چهارشنبه 7 اسفند 1398 | Wednesday, 26 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 7 آذر 1389     |     کد : 6176

قتیل العبرات

قتیل العبرات

شعری از حمید سلیمانی : عزای تو


آفریدند مرا تا که گدایت باشم

سائل دائمی دست عطایت باشم


آفریدند مرا از تو بگیرم عصمت

شیعه چشم و دل غرق خدایت باشم


تا خدا هست تو هم باقی فی الله هستی

می شوم مثل تو گر از شهدایت باشم


چون عزای تو بقای همه ی دین خداست

آمدم گرمی این بزم عزایت باشم


تو قتیل العبراتی که خدا فرموده

ای حبیبم من الله بهایت باشم


گرنشد زنده بیایم به حریمت مددی

تا که مدفون شده در کرب و بلایت باشم


شدی آوره که اسلام نگردد تحریف

کاش آواره ی این حکم ولایت باشم





شعری از علی انسانی : برآستان حسین


همین نه من شده‌ام ریزه‌ خوار خوان حسین

كه هست عالم ایجاد، میهمان حسین


ز آفتاب قیامت نباشدش باكی

كسی كه رفت دمی زیر سایبان حسین


رخش به دست نگیرد ز شرم در محشر

به صدق هر كه نهد رخ بر آستان حسین


كسی كه خار گلستان عشق، خود را خواند

عزیز هر دو جهان شد، قسم به جان حسین


همیشه باغ بُود پایمال دست خزان

ولی همیشه بهارست گلستان حسین


به گوش دل بشنو نوحه از لب هستی

كه بسته است لب از نوحه، نوحه خوان حسین





شعری از حبیب الله چایچیان : وصفش نتوان گفت


در عشق تو، حالی است که فانی شدنی نيست

وصفش نتوان گفت به کس، دم زدنی نيست


اين حسن جهانی تو سرحد نشناسد

غير از دل عشاق برايت وطنی نيست


پيوسته عنايات تو بر ماست مسلم

هر چند که الطاف تو، گاهي علنی نيست


هرگز نشود سائل درگاه تو نوميد

چون کار تو، اي رحمت حق، دل شکنی نيست


تو يوسف طاهائی و، در شرح غم تو

از گفتة «ما اوذی» بهتر سخنی نيست


با خون تو ثبت است به ديوان عدالت

پابنده تر از شرع نبی مدنی نيست


بر ريشه تو، گرچه بسی تيشه عدو زد

بر نخل حياتت، اثر از تيشه زنی نيست


پيدا بود از منظره کرب و بلايت

دردانه زهرا و علی، گم شدنی نيست


پوشيد لباس شرف از يمن تو انسان

اي کشتة عريان که تو را پيرهنی نيست


خجلت زده، شد سرخ، عقيق از لب اکبر

زيرا چو لبش، هيچ عقيق يمنی نيست


از قتل علی اصغر شش ماهه عيان شد

جز قصد جنايت، هدف خصم دنی نيست


گيرم که رقيه نبود دخت پيمبر

يک دختر غربت زده، سيلی زدنی نيست


از صلح و قيام حسنين است که اسلام

خود ريشه کن از آنهمه پيمان شکنی نيست


هرگز به حقيقت، نتوان گفت حسينی است

آنکس که (حسانا) ز دل و جان، حسنی نيست


نوشته شده در   يکشنبه 7 آذر 1389    
PDF چاپ چاپ