چهارشنبه 2 بهمن 1398 | Wednesday, 22 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 17 آذر 1389     |     کد : 6769

كتاب معاقل

كتاب معاقل

كتاب معاقل
طـبـرى در تـاريـخ خـود گـويـد: بـه قـولى آن حـضـرت در سال دوم هجرت كتاب معاقل را نوشت و آن را از غلاف شمشيرش ‍ مى آويخت (250) و ابن اثـيـر مـى نـويـسـد: آن حـضـرت در سـال دوم مـعـاقـل را نـوشـت و بـه شـمـشـيـرش نـزديك كـرد(251) عـبـدالوهـاب نـجـار در حـاشـيـه كـامـل مـى نـويـسـنـد ايـن عـبـارت از طـبـرى نـقـل شـده و صـحـيـحـش آن اسـت كـه : ان فـى هـذه السـنـة كـتـب رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله وسـلم المـعاقل و كان معلقا بسيفه ناگفته نماند: مـعـقـله بـه مـعـنـى ديـه (خـونـبـهـا) و غـرامـت اسـت ، جـمـع آن مـعـاقـل آيد على هذ آن كتاب در رابطه با ديات بوده خواه ديه انسان باشد يا ديه اعضاء انـسـان ؛ آن كـتـاب تـوسـط عـلى عـليـه السـلام بـا امـلاء رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله وسـلم نـوشته شده است ، يكى كتاب صحيفه جامعه و ديـگـرى كـتـاب ديـات كـه كـتـاب الفـرائض خـوانـده مـى شـد و آن حـضـرت نـيـز مـانـنـد رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را از غلاف شمشيرش آويزان مى كرد، و آن همان كتاب بود كه از رسول خدا به او ارث رسيده بود.
صـدوق رحـمـه الله از عـلى عـليـه السـلام نـقـل كـرده كـه فـرمـود: دو كـتـاب از رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم به ارث بردم يكى كتاب خدا ديگرى اين كتاب كه در غلاف شمشيريم هست ، گفتند: يا اميرالمؤ منين اين كتاب كه در غلاف شمشيرت دارى چيست ؟ فرمود: هر كه غير قاتل خويش را بكشد لعنت خدا بر او، هر كه غير ضارب خود را بزند لعنت خدا بر او باد.
عـن عـلى بـن ابـيـطـالب عـليـه السـلام قـال : ورثـت عـن رسـول الله صـلى الله عـليـه و آله وسلم كتابين ، كتاب الله و كتابى فى قراب سيفى هـذا، قـيـل : يـا امـيـرالمـؤ مـنـيـن و مـاالكـتـاب الذى فـى قـراب سـيـفـك ؟ قـال : مـن قتل غير قاتله او ضرب غير ضاربه فعليه لعنه الله (252) اين روايت را در صـاحب مكاتيب الرسول رواياتى در اين زمينه جمع نموده است (253) بخارى نيز از اين كتاب كه درباره ديات و نحو آن بوده ، نام مى برد(254)
مـرحـوم صـدوق در كـتـابـى (255) هـمـه ايـن كـتـاب را نقل كرده است و در اول آن فرموده : ابن ابى عميرالطبيب گويد: اين روايت را به امام صادق عـليـه السـلام نـشـان دادم فرمود: آرى آن حق است و اميرالمؤ منين عليه السلام كارمندانش را به آن امر مى فرمود.
آن كـتـاب ، مـعـروف بـه اصـل ظـريـف بـن نـاصـح اسـت و چـون در سـنـد آن ثـقـه جـليـل القـدر ظـريـف بـن نـاصـح وجـود دارد لذا بـه نـام وى نـاميده شده است . مرحوم شيخ الطـائفـه نـيـز آن را تـمـامـا در تـهـذيـب (256) نـقـل كـرده اسـت ، ايـضـا مـرحـوم كلينى نـقـل كـرده : از ابـن فـضـال و محمد بن عيسى و يونس كه گفتند: كتاب فرائض على عليه السـلام را بـه حـضـرت رضا عليه السلام نشان داديم فرمود: آن صحيح است و در روايت بـعـدى نـشـان دادن آن بـه حـضـرت صـادق عـليـه السـلام نـيـز نـقـل شـده اسـت ، مـرحـوم فـيـض نـيـز در ابـواب القـصـاص والديـات بـه آن اشـاره مـى كند(257)
منابع
250- تاريخ طبرى ج 2 ص 177
251- تاريخ كامل ابن اثير، ج 2، ص 99
252- عـيـون اخـبـار الرضـا، ج 2 ص 40؛ نـيـز وسـائل چـاپ آل البـيـت ، ج 29، ص 23، حـديـث 35057، بـه نـقل از عيون الاخبار، وسائل الشيعه ج 19، ص 12، باب تحريم الضرب نصير الحق از عيون الاخبار نقل كرده .
253- مكاتيب الرسول ، ج 1 ص 67
254- صـحـيح بخارى ، ج 1 ص 38، باب كتابة العلم ؛ باب فكاك الاسير، ج 4، ص 84
255- مـن لايـحـضـر الفـقيه ، ج 4، ص 75 حديث 5150، به بعد كتاب الديات ، باب دية جوارح الانسان
256- تهذيب الاحكام ج 10، ص 295، باب ديات الشجاج ، حديث 26
257- كافى ، ج 7، ص 330، وافى ج 9، ص 114


نوشته شده در   چهارشنبه 17 آذر 1389    
PDF چاپ چاپ