين كه فلان كارم را فلانى انجام مى دهد، اقتصادم را فلانى بر آورده مى كند، كسالتم را فلان دكتر كه از رفقاست مداوا مى كند، منقطع شود و رابطه او با اجتماع ، يك رابطه الهى باشد، خدا خودش عهده دار حوائج او خواهد بود. رابطه او با اجتماع الهى ، رابطه اى است بر اساس حركتهاى الهى انبيا در جامعه ، براى نجات بشر و ارتقاى سطح فرهنگ ، علم و دانش بشرى و اتكا به خداى تعالى در حوائج .
رابط بين انسان و خداى تعالى
عقل كه رابطه بين انسان و خداى تعالى است ، خودش محسوس به حس بصر نيست ، عقلى كه خداى تعالى درباره او مى گويد: ما خلقت خلقا هو احب الى منك و از همه مقامش بالاتر است ؛ از كوه و دشت و قمر و... . چون چيزى كه مى تواند خدا را معرفى كند، همين عقل است و رابطه عقلى . نفس فقط آتش فشانى مى كند. همه آتشهايى كه از صدر عالم بوده است ، آتش نفس است . عقل آتش ندارد، عقل آن است كه در انبيا و اولياى خداست . ان شاء الله از اين نعمت بهره مند باشيد. آثار آن هم همان آثارى است كه در انبياست ؛ اين است كه انسان ، معصيت خدا را انجام نمى دهد.
اگر انسان عذاب خدا را بفهمد، از همه بيشتر مى ترسد. اما رحمت خدا نگذاشته است ما عذابش را بفهميم . عذاب خدا اين است : وقتى طغيان كرديم مى گويد: برو گم شو! و اين از همه عذابها بدتر است . اگر به انسان گفتند: برو دنبال كارت ! همه چيز او معطل است . من نمى گويم كه اين معنا را وجدان كنيد، چون مشكلاتى دارد. آنچه آثار خير دارد و انسان را از بديها تطهير مى كند، آدمى را بهشتى مى كند، بديها را دور مى كند، بديها را دور مى كند، عقل است و آنچه انسان را در آتشها مى برد، نفس و شيطان است .
حضرت على (عليه السلام ) در اوصاف متقين مى گويد: شرورهم ماءمونه (202)؛ يعنى اينها آتش دارند، ولى آتش آنها كسى را نمى سوزاند، جلوى آتش را مى گيرند، ولى جلوى رحمت را رها مى كنند. اگر انسان به اين مرحله برسد كه خود را بسازد و بداند انسان هم مثل خانه ، احتياج به ساختن دارد - و ساختن نفوس از همه ساختن ها بالاتر است - اگر انسان نفس الهى پيدا كند، مبداء خيرات و بركات است . بدانيد راه نجات اين است كه از طريق اهل بيت حركت كنيد و راه ديگرى نيست . اگر مى خواهيد ساخته شويد بايد تابع اهل بيت باشيد.
منابع
199- سوره بقره ، آيه 55.
200- ((دلها با نيروى حقيقت ايمان او را مشاهده مى كنند.)) على عليه السلام ، توحيد صدوق ، ص ‍ 109، حديث 6.
201- ((در خواست حاجت از كسى كه خود محتاج است ، نادانى است .)) رجوع كنيد به : الصحيفه الجامعه ، ص 144، دعاى 74.
202- (( (انسانها) از شر آنان در امانند.)) نهج البلاغه ، خطبه 193.


نوشته شده در   يکشنبه 22 اسفند 1389    
PDF چاپ چاپ