چهارشنبه 9 بهمن 1398 | Wednesday, 29 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 18 آذر 1389     |     کد : 6840

جريان لعان ميان مردى و زنش

جريان لعان ميان مردى و زنش

جريان لعان ميان مردى و زنش
مـجـلسـى رحـمـه الله از المـنـتـقـى نـقـل كـرده كـه در سـال نـهـم هـجـرت رسـول خـدا صـلى الله عـليـه و آله حـكـم لعـان را مـيـان مـردى به نام عـويـمـر و زنـش خـوله اجـرا كـرد؛ ولى چـون حـكـم لعـان در سـوره نور آمد كه در سـال پـنـجـم نـازل گـرديـد، بـنـابـرايـن حـكـم مـذكـور چـنـد سـال قـبـل از واقـعه عويمر نازل شده است ؛ ولى از تفاسير معلوم مى شودكه آيات 6 تا 10 از سوره نور بعد از اتفاق قضيه نازل گرديده است والله اعلم (706) .
عـلى بـن ابـراهـيـم قـمـى از اعـلان قـرن سـه و چـهـار در تـفـسـيـر خـويـش نقل كرده : علت نزول آيات والذين يرمون ازواجهم ولم يكن لهم شهداء الا انفسهم فشهادة احدهم اربع شهادات بالله انه لمن الصادقين ...آن بود كه : عويمر بن ساعده عجلانى بـه مـحـضـر رسـول خـدا صـلى الله عـليـه و آله آمـده و گـفـت : يـا رسـول الله شـريـك بـن سـحـمـاء بـا زن من زنا كرده و از او حامله است . حضرت از وى رو گـردانـيـد تـا ايـنـكـه او چـهـار بـار ايـن سـخـن را تـكـرار كـرد. حـضـرت بـه مـنـزل خـويش آمد و آيه لعان نازل گرديد. پس از نماز عصر، حضرت به عويمر فـرمـود: زنـت را در ايـنـجـا حـاضـر كـن ؛ دربـاره شـمـا آيـه نـازل شـده اسـت عـويمر پيش زنش آمد و گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله تو را مى خـواهـد. زن كـه در مـيـان قـوم خـويـش مـحـتـرم بـود، بـا عـده اى بـه مـسـجـد آمـد. رسـول خـدا صـلى الله عليه و آله به عويمر فرمود: به طرف منبر رفته و با يكديگر ملاعنه كنيد. عويمر گفت : چه كنم ؟ فرمود: برو پيش و بگو: خدا را شاهد مى گيرم كه در نسبت زنا به زنم راست مى گويم . او جلو رفت و آن طور گفت ، حضرت فرمود: تكرار كن . تـكـرار كـرد، فـرمـود: باز تكرار كن . تا چهار بار تكرار كرد، بعد فرمود: در دفعه پـنـجـم بگو: لعنت خدا بر من اگر دروغگو باشم (707) او چنان گفت ؛حضرت فرمود: اگر دروغ گفته باشى لعنت خدا بر تو حتمى است بعد فرمود: برو كنار.
آنگاه به زنش فرمود: تو هم مثل شوهرت شهادت مى دهى و گرنه حد خدا را بر تو جارى خـواهـم كـرد. زن نـگاه به قوم خويش انداخت و گفت : در اين شامگاه اينها را روسياه نخواهم كـرد.بـه طـرف مـنبر رفت و گفت : خدا را شاهد مى گيرم كه عويمر در اين نسبت كه به من مـى دهـد دروغـگـوسـت . حـضـرت فرمود: تكرار كن او تا چهار بار تكرار كرد، فرمود: در دفـعـه پـنـجـم خـودت را لعـنـت كـن ، اگـر شـوهرت راستگو باشد، او چنان گفت . حضرت فـرمـود: واى بـر تـو اگـر دروغ گـفـتـه بـاشـى . لعنت خدا براى تو حتمى است . آنگاه حـضـرت بـه عـويـمـر فـرمـود: بـرو ديـگـر ايـن زن بـر تـو بـه هـيـچ وجـه حلال نخواهد بود. گفت :
مـهـريـه اى كـه داده ام چـه مـى شـود؟ فرمود: اگر دروغ مى گويى ، مهريه براى تو از دروغ بـعـيـدتـر ا سـت و اگـر راسـت مـى گـويـى مـهـريـه در مـقـابـل حـلال بـودن او بـراى تـو بـوده اسـت ... طـبـرسـى در مـجـمـع البـيـان ذيـل آيـه فـوق آن را بـا چـنـد وجـه نـقـل كـرده و فـرمـوده نـام آن مـرد هـلال بن اميه بوده است .اين حكم يكى از احكام عجيب درباره پيشامدهاى فوق است . گويند: چـون آيـه قـذف نـازل گـرديـد، بـعـضـى از مـسـلمـانـان ضـمـن قـبـول كـردن آن گـفـتـنـد: اگـر انـسـان كـسى را با زنش ببيند زنا مى كند تا برود شاهد بياورد، زانى كارش را تمام كرده و رفته است و اگر به تنهايى شهادت بدهد حد قذف خواهد خورد پس چه بايد كرد؟ تا حكم لعان نازل گرديد.
منابع
706- بحارالانوار ج 21، ص 367
707- عبارت عربى تا حدى مشوش است ؛ولى منظور از ترجمه فوق مى باشد


نوشته شده در   پنجشنبه 18 آذر 1389    
PDF چاپ چاپ