پنجشنبه 3 بهمن 1398 | Thursday, 23 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 18 آذر 1389     |     کد : 6789

تحريم خمر (شراب)

تحريم خمر (شراب)

تحريم خمر
يـعـقوبى درتاريخ خود فرموده : در جنگ بنى نضير مسلمانان شراب خورده و مست شدند و در نـتـيـجـه شـراب حـرام شـد و فـى هـذه الغـزاة شـرب المـسـلمـون فـسـكـروا فـنـزل تـحـريـم الخـمـر(436) در سـيـره ابـن هـشـام آمـده : رسـول الله صـلى الله عـليه و آله در ربيع الاول بنى نضير را محاصره كرد و تحريم خـمـر نـازل شـد(437) . نـاگـفـتـه نـمـانـد شـراب و هـر مـسـت كـنـنـده اى از اول در كـليـه اديـان آسـمـانـى حـرام بوده است ، و امكان ندارد پيامبرى آن را تجويز كرده بـاشـد لذا مـحـمـدبـن مـسـلم مـى گـويـد از امـام صـادق عـليـه السـلام از خـمـر سـؤ ال شـد؟ فـرمـود: رسـول خـدا صـلى الله عليه و آله فرمود: اولين چيزى كه خدا مرا از آن نـهـى كـرده عـبـادت بـتـهـا و شـرب خـمـر ومـخـاصـمـه بـا مـردان بـود: قـال رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله ان اول مـانـهـانـى عـنـه ربـى عزوجل : عن عبادة الاوثان و شرب الخمر و ملاحاة الرجال (438)
ولى سخن در اين است كه بنا به مقتضاى زمان كدام وقت اين تحريم از طرف پيامبر اظهار و عـمـلى شد، زيرا كه زمان و مكان دو چيز تعيين كننده در صدور حكم و اجراى آن هستند، لذا است كه حضرت صادق عليه السلام فرمايد: خداوند هيچ پيامبرى نفرستاده مگر آن كه در عـلم خدا بود كه چون دينش تكميل شود، خمر را تحريم كند، خمر پيوسته حرام بوده ولى ديـن از خـصـلتى به خصلت ديگرى عوض مى شود، اگر همه احكام دفعتا از مردم خواسته شود وامى مانند و از عمل عاجز مى شوند(439)
دو روايـت ديـگـر در كـافـى نـظـيـر روايـت بـالا نـقـل شـده اسـت ، عـلى هـذا مـن آن قـول را قـبـول دارم كـه مـى گويد: خمر به تدريج و با زمينه سازى تحريم شده است . قبلا آياتى نازل شده و موضع اسلام را درباره آن روشن كرده و چون مردم آمادگى يافته اند، تحريم و قدغن شده است .
مـرحـوم مـجـلسـى در بحار فرموده : خمر در سال چهارم هجرت تحريم شد و خلاصه سخن دربـاره خـمـر آن اسـت كـه در تـحـريـم خـمـرچـهـار آيـه نـازل شـده اسـت ، ابـتـدا آيـه و مـن ثـمـرات النخيل و الاعناب تتخذون منه سكرا و رزقا حـسـنـا(440) مـسـلمـانـان بـعـضـى هـا مـى خـوردنـد و آن بـر آنـهـا در آن روز حـلال بـود(441) آنـگـاه در جـريـان مـعـاذبـن جبل (442) آيه يسئلونك عن الخمر و المـيـسـر(443) نـازل گـرديـد بـه دنـبـال آن گـروهـى آن را تـرك كرده و گروهى خـوردنـد، تـا ايـن كه عبدالرحمن بن عوف عده اى را ميهمان دعوت كرد و براى آنان مشروب فـراهـم آورد، آنـها شراب خورده و مست شدند وقت نماز مغرب رسيد، يكى را براى خود امام جـمـاعـت كـردنـد و او در حـال مـسـتـى سـوره كـافـرون را چـنـيـن خـوانـد قل يا ايهاالكافرون ، اعبد ماتعبدون و تا آخر با حذف لا خواند.
در پـى پيشامد، آيه يا ايها الذين آمنوا لاتقربوا الصلوة و انتم سكارى حتى تعلموا ما تـقـولون (444) نـازل گـرديـد، يـعـنـى اى اهـل ايـمـان در حـال مـسـتـى بـه نـمـاز نـايستيد تا بدانيد چه مى گوييد خداوند خمر را در حـال صـلاة تحريم فرمود در پى نزول اين آيه گروهى آن را ترك كرده و گفتند: چيزى كـه مـيـان مـا و نـمـاز مـانـع شـود چـه فـايـده اى دارد؟! ولى عـده اى فـقـط در حـال نـماز ترك كردند، يعنى بعد از نماز عشاء مى خوردند و تا صبح مستى برطرف مى شـد، و نـيـز بـعـد از نـمـاز صـبـح مـى خـوردنـد تـا وقـت ظـهـر مـسـتـى زايل مى گرديد.
روزى عـتـبـان بـن مـالك جـمـعـى از مـسلمانان را كه سعد بن وقاص نيز از آن جمله بود به مـيـهـمـانـى دعوت كرد، براى آنها كله شترى را كباب كرده بود، خوردند و نوشيدند و مست شـدنـد، در حـال مستى شروع به مفاخره و خواندن اشعار كردند، سعدبن وقاص قصيده اى در هـجـو و تـنـقـيص انصار خواند، و بر قوم خويش افتخار نمود، مردى از انصار استخوان فك شترى را برداشته و بر سعد كوبيد، پوست سر سعد شكافته استخوان سرش ظاهر شـد، سـعـد بـه مـحـضـر رسـول الله صلى الله عليه و آله آمد و از مرد انصارص شكايت كـرد... در نـتـيـجـه آيـه انـمـا الخـمـر و المـيـسـر و الانـصـاب و الازلام رجـس ‍ عـمـل الشـيـطـان فـاجـتـنـبـوه لعـلكـم تـفـلحـون (445) بـه دنـبـال نـزول آن ، كـه مـشـروب خـورده و مست شود، هشتاد ضربه شلاق حد شرب خمر معين گـرديـد نـاگـفـتـه نـمـانـد آيـه اخـيـر در سـوره مـائده اسـت و آن آخـريـن سـوره نـازل شـده اسـت و ايـن نـشـان مـى دهـد كـه تـحـريـم خـمـر بـعـد از سـال چـهارم بوده است در هر حال ظاهر آن است كه تحريم به طور تدريج انجام گرفته است .
جـريـان تـحـريـم تـدريـجـى در تـفـسير الميزان ذيل آيه فوق از ربيع الابرار زمخشرى نـقـل شـده اسـت و ضـمـنـا بـنـا بـه روايـت تـفـسـيـر عـيـاشـى ، ج 1، ص 339، و وسـائل الشـيـعـه ، ج 17، ص 222 - 223، تـحـريـم آن قبل از جنگ احد بوده است والله العالم


اعلان تحريم و حد شرب خمر
آنگاه كه آيه اخير نازل شد، منادى رسول خدا ميان مسلمانان ندا كرد: ايهاالناس بدانيد كه شراب به دستور خدا و رسول حرام شده و كسى حق شراب خوردن ندارد، انس بن مالك مى گويد: من درخانه ابوطلحه پياله گردان قوم بودم و آنها شرب خرما مى خوردند، ناگاه نـدايـى بـه گـوشم رسيد كه در بيرون خانه ندا مى كرد ابوطلحه گفت : برو ببين چه خبر است ؟ من چون بيرون آمدم منادى ندا مى كرد: الا ان الخمر قد حرمت بدانيد كه شراب حرام شده است . اين مطلب در كوچه هاى مدينه شايع شد، ابوطلحه گفت : پس آن شراب را بـريـز، مـن آن را بـه زمـيـن ريختم (446) آنگاه شرب خمر قدغن و مشروب فروشى ها تـعـطـيـل گرديد، فقط بطور مخفى و گاه گاه توسط بدكاران عملى مى شد و شلاق مى خـوردنـد، از رسـول الله صلى الله عليه و آله در اين رابطه دو مطلب به وقوع پيوست يـكـى وعـده عـذاب آخـرت بـه شاربين خمر، ديگرى تشريع حد شرعى نسبت به كسى كه شرب خمر كرده است .
امـام صـادق عـليـه السـلام فـرمـوده : رسـول خـدا صـلى الله عـليـه و آله فـرمـودنـد:... پـروردگـارم قـسـم ياد كرده : هر بنده ام در دنيا خمر بياشامد به همان مقدار از رحيم جهنم بـه او خـواهـد نـوشـانـيـد اهـل عـذاب بـاشـد يا اهل رحمت ، و اگر به بچه اش ‍ يابنده اش بـخـورانـد هـمـان مـقـدار از حـمـيـم بـه او خواهم نوشانيد معذب باشد يا بخشوده شده : قال رسول الله صلى الله عليه و آله اقسم ربى ان لايشرب عبد لى فى الدنيا خمرا الا سـقـيـتـه مثل ما شرب منها من الحميم يوم القيامة معذبا او مغفورا له و لا يسقيها عبدا لى صبيا صـغـيـرا و مـمـلوكـا الا سـقـيـة مـثـل مـاسـقاه من الحميم يوم القيامه معذبا بعد او مغفورا له (447)
و نـيـز آن حـضـرت در خـمـر ده نـفـر از لعـنـت كـرد: بـه خـود خـمـر، بـه فـشارنده انگور، مـحـل فـروشـنـده ، خـريـدار، سـاقـى ، خـورنـده پـول آن ، شـارب الخـمـر، حامل آن ، و كسى كه به طرف او حمل شده است : عن زيدبن على عن ابائه ، عليهم السلام ، قـال : لعـن رسـول الله صـلى الله عـليه و آله : الخمر و عاصرها و متصرها و بايعها و مشتريها و ساقيها و آكل ثمنها و شاربها و حاملها و المحمولة اليه (448)


تشريع حد شرب خمر
بـه احـتـمـال نـزديـك بـه يـقـيـن حـد شـرب خـمـر بـه دنـبـال تـحـريـم آن تـشـريـع شـده اسـت و آن هـشـتـاد تـازيـانـه اسـت از روايـات شـيعه و اهـل سـنـت مـعـلوم مـى شـود كه رسول الله صلى الله عليه و آله ابتدا شارب الخمر را با لنگه كفش مى زده ، و سپس ‍ به هشتاد ضربه منحصر كرده است .
بـريـدبـن مـعـاويـه مى گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم مى فرمود: در كتاب على عليه السلام آمده : به شارب خمر و شارب نبيذ هشتاد تازيانه زده مى شود: سمعت ابا عبدالله عليه السلام يقول : ان فى كتاب على عليه السلام يضرب شارب الخمر ثمانين و شارب النبيذ ثمانين (449)
و ضـمـنـا در روايـات آمـده كـه اگر كسى دو دفعه شرب خمر كند و حد زده شود، در دفعه سـوم مـجـازاتـش اعـدام اسـت عـن ابـى عـبـدالله عـليـه السـلام قـال : رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله : مـن شـرب الخـمر فاجلدوه فان عاد الثالثة فـاقـتـلوه (450) در روايـات اهـل سـنـت در دفعه چهارم كشته مى شود و نيز حكم همه گـنـاهـان كـبـيـره هـمـان اسـت از امـام كـاظـم عـليـه السـلام نـقـل شـده : قال : اصحاب الكبائر كلها اذا اقيم عليهم الحد مرتين ، قتلوا فى الثالثة (451)


منابع
436- تاريخ يعقوبى ، ج 2، ص 30
437- سيره ابن هشام ج 3، ص 200
438- بحارالانوار، ج 2، ص 127
439- كـافـى ، ج 6، ص 395، بـاب ان الخـمـر لم تزل محرمة
440- سوره نحل ، آيه 67
441- يعنى منع صريح نشده بودند.
442- مـعـاذبـن جـبـل نـزد حضرت آمده گفتند: نظرتان درباره خمر وقمار بفرماييد يكى عـقـل را مـى بـرد و ديـگـرى مـال را، آيـه در جـواب آنـهـا نازل گرديد.
443- سوره بقره ، آيه 219
444- سوره نساء آيه 43
445- سوره مائده ، آيه 90
446- صحيح مسلم ، ج 2، ص 189، كاب الاشربة
447- كافى ، ج 6، ص 396
448- كافى ، ج 6، ص 398
449- كـافـى ، ج 7، ص 214، هـشـتـاد ضـربـه در سـنـن تـرمـذى نـيـز نقل شده است .
450- كافى ، ج 7 ص 218
451- كافى ج 7 ص 219


نوشته شده در   پنجشنبه 18 آذر 1389    
PDF چاپ چاپ