سه شنبه 28 آبان 1398 | Tuesday, 19 November 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 28 دي 1389     |     کد : 8094

آسیب ‎های درونی انقلاب اسلامی

آسیب ‎های درونی انقلاب اسلامی

آسیب ‎های درونی انقلاب اسلامی از دیدگاه حضرت امام خمینی رحمه الله علیه

امام خمینی رحمه الله علیه  اگرچه اصل وجود دشمن خارجی را می‎پذیرند؛ ولی معتقدند دشمن خارجی سبب انسجام ملت می‎شود؛ در مقابل، ایشان آسیب‎های درونی و از همه مهم‎تر «تفرقه‎ی امت» را خیلی با اهمیت ارزیابی کرده و معتقدند خطر دشمن خارجی نیز غیر مستقیم از این ناحیه است. یعنی دشمن خارجی ممکن است به آسیب‎های داخلی دامن زده و از این طریق ضربه وارد کند.

بصیرت:
واژه‎ی آسیب شناسی (pathology) از علوم پزشکی به علوم اجتماعی وارد شده و به معنای «مبحث مطالعه‎ی علل بیماری و عوارض و علائم غیر عادی» (1) است که توسط متخصصان امر انجام می‎شود. در بحث علوم اجتماعی هم مطالعه دیدگاه‎های رهبران یک جنبش در تجزیه و تحلیل جنبش و آسیب شناسی نظام مبتنی بر آن اهمیت بسیاری دارد. مبتنی بر همین قاعده بررسی دیدگاه حضرت امام خمینی رحمه الله علیه  درباره آسیب‎های انقلاب اسلامی اهمیت زیادی در آفت زایی از انقلاب و نظام اسلامی دارد.

از آنجا که آسیب‎های انقلاب اسلامی از دیدگاه حضرت امام رحمه الله علیه  بیشتر آسیب‎های درونی است، با توجه به اتفاقات رخ داده طی چند ماه اخیر در صحنه سیاسی کشور مروری بر دیدگاه‎های امام رحمه الله علیه  ضرورت می‎یابد. طی ماههای گذشته حوادثی در کشور به وجود آمد که هرچند بازیگران خارجی هم نقش داشتند؛ اما علت اصلی این حوادث، ظرفیت‎های آسیب زای داخلی بود. هشدارهای مقام معظم رهبری در مورد خطر نفاق، اشرافیت، همسویی برخی با دشمن، بی توجهی خواص، تلاش دشمن برای یارگیری از درون و ... به همین سبب می‎باشد.

امام خمینی رحمه الله علیه  اگرچه اصل وجود دشمن خارجی را می‎پذیرند؛ ولی معتقدند دشمن خارجی سبب انسجام ملت می‎شود؛ در مقابل، ایشان آسیب‎های درونی و از همه مهم‎تر «تفرقه‎ی امت» را خیلی با اهمیت ارزیابی کرده و معتقدند خطر دشمن خارجی نیز غیر مستقیم از این ناحیه است. یعنی دشمن خارجی ممکن است به آسیب‎های داخلی دامن زده و از این طریق ضربه وارد کند.

آسیب‎های انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی که بیشتر جنبه درونی دارند متعدد است اما پرداختن به همه آنها در این مقال نمی‎گنجد به همین منظور به برخی از مهمترین آنها اشاره می‎شود.

1)قانون شکنی و ایجاد تفرقه:
«اگر همه اشخاصی که درکشورمان هستند و همه گروه‎هایی که در کشور هستند و همه نهادهایی که در سرتاسر کشور هستند، به قانون خاضع بشویم و قانون را محترم بشماریم، هیچ اختلافی پیش نخواهد آمد.اختلافات، از راه قانون شکنی‎ها پیش می‎آید.»(2)
«ما اگر اختلاف سلیقه داریم، اختلاف بینش داریم باید بنشینیم و در یک محیط آرام صحبت کنیم و مسائل خودمان را حل کنیم با تفاهم مسائل را حل کنیم نه اینکه جبهه گیری کنیم. یکی یک طرف بنشیند با دار و دسته‎ی خودش و کوشش کند در تضعیف یکدیگر و کوشش کنند در تضعیف کشور اسلامی... شما‎ها اگر مسلم هستید، با احکام اسلام عمل کنید و اگر خدای ناخواسته تعهد اسلامی را قبول ندارید با دید سیاسی مسائل را حل کنید.»(3)

امام خاستگاه تفرقه را نه مردم که نخبگان و مسئولان دانسته و خطاب به آنها می‎فرمایند: «شما همه برای خدا ان شاء الله عمل کنید همه تان با هم باشید پشت و پناه هم باشید. ملت خوب است. ملت یک ملت روشنی است. یک ملت خوبی است شما‎ها هم همه با هم مجتمع بشوید دولت و ملت و ارکان دولت، رئیس جمهورش، مجلسش همه‎ی این‎ها با هم مجتمع باشند.»(4) «من باز تأکید می‎کنم اگر سران با هم خوب باشند. این کشور صدمه نمی‎بیند اگر صدمه این کشور ببیند از اختلاف سران است. همان طور که شارع مقدس فرموده باید دولت، مجلس و قوه‎ی قضائیه احساس کنند که یک تکلیف دارند و آن اینکه اختلاف نداشته باشند.»(5)

2- وابستگی فکری به غرب:
حضرت امام راحل که خودباوری ملت ایران را احیاء کردند به شدت از وابستگی فکری روشنفکران به خارج نگران بوده و می‎فرمایند:«غرب در نظر یک قشری از این ملت جلوه کرده است که گمان می‎کنند غـیـر از غـرب هـیـچ خـبری در هیچ جا نیست و این وابستگی فکری، وابـسـتـگـی عـقلی، وابستگی مغزی به خارج، منشا اکثر بدبختیهای مـلـتـهـاسـت... در هـر امری پیش می‎آید، از باب این که مغزهای آنـهـایـی کـه در راس بـودند، به طوری بار آمده بوده است که از خـودشـان، بـلـکـه مـنـصـرف و قـبـلـه شان غرب شده بود. یکی از روشـنـفـکرهاشان، متفکرین شان به اصطلاح گفته بود که: ما تا همه چیزمان را انگلیسی نکنیم، نمی‎توانیم یک رشدی بکنیم.»(6)

3) اسلام منهای روحانیت:
این مسأله هم یکی از خطراتی است که برخی در داخل به آن دامن می‎زدند. حضرت امام رحمه الله علیه  با رد نظر این عده می‎فرمایند:« ایـن طـور نـیست که شما خیال کنید و بگویید ما اسلام را می‎خـواهیم، اما ملا نمی‎خواهیم، مگر اسلام بدون ملا می‎شود؟ مگر شما بـدون ملا می‎توانید کاری انجام دهید؟ این ملاها هستند که جلو می‎افـتـند و کار انجام می‎دهند. اینها هستند که جانشان را فدا می‎کـنـند... گله من از روشنفکران که به اسلام خدمت می‎کنند، خصوصا آقـایانی که در خارج کشور هستند... در عین حال که به آنان علاقه دارم ایـن اسـت کـه: این جناح بزرگی را که ملت پشت سرش ایستاده کـنـار نـزنـیـد، نـبـاید خدمتهای علمای اسلام و آخوند جماعت را نـادیـده بـگیرند و بگویند (ما اسلام منهای آخوند می‎خواهیم)... مـثـل ایـن اسـت که بگویید اسلامی را می‎خواهیم که سیاست نداشته بـاشد. نگویید ما اسلام را می‎خواهیم، ملا نمی‎خواهیم، این برخلاف عـقـل اسـت... اسـلام بی آخوند، اصلا نمی‎شود... پیغمبر هم آخوند بـود. پـیـغـمبر اکرم(ص) یکی از آخوندهای بزرگ است. در راس همه عـلـما رسول الله است. حضرت صادق(ع) هم یکی از علمای اسلام و در راس فقها می‎باشد.»(7)

4)ارائه‎ی چهره‎ی طاغوتی از حکومت:
امام خمینی معتقد بود انقلاب ایران به لحاظ ماهوی از سایر انقلاب‎های دنیا متمایز است و وجه تمایز آن اسلامی بودن آن است.(8) در واقع از دیدگاه امام رحمه الله علیه  هر حکومتی که محتوای آن اسلامی نباشد طاغوت است؛خواه متولیان آن پهلوی باشد یا دیگران. ایشان می‎فرمایند: «الان ما همه مکلفیم حالایی که جمهوری اسلامی شد ما همه اسلامی باشیم اگر بنا شد جمهوری اسلامی باشد اما ماها دیگر اسلامی نباشیم حکومت اسلام نیست اگر بنا شد که جمهوری اسلامی باشد، پاسبان هایش اسلامی نباشند خدای نخواسته دادگاه هایش اسلامی نباشد، این حکومت طاغوتی است به اسم اسلام همان طاغوت است.»(9)

5)ارائه‎ی چهره‎ی واژگونه از اسلام:
مفروض امام خمینی  رحمه الله علیه  این است که «اگر اسلام واقعی به مردم ارائه شود همه‎ی دنیا آن را می‎پذیرند.»(10) علی(ع) می‎فرمایند: «مردم اسلام را به تن می‎کنند ولی آن چنان که پوستین را وارونه به تن می‎کنند.»(11) ممکن است محتوای حکومتی به ظاهر اسلامی باشد ولی چهره‎ای که از اسلام ارائه می‎شود چنان واژگون و دور از واقعیت باشد که دل‎های پاک و توده‎ی مردمان به آن رغبت نکنند. معمار انقلاب اسلامی در این مورد می‎فرمایند: «اگر روحانیون که در این جامعه هستند روی موازین مقررات به طور دقیق عمل نکنند، اگر دولت به طور دقیق عمل نکند... و اعمالشان را تطبیق ندهند با اسلام یک صورت قبیحی از اسلام در خارج منعکس می‎شود... الان یک تکلیف بسیار بزرگی به عهده‎ی همه‎ی ماست من یک طلبه هستم این تکلیف را دارم. آقایان [روحانیون] این تکلیف را دارند. سایر قشر‎ها هم دارند که کوشش کنیم وجهه‎ی اسلام را آن طور که هست نمایش بدهیم نه آن طور که خلفایی مثل معاویه و یزید... جلوه می‎دادند... و اسباب این می‎شد که یک وقت وجهه‎ی اسلام را در دنیا دگرگون کنند.»(12) «اگر خدای نخواسته ما پیروز بشویم به این معنا که آن دسته‎ای از ظالم‎ها که بودند و آن دسته‎ای از چپاول گران که بودند بیرون کردیم لکن به جای آنها یک دسته ظلم دیگری با یک محدودیت خاص و چپاول گری‎های دیگری با یک محدودیتی به جای او نشست. این موجب این می‎شود که مکتب ما در دنیا منعکس بشود که مکتب درستی نبوده شکست در مکتب واقع بشود. آن شکستی که جبران نمی‎تواند بپذیرد.»(13)

6) اشرافی گری و تجمل گرایی:
امام خمینی رحمه الله علیه  همچون سایر اندیشمندان مثل ابن خلدون تجمل گرایی را یکی از آسیب‎های عمده حکومت به شمار آورده و در تحلیل گرایش مردم به روحانیت و سپردن رهبری انقلاب به ایشان می‎فرمایند« آن چیزی که مردم از ما توقع داشته و دارند و به واسطه‎ی آن دنبال ما و شما آمده‎اند و اسلام را ترویج نموده و جمهوری اسلامی را به پا کردند و طاغوت را از میان بردند، کیفیت زندگی اهل علم است. اگر خدای نخواسته مردم ببینند که آقایان وضع خودشان را تغییر داده اند. عمارت درست کرده‎اند و رفت و آمدهایشان مناسب شان روحانیت نیست و آن چیزی را که نسبت به روحانیت در دلشان بوده است از دست بدهند از دست دادن آن همان و از بین رفتن اسلام و جمهوری اسلامی همان».(14)

7- دور شدن از ولایت فقیه:
ولایت فقیه ركن انقلاب اسلامی و اساس برپایی خیمه نظام و حكومت اسلامی در عصر غیبت امام زمان می‌باشد.برای دشمنان انقلاب اسلامی از آغاز تاكنون قطع این ستون و فروپاشی خیمه انقلاب هدف اصلی بوده است. امام  رحمه الله علیه  همواره مردم ایران را در خصوص پاسداری از این ركن اساسی جامعه اسلامی تذكر و روشنگری داده‌اند. به همین جهت ایشان می‎فرمایند: پیرو ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد. در واقع حضرت امام رحمه الله علیه  تکذیب ولایت فقیه را به معنای تکذیب اسلام می‎دانند:« نگوئید ما ولایت فقیه را قبول داریم، لکن با ولایت فقیه اسلام تباه می‎شود. این معنایش تکذیب ائمه است، تکذیب اسلام است و شما من حیث لایشعر این حرف را می‎زنید.»(15)

8- دوری از فقه جواهری:
بنا به فرموده حضرت امام « اسلام اگر خدای نخواسته همه چیز از دستش برود ولی فقهش به طریقه موروث فقهاء بزرگ بماند، به راه خود ادامه خواهد داد ولی اگر همه چیز به دستش آید و خدای نخواسته فقهش به همان طریق سلف صالح از دستش برود، راه حق را نتواند ادامه داد و به تباهی خواهد کشید.»(16)

9- كفران و نسیان نعمت ها:
امام رحمه الله علیه  بارها در سخنان و نوشته‌های خود تأكید بر حفظ انقلاب و اسلامیت آن داشته‌اند و متذكر شده‌اند كه بی‌توجهی و فراموشی این نعمت بزرگ و موهبت عظیم الهی خسارات و مشكلات زیادی را به دنبال دارد. در این باره حضرت امام خطاب به جمعی از مسؤلین چنین فرمودند:
« همه اینهائی كه فاسد هستند به تدریج فاسد شدند، هیچكس یكدفعه فاسد نشده است، و هیچ یك از ما هم باید تصور نكنیم كه مأمون از این هستیم كه فاسد بشویم، همه در معرض فساد هستیم، همه ما دست به گریبان شیطان، و خصوصاً شیطان نفس، همه گریبانمان به دست اوست. هیچ‌كس هم از ابتدا فاسد فاسد نبوده و هیچ‌كس هم مأمون نیست از اینكه به فساد و به دام شیطان نیفتد.»(17)

10- سایر آسیب‎های درونی:
سوء استفاده از آزادی، وابستگی اقتصادی، نفوذ افراد غیر صالح در مراکز قدرت، خودرأیی و خارج از مقررات و قانون عمل کردن، اختلاف و تضعیف دستگاهها و قوای دیگر کشور، بی‌صبری در برابر کمبودها، مخالفت با اسلام ناب تحت عنوان آزادی و دمکراسی،عدول از حمایت از محرومین و پابرهنه‌ها ،ناتمام گذاشتن آرمان نهضتها،اختلافات داخلی و استفاده نکردن از نیروهای بالقوه مردم ،بی تفاوتی نسبت به سرنوشت خویش و کشور‎، اختلاف بین شیعه و سنی و..... آسیب‎های درونی دیگری هستند که امام راحل در مقاطع حساس به آنها اشاره کرده اند.


پی‎نوشت:
1- عباس و منوچهر آریان پور، فرهنگ دو جلدی انگلیسی فارسی، جلد 2، ص1569.
2- صحیفه ی امام، تهران و مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(قدس سرّه)، 1379،ج14، ص 414.
3- صحیفه نور، ج 14، ص38.
4- همان، ج 13، ص173
5- همان، ج 14، ص7
6- همان، ج 11، ص 183.
7- بـررسـی و تـحلیلی از نهضت امام خمینی، سید حمید روحانی، ج3، 261.
8- صحیفه نور، ج 14، ص190
9- همان، ج 8، ص4
10- همان، ج 7، ص33
11- نهج البلاغه، ترجمه و تفسیر شیخ فیض الاسلام، خطبه ی 17، ص324
12- صحیفه نور،‎، ج 7، ص33
13- همان‎، ج 7 ص195
14- همان، ج 19، ص188.
15- همان، ج 9، ص 170.
16- همان، ج 17، ص 205.
17- صحیفه امام، ج 14، ص 369.


نوشته شده در   سه شنبه 28 دي 1389    
PDF چاپ چاپ