سه شنبه 1 بهمن 1398 | Tuesday, 21 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 24 آذر 1389     |     کد : 7065

بهداشت و سلامت روان

بهداشت و سلامت روان

امام على (ع ) و بهداشت و درمان
بهداشت و سلامت روان
1 - درد دل در چاه گفتن
از نظر سلامت روان ، و بهداشت روانى ، و روانشناسى بالينى ، اگر درد دل ها، عقده ها، مظلوميّت ها در انسان انباشته گردد،
و در جائى گفته نشود،
يا ياران رازدارى نباشند كه عقده زدائى شود،
تراكم عقده ها خطر آفرين است ،
بايد عمل بيرون زدائى ، وسبك شدن از عقده ها صورت گيرد،
كه با درد دل كردن براى دوستان همراز، يا خانواده ، تا حدودى اصلِ ((عقده زدائى )) تحقّق مى يابد.
وگرنه انواع اختلالات روانى ، اضطرابات روحى ، سكته هاى قلبى ، در انتظار انسان است .
در آن روزگاران تنهائى ، حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام بود و دنيا دنيا مظلوميّت ها،
محروميّت ها،
ناديده گرفتن حق ،
زورگوئى ها،
تهمت ها،
حسادت ها
و كينه توزى هاى شرم آور،
چه مى توانست بكند؟
چه كسى را داشت كه راز دل بگشايد؟ درد دل كند؟ عقده زدائى نمايد و خود را سبك كند؟
از اين رو در اوقات خاصّى به بيابان مى رفت ، و در ظلمت شب سر درچاهى فرو برده ، اسرار نهان رامى گفت ، و دَرِ رازها را مى گشود و درد دل ها مى كرد.
ابن ميثم از پدرش ميثم تمّار نقل مى كند كه :
شبى از شب ها، امام على عليه السلام مرا همراه خود پذيرفت تا به مسجد جعفى رفتيم ، چهار ركعت نماز خوانديم ،
امام را ديدم كه سر به سجده گذاشت و صد بار العفو، العفو فرمود،
سپس بيرون آمده در تاريكى شب بطرف صحرا رفتيم ،
در صحرا در نقطه اى حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام خطّى كشيد و فرمود:
از اين خط جلوتر نيا.
و خود در ظلمت شب ناپديد شد،
مدّتى گذشت و من بر جانِ آن حضرت با وجود آن همه دشمن ترسيدم و نتوانستم صبر كنم ،
اندكى بعد به جستجوى امام على عليه السلام پرداختم ، حضرت را ديدم سر در چاهى فرو برده و زمزمه اى دارد وقتى نزديك شدم فرمود: كيستى ؟
گفتم : ميثم هستم .
فرمود :
مگر تو را امر نكردم كه جلوتر نيائى ؟
گفتم : چرا، امّا برجان شما و فراوانى دشمن ترسيدم .
حضرت فرمود :
آيا از سخنان من در چاه چيزى شنيدى ؟.
گفتم : نه .
سپس اين شعر را زير لب زمزه كرد:
وَفِى الصَّدْرِ لَباناتٍ نَكَتُّ الا ءرْضَ بِالْكَفِّ فَمَهْمَا تُنْبِتُ الاَرْضَ ؛ إِذا ضاقَ لَها صَدْرِى وَاُبْدِيتُ لَهَا سِرّى فَذاكَ النَّبْتُ مِنْ بَذْرى
(در سينه درد دل ها ونيازهائى است كه وقتى تنگى مى كند زمين را باكف دست مى شكافم و اسرارم را در آن مى گذارم ،
پس هرگاه زمين چيزى روياند از آن بذرى است كه من كاشته ام .)(15)


2 - نقش پاكى و پاكيزگى لباس در سلامت روح
مى دانيم كه جسم در روح ، و روح در جسم تاءثير مى گذارد.
اندوه و غم امرى روانى است ، امّا زخم معده و روده بجا مى گذارد.
و ورزش امرى جسمانى است ، امّا در روح و تمركز فكر و تقويت روان اءثر دارد.
يكى ديگر از عوامل سلامت روح ، پاكى و پاكيزگى لباس است ، كه روح را شاداب مى كند و اندوه را از او مى زدايد.
حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام نسبت به اين مساءله فرمود:
اَلنَّظيفُ مِنَ الثِّيابِ يُذْهِبُ الْهَمَّ وَ الْحُزْنَ
(پاكيزگى در لباس ، غم و اندوه را مى زدايد.)(16)


3 - بهداشت روانى
حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود :
چند چيز است كه باعث پريشانى مى شود و چند چيز است كه باعث توانگرى مى گردد.
امّا آنها كه موجب فقر و پريشانى مى شود:
1 - تار عنكبوت را در خانه گذاشتن
2 - در حمّام بول كردن
3 - در حال جنابت چيزى خوردن
4 - با چوب گز خلال كردن
5 - ايستاده شانه كردن
6 - خاكروبه را در خانه گذاشتن
7 - قَسَمِ دروغ خوردن
8 - زنا كردن
9 - اظهار حرص كردن
10 - خوابيدن در ميان نماز مغرب و عشاء
11 - خوابيدن بعد از صبح و پيش از طلوع آفتاب
12 - دروغ بسيار گفتن
13 - غنا و خوانندگى را شنيدن
14 - مردى را كه در شب سئوال (در خواست ) كند چيزى ندادن
15 - خرج را زياده از اندازه كردن
16 - با خويشاوندان بدى كردن
و امّا آنها كه موجب توانگرى و زيادتى مال مى شود:
1 - نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را با يكديگر بجا آوردن
2 - بعد از نماز صبح و بعد از نماز عصر تعقيب خواندن
3 - با خويشان نيكى و احسان كردن
4 - داخل خانه را جاروب كردن
5 - مال خود را با برادران مؤ من قسمت كردن
6 - بامداد به طلب روزى رفتن
7 - استغفار بسيار كردن
8 - خيانت در مال مردم نكردن
9 - سخن حقّ و راست گفتن
10 - آنچه مؤ ذّن در اذان گويد از پى او گفتن
11 - در بيت الخلاء سخن نگفتن
12 - حِرص در طلب دنيا نداشتن
13 - سپاسگذارى كردن از كسى كه حقّى (نعمتى ) بر او داشته باشد.
14 - از قَسَمِ دروغ اجتناب كردن
15 - پيش از طعام دست شستن
16 - خوردن ريزه هاى غذا كه در سفره مى ريزد.(17)


منابع
15- بحارالانوار ج 4 ص 199
16- فروع كافى ج 6 ص 444، و وسائل الشيعه ج 5 ص 14
17- حلية المتّقين باب 14، فصل دهم


نوشته شده در   چهارشنبه 24 آذر 1389    
PDF چاپ چاپ