جمعه 9 اسفند 1398 | Friday, 28 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : دوشنبه 8 آذر 1389     |     کد : 6217

حب الحسين

حب الحسين

شعری از رضا جعفري : حب الحسين


حب الحسين رشته تحصيلي شماست

دانش سراي عشق و جنون شهر كربلاست


در مبحث حسين شناسي موفقيد

موضوع بحث سينه زدن پاي روضه هاست


تا روز محشر مدركتان را نميدهند

برگ قبولي همه در پوشه خداست


پايين كارنامه هر شخص نوشته اند

اين مهر سرخ مهر شهنشاه كربلاست


محشر كنار درب جنان داد ميزنيد

مردم نديده ايد كه آقاي ما كجاست؟


تنها به عشق اوست كه به اينجا رسيده ايم

جنت بدون حضرت ارباب بي صفاست


ناگاه جبرئيل امين ناله ميزند

آقايتان حسين همان مرد سر جداست


محشر دوباره از غم او سينه ميزنيد

آنجا خدا به خير كند محشري به پاست





شعری از حبیب الله چایچیان : عشق تو


در عشق تو، حالي است که فاني شدني نيست

وصفش نتوان گفت به کس، دم زدني نيست


اين حسن جهاني تو سرحد نشناسد

غير از دل عشاق برايت وطني نيست


پيوسته عنايات تو بر ماست مسلم

هر چند که الطاف تو، گاهي علني نيست


هرگز نشود سائل درگاه تو نوميد

چون کار تو، اي رحمت حق، دل شکني نيست


تو يوسف طاهائي و، در شرح غم تو

از گفتة «ما اوذي» بهتر سخني نيست


با خون تو ثبت است به ديوان عدالت

پابنده تر از شرع نبي مدني نيست


بر ريشه تو، گرچه بسي تيشه عدو زد

بر نخل حياتت، اثر از تيشه زني نيست


پيدا بود از منظره کرب و بلايت

دردانة زهرا و علي، گم شدني نيست


پوشيد لباس شرف از يمن تو انسان

اي کشتة عريان که تو را پيرهني نيست


خجلت زده، شد سرخ، عقيق از لب اکبر

زيرا چو لبش، هيچ عقيق يمني نيست


از قتل علي اصغر ششماهه عيان شد

جز قصد جنايت، هدف خصم دني نيست


گيرم که رقيه نبود دخت پيمبر

يک دختر غربت زده، سيلي زدني نيست


از صلح و قيام حسنين است که اسلام

خود ريشه کن از آنهمه پيمان شکني نيست


هرگز به حقيقت، نتوان گفت حسيني است

آنکس که (حسانا) ز دل و جان، حسني نيست






شعری از ژوليده نيشابورى : در رحمت


شكر لله كه جهان بار دگر احيا شد

در رحمت به رخ خلق دو عالم واشد


دل ما از نعم رحمت حق شيدا شد

همچو فردوس برين روى زمين زيبا شد


مژدگانى بده اى دل كه به شادى و خوشى

جشن ميلاد حسين بن على برپا شد


در شب سوم شعبان به دو صد جلوه گرى

صاحب يك پسر خوش سيرى زهرا شد


جلوه گر شد ز افق كوكب بخت بشرى

كه مقام بشريت ز حسين پيدا شد


شد نبى شاد و على خرّم و زهرا مسرور

كه گل سرسبد گلشن طاها واشد


روز روشن به بر چشم عدو گشت سياه

تا كه خورشيد شب افروز جهان آرا شد


پيش از اين واقعه آزادگى از بهر بشر

قطره اى بود ز يمن قدمش دريا شد


آمد آن مظهر آزادگى و آزادى

كه رژيم ستم از قدرت او ملغى شد


آمد آن شير شجاعت كه به هنگام نبرد

زهره شير ژيان آب از آن مولا شد


آمد آن پاك سرشتى كه جناب موسى

از يد قدرت حق مات يد بيضا شد


آمد آن منبع لطف و كرم و جود و سخا

كه ز خوان نِعَمَش نفس بشر احيا شد


مجمع پنج تن از آمدنش شد كامل

حكم توشيح قوانين خدا اجرا شد


بوسه زد بر لب و رخسار وى و گفت نبى

سند چوب به دندان زدنت امضا شد


نقشه قتل تو در كربُ بَلا ريخته شد

سبط آزادگيت زيب و فر دنيا شد


حكم ببريدن انگشت و سرت شد تصويب

سرگذشت سر تو همچو سر يحيى شد


سرگذشت تو گذشته است ز توصيف بلا

با گذشت تو بپا مكتب دين ما شد






شعری از رضا جعفري : محرم و همراز


با قلب بشر، مونس و دمساز حسين است

در خلوت دل محرم و همراز، حسين است


زهرا و على هر دو چو درياى گهربار

خلقت صدف است و گهر راز، حسين است


آن عاشق فرزانه و معشوق دو عالم

بر طاق فلك غلغله انداز، حسين است


هر آيتى از جانب حق معجزه اى بود

آن آيه كه هر دم كند اعجاز، حسين است


راهى كه بشر را به خداوند رساند

عشق است و در اين فاصله پل ساز، حسين است


ماهى كه به هر كلبه تاريك بتابد

شاهى كه به سائل نكند ناز، حسين است






شعری از حمید فرجی : اسير عشقت


اى كه به عشقت اسير خيل بنى آدمند

سوخته گان غمت با غم دل خرمند


هر كه غمت را خريد عشرت عالم فروخت

با خبران غمت بى خبر ازعالمند


يوسف مصر بقا در همه عالم توئى

در طلبت مرد و زن آمده با درهمند


تاج سر ابوالبشر خاك شهيدان توست

كاين شهدا تا ابد فخر بنى آدمند


گشت چو كرب و بلا رايت عشقت بلند

خيل ملك در ركوع پيش لوايت خمند


خاك سر كوى تو زنده كند مرده را

زانكه شهيدان او جمله مسيحا دمند


هر دم از اين تشنه گان گرطلبى بذل جان

در قدمت جان فشان با قدمى محكمند


در غم جسمت محب اشك نبارد چرا

كاين قطرات عيون زخم تو رامرهمند


نوشته شده در   دوشنبه 8 آذر 1389    
PDF چاپ چاپ