شنبه 10 اسفند 1398 | Saturday, 29 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 7 آذر 1389     |     کد : 6177

ميزبان عالم امکان

ميزبان عالم امکان

شعری از علیرضا قزوه : قسم به كرببلا


كجاست كعبه اگر مسجد الحرام تویی تو

قسم به كرببلا حج من تمام تویی تو


همه نمازی و نیت ، قیام توست قیامت

شهید ظهر تشهد تویی ، سلام تویی تو


به سعی سجده به گودال قتلگاه تو رفتم

نه سر برآورم از سجده تا امام تویی تو


تو بیت اولی و كربلاست اول بیتم

تو بیت آخری و آخر كلام تویی تو





شعری از حبيب الله چايچيان : ميزبان عالم امکان

خسته دل، از رنج هجرانيم، در را باز کن

هر که هستيم از محبانيم، در را باز کن


لطف و احسان بر ضعيفان، عادت ديرين توست

مستمند و، بس پريشانم، در را باز کن


بارگاهت باب رحمت، کربلايت جنت است

تا به کي در پشت در مانيم؟، در را باز کن


زندگي دور از تو، زندان است ما را يا حسين

سالها در کنج زندانيم، در را باز کن


بسته شد اين راه اگر، راه گنه مسدود نيست

ما همه محتاج غفرانيم، در را باز کن


بار سنگين گناهان، پشت ما را خرد کرد

خسته دل، افتان و خيزانيم، در را باز کن


جز حريم پاک تو، ما را نباشد ملجأي

گرچه بس آلوده دامانيم، در را باز کن


گر فراق تو، مجازات گنه کاري ماست

حاليا ديگر پشيمانيم، در را باز کن


اي که هستي همچو احمد «رحمه للعالمين»

تا که سهم خويش بستانيم، در را باز کن


اي طبيب دردمندان، اي پناه بي کسان

بي کس و، محتاج درمانيم، در را باز کن


ميزبان عالم امکان، تو هستي يا حسين

راه را بگشا که مهمانيم، در را باز کن


رمز«يا زهرا» در فتح المبين بر ما گشود

يار و پشتيبان قرآنيم، در را باز کن


چون گدايان ديده بر درگاه تو دارد (حسان)

مستحق جود و احسانيم، در را باز کن





شعری از علی اکبر لطیفیان : غروب شصت و يك


حـتي خـدا مـيان حسـينيهء غمـش

سوگند خورده است به ماه محرمش


شبهاي قدر محترم و با فضيلت اند

امّـا نمي رسند به شبهاي مـاتمش


امروز نه، غروب همان سال شصت و يك

مـا را گـره زدنـد به نخـهاي پـرچمش


اين دستمال گـريه پر از نـور مي شود

وقتي به دست روضـهء خورشيد مي دمش


چشمي كه از براي تو گريان نمي شود

بايد حـواله داد به دست جـهنمش


جانم فداي محتشم خانواده ات

با اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتمش


نوشته شده در   يکشنبه 7 آذر 1389    
PDF چاپ چاپ