جمعه 4 بهمن 1398 | Friday, 24 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 7 تير 1392     |     کد : 6903

علي (ع) برادر پيامبر (ص)

علي (ع) برادر پيامبر (ص) اگر در هر مسئله اي از مسائل اجتماعي ترديد کنيم ويا براي اثبات آن به آزمايش وبرهان وگواه نيازمند باشيم، در باره لزوم اتحاد وهمبستگي اجتماعي ومنافع سرشار آن ترديد به خود راه نمي‏دهيم وهرگز کسي را پيدا نمي‏کنيم که بگويد پراکندگي ودو دستگي خوب ومفيد است واتحاد واتفاق بد وزيانمند. زيرا کمترين سودي که از اتفاق عايد جامعه مي‏شود پيوستن نيروهاي کوچک وپراکنده به يکديگر است که در سايه آن نيروي عظيمي پديد مي‏آيد که مي‏تواند مبدا تحولاتي بزرگ در شئون مختلف جامعه شود.

علي (ع) برادر پيامبر (ص)
اگر در هر مسئله اي از مسائل اجتماعي ترديد کنيم ويا براي اثبات آن به آزمايش وبرهان وگواه نيازمند باشيم، در باره لزوم اتحاد وهمبستگي اجتماعي ومنافع سرشار آن ترديد به خود راه نمي‏دهيم وهرگز کسي را پيدا نمي‏کنيم که بگويد پراکندگي ودو دستگي خوب ومفيد است واتحاد واتفاق بد وزيانمند. زيرا کمترين سودي که از اتفاق عايد جامعه مي‏شود پيوستن نيروهاي کوچک وپراکنده به يکديگر است که در سايه آن نيروي عظيمي پديد مي‏آيد که مي‏تواند مبدا تحولاتي بزرگ در شئون مختلف جامعه شود.
آبهايي که در پشت‏سدهاي بزرگ به صورت درياچه جلوه مي‏کند از پيوستن رودهاي کوچکي به وجود آمده است که به تنهايي نه قدرت توليد برق دارند ونه چندان به درد کشاورزي مي‏خورند. اما از اجتماع اين رودهاي کوچک در يک محل درياچه‏اي حاصل مي‏شود که قدرت توليد هزاران کيلو وات برق را دارد وبا آب آن هزاران هکتار زمين را مي‏توان زير کشت ‏برد.
غرض زانجمن واجتماع جمع قواست
زقطره هيچ نيايد ولي چو دريا گشت
زقطره، ماهي پيدا نمي‏شود هرگز
زگندمي نتوان پخت نان وقوت نمود
زفرد فرد محال است کارهاي بزرگ
بلي چو مورچگان را وفاق دست دهد
چرا که قطره چو شد متصل به هم درياست
هر آنچه نفع تصور کني در آن آنجا است
محيط گشت، از آن نهنگ خواهد خاست
چو گشت‏خرمن وخروار وقت‏برگ ونواست
ولي ز جمع توان خواست هرچه خواهي خواست
به قول شيخ، هژبر ژيان اسير وفناست
نه تنها بايد از نيروهاي مادي در پيشبرد اهداف کمک خواست ‏بلکه بايد از قدرت فکري ومعنوي افراد در رفع مشکلات اجتماعي وبرنامه ريزيهاي صحيح استمداد جست واز طريق مشاوره وتبادل نظر راه وچاه را روشن ساخت وبر کوههايي از مشکلات فايق آمد. از اين جهت، در برنامه‏هاي اصيل وارزنده آيين اسلام، اهميت موضوع مذاکره ومشاوره در امور اجتماعي به خوبي به چشم مي‏خورد وقرآن کريم کساني را حقجو وواقع بين معرفي مي‏کند که اساس کارهاي آنان را مشاوره وتبادل نظر تشکيل دهد:
و الذين استجابوا لربهم و اقاموا الصلاة و امرهم شوري بينهم و مما رزقناهم ينفقون . (شوري: 38) کساني که به نداي پروردگار خود پاسخ گفتند ونماز را برپا مي‏دارند وامور خود را با مشورت در ميان خويش انجام مي‏دهند واز آنچه که روزي آنان کرده‏ايم انفاق مي‏کنند.
اتحاد و پيوند برادري
اخوت اسلامي از اصول اجتماعي آيين اسلام است. پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم به صورتهاي مختلف در جهت استوار ساختن اين پيوند کوشيده است.
پس از ورود مهاجران به مدينه، براي نخستين بار، پيوند برادري ميان دو تيره از انصار، يعني اوس وخزرج، به دست پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم گره خورد. اين دو قبيله، که بوميان مدينه بودند وساليان درازي با يکديگر نبرد داشتند، در پرتو کوششهاي رسول اکرم با يکديگر برادر شدند وتصميم گرفتند که گذشته‏ها را فراموش کنند. هدف از عقد اين پيوند آن بود که اوس وخزرج، که دو ستون عمده ارتش اسلام را در برابر مشرکان تشکيل مي‏دادند، کشت وکشتار وظلم وتعدي به يکديگر را به فراموشي بسپارند وصلح وصفا را جايگزين عداوتهاي ديرينه کنند.
براي بار دوم، پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله و سلم دستور داد که ياران او، اعم‏از مهاجر وانصار، با يکديگر برادر شوند وهر کدام براي خود برادري بگيرد. چه بسا دو مهاجر با يکديگر ويا يکي از مهاجران با يکي از انصار عقد اخوت بستند ودست‏ يکديگر را به عنوان برادري فشردند واز اين طريق يک نوع قدرت سياسي معنوي بر سرآنان سايه افکند.
مورخان ومحدثان اسلامي مي‏نويسند:
روزي پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم برخاست وخطاب به ياران خود فرمود: «آخوا في الله اخوين اخوين‏». يعني در راه خدا دو تا دو تا با هم برادر شويد.
تاريخ در اين مورد از افرادي نام مي‏برد که به فرمان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در آن روز با يکديگر پيوند اخوت برقرار کردند. مثلا ابوبکر باعمر، عثمان با عبد الرحمان بن عوف، طلحه با زبير، ابي بن کعب با ابن مسعود، عمار با ابو حذيفه، سلمان با ابو الدرداء و. . . پيوند برادري بستند واخوت اين افراد به تصويب پيامبر رسيد.
اين پيوند برادري که در ميان افراد معدودي صورت گرفت، غير آن اخوت همگاني وبرادري اسلامي است که قرآن مجيد آن را در مقياس جهان اسلام اعلام کرده است وهمه مؤمنان را برادر يکديگر خوانده است.
حضرت علي (ع) برادر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم است
رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم براي هر يک از افرادي که در مسجد النبي حاضر بودند برادري معين کرد. علي - عليه السلام در آن ميان تنها ماند وبراي او برادري تعيين نشد.
در اين هنگام علي - عليه السلام با ديدگان اشک آلود به حضور پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم‏رسيد وگفت: براي هر يک از ياران خويش برادري تعيين کردي ولي ميان من وکسي پيوند اخوت برقرار نفرمودي!
در اين لحظه پيامبر اکرم کلام تاريخي خود که را که مبين مقام وموقعيت علي - عليه السلام از حيث قرب ومنزلت او نسبت‏به پيامبر است‏خطاب به او فرمود: «انت اخي في الدنيا والآخرة و الذي بعثني بالحق ما اخرتک الا لنفسي. انت اخي في الدنيا و الآخرة‏». (1) تو برادر من در اين جهان وسراي ديگر هستي. به خدايي که مرا به حق برانگيخته است من کار برادري تو را به عقب انداختم که تو را برادر خود انتخاب کنم، اخوتي که دامنه آن هر دو جهان را فرا گيرد.
اين کلام موقعيت‏ حضرت علي - عليه السلام را نسبت‏به پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم، از نظر معنويت وپاکي واز نظر اخلاص در اهداف ديني، به خوبي روشن مي‏سازد واز ميان دانشمندان اهل تسنن مؤلف «الرياض النضرة‏» به اين حقيقت اعتراف کرده است. (2)
از اينجا مبناي تفسير آيه مباهله (3) به دست مي‏آيد. علماي تفسير به اتفاق کلمه مي‏گويند مقصود از عبارت وانفسنا و انفسکم علي بن ابي طالب - عليه السلام است که قرآن مجيد او را «نفس پيامبر» وخود او شمرده است. زيرا تجاذب فکري وروحي نه تنها دو همفکر را به سوي هم مي‏کشد بلکه گاهي دو فرد را شخص واحد نشان مي‏دهد.
اينکه هر موجودي همجنس خود را جذب ومخالف خود را دفع مي‏کند اختصاص به عالم اجسام واجرام زمين وآسمان ندارد بلکه شخصيتهاي بزرگ جهان مظاهر جذب ودفعند; گروهي را جذب وگروه ديگري را دفع مي‏کنند. اين نوع کشش وگريز بر اساس سنخيت‏يا تضاد روحي پي ريزي شده است وسنخيت وتضاد است که گروهي را دور هم گرد مي‏آورد وگروه ديگري را عقب مي‏راند.
از اين مسئله در فلسفه اسلامي چنين تعبير شده است: «السنخية علة الانضمام‏» يعني سنخيت ومشابهت، مايه اجتماع وانضمام اشياء است.
پي‏نوشت‏ها:
1 ) مستدرک حاکم، ج‏3، ص 14; استيعاب، ج‏3، ص 35.
2 ) ج 2، ص‏16، نگارش محب الدين طبري.
3 ) سوره آل عمران، آيه 61.
باز ماندن در منزل علي(ع) به مسجد
پس از بناي مسجد النبي، ياران پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در اطراف مسجد براي خود خانه هايي ساخته بودند که يکي از درهاي آنها رو به مسجد باز مي‏شد. پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله و سلم به فرمان خدا دستور داد که تمام درهايي را که به مسجد باز مي‏شد ببندند، جز در خانه علي بن ابي طالب را. اين مطلب بر بسياري از ياران رسول خدا گران آمد، از اين رو پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بر منبر رفت وچنين فرمود:
خداوند بزرگ به من دستور داده است که تمام درهايي را که به مسجد باز مي‏شود ببندم، جز در خانه علي را; ومن هرگز از پيش خود به بسته شدن دري ويا باز ماندن آن دستور نمي‏دهم; من در اين مسايل پيرو فرمان خدا هستم. (1)
آن روز تمام ياران رسول خدا اين موضوع را فضيلت‏بزرگي براي حضرت علي - عليه السلام تلقي کردند تا آنجا که خليفه دوم بعدها مي‏گفت: اي کاش سه فضيلتي که نصيب علي شد نصيب من شده بود، و آن سه فضيلت عبارتند از:
1) پيامبر دختر خود را در عقد علي در آورد.
2) تمام درهايي را که به مسجد باز مي‏شد بست، جز در خانه علي را.
3) در جنگ خيبر پيامبر پرچم را به دست علي داد. (2)
تفاوتي که ميان حضرت علي - عليه السلام وديگران وجود داشت اين بود که ارتباط او با مسجد هيچ وقت قطع نشده بود، او خانه زاد خدا بود ودر کعبه ديده به جهان گشوده بود، بنابر اين مسجد از روز نخست‏خانه او بود واين موقعيت، ديگر هرگز براي هيچ کس دست نداد. گذشته از اين، حضرت علي - عليه السلام به طور قطع ودر هرحال رعايت‏شئون مسجد را مي‏کرد ولي ديگران کمتر مي‏توانستند شئون مسجد را آن طور که بايد رعايت کنند.
پي‏نوشت‏ها:
1 ) مسند احمد، ج‏3، ص‏369; مستدرک حاکم، ج‏3، ص 125; الرياض النضرة، ج‏3، ص 192و. . . .
2 ) مسند احمد، ج‏2، ص‏26.
کتاب: فروغ ولايت ص 67 و 71
نويسنده: استاد جعفر سبحاني


نوشته شده در   جمعه 7 تير 1392    
PDF چاپ چاپ