يکشنبه 6 بهمن 1398 | Sunday, 26 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 3 آذر 1389     |     کد : 5923

زهد و ساده زیستی

زهد و ساده زیستی

جغرافياي سياسي اجتماعي تشيع
علما و بزرگان شيعه ›› سيره عملي و اخلاقي علما
زهد و ساده زیستی
زهد و ساده زیستی در معارف دین:

زهد یكی از فضائل اخلاقی است كه موردتشویق و ترغیب آیات قرآن و روایات اهل بیت(ع) است. چنانچه ملا احمد نراقی در معراج السعاده ذكر می كند: ضد‍ّ محبت دنیا و مال را زهد گویند و آن عبارت است از دل برداشتن از دنیا و آستین فشاندن بر آن و اكتفاء كردن به قدر ضرورت از برای حفظ بدن»[1] كه تجلی عملیِ آن در زندگی ساده زیستی و قناعت خواهد بود. انسانها‎ی زاهد اگرچه خود می توانند با استفاده‎ی از نعمتهای پروردگار زندگی بهتری را برای خویش فراهم سازند، اما از آنجاكه دلبستگی به زحارف دنیوی ندارند دیگران را بر خود مقدم نموده و خود به اندكی از مال دنیا اكتفاء می كنند.«وَ یُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَهٌ»[2]
پیامبر اسلام (ص) در توصیف زاهدان می فرماید:
زاهد دوست دارد آنچه را كه خدا دوست دارد و دشمن دارد آنچه را او دشمن دارد، از حلال دنیا اجتناب كرده، به حداقل اكتفاء می كند و به حرام آن اعتنائی ندارد.»[3]
در قرآن كریم نیز بردروی از دنیا و فریفته نشدن از آن تأكید شده است.«وَ مَا الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ»[4] زندگی دنیا جز كالایی فریب دهنده چیزی نیست.«و لا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَیاهُ الدُّنْیا»[5] «زندگی دنیا شما را فریب ندهد». لكن این بدان معنی نیست كه مؤمنین از نعمتهای دنیا بهره مند نشوند و رهبانیت در پیش گیرند؛ زیرا درجای دیگر به سختی با این باور غلط مبارزه كرده، می فرماید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ»[6] بگو ای پیامبر، چه كسی زینت های خدا را كه برای بندگان آفریده حرام كرده و از صرف روزی حلال منع كرده است.» پس آنچه از نظر قرآن مذموم است دل بستن به دنیا و بهرمند نساختن دیگران از نعمتهای الهی است.»[7]
سیره عملی معصومین (ع) نیز گواهی بر ساده زیستی و زاهد پیشگی آنهاست ـ حضرت علی (ع) در نامه‎ به حاكم بصره مرقوم می فرماید: بدانكه امام‎ شما از دنیای خود به دو جامه‎ی كهنه و از خوراكش به دو قرص نان اكتفاء كرده‎ است ... به خدا سوگند از دنیای شما نه طلا اندوخته و نه از غنیمتهای آن مال زیادی ذخیره كرده و غیر از این جامه‎ی كهنه جامه‎ی دیگری آماده نكرده ام ... من اگر بخواهم می توانم از عسل مصّفی بنوشم و از مغز گندم برای خود نان تهیه كنم و لباسهای نرم و لطیف بپوشم ولی هیهات چگونه ممكن است هوای نفس بر من غلبه كند و مرا به سوی بهترین خوراكها بكشاند در صورتی كه شاید در سراسر كشور حجاز یا در سرزمین یمامه افرادی یافت شوند كه امید همین یك قرص نان را هم ندارند و دیر زمانی است كه شكمشان سیر نشده است، آیا سزاوار است شب را با سیری صبح كنم در صورتی كه در اطرافم شكمهای گرسنه و جگرهای سوزان قرار دارد؟»[8] از همین روست كه علمای دین كه مقتدای خویش را پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) او می دانند و در عمل به دستورات نجات بخش دین اسوه دیگران بوده‎اند، الگوی عملی زهد ، ساده زیستی و قناعت بوده و با تمام سختی ها و فشارها زندگی خود را در حّد ضعیف ترین مردم نگه می داشته و فریادرس محرومان بوده‎اند.»


زهد و ساده زیستی در كلام بزرگان
شیخ محمد بهاری همدانی (ره):
ایشان در بیان صفات علماء ربّانی می فرماید: « الاول: اینكه باید زاهد در دنیا باشد، معنای زهد رفع علقه قبیله است كه لازمه آن رفع علاقه‎ی ظاهریه افتاده است زیرا كه اقّل مراتب علم ، علم به حقارت دنیا است وكدورت آن و فناء آن و علم به جلالت آخرت است و صفای آن و بقای آن و همچنین باید فهمیده باشد كه دنیا و آخرت ضَرَّتان[9] هستند، جمعشان نشاید.»[10]
حضرت امام خمینی (ره):
یكی از امور مهم هم این است كه روحانیون باید ساده زندگی كنند.آن چیزی كه روحانیت را پیش برده تا حالا و حفظ كرده است، این است كه ساده زندگی می كردند ، آنهائی كه منشاء آثار بزرگی بودند، در زندگی ساده زندگی كردند. اینهائی كه بین مردم موجّه بودند كه حرف آنها را می شنیدند، اینها ساده زندگی كردند... هرچه بروید سراغ اینكه یك قدم بردارید برای اینكه خانه‎ تان بهتر باشد، به همین مقدار از ارزشتان كاسته می شود. ارزش انسان به خانه نیست به باغ نیست به اتومبیل نیست، اگر ارزش انسان به اینها بود انبیاء باید همین كار را بكنند.»[11]
آیه الله العظمی بهاءالدینی (ره):
قداست روحانی ارزان به دست نیامده تا ارزان از دست دهیم .... آقایان نباید نزد روحانی و غیر روحانی سر خم كنند و برای مال دنیایشان خود و روحانیت را زایل كنند. باید تا ممكن است قناعت پیشه باشند. بزرگان و علمای سلف به مجرّد وارد شدن به درس سطح، خانه‎ی شخصی نداشتند؛ كه طلبه‎‎ی متبدی امروز، اشتهای داشتن آنرا دارد و برای تهیه‎ی آن به هركس رو می زند ....باید توجه داشته باشیم كه از نشانه های تكامل و عوامل رشد شخصیت ما «مناعت طبع» است.»[12]


زهد و ساده زیستی در سیره عملی بزرگان
حضرت امام خمینی (ره):
حضرت امام در تمام مراحل زندگی، چه زمانی كه طلبه ‎ی گمنامی در مدرسه فیضیه بودند و چه زمانی كه رهبری و مرجعیت شیعیان جهان را بر عهده داشتند، ساده‎زیستی واكتفاءكردن به حداقل زندگی را منش خویش قرار داده بودند و هیچگاه حاضر نشوند سطح زندگی ایشان، از سطح زندگی عموم مردم بالاتر برود.»[13] یكی از اطرافیان امام می گوید ، امام زمانی كه در نجف بودند در یك منزل استجاری كه نو ساز نبود و از جهت سادگی مثل منازل سایر مردم عادی و طلاب بود سكونت داشتند و وقتی به ایشان گفته شد همانند بقیه بزرگان منزلی در كوفه نزدیك شط فرات برایشان اجاره شود تا در ایام تابستان كه هوای نجف گرم و خشك بود به آنجا بروند ایشان امتناع كردند و فرمودند: من چطور می توانم به كوفه روم (و دنبال رفاه خود باشم) در حالی كه بسیاری از مردم ایران در زندان به سر می برند،»[14] (به نقل از حجه الاسلام رحیمیان) سطح زندگی و خوراك ایشان واقعاً جوری بود كه من می توانم به جرأت بگویم زندگی داخلی حضرت امام در سطح یك طلبه معمولی مقتصد و حتی پائین تر بود.»[15] (به نقل از حجه الاسلام قرهی)
حضرت امام با اینكه نه در نجف و نه وقتی كه از تهران آمدند از خود منزل نداشتند و منزلشان اجاره‎ای و محقّر بود، مقداری زمین كه در حدود 7یا 8 هزار متر در خمین سهم ارث پدری ایشان بود، طی نامه‎ای به حجه الاسلام جلالی خمینی دستور می دهند كه ( جنابعالی وكیل هستید زمین های متعلق به اینجانب را هر چند ناقابل است هر طور صلاح می دانید تقسیم كنید بین فقرا...»[16]
وقتی طلبه‎ای در نجف به ایشان مراجعه می كند كه عبای من پاره است، پولی به من بدهید، امام نیز عبای خودشان را نشان داده می فرمایند: عبای من نیز پاره است.»[17]
شیخ انصاری (ره):
شیخ انصاری آن مردی كه مرجع كل فی الكّل شیعه می شود، آن روزی كه می‎میرد، با آن ساعتی كه به صورت یك طلبه‎ی فقیر دزفولی وارد نجف شده است فرقی نكرده است. وقتی كه خانه‎ی او را نگاه میكنند می بینند مثل فقیر ترین مردم زندگی می كند، با اینكه در هر سال مقدار زیادی وجوهات به دست ایشان می رسید.»[18]
آیت الله العظمی وحید بهبهانی (ره):
زهد ایشان به اندازه ای بود كه لباسهایش كرباس و تابدار بود و غالباّ آنها را همسرش مهیا می كرد و می بافت و به البسه دنیا هیچ نظر نداشت. در مدت عمر به جمع زخارف دنیوی همت مصروف نفرمود. كناره گیری از زر اندوزان شیوه‎ی او بود. از معاشرت آنها خود داری می كرد و با مستمندان نشست و بر خاست می كرد. وقتی كه یكی از پسرانش برای همسرش لباس فاخری تهیه كرده بود. ایشان او را مورد عتاب قرار داده و می فرمایند: اگر چه استفاده‎ی از نعمتهای خدا حرام نیست ولی حداقل كاری كه من و خانواده‎ی من می توانیم انجام دهیم این است كه با مردم فقیر همدردی كرده و همانند آنها زندگی كنیم گرچه قدرت برخرید هر چیزی را داریم.»[19]
شیخ عباس قمی (ره) :
زندگی ایشان بسیار محدود بود، به طوری كه از حد زندگی یك اهل علم عادی هم پائین تر بود لباسش عبارت بود از یك قبای كرباسی بسیار نظیف و معطّر. چند سال زمستان و تابستان را با قبا می گذرانید. هیچ در فكر لباس و تجمل نبود . فرش خانه اش گلیم بود از سهم امام استفاده نمی كرد و می گفت من اهلیّت استفاده از آن ندارم.»[20]
علامه طباطبایی (ره):
ایشان بسیار ساده لباس می پوشیدند و سالهای زیادی اجاره نشین بودند از سهم امام استفاده نمی كرد و اموراتشان را از حق التألیف كتابها یشان می گذارندند. مبالغ هنگفتی نیز مقروض بود و نزدیكان ایشان حتی دامادشان آیت الله قدوسی از آن اطلاعی نداشتند لكن با تمام این سختیها و زندگی زاهدانه توانست جنبش فكری فرهنگی، فلسفی عظیمی را در حوزه ایجاد كند.»[21]
میرزا حبیب الله رشتی (ره) صاحب كتاب «بدائع الافكار» :
«...وی از نظر زهد و تقوا معروف است، زیرا به زخارف و تعینات دنیوی دل نمی بست و در نهایت ورع و پرهیزكاری، و دارای ذاتی سلیم و نیتی پاك بود واز ریاست و مرجعیت كناره گیری می كرد ... وجوه شرعی را هیچ گاه قبول نمی كرد، به طوری كه حتی ، وقتی از حاج شیخ جعفر شوشتری وجهی را قبول كرده بود، بعداّ همان مبلغ را به مستمندان و فقرا پرداخت.»[22]
حضرت آیت الله العظمی بهاءالدینی (ره):
ایشان بسیار ساده زیست و بی تكلف بودند. خانه ‎ای محقر و خشت و گلی در كناره حسینیه داشتند. از خود ثروتی به جای نگذاشت و اجازه تعویض و تعمیر منزل مسكونی را هم نداد و در مقامی بود كه هیچ دیدی نسبت به دنیا و زندگی آن از جهت پستی و بلندی آن نداشت. هیچ گاه برای آمدن فردی تغییری در زندگی و وضع خود و منزل نمی داد.»[1]
حكایتی آموزنده از شهید مطهری (ره):
در دانشكده الهیات موقع امتحانات رسم بر این كه تمام استادان غذا را در دانشگاه صرف می كردند و بر ایشان چلو كباب می آوردند سر ظهركه می شد، استاد شهید سر ظهر كه می شد ابتدا نماز می خواندند و سپس غذای ساده‎ای را كه از منزل آورده بودند و یا نان و پنیری تهیه كرده می خوردند خدمتگذاری از ایشان سؤال كرده بود: چرا شما از غذای دانشگاه نمی خورید غذا مال استادان است. فرمودند: از كجا می دانید غذا مال استادان است این مال بیت المال است. بعد آقا وقتی فهمیده بودند كه بین استادان و خدمتگذاران در كیفیت و نوع غذا فرق می گذارند به مسؤلین آنجا اعتراض كرده بود.»[2] آری عالمان ربانی هیچگاه در صدد اندوختن مال دنیا نبوده و كوچكترین دل بستگی به زخارف آن نداشتند، مردان علمی بودند كه در میدان عمل از همه جلوتر حركت می كردند.



پی نوشت اول
[1] . معراج السعادهـ ص275 ـ ملا احمد نراقی (ره) ـ تهران / انتشارات دهقان( بی تا).
[2] . حشر / 9.
[3] . معانی الاخبار ـ ص 268 ـ دو جلد در یك مجلّد ـ شیخ صدوق (ره) منشورات مكتبه المفید، ایران ، قم (بی تا).
[4] . حدید/20.
[5] . انعام / 130.
[6] . اعراف / 32.
[7] . كتاب اخلاق در قرآن / ص 216تا 228 - محمد تقی مصباح یزدی ـ مؤسسه‎ی آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) چاپ سوم / 1377.
[8] . نهج البلاغه / نامه 45 ص 965 ـ مترجم و شارح : فیض الاسلام - انتشارات فیض الاسلام / 1366.
[9] . ضرتان: دو هوو، هوو: زن شوهر، این جمله بر گرفته از سخن امیر مؤمنان در نهج البلاغه است «ان الدنیا و الآخره عدوان متفاوتان و سبیلان مختلفان، فمن احب الدنیا و تولاها ابغض الآخره و عاداها و هما بمنزله المشرق و المغرب و ماش بینهما كلما قرب من واحد بعد من الآخر و هما بعد ضرتان» «نهج البلاغه فیض / حكمت 100.
[10] . تذكره المتقین ـ ص 94 ـ شیخ محمد بهار ی همدانی (ره) انتشارات نهاوندی چاپ دوم / 1376.
[11] . صحیفه‎ی نورـ ج 19 ص 157 تا 158 ـ ناشر : سازمان مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی / 1369.
[12] . حاج آقا رضا بهاءالدینی آیت بصیرت ـ ص 92 ـ سید حسن شفیعی ـ اول / 1375 چاپ قدس.
[13] . سیمای فرزانگان ـ ص 450 رضا مختاری / چاپ هشتم / 1374 / دفتر تبلیغات اسلامی حوزه‎ی علمیه‎ی قم.
[14] . سرگذشتهای ویژه از زندگی امام خمینی (ره) ج 5 ص 60 رضا شعر باف چاپ هشتم ـ انتشارات پیام آزادی ـ 1374.
[15] . همان / ج 6 ص144.
[16] . همان ج6 ص 39.
[17] . سیمای فرزانگان ص 450.
[18] . همان ص 457تا 458.
[19] . همان ص 454 تا 455.
[20] . همان / ص 467.
[21] . همان / ص465 /466.
[22] . همان ص 432.
مهدي رحيمي

دوم
[1] . سیری در آفاق (زندگینامه حضرت آیت الله العظمی بهاءالدینی (ره) حسین حیدری كاشانی ، چاپ اول / انتشارات تهذیب.
[2] . سر گذشتهای ویژه از زندگی استاد سهید مرتضی مطهری ، ج 2 ص 139 ـ مؤسسه ‎ی نشر و تحقیقات ذكر / چاپ اول / (بی تا).
مهدي رحيمي


نوشته شده در   چهارشنبه 3 آذر 1389    
PDF چاپ چاپ