جمعه 1 آذر 1398 | Friday, 22 November 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 26 آذر 1389     |     کد : 7148

منابع مالي دولت اموي

منابع مالي دولت اموي

منابع مالي دولت اموي
منابع مالي دولت اموي، همان منابعي بود که از زمان خليفه دوم و پس از گسترش فتوحات ، در دسترس حکومت قرار گرفته بود . عمده‏ ترين درآمدها ، درآمد خراج و جزيه بود. زمين ‏هاي فراوان عراق و ايران ، درآمد زيادي داشت . اين زمين‏ ها در اختيار صاحبان اصلي آنان بود و دهقانان  يا کدخدايان ، خراج را از کشاورزان گرد آوري کرده به حاکم عرب شهر تحويل مي‏دادند. اين اموال به عنوان بيت المال مسلمانان شناخته مي‏ شد.
براي گردآوري خراج،  ديواني در عراق پديد آمد. در اين ديوان، اطلاعاتي در باره مناطقي که مي ‏بايست ‏خراج پرداخت کنند و مبالغي که بايد پرداخت ‏شود آمده بود . اين ديوان در اصل اداره خزانه داري حکومت ‏بود. تا زمان عبد الملک بن مروان، ديوان عراقي را ايرانيان اداره مي‏ کردند، چنان که در شام به زبان رومي و در مصر به زبان قبطي بود.
به طور يقين، تجربه عراق بر گرفته از پيشينه ايراني و ساساني ديوان بوده است. تا آن زمان تنظيم ديوان در عراق، به زبان پهلوي بود. حجاج که خوي عربي گري داشت، مصمم شد تا زبان ديوان را در همه نقاط به عربي برگرداند . ديوان مزبور در اختيار زادان فروخ بود که پس از کشته شدن وي ، به دست صالح بن عبد الرحمن که به فارسي و عربي تسلط داشت افتاد. حجاج وي را  مامور ترجمه کرد. گفته ‏اند که پسر زادان حاضر شد صد هزار درهم به او  بدهد تا از اين کار صرف نظر کند، اما  وي نپذيرفت. به هر روي اين اقدام، سبب شد تا از نفوذ ايرانيان در کار ديوان کاسته شود.
ديوان جديدي که زمان معاويه پديد آمد، ديوان خاتم بود که به قصد دقت در نگارش نامه‏ ها و مهر و موم کردن آن ايجاد شد. دليل ايجاد آن اين بود که معاويه مبلغي پول ضمن نامه‏ اي حواله کرده بود و شخصي که نامه را در اختيار داشت، صد هزار درهم را به دويست هزار درهم تغيير داد ! اين مساله سبب شد تا ديوان خاتم يا ديوان مهر پديد آيد.
حکومت اشرافي امويان ، هزينه ‏هاي بيشتري را مي ‏طلبيد و همين سبب شد تا در کار خراج، سخت گيري بيشتري شود. از جمله اقدامات حجاج اين بود تا با نگه داشتن روستاييان در روستا هاي خود، اجازه ندهد تا زمين‏ هاي حاصل خيز از کشت‏ بيفتد و خراج کم شود. او کساني را که از روستاها به شهرها مي ‏آمدند به زور به روستاها باز مي ‏گرداند.
قرار بر اين بود تا جزيه از اهل ذمه گرفته شود. در ايران، کساني که زرتشتي ، نصراني ، يا يهودي بودند جزيه مي‏ پرداختند . اين ماليات به طور سرانه  و  بر حسب توانايي شخص پرداخت کننده گرفته مي ‏شد. طبقات خاصي از مردم نظير دبيران ، دهقانان  - کد خدايان - و روحانيان از پرداخت جزيه معاف بودند.
در اواخر قرن اول هجري که  کم‏کم مردم  ايران به اسلام مي ‏گرويدند ، درآمد جزيه کاهش يافت . امويان از اين امر به هراس افتاده گفتند : حتي اگر کسي از اهل ذمه مسلمان شود، بايد جزيه را بپردازد. اين امر براي سال ‏ها مانع از گسترش اسلام در اين نواحي بود. تنها در مدت کوتاه خلافت عمر بن عبد العزيز از اين عمل خلاف شرع جلوگيري کرد. اما پس از وي بار ديگر روش ناپسند ياد شده ادامه يافت.
مسلمانان زکات مي ‏پرداختند و ماموران زکات در هر منطقه کار جمع آوري اين ماليات را بر عهده داشتند.
غنايم جنگ نيز هنوز يکي از مهم‏ترين درآمدهاي دولت اموي بود.


ضرب سکه اسلامي
بنا به گفته مورخان ، سکه‏هاي مورد استفاده اعراب در جاهليت ، سکه ‏هاي ضرب روم و ايران بوده که به عنوان دينار ( سکه طلا ) و درهم ( سکه نقره )  شناخته مي ‏شده است . نخستين سکه ‏هاي عربي در زمان خلافت خليفه دوم ضرب شده است. سکه ‏هاي ايراني يا رومي به  همان صورت باقي مي‏ ماند و تنها کلماتي نظير الحمد الله ، محمد رسول  الله ، لا اله  الا  الله وحده  ، بر روي آن ضرب مي ‏شد . معاويه  نيز به همان شيوه  عمل کرد ، جز آن که اسم خود  را  نيز بر سکه ‏هاي  پيشين حک نمود.
بيشترين شهرت در ضرب سکه اسلامي ، در دوره خلافت عبد الملک بن مروان است . اين شهرت بدان دليل است  که  در اين دوره ، سکه  اسلامي  فراگير  شد و سکه‏ هاي  رومي  و ايران جمع  آوري گرديد . بر روي سکه‏ هاي ضرب شده ، شهادتين ، تاريخ  ضرب سکه  و محل ضرب ياد مي ‏شد . گفته شده که قيصر روم از اين که کلمات قرآني و شهادتين بر روي سکه ضرب شده ناراحت شد و از عبد الملک خواست تا اين کار را ترک کنند . او  تهديد کرد که اگر اين آيات را حذف نکنند، آنها در سکه‏ هاي خود  کلماتي ضرب خواهند  کرد که دشنام به رسول خدا ـ ص ـ باشد . به دنبال اين تهديد ، خليفه در سال 76 هجري دستور داد تا تمامي سکه‏ هاي  رومي جمع آوري شود . طبيعي بود که بايد به جاي آن شمار زيادي سکه اسلامي ضرب مي ‏شد . اين اقدام ، از لحاظ  تمدني ، قدم مهمي به شمار مي ‏آمد.
کهن ‏ترين سکه ‏اي که از اين دوره بر جاي مانده مربوط  به سال 78 هجري است . بر روي سکه‏ هاي رومي و  ايراني نقش پادشاهان و  قيصرها بود ، در حالي که در بيشتر موارد ، روي سکه ‏هاي اسلامي ، تنها نام شهر و  تاريخ  با سوره  توحيد  و  محمد  رسول  الله  ارسله بالهدي  و دين الحق ... مي ‏آمد . نمونه‏ هاي از دينار  وجود دارد  که تصوير  عبد الملک  بن مروان روي سکه حک شده است . اين سکه‏ ها در بيشتر شهر ها ضرب مي ‏شده و نام آن شهرها  بر روي سکه مي‏آمده است . سکه‏ هايي از شهر هاي ابر شهر ، دشت ميسان ، ري ، سابور ، اردشير خره ، اصطخر ، بلخ  و خراسان ... بر جاي مانده است .
کتاب : از پيدايش اسلام تا ايران اسلامي ص 250 و ص 252
نويسنده : رسول جعفريان


نوشته شده در   جمعه 26 آذر 1389    
PDF چاپ چاپ