سه شنبه 6 اسفند 1398 | Tuesday, 25 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 18 آذر 1389     |     کد : 6866

ابوبكر و افسوس بر سه كار

ابوبكر و افسوس بر سه كار

ابوبكر و افسوس بر سه كار
ابوبكر در آستانه وفات بر نه چيز افسوس مى خورد : سه كار كه انجام داده و آرزو مى كرد آنها را انجام نداده بود. سه كار كه انجام نداده و مى گفت : اى كاش انجام مى دادم .و سه چيز را كه بايست از رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره آنها پرسش مى كرد و نكرد.
1. اى كاش ،مسئوليت خلافت را بر عهده نمى گرفتم و آن را به عمر بن خطاب مى سپرم ، تا من وزير و او امير مى بود. (603)
2. كاش ، در گاه خانه فاطمه عليه السلام دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله ،را به زور نمى گشودم و بيگانگان را بدان راه نمى داد. هر چند آن را به علامت جنگ بسته باشند. (604)
3. اى كاش ، اياس بن عبدالله فجائه سلمى را نمى سوزاندم .
4. اى كاش ، ابو عبيده را به مغرب و عمر را به مشرق مى فرستادم تا دو دست خويش را در راه خدا پيش مى داشتم .
5. كاش ، زمانى كه اشعث بن قيس را به اسارت نزد من آوردند گردنش را مى زدم .زيرا گمان مى كنم او هيچ شترى را نمى بيند جز آن كه ، آن را يارى مى كند. (605)
6. اى كاش ، خالد را براى سركوب شورشيان به بزاخه نمى فرستادم خوب بود كه خود در كنار او باشم
!7. كاش ،از پيامبر صلى الله عليه و آله مى پرسيدم كه اين امر خلافت حق كيست تا با او درگير نشويم !
8. اى كاش ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيده بودم كه آيا انصار حقى در عهده دارى خلافت دارند يا خير !
9. اى كاش ، از پيامبر صلى الله عليه و آله از موضوع ارث پرسش ‍ مى كردم .(606)
بيمارى مرموز
.در چگونگى كسالت ابوبكر مى نويسد :او در روزى سرد غسل كرد و آن گاه دچار بيمارى شد و پس از دو هفته در گذشت . اما آن چه بيشتر مورد اعتماد است اين كه وى به زهر مسموم شده است . خليفه از مدتى پيش به سبب سياست پيشگى خود ، حارث بن كلده ، پزشك پادشاه ايران را كه در شناخت سموم و پادزهر آن ، مردى آزموده و حاذق بود ، نزد خود در مدينه نگاه داشت . با اين حال زمانى براى آن دو غذايى از برنج يا حريره زهر آلود فرستادند و هر دو ، از آن خوردند.حارث زودتر از وى دست از غذا كشيد و به ابوبكر گفت : ما هر دو ،غذاى زهر آلودى خورديم كه زهر يك ساله داشت .
بنابراين پس از گذشت يك سال ، هر دو در روز معين در گذشتند. (607)
در همان روز ،والى خليفه در مكه ، عتاب بن اسيد (608)
هم به طرز نامعلومى مرد. (609)
پرسشى تا اين زمان
امروزه در همه جوامع ، زمانى كه فردى كشته مى شود كليد رمز يافتن كشندگان وى دو چيز است : 1. يافتن فردى كه با مقتول دشمنى پنهان يا آشكار داشته است . (610)
2. مشخص نمودن فردى كه از مرگ مقتول نفعى به وى مى رسد.
ما بى آن كه در اين باره بحث كنيم يافتن پاسخ اين دو پرسش را به خوانندگان وا مى گذاريم .


منابع
603- گويا خليفه پيوسته بيمناك بوده است كه مبادا روزى جان خويش را به سبب پيشدستى بر عمر در سقيفه ،از دست بدهد. اگر در آن روز، كار را به عمر وا مى گذاشت بدين زودى نقشه مسموميت وى دنبال نمى شد و در هنگام مرگ آرزو نمى كرد كه اى كاش آن روز به عمر پيشدستى نمى كردم .
604- اين جمله تا پيش از آن زمان از ابوبكر شنيده نشده است . به نظر مى رسد زمانى خليفه بر آن كار افسوس خورد كه مى ديد به زودى حكومتى كه در سايه آن عمل دهشتناك استوار گشته است نصيب ديگرى مى شود. اگر ابوبكر اطمينان داشت كه دوره حكومتش بدين شتاب سپرى خواهد شد شايد بدان شيوه ، گردن خود را پل پيروزى و كاميابى ديگران نمى كرد.
605- اشعث بن قيس هوادار عمر و مخالف استمرار حكومت ابوبكر بود.
606- الامامة و السياسة ،ج 1 ، ص 18 ،مروج الذهب ، ج 1، ص 414 ت العقد الفريد ، ج 4، ص 93 ،الغدير ، ج 7 ، ص 17.
607- تاريخ الامم و الملوك ،ج 4 ، ص 1562. العقد الفريد ، ج 6 ،ص 205 ت الكامل فى التاريخ ،ج 2، ص 164 ،مروج الذهب ، ج 1 ،ص 658 و ج 2 ،ص 301 ت حبيب السير ، ج 1 ،ص 462 ،الطبقات الكبرى ، ج 3 ، ص ‍ 198.
608- عتاب بن اسيد ابى العيص بن امية بن عبد شمس اموى ، در روز فتح مكه اسالم آورد و رسول اكرم (ص ) او را والى مكه قرار داد و ابوبكر هم حكم او را امضا كرد. حدود بيست و چند سال داشت . الاصابة ، ج 2 ، ص ‍ 451 ت الطبقات الكبرى ،ج 5 ،ص 446 ،المعارف ،ص 283 ، اسدالغابة ،ج 3، ص 359 ،السيرة النبوية ،ج 4، ص 936 ،تاريخ يعقوبى ، ج 2،ص ‍ 122 ، تاريخ الامم و الملوك ،ج 2 ، ص 362 و 532. او بعد از وفات پيامبر(ص ) از ترس ارتداد مكيان متوارى شد ولى با وساطت سهيل بن عمر به مكه بازگشت . السيرة النبوية ، ج 4 ، ص 1079 ت پسرش عبدالرحمن فرمانده جانب راست پياده روان جنگ جمل عليه على عليه السلام بود.
609- العقد الفريد ، ج 6 ،ص 292 ، تاريخ الامم و الملوك ، ج 2، ص 611 ،المعارف ،ص 283 ،البداية و النهاية ،ج 10 ،ص 137.
610- هر چند بنى هاشم دشمن ابوبكر بودند ، از آن زمان تا حال كسى آنان را به توطئه در كشتن ابوبكر متهم نكرده است .


نوشته شده در   پنجشنبه 18 آذر 1389    
PDF چاپ چاپ