سه شنبه 6 اسفند 1398 | Tuesday, 25 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 7 آذر 1389     |     کد : 6175

همه گریان

همه گریان

شعری از محمد فخار زاده : افتاده ام باز


به ياد كربلا افتاده ام باز

عنان طاقت از كف داده ام باز



به من ماهی نشان دادند آنجا

كه تا امروز مستم از تماشا



دلم پر می زند هرشب به بامش

سلامم می كند دارالسلامش



دل عاشق ز معشوقش جدا نيست

برايم هيچ جايی كربلا نيست



چه ميفهميد از حال دل من

شنيدن كی بود مانند ديدن



من مجنون جز اين ليلا ندارم

خدايا تاب تا فردا ندارم



سر عاشق نوازی داشت يارم

دو روزی پرده را برداشت يارم



قرق كرد او حرم را تا بمانم

كنار تربتش شعری بخوانم



نشانم داد مزد نوكری چيست

خريدار دل شيدای من كيست



تهيدستم ولی گنجينه دارم

حسين تازه ای در سينه دارم






شعری از اصفهانی : فرصت بدرود



دل آسمان خون چکان شد از این غم

زمین یک سر آتش فشان شد از این غم


نه فرصت که پیراهن تو ببویم

نه مرهم که بر دل گذارم


نه مهلت که در ماتم تو بمویم

نه رخصت که شیون برآرم


ببین پشت سر مانده برجا ، خیمه ها همه خاکستر و خون

ببین پیش رو مانده تنها ، کاروان اسیران محزون


مران کاروان یک دم بمان ، دیگر مزن زنگ عزا را

که گم کرده ام در دشت غم آیینه خون خدا را






شعری از حمید سلیمانی : همه گریان شدند


از عرش از میان حسینیه ی خدا

آید صدای ناله ی حی علی العزا


جمع ملائکه همه گریان شدند و بعد

گفتند تسلیت همه بر ساحت خدا


جبریل بال خدمت خود را گشود و گفت

یا رب اجازه ده که شوم فرش این عزا


آدم ز جنت آمد و ناله کنان نشست

در بزم استجابت بی قید هر دعا


او که هزار سال به گریه نشسته بود

یک یا حسین گفت همان لحظه شد به پا


آری تمام رحمت خود را خدا گرفت

گسترد بر محرم و این اشک و گریه ها


آنگاه گفت روضه بخوان ایهاالرسول

جانم فدای تشنه لب دشت کربلا


روضه تمام گشت ولی مادرش هنوز

آید صدای ناله اش از بین روضه ها


نوشته شده در   يکشنبه 7 آذر 1389    
PDF چاپ چاپ