شنبه 5 بهمن 1398 | Saturday, 25 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 17 آذر 1389     |     کد : 6783

ابوسفيان و قبر حمزه

ابوسفيان و قبر حمزه

ابوسفيان و قبر حمزه
علامه امينى در الغدير از ابن ابى الحديد نقل مى كند: ابوسفيان پس از به خلافت رسيدن عـثـمـان بن عفان ، در احد بر سر قبر حمزه رضوان الله عليه آمده و با لگد به قـبـر حـمزه مى زد و مى گفت : اباعماره سر از خاك بردار حكومتى كه براى آن با شمشير به جان هم افتاديم الان در دست بچه هاى ماست و با آن بازى مى كنند(397)
و نيز در همانجا نقل كرده : ابوسفيان در منزل عثمان گفت : حالا كه بعد از ابوبكر و عمر، خـلافـت به تو رسيد، آن را مانند توپ بازى دست به دست كن و اركان آن را از بنى اميه قرار بده ، اين فقط پادشاهى است ، من نمى دانم بهشت و جهنم يعنى چه ؟!
آرى ابـوسـفـيـان ايـن چـنـيـن بـود، و شـعـارهـاى : اعـل هـبـل و نـحـن لنـا العـزى و لاعـزى لكـم از او گـذشـت كـه در پـايـيـن كـوه احد شعار شرك و كفر مى داد، امروز در مكه معظمه بزرگترين بازار و خيابان آن ، شـارع ابـى سـفـيان نام دارد، عمارها، ياسرها، سميه ها،... از ياد فراموش شده ولى ابوسفيان زنده است ، زيرا كه تا زنده بود بر مزار بت پرستى اشك مى ريخت و در مـجـلس عـثـمـان ، بهشت و جهنم را مسخره كرد و نيز يكى از از خيابانهاى مكه شارع لهب نـام دارد، بـه صـاحـب مـسافرخانه كه نامش ابوسليمان بود گفتم : اى ابوسليمان چرا نام خيابان مكه را شارع ابولهب گذاشته اند؟!! گفت : چه كنيم مكه شهر او بوده است ، در آن شـهـر مـقـدس اگـر بـگـرديد، خواهيد ديد در يكى از پس كوچه ها هم نوشته است : شـارع فـاطمه الزهرا آرى در منطق وهابيهاى مزدور بايد نام فاطمه در پس كوچه ها باشد ولى نام ابوسفيانها در شوارع بزرگ .
تكميل مطلب
پس از برگشتن رسول الله صلى الله عليه و آله از احد طبيعى بود كه تهمتها و سـمـپـاشـى هـا و جوسازى ها از طرف منافقان و مسلمانان مريض القلب بوجود خواهد آمد، و بـراى عـده اى از مـؤ مـنـيـن خـالص مـسـاءله خـواهـد شـد كـه بـا آن كـه رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله در مـيـان ما بود و توفيق خدا رفيق ما، پس چرا شكست خورديم ، براى خواباندن آن سر وصدا مى بايست آيات وحى پا درميانى كند.
لذا حـدود هـشـتـاد آيـه در ايـن رابـطـه از آيـه 120 تـا آخـر سـوره آل عـمـران نـازل گـرديـد و فـراز و نـشـيـبـهـا هـمـوار شـد و سـر وصـداهـا خـوابـيـد، وعلل شكست تشريح گرديد.
خداوند فرمود:
و تـلك الايـام نـداولهـا بـيـن النـاس و ليـعـلم الله الذيـن آمـنـوا و يتخذ منكم شهداء... و ليمحص الله الذين آمنوا (398)
شـكـسـت گـاهـى در مـسـلمـانـان بـوجـود مـى آيـد تـا ايـمـان اهـل ثـبـات ظـاهـر شـود، و عـده اى شهيد گردند و خون آنها سند انقلاب را امضاء كرد، آرى بايد براى راه توحيد و راه خدا، خون داد.
خـداونـد فـرمـود: شـمـا اول غـالب شـديـد، كـفـار را درو مـى كـرديـد، ولى بـعـدا عـوامل شكست را به وجود آورديد، شما در دفاع از سنگر عينين سست شده و اختلاف كرديد و سـفـارش رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله را عمل ننموديد، عده اى به خاطر غنيمت سنگر خود را خالى كرديد تا اين شكست پديد آمد و لقد صدقكم الله وعده اذ تحسونهم باذنه حتى اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم من بعد ما اراكم ما تحبون منكم من يريد الدنيا و منكم من يريد الاخرة (399)
خداوند فرمود: شما رسول خدا صلى الله عليه و آله را گذاشته و به كوه فرار كرديد، با آنكه آن حضرت فرياد كشيد: من اينجا هستم كجا فرار مى كنيد، ولى شما به صداى او اهـمـيـت نـمـى داديـد: اذ تـصـعـدون و لاتـلوون عـلى احـد و الرسول يدعوكم فى اخريكم (400)
خدا فرمود: آنهايى كه فرار كردند، علت فرار آن بود كه گناهان گذشته در آن ها اثر بدى گذاشته بود، با وجود آن ، خداوند از اين گناه عفو فرمود: الذين تولوا منكم يوم التقى الجمعان انما استزلهم الشيطان ببعض ماكسبوا و لقد عفا الله عنهم (401)
شـمـا بـا آنـكـه دو برابر شكست احد را در بدر به كفار وارد كرديد، مى گوييد چرا چنين شد؟ علت خود شما بوديد: اولما اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها قلتم انى هذا قول هومن عند انفسكم (402)


منابع

397- الغدير، ج 1، ص 83
398- سوره آل عمران آيه 140 و 141
399- سوره آل عمران ، آيه 152
400- سوره آل عمران آيه 153
401- سوره آل عمران ، آيه 155
402- سوره آل عمران آيه 165


نوشته شده در   چهارشنبه 17 آذر 1389    
PDF چاپ چاپ