سه شنبه 6 اسفند 1398 | Tuesday, 25 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : دوشنبه 24 آبان 1389     |     کد : 5608

البكاؤ ن خمسه

البكاؤ ن خمسه

البكاؤ ن خمسه
از امـام صادق عـليه السلام روايت شده كه فرمود: در تاريخ آنها كه بسيار گريستند پنج نفرند:
1 ـ حضرت آدم عليه السلام 2 ـ حضرت يعقوب عليه السلام 3 ـ حضرت يوسف عليه السلام 4 ـ زهراى مرضيه (س ) 5 ـ امام زين العابدين عليه السلام ، اما حضرت آدم در فراق بهشت آنقدر گريست كه در چهره اش بر اثر سوزش اشك مانند دو نهر گود افتاد، و امـا يعـقـوب در فـراق يوسف آنقدر گريست كه چشمانش نابينا شد و خانواده اش به او اعـتـراض كردند و گـفـتـند:تـاللّه تـفـتـوا تذكر يوسف حتى تكون حرضا او تكون من الهالكين .(408) (( بخدا سوگند آنقدر يوسف يوسف مى كنى كه مى ترسيم مريض شوى مشرف به مرگ ، يا بميرى . ))
امـا يوسف در زندان آنقدر گريه كرد كه زندانيان به تنگ آمدند و گفتند: يا روز گريه كن و يا شب آرام بگير و يا شب گريه كن و روز آرم باش .
امـا حضرت زهرا (س ) آنچنان گريه كرد كه مردم مدينه به تنگ آمدند و گفتند: گريه تـو مـا را آزرده است لذا زهرا به مـقـابر شهدا مى رفت و گريه مى كرد و شب به خانه بازمـى گـشت امـا عـلى بن الحسين عـليه السلام چـهل سال در عزاى پدر گريست وقتى نبود كه غذا برايش آورند و او با ديدن غذا گريه نكند تا آنكه غلامش عرض كرد: پسر پيغمبر مى ترسم خود را هلاك كنى ؟ فرمود: هرگاه كشتار فرزندان فاطمه را به ياد مى آورم گريه گلويم را مى فشارد.(409)


گريه هاى امام سجاد در طول زندگى
امام سجاد عليه السلام پس از واقعه كربلا تا آخر عمر اشك چشمش ‍ خشك نشد. چنانكه سيد بن طاووس در لهوف آورده است : از امـام صادق عـليه السلام روايت شده است كه زين العـابدين حدود چـهل سال بر پدر بزرگوارش گريست در حالى كه روزها را روزه مى گرفت و شبها را به عبادت مى پرداخت ، هنگام افطار غلام آن حضرت غذايش را حاضر مى ساخت و عرض مى كرد: غذايتان را ميل فرمائيد.
امـام فـرمـود:قـتـل ابن رسول اللّه جائعـا قـتـل ابن رسول اللّه عطشانا.
(( پسر پيغمبر را با شكم گرسنه و لب تشنه شهيد كردند ))
آنقدر تكرار مى فرمود و گريه مى كرد تا غذا با اشك چشمش مخلوط مى گرديد.
يكى از غـلامـان حضرت گفت : امام سجاد روزى راه صحرا را پيش گرفت ، من در پى اش رفـتـم ديدم روى سنگ خشنى به سجده افتاده و صداى گريه اش بلند است ، و مكرر مى گـويد:لا اله الا اللّه حقا حقا لا اله الا الله تعبدا ورقا لا اله الا الله ايمانا و تصديقا و صدقا.
من تا هزار بار اذكار حضرت را بر شمردم !
آنگاه سر از سجده برداشت صورت و محاسن شريفش را ديدم كه گويا با آب شسته شده گـفـتم : مولاى من آيا وقت آن نرسيده كه اندوهتان تمام شود و گريه تان پايان پذيرد؟ فـرمـود: واى بر تـو يعقوب پيغمبر و پسر پيغمبر بود و دوازده پسر داشت خدا يكى از آنان را پـنهان داشت موى سرش از اندوه سفيد شد و كمرش از غم خميد و ديدگانش را به سبب گريه از دست داد در حاليكه مى دانست فرزندش زنده است ، ليكن پدر و مادر و هفده نفر از بستگانم را ديدم كه به خون آغشته به روى زمين افتاده اند چگونه اندوهم پايان يابد و گريه ام بكاهد.(410)


ثواب زيارت ابى عبدالله عليه السلام
در مورد ثواب زيارت حضرت سيدالشهدا حسين بن على عليه السلام روايات بسيار زياد است از جمله :
1 ـقال ابو جعفر عليه السلام لمحمّد بن مسلم : مروا شيعتنا بزيارة الحسين بن على عليه السلام فانّ اتيانه مفترض على كل مؤ من يقرّ للحسين بالامامه من اللّه عزّوجلّ.
(( امـام باقـر عليه السلام به محمد بن مسلم فرمود: به شيعيان ما امر كنيد حسين بن على را زيارت كنند كه زيارت او بر هر مؤ منى كه به امامت او اقرار دارد واجب است .
2 ـ امـام صادق عـليه السلام فرمود: اگر كسى در تمام عمرش هر ساله حج كند و حسين را زيارت نكند هر آينه حقى از حقوق رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را ترك كرده زيرا رعايت حق حسين بر هر مسلمانى فريضه الهى است .
3 ـ امـام صادق به ابان بن تغلب فرمود: ابان ! كى حسين را زيارت كردى ؟ عرض كرد: يابن رسول اللّه خيلى وقت است كه حسين را زيارت نكرده ام .
امام فرمود: سبحان ربى العظيم و بحمده . شما از رؤ ساى شيعه باشيد و حسين را زيارت نمى كنيد، هر كه حسين را زيارت كند در برابر هر قدمى كه بر مى دارد خداوند حسنه اى برايش مى نويسد و گناهى از نامه عملش ‍ محو مى كند و گناهان گذشته و آينده اش را مى آمرزد.غفر له ما تقدّم من ذنبه و ما تاخر.
تـوضيح : مـقصود از آمرزش گناهان آينده آن است كه زيارت امام حسين عليه السلام موجب ترك بعضى از گناهان مى گردد و همين معنى آمرزش ‍ است كه اگر حسين را زيارت نكرده بود چه بسا گناهانى را مرتكب مى شد كه آمرزيده نمى شد.
4 ـ امـام صادق عـليه السلام فـرمـود: روزى حسين در دامـن رسول خـدا صلى الله عـليه و آله و سلم بود با او بازى مى كرد و او را مى خندانيد، عـايشه عـرض كرد:يا رسول اله مـا اشدّ اعـجابك بهذا الصبىّ.اى رسول خدا چقدر اين كودك را دوست مى دارى ؟
پـيامـبر فـرمـود: واى بر تـو چـگـونه دوست نداشتـه باشم كه او مـيوه دل و نور چشم من است .
بدان كه امت من او را مى كشند، هر كه او را پس از مرگش زيارت كند خداوند ثواب يك حج از حجهاى مرا برايش مى نويسد.
عايشه تعجب كرد و گفت : ثواب يك حج تو را؟
رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: آرى ثواب دو حج مرا به او مى دهند.
تعجب عايشه زياده شد و عرض كرد: دو حج ؟
و پيامبر همچنين زياد مى كرد و مضاعف مى گردانيد تا به نود حج و نود عمره رسانيد.
5 ـ ابن ابى يعـفـور مـى گـويد: به امـام صادق عليه السلام عرض كردم : خيلى مشتاق زيارتتان بودم ، و سخت به زحمت افتادم تا خدمت رسيدم .
حضرت فرمود لا تشك ربّك (( از خدايت شكايت مكن ))
، چرا به زيارت كسى كه حق او بزرگتر از حق من است نرفتى ؟
راوى گـويد: اين جمله حضرت : حق او از من بيشتر است ، آنچنان بر من گران آمد كه جمله : از خدا شكايت مكن ، آنقدر گران نيامد.
گفتم : كيست آنكس كه حق او بر من بيش از حق شما است ؟
فرمود: حسين عليه السلام ، چرا به حرم حسين نرفتى تا خدا را در آن مكان مقدس بخوانى و حاجات خود را از او بخواهى .(411)
6 ـ محمد بن مسلم كه از اصحاب اجماع است از امام صادق عليه السلام روايت مى كند كه مى فـرمود: بدرستيكه حسين بن على عليه السلام نزد پروردگارش قرار دارد و از آنجا به مـحل لشگرگاه خود و جايگاه فرود آمدن شهدائى كه با او بودند نظر مى كند و زائران خـود را هم مـى نگرد و آنها را با نام و نشان و اسامى پدرانشان مى شناسد و مقام و درجه ايشان را نزد خداى عزوجل مى داند و شناسائى او نسبت به آنان بيشتر از آشنائى هر يك از شما نسبت به فرزندانتان مى باشد و آن حضرت مشاهده مى كند كسانى را كه براى او گريه مى كنند پس براى آنها طلب مغفرت مى نمايد و از پدران گرامى خود اميرالمؤ منين و پـيامـبر اكرم صلى الله عـليه و آله و سلم هم مسئلت مى نمايد كه درباره آنان طلب مغفرت كنند.
سپـس امام صادق اضافه فرمود: حسين عليه السلام مى گويد: اگر زائرينم بدانند كه خـدا چـه چيزى براى آنان آماده كرده است خوشحاليشان بيش ‍ از جزع آنها خواهد بود و به تحقيق زائر او برمى گردد در حالى كه براى او گناهى باقى نخواهد ماند.(412)
7 ـ عـبدالله بن بكير هم كه از اصحاب اجماع است روايت مى كند كه با امام صادق عليه السلام به حج مشرف شده بودم و از حضرتش پرسيدم كه اگر قبر امام حسين را نبش كنند چيزى بدست مى آيد؟
امـام صادق فرمود: چه سؤ ال بزرگى نمودى حسين بن على با پدر و مادر و برادرش در مـنزل رسول خدايند و با رسول خدا روزى مى خورند و او طرف راست عرش را گرفته و مى گويد: يا رب انجزلى ما وعدتنى .
(( يعنى پروردگارم آنچه را كه وعده فرمودى به من عنايت فرما. ))
و نظر مـى كند به زائران قـبر خـود و او مـى شناسد آنانرا و مى داند نامشان و نام پـدرانشان و آنچـه را كه از زاد و تـوشه با خـود دارند حتـى بهتر از پدر نسبت به فرزندش آنها را مى شناسد.(413)


به زوار قبر حسين امان نامه از آتش مى دهند
سليمان اعمش گويد: در كوفه همسايه اى داشتم كه گاهى با او مى نشستم ، شب جمعه اى بود از او پـرسيدم : عـقـيده ات درباره زيارت قبر حسين چيست ؟ گفت :بدعة و كلّ بدعة ضلالة و كلّ ضلالة فى النّار. (( بدعت است و هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى در آتـش است ! ))
ناراحت شدم و خـشمـناك از نزد او خـارج گـشتـم ، و با خود گفتم : سحرگـاه مـى روم و از فـضائل اميرالمؤ منين برايش آنقدر مى گويم تا خدا چشمش را با اشك گـرم كند مـوقـع سحر رفـتـم و در را كوبيدم ، از پـشت در جواب دادند: اوائل شب به زيارت حسين بن على رفته است ، تعجب كردم و به سرعت به حرم حسينى رفـتـم ديدم در حال سجده است ، و از ركوع و سجود خـستـه نمـى شود، او را گفتم : اول شب معتقد بودى كه زيارت حسين بدعت است چه شد كه خود به زيارت آمدى ؟
گفت : سليمان مرا سرزنش مكن كه من معتقد به امامت اين خاندان نبودم ليكن ديشب خواب ديدم كه سخت مرا تكان داد.
گفتم : چه خواب ديدى ؟
گـفـت : در خـواب مـردى بسيار زيبا و با عظمت ديدم كه نمى توان حسن و زيبائى او را تـوصيف كرد، افراد زيادى اطراف او را گرفته و سوار مردى در جلو او در حركت است از يك نفـر از همـراهانش پـرسيدم : اين شخـصيت بزرگ كيست ؟ گفت : محمد بن عبدالله ، پـرسيدم : آن سوار كيست ؟ گـفـت : عـلى بن ابيطالب عـليه السلام وصى رسول خـدا است : ناگـهان متوجه شدم ناقه اى از نور ميان زمين و آسمان در حركت است و هودجى بر آن بستـه اند پـرسيدم : اين ناقـه از آن كيست ؟ گـفـتـند مـال خـديجه بنت خويلد و فاطمه دختر رسول خدا است گفتم : آن جوان كيست ؟ گفتند او حسن بن عـلى است . كجا مى روند؟ به زيارت شهيد مظلوم كربلا حسين بن على مى روند، ديدم از هودج نامه هايى بر زمين مى ريزد كه در آن نوشته بود: امانا من اللّه جلّ ذكره لزوّار الحسين بن علىّ ليلة الجمعة .سپس منادى ندا در داد: آگاه باشيد كه ما و شيعيانمان در درجات بالاى بهشتـيم ، سليمان من از اين مكان خارج نمى شوم تا روح از بدنم مفارقت كند.(414)


نوشته شده در   دوشنبه 24 آبان 1389    
PDF چاپ چاپ