يکشنبه 29 دي 1398 | Sunday, 19 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 3 آذر 1389     |     کد : 5931

ورود شيعه به عصر غيبت

ورود شيعه به عصر غيبت

جغرافياي سياسي اجتماعي تشيع
شيعه كيست ؟ ›› تاريخ شيعه
زمينه سازي ائمه براي ورود شيعه به عصر غيبت
يكي از دوره هاي بسيار حساس تاريخ تشيع، دوران غيبت امام زمان، عليه السلام، است. از آنجا كه حوادث اين برهه از تاريخ با يكي از مهمترين اصول اعتقادي شيعيان يعني اعتقاد به مسأله مهدويت گِره خورده است، لذا بيشتر به آن از ديد عقيدتي نگريسته شده و به  جزئيات وقايع آن در بحث هاي تاريخي آن چنان كه بايد توجهي نشده است، البته سخت گيري هاي خلفاي عباسي و ضرورت جلوگيري از نشر اخبار مربوط به تولد امام زمان، عليه السلام، كه مبادا از اين موضوع دژخيمان حكومت عباسي خبردار شوند و به  آن حضرت دست بيابند نيز در عدم ثبت و حفظ كامل و مشروح جزئيات تاريخ اين دوره بسيار مؤثر بوده است. ازطرفي چون روشن شدن برخي از نكات تاريخ به اثبات بعضي از ديدگاه هاي عقيدتي كمك مي نمايد، درنتيجه پرداختن به بحث هاي تاريخي اين دوره و به  تبع آن ارتقاء سطح آشنايي با كم و كيف وقايع اين بخش از تاريخ به برخي از شبهات و پرسش هايي كه بعدها بيشتر از طرف دشمنان اسلام با هدف ايجاد تفرقه و به هم زدن وحدت مسلمانان و از بين بردن اصل اعتقاد به مهدويت پيش آمده است پاسخ هاي مناسبي خود به  خود داده خواهد شد.
مؤلفان اثر حاضر درضمن بخش هاي مختلف آن تلاش كرده اند تا گوشه هايي از وقايع و رويدادهاي اين بخش از تاريخ را بيشتر مورد تحقيق و تدقيق قرار دهند.
براين اساس در فصل اول كتاب منابع مربوط به تاريخ عصر غيبت را در ضمن يك طبقه بندي سه قسمتي (كتاب هاي مربوط به غيبت، كتاب هاي رجالي، كتاب هاي تاريخي) معرفي مي كنند. آن گاه در فصل دوم گزارش كوتاهي از زندگي امام مهدي، عليه السلام، با لحاظ ديدگاه هاي مختلفي كه در اين باره هست مورد اشاره قرار مي دهند در فصل سوم وضعيت سياسي، اجتماعي و فكري عصر عباسيان در آستانه دوره غيبت مورد بررسي قرار مي گيرد. به دنبال آن در فصل چهارم وضعيت فكري، سياسي، اجتماعي شيعه به ويژه پايگاه اجتماعي و نفوذ معنوي امام هادي و امام عسكري، عليهماالسلام، به عنوان رهبري جهان تشيع مورد كنكاش قرار مي گيرد. در فصل پنجم زمينه سازي معصومين، عليهم السلام، براي ورود شيعه به عصر غيبت در دو بخش تشريح مي گردد و در فصل ششم پيشينه سازمان وكالت و جايگاه آن در عصر غيبت صغري تحت عناويني چون:
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي واژه وكالت، علل تشكيل سازمان وكالت، بررسي محدوده زماني و جغرافيايي فعاليت سازمان وكالت، وظايف و مسئوليت هاي سازمان وكالت، ويژگي ها و شرايط لازم براي وكلاي ائمه، عليهم السلام، ساختار و شيوه هاي عملكرد سازمان وكالت، معرفي مهمترين وكلاي ائمه، عليهم السلام، تا عصر غيبت صغري... مورد بررسي قرار مي گيرد.
در فصل هفتم عصر غيبت صغري از نظر وضعيت سياسي، اجتماعي و فكري مورد بررسي قرار گرفته آن گاه درباره تاريخ غيبت و چگونگي آغاز آن و فلسفه غيبت و ويژگي هاي دوره غيبت صغري و نواب اربعه و معرفي وكلاي خائن و مدعيان دروغين وكالت و همينطور وضعيت فكري و سياسي، اجتماعي شيعه مطالبي ارائه مي شود. در فصل نهم مهمترين مسائل عصر غيبت نظير نهضت ها و دولت هاي شيعي در عصر غيبت كبري، مبارزات فكري و سياسي علماي شيعه و دوره هاي مرجعيت ديني شيعه در عصر غيبت كبري و... بررسي مي شود.
بالاخره در آخرين فصل كتاب سيرت و آثار امام مهدي، عليه السلام، در عصر غيبت و دوران پس ازظهور مورد اشاره قرار مي گيرد.


راهکار امام حسن عسکری (ع) برای ورود شیعه به عصر غیبت
گفتگو با دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی .....     
امام حسن عسکری(ع) ویژگی های برجسته ای به لحاظ شخصیت داشتند که از آن جمله می توان به اخلاق نیکو، مردم داری، بخشش، عبادت بسیار و ... اشاره کرد. اما دوران زندگی آن حضرت بخصوص دوره شش ساله امامت ایشان، دوران مظلومانه زندگی سراسر رنج امام حسن عسکری(ع) با دوران پر اختناق دو تن از خلفای عباسی، معتضد و معتمد مصادف بود که محدودیت و فشار بسیاری از طرف این حکام بر ایشان وارد شد.
اما با این وجود کوشش های علمی حضرت به تربیت بیش از یکصد شاگرد عالم و فیلسوف از جمله اسحاق کندری منجر شد. همچنین زمینه های امامت حضرت مهدی(عج) و هدایت کشتی اسلام، به همت و وارستگی این امام معصوم(ع) امکان پذیر شد. به بهانه شهادت آن حضرت گفتگویی داشتیم با دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی، دبیر تحریریه مجله موعود و عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی که از نظر شما می گذرد.
▪ آقای دکتر! برای شروع نظری اجمالی داشته باشید بر سیر زندگی امام حسن عسکری(ع) تا همراهان ما در این گفتگو، به شمایی کلی از شخصیت ایشان دست پیدا کنند.
ـ امام حسن عسکری(ع) یازدهمین پیشوای شیعیان است که در سال ۲۳۲ ه.ق چشم به جهان گشود. پدرش حضرت هادی(ع) امام دهم ما شیعیان و مادرش حدیثه یا سوسن است.در شخصیت ایشان همین بس که پس از شهادت ایشان پناهگاه و نقطه اتکای شیعیان در آن مقطع زمانی بسیار بحرانی شد. از آنجا که پیشوای یازدهم در محله عسکر در سامرا تحت نظر بود، به این نام شهرت پیدا کرد. از مشهورترین القاب ایشان، نقی، زکی و کنیه اش ابومحمد است. حضرت ۲۲ ساله بودند که پدر ارجمندشان امام هادی(ع) به شهادت رسیدند و مدت امامت ایشان ۶ سال بود و در ۲۸ سالگی و در تاریخ ۲۶۰ هجری قمری به شهادت رسیده و در خانه خود در کنار مرقد پدر به خاک سپرده شدند.
▪ شرایط سیاسی امام حسن عسکری(ع) چگونه بود و ایشان امر هدایت مردم را در آن دوران چطور دنبال می کرد؟
ـ عصر امام حسن عسکری(ع) مصادف بود با دوران ۲۵۰ ساله امامت شیعی که با رحلت پیامبر اکرم(ص) شروع شد و با غیبت صغری و قطع رابطه مستقیم امام معصوم با جامعه اسلامی در سال ۲۶۰به که مقاطع مختلف با خصوصیات متفاوت و قابل تقسیم است. در این میان دوران ۴۰ ساله امامت امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) که از سال ۲۲۰ ه آغاز و تا سال ۲۶۰ ه ادامه یافت، به لحاظ واقع شدن در آستانه دوران غیبت صغری جایگاه خاصی داشته است.
یکی از ویژگی های این دوران شدت مراقبت و محدودیتهای فراوانی است که از سوی حکام جور نسبت به این دو امام بزرگوار اعمال می شد. اگر چه حاکمان جور همواره بیشترین سخت گیری ها را به امامان شیعه روا می داشتند، اما در دوران امامت امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) این سخت گیری ها شدت بیشتری گرفت و این دو امام ارجمند در تنگنای بیشتری بودند تا اینکه در سال ۲۴۳ ه به دستور متوکل عباسی امام هادی(ع) از مدینه به سامرا آورده شدند و تا زمان شهادت در این شهر تحت نظر بودند. امام حسن عسکری(ع) هم بیش از نیمی از ایام عمر شریف خود را در سامرا گذراند و از زمان ورود به این شهر تا زمان شهادت امکان خروج نداشتند.
اما علت این همه سخت گیری نسبت به این دو امام بزرگوار چه بود و چرا دشمنان اهل بیت(ع) تا این حد این دو عزیز را در تنگنا قرار دادند؟ امام حسن عسکری(ع) در تحلیل علت این برخوردها می فرمایند: بنی امیه و بنی عباس به دو دلیل شمشیرهایشان را بر روی ما افراشتند، نخست اینکه می دانستند هیچ حقی در خلافت ندارند و به همین دلیل همواره در هراس بودند که مبادا ما در پی به دست آوردن خلافت و برگرداندن آن به جایگاه اصلی اش باشیم و دوم اینکه آنها براساس روایات متواتر این موضوع را می دانستند که پادشاهی و گردنکشان و ستمگران به دست قائم ما از بین خواهد رفت. از همین رو برای کشتن خاندان رسول خدا(ص) تلاش می کردند به این امید که بتوانند جلوی تولد قائم(ع) را بگیرند، اما خداوند از اینکه او خود را بر یکی از آنها آشکار کند، پرهیز داشت. با وجود این شرایط دشوار، امام حسن عسکری(ع) نقش خودشان را به خوبی ایفا کردند و فعالیتهای متعددی را به سامان رساندند که برخی از مورخان عمده این فعالیتها را در ۷ سرفصل بررسی کردند. که مهمترین سرفصل های این فعالیتها عبارتند از:
کوششهای علمی در دفاع از آیین اسلام با رفع شبهات مخالفان و تبیین اندیشه صحیح اسلامی.
ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان مناطق مختلف از طریق تعیین نمایندگان و ارسال پیام (به هرحال از دوران زندگی امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) یک شبکه ای شکل گرفت به نام شبکه وکلای ائمه معصومین(ع) که این وکلا بین امام و شیعیان در گوشه جهان نقش ارتباطی داشتند.)


فعالیتهای سری سیاسی با وجود تمامی کنترل های حکومت عباسی
حمایت مالی از شیعیان، استفاده گسترده از آگاهی های غیبی برای جلب منکران امامت و دلگرمی شیعیان، در واقع خود امام حسن عسکری(ع) می فرمایند (هیچ یک از پدرانم مثل من گرفتار شک و تزلزل شیعیان در امر امامت نشدند.) با توجه به این شرایط برخی از شیعیان به برادر حضرت محمدبن علی گرایش پیدا می کردند که این مساله شک و تردید در مورد امامت ایشان را به وجود آورده بود، به همین دلیل حضرت متمسک به امور غیبی و معجزه و کرامات شدند که ۸۱ مورد امور خارق العاده برای ایشان ذکر شده است و آماده سازی شیعیان برای دوران غیبت فرزندشان امام دوازدهم(ع) که مهمترین نقش ایشان در این دوران بوده است.
▪ امام حسن عسکری(ع) به فضایل و خصایل نیکویی آراسته بودند، دوست داریم راجع به یکی از برجسته ترین صفات ایشان بیشتر بدانیم.
ـ حضرت در زمان خودشان نقش برجسته ای به لحاظ اخلاقی داشتند که حتی دشمنان هم مثل دوستان به ایشان علاقه مند می شدند. از قول یکی از دشمنان اسلام و امامت، به نام احمد بن عبدا... خاقانی که از رجال مامور حکومت بوده نقل شده که می گوید: (من در سامرا کسی از علویان را از نظر روش، وقار، عفت، نجابت، فضیلت و عظمت در میان خانواده خویش و تمام بنی هاشم مثل حسن بن علی بن محمد ندیدم.) جدیت و شأن امام حسن عسکری(ع) بسیار برجسته بوده که شخصیت ایشان را نشان می داد.
▪ علاوه بر مسؤولیتهای عمومی امامت، امام حسن عسکری(ع) چه تدابیری برای آماده سازی زمینه امامت فرزندشان حضرت حجة بن الحسن(ع) اندیشیدند؟
ـ زمینه سازی برای امامت و غیبت امام زمان(ع) از سالها قبل از تولد ایشان آغاز می شود، یعنی از زمان امام جواد(ع) چون تقدیر الهی بر این بود که امام زمان در خردسالی به امامت برسند. امام جواد(ع) و امام هادی(ع) هر دو در سن کودکی به امامت رسیدند، این مساله مقدمه چینی برای امامت امام زمان(عج) بود. امام حسن عسکری(ع) با توجه به شرایط دشواری که در آن به سر می بردند و کنترل های شدید بر ایشان، همه تلاش خودشان را به کار بردند تا موضوع تولد حضرت مهدی(عج) را از دشمنان و دستگاه خلافت مخفی نگه دارند.
اما از طرف دیگر این مساله مهم بود که هم باید به گونه ای عمل می کردند که دستگاه خلافت از موضوع تولد امام زمان بی اطلاع بماند و هم برای شیعیان موضوع ولادت آن حضرت مسلم شود که بعدها دچار مشکل نشوند. و وجود امام زمان را پس از امام حسن عسکری قبول کنند. اما حضرت برای یکسری از شیعیان خاص مثل عموهای امام زمان، ابوهاشم جعفری، احمدبن اسحاق و ... موضوع ولادت را آشکار کردند.
همه این تلاشها برای محافظت از امام زمان(ع) بود. در تاریخ داریم که امام حسن عسکری(ع) فرزندشان را مدتی در سامرا و سپس در مدینه پنهان کردند به سرپرستی مادربزرگ پدری شان و حتی چهل روز پس از تولد حضرت مهدی(ع)، امام حسن عسکری آن حضرت را به مکان نامعلومی فرستادند و پس از چهل روز به مادرشان برگرداند.
اما در این شرایط دشوار حضرت سعی کردند امام مهدی(ع) را به یاران خودشان معرفی کنند و در روایات آمده که ایشان خطاب به احمدبن اسحاق می فرمایند: (برای ما فرزندی متولد شده لازم است خبر تولدش را پنهان بداریم و مردم را آگاه نکنیم، جز خویشاوندان نزدیک را به دلیل خویشاوندی و دوست را به دلیل ولایت او.
دوست داشتیم خبر این تولد را به تو اعلام کنیم تا خداوند تو را مسرور سازد، چنانکه ما را مسرور ساخت. والسلام) این مسائل نشان از این موضوع دارد که امام حسن عسکری(ع) جانشین خودشان را معرفی کردند تا دیگران تصور نکنند که ایشان بدون جانشین از دنیا می روند.
▪ امام حسن عسکری(ع) در چه شرایطی به شهادت رسیدند و امام زمان(عج) چطور عهده دار امر هدایت کشتی اسلام شدند؟
ـ امام حسن عسکری(ع) در سال ۲۶۰ ه به شهادت رسیدند. حضرت در واقع قبل از شهادت به برخی از یارانشان این مساله را گوشزد کرده بودند که چه وقت به شهادت می رسند. اما ابوالادیان بصری که از یاران امام بوده و در تشییع جنازه ایشان شرکت می کند و شاهد نماز حضرت مهدی(عج) بر پیکر پدرشان بوده نقل می کند: (در خدمت حسن بن علی بن محمد(ع) کار می کردم و نوشته های او را به شهرها می بردم و در هنگام شهادت به حضور ایشان رفتم و نامه هایی نوشتند و فرمودند این نامه را به مدائن برسان، امروز سفرت طول می کشد.
روز پانزدهم وارد سامرا می شوی و صدای شیون از خانه من می شنوی و من را روی تخته غسل می بینی. ابوالادیان می گوید: عرض کردم آقای من چون این پیشامد واقع شد جایگزین شما کیست؟ فرمودند: هر کس جواب نامه های مرا از تو خواست، او بعد از من قائم به امر امامت است. گفتم: نشانه ای بفرمایید. فرمودند: هر کس بر من نماز خواند او قائم بعد از من است.
دوباره نشان خواستم که فرمودند: هر کس به آنچه در همیان است خبرداد، او قائم بعد از من است. هیبت حضرت مانع شد که بپرسم در همیان چیست؟ من نامه ها را رساندم، جواب آنها را گرفتم و چنانکه فرمودند: روز پانزدهم برگشتم به سامرا که ایشان را در حال غسل دادن دیدم.
به ناگاه دیدم جعفر پسر امام هادی(ع) و برادر امام حسن عسکری(ع) بر در خانه است و شیعیان به او تسلیت می گویند و امامتش را تهنیت می گویند.
من نزد او رفتم و تسلیت گفتم و تهنیت دادم، ولی او چیزی نگفت. عقیل، خادم حضرت امام حسن عسکری(ع) نزد جعفر آمد و گفت: برادرت کفن شده، برخیز و بر او نماز بخوان. جعفر به همراه شیعیان وارد حیاط شد که نماز بخواند، وقتی وارد شدند جنازه حسن بن علی(ع) روی تابوت بود، جعفر ایستاد که نماز بخواند، اما تا خواست ا... اکبر بگوید، کودکی با صورت گندمگون، موهای مجعد و دندانهایی که بین آنها فاصله بود، از اتاق بیرون آمد و ردای جعفر را عقب کشید و گفت ای عمو من سزاورترم که بر جنازه پدرم نماز بخوام.
جعفر عقب ایستاد و آن حضرت بر امام حسن عسکری(ع) نماز خواند و ایشان را در کنار حضرت هادی(ع) به خاک سپردند. آن کودک گفت: ای بصری جواب نامه هایی که با توست بیاور. آنها را به وی دادم و منتظر ماندم برای همیان.
سپس نزد جعفربن علی رفتم که از کودک می نالید. حارث وشا گفت: ای آقای من آن کودک کیست تا ما بر او اقامه طریق کنیم. گفت من تاکنون نه او را دیده ام و نه می شناسم. ما هنوز نشسته بودیم که چند نفر از قم آمدند و از حسن بن علی پرسش کردند و فهمیدند که از دنیا رفته اند. گفتند به چه کسی باید تسلیت بگوییم؟ عده ای به جعفر اشاره کردند و آنها بر او سلام کردند و تسلیت گفتند و اصرار داشتند که همراه ما نامه ها و اموالی است، بگو نامه ها از کیست و اموال چقدر است؟ جعفر از جا پرید و جامه خود را تکان داد و گفت: از ما علم غیب می خواهید؟
خادمی از میان خانه بیرون رفت و گفت: نامه هایی که با شماست از فلان و فلان است و در همیان هزار اشرفی است که ۱۰ عدد از آنها تقلبی است. آنها نامه ها و اموال را به دست او سپردند و گفتند آنکه تو را فرستاده امام است.) در این شرایط می بینم که امام حسن عسکری(ع) با توجه به اینکه یاران خاص خودشان را با حضرت مهدی(عج) آشنا کرده بودند، اما پس از شهادت ایشان شیعه دچار جریانهای انحرافی می شود، اما نکته جالب اینجاست که شیخ مفید نقل می کند در روایات بسیاری که در اثبات امامت فرزند امام حسن عسکری(ع) وارد شده اند، با آنها راه هر گونه عذر و بهانه بسته می شود. درست است که فرقه های متعددی پس از شهادت امام حسن عسکری به وجود آمد، ولی در زمان من هیچ یک از این فرقه ها وجود ندارد. و همه شیعه به اتفاق به امامت حضرت مهدی(عج) معتقد بودند.
▪ با مروری اجمالی به فلسفه غیبت، چه نکات برجسته ای در آن دیده می شود؟
ـ در روایت ما به عوامل متعددی به عنوان فلسفه غیبت اشاره شده که به شرح ذیل هستند، که برخی در روایات آمده اند و برخی هم توسط علما مطرح شده است.
حفظ جان آخرین امام، بر عهده نداشتن بیعت ظالمان، اجرای سنت های پیامبران پیشین، آزمایش مردم، غیبت به خاطر ظلمی که مردم بر نفس خود داشتند، نبود یاران وفادار برای امام و آماده نبودن جوامع بشری برای حضور امام - اما فلسفه غیبت رازی از رازهای الهی است و آشکار نمی شود مگر با ظهور امام زمان(عج). در بحث غیبت، دو مساله صغری و کبری مطرح است. همانطور که می دانیم امام حسن عسکری(ع) در سال ۲۶۰ از دنیا رفتند و به عقیده بیشتر علما دوران غیبت از سال ۲۶۰ شروع شده. برخی از علما عقیده دارند که دوران غیبت حضرت مهدی(عج) از همان سال تولد شروع می شود. بنابراین چه مبدأ را سال ۲۶۰ بگیریم و چه سال ۲۵۵ که سال تولد حضرت است. مبدأ غیبت صغری است و انتهای غیبت صغری سال ۳۲۹ ه ق و بنابر قول اول مدت زمان غیبت صغری ۶۹ سال، اما اگر از بدو تولد حساب کنیم، ۷۴ سال می شود و در واقع زمان ابتدای غیبت متفاوت است.
اما در مورد انتهای غیبت به اتفاق نظر همه سال ۳۲۰ ه ق سال وفات آخرین نایب از نواب اربعه است. آنچه غیبت صغری و غیبت کبری را متفاوت می کند، همین مساله است که در زمان غیبت صغری کسانی به عنوان نایبان خاص بودند که نقش واسطه و مرتبط بین امام و شیعیان بودند. که با از دنیا رفتن آخرین نایب دوران غیبت صغری تمام شد.
نواب اربعه شامل: ابوعمر عثمان بن سعید امری، ابوجعفر محمدبن عثمان بن سعید امری، حسین بن روح نوبختی، ابوالحسن علی بن محمد ثمری، که هر کدام پس از دیگری امر نیابت را به عهده گرفتند. که در سال ۳۲۹ ه نامه ای از طرف حضرت مهدی خطاب به آخرین نایب به این شرح صادر شد، «به نام خداوند بخشنده مهربان ای علی بن محمد ثمری خداوند پاداش برادرانت را در مرگ تو بزرگ گرداند تا شش روز دیگر می میری، کارت را سامان ده و به کسی به عنوان جانشین پس از خود وصیت بکن که دیگر غیبت کبری واقع شده و ظهوری نیست مگر به اذن خداوند که پس از مدت دراز و آنکه دلها سخت شد و زمین از ستم پر شد به وقوع خواهد پیوست. به زودی از شیعیانم کسانی خواهند آمد که ادعای دیدار دارند. آگاه باشید هر کس پیش از خروج سفیانی و صیحه آسمانی ادعای دیدار مرا کرد، دروغگو است.
▪ وظیفه ما در عصر غیبت امام زمان (عج) به عنوان منتظران حقیقی چیست؟
ـ در زمان غیبت صغری وظیفه ارتباط امام با شیعیان با نواب خاص بود ولی در دوران غیبت کبری این نواب وجود ندارند و نقش ارتباطی میان شیعیان و ائمه و انتقال معارف معصومین(ع) به شیعیان و مردم از طریق عام صورت می گیرد؛ یعنی فقها. در واقع در زمان غیبت باید به فقهای دین رجوع کنیم که وظیفه ابلاغ، تبیین و تشریع احکام، ولایت و اداره امور مردم را به عهده دارند. و براساس همین روایات، یکی از فقها که بالاترین نقطه را از نظر سیاسی دارد، عهده دار امور سیاسی مردم می شود، به عنوان ولی فقیه و زندگی سیاسی مردم را تا زمان ظهور مهدی(عج) اداره می کند.


نوشته شده در   چهارشنبه 3 آذر 1389    
PDF چاپ چاپ