پنجشنبه 3 بهمن 1398 | Thursday, 23 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 25 آذر 1389     |     کد : 7091

ابوسفيان

ابوسفيان

ابوسفيان
ابوسفيان از نژاد اميه مي ‏باشد، او فرزند حرب است ، او در سال هشتم هجرت به اجبار مسلمان شد و همان طوري که در زندگي معاويه خواهد آمد ، پيش از مسلمان شدن به جز يک مورد هميشه لشکر دشمن را بر عليه مسلمانان رهبري و فرماندهي مي‏ کرد.
در فتح مکه پيامبر (ص) البته روي مصالحي مقامي به ابوسفيان دادند و فرمودند: ابوسفيان مي ‏تواند به مردم اطمينان دهد که هر کس به محيط مسجد الحرام پناهنده شود و يا سلاح به زمين بگذارد و بي ‏طرفي خود را اعلام کند و يا در خانه ‏اش را ببندد و يا به خانه ابي ‏سفيان پناه ببرد از تعرض ارتش اسلام محفوظ خواهد ماند. (1)
پيامبر در فتح مکه همه مشرکين را مورد عفو خود قرار دادند ، و اعلام نمودند : اذهبوا فانتم الطلقاء يعني برويد دنبال زندگي خود ، همه شما آزاديد.
و لذا واژه طلقاء در طول تاريخ بر ابوسفيان و معاويه اطلاق مي ‏شده است که البته خوشايند آنها نبوده است.
ابوسفيان بعد از جريان سقيفه به منظور ايجاد اختلاف ، از علي (ع) خواست تا اجازه ندهد خلافت در ميان بني تيم بماند و حاضر شد با او بيعت کند.
اما حضرت علي (ع) او را از خود راند و فرمود : تو هميشه دشمن اسلام و مسلمان بوده ‏اي (2) تو جز فتنه و آشوب هدف ديگري نداري . (3)
ابوبکر براي اسکات و خريدن عقيده وي ، اموالي را که ابوسفيان همراه آورده بود به خود او بخشيد و ديناري از آن را بر نداشت و حتي به اين نيز اکتفاء نکرد و فرزند وي يزيد را براي حکومت شام انتخاب کرد. وقتي به ابوسفيان خبر رسيد که فرزندش به حکومت رسيده است فورا گفت ابوبکر صله رحم کرده است (4) حال آنکه ابوسفيان قبلا به هيچ نوع پيوندي ميان خود و ابوبکر قائل نبود ، بدين ترتيب او در شمار طرفداران ابوبکر در آمد.
ابوبکر جوهري مي ‏گويد : وقتي با عثمان بيعت شد، ابو سفيان گفت : اين « امر » در دست تيم [طايفه ابوبکر] قرار گرفت؛ در حالي که ربطي به آنان نداشت؛ بعد از آن در دست [قبيله‏] «عدي» قرار گرفت که دورتر و دورتر بود . اکنون به منزلگاه خود باز گشته و قرارگاه خويش را باز يافته است ؛ او خطاب به عثمان و بني ‏اميه گفت : آن را در ميان خود مورثي کرده ميان فرزندان خود بگردانيد ، هيچ بهشت و جهنمي در کار نيست . (5) به روايت مسعودي ، عمار که خبر اين سخن ابوسفيان را شنيده بود ، در مسجد برخاسته و به اعتراض پرداخت . به دنبال او مقداد نيز چنين کرده از منصرف ساختن «امر» از اهل بيت (ع) ، اظهار نگراني کرد. (6)  ابن عساکر نيز نقل کرده که ابوسفيان به عثمان گفت : اجعل‏الأمر أمر الجاهلية . (7)
او در حالي که در اواخر عمر خود کور گشته بود در سن 93 سالگي در سال 30 هجري  (8) در مدينه از دنيا رفت .


پي ‏نوشت ‏ها
1 ـ سيره ابن هشام، ج 2، ص 404 ـ .400
2 ـ نهاية الارب، ج 19، ص .40
3 ـ شرح نهج البلاغه، ابن ابي‏الحديد، ج 2، ص .45
4 ـ تاريخ طبري، ج 3، ص .202
5 ـ شرح نهج البلاغه ج 2 صص 44 ـ 45 از کتاب السقيفه ابو بکر جوهري ، الأغاني ج 6 ص 356، الفائق ج 2 ص 117، النزاع و التخاصم ص .56
6 ـ مروج الذهب، ج 2، ص .343
7 ـ مختصر تاريخ دمشق، ج 11، ص 67
8 ـ البته اين قول واقدي است و البته غير او چيزهاي ديگر هم گفته ‏اند : سال 31 در سن 88 سالگي يا در سال 33 از دنيا رفته.


نوشته شده در   پنجشنبه 25 آذر 1389    
PDF چاپ چاپ