شنبه 28 دي 1398 | Saturday, 18 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : شنبه 22 آبان 1389     |     کد : 5529

چرا يك زن يا دخترمسلمان نيازمند الگوست؟

چرا يك زن يا دخترمسلمان نيازمند الگوست؟

پرسش :
چرا يك زن يا دخترمسلمان نيازمند الگوست؟ با دليل توضيح دهيد؟
پاسخ :
قبل از ورود به بحث بهتر است الگو را تعريف مختصري بكنيم. منظور از «الگو»، نمونة عيني و مشهود يك فكر و عمل در ابعاد گوناگون است كه براي رسيدن به كمال، از سوي ديگران پي روي مي شود ناگفته نماند كه واژه هاي امام، اُسوه، قُدوه، مُدل، نمونه، مثال، سرمشق، هادي، دليل، حجّت نيز در متون اسلامي و تعليم و تربيت و روان شناسي تقريباً به معناي «الگو» هستند.[1]
تذكر: بعد از تعريف الگو تذكر مطلبي لازم است و آن اينكه اگر انساني وارسته شد الگوي ديگر انسانهاست. اگر مرد است الگوي مردم است نه مردان، و اگر زن است باز الگوي مردم است نه زنان. اين مطلب را قرآن كريم به صورت صريح روشن كرده و چهار زن را به عنوان زن نمونه (دو نمونة خوب و دو نمونة بد) ذكر مي كند. زن، چه بد و چه خوب نمونة زنان نيست، زنِ نمونه است. فرق است بين اين دو مطلب كه اگر زن خوب شد، آيا نمونة زنان مي باشد يا زنِ نمونه است؟ چه اين كه مرد اگر خوب، نمونة مردان نيست بلكه مردِ نمونه است. قرآن كريم مي فرمايد: آن كه خوب است نمونة مردم است نه نمونة مردان و زنِ خوب، نمونة زنان نيست بلكه زنِ نمونه است، چه اين كه زن بد، نمونة زنان بد نيست، بلكه نمونة انسانهاي بد است.[2]
چرايي نيازمندي به الگو؟
براي اينكه يك زن بخواهد يك زن مسلمان باشد، لازم است به يك عدّه بينش ها معتقد باشد و به تبعِ آن به يك عدّه رفتارها ملتزم باشد. اگر اسلام بيايد و بگويد با همين ملاك ها و معيارها بايد زن مسلمان باشد، يك حرف مبهم ارائه كرده است چون چگونگي تحقّق معيارها نشان داده نشده است و از طرفي عملي بودن اين معيارها زير سئوال است. در نتيجه حجّت بر زنان تمام نمي شود. پس بايد اسلام يك نمونه و الگو ارائه دهد كه ملاك ها و معيارهاي زن مسلمان در او كاملاً پياده شده باشد تا زنان ببينند كه اين معيارها قابل عملي شدن هست و ثانياً اين معيارها چگونه قابل پياده شدن مي باشد. بنابراين، اگر كسي معيارها را بشناسد اين امر او را از مزيّت مشاهدة تحقّق آنها بي نياز نمي كند.[3]
شهيد مطهري نياز به الگو و دليل آن را اينگونه بيان مي كنند: شناختن انسان كامل يا انسان نمونه از ديدگاه اسلام، از آن نظر براي ما مسلمين واجب است كه حكم مدل و الگو و حكم سرمشق را دارد؛ يعني اگر بخواهيم يك مسلمان كامل باشيم ـ چون اسلام مي خواهد انسان كامل بسازد ـ و تحت تربيت و تعليم اسلامي به كمال انساني خود برسيم، بايد بدانيم كه انسان كامل چگونه است سيماي معنوي انسان كامل چگونه سيمائي است و مشخصاتِ انسان كامل چگونه مشخصاتي است تا بتوانيم خود و جامعة خود را آن گونه بسازيم.[4]
دليل ديگر: خصيصة كمال گرايي آدمي او را از درون به حركت وا مي دارد تا خود را به كساني كه مظهر كمالات هستند نزديك كند و صفات ايشان را اقتباس كرده، آنها را در شخصيت خود جذب كند.[5]
دليل ديگر: زندگي مشتمل بر قواعدي است كه انسانها مخصوصاً در سنين جواني مايل هستند آنها را بياموزند و بهترين شيوة كاررا در تأسي جستن به رفتار و منش افراد مورد قبول خويش مي دانند، تا بر اين مبنا بتوانند به شخصيت يك مرد يا زن كامل دست يابند.[6]
دليل ديگر: همانگونه كه اگر وسايلي همچون متر، ترازو، عدد، ساعت و دماسنج را از اجتماع انسانها برگيرند، زندگي دشوار و رنج آور و پر ابهامي به آنها روي خواهد آورد و در عادي ترين مسائل زندگي سرگردان خواهند شد؛ چنانچه الگوهاي انساني مناسب نيز براي افراد وجود نداشته باشند، جامعه در ابهام و سرگرداني به سر خواهد برد. در آن صورت، ما براي سنجش رشد و ميزان شجاعت و ترس، سخاوت و انصاف، عدالت و علم، فضيلت و تقوا و ديگر صفحات عالي و داني چه بايد بكنيم.[7]
بر اين اساس، الگوي عملي در جريان تعليم و تربيت جايگاهي اساسي و غيرقابل حذف دارد.
دليل ديگر: برخلاف آموزش نظري، يادگيري از الگوي عملي بسيار سريع صورت مي گيرد. برخلاف آموزش نظري كه به صورت مستقيم ياد گيرنده مورد خطاب و آموزش مي گيرد و احياناً باعث فشار ذهني و رواني بر وي مي گردد، در روش يادگيري الگوئي، آموزش به شكل غيرمستقيم و بدون هيچ گونه فشار ذهني واقع مي شود. و هم چنين آموزش از طريق الگوي عملي سريع ترين و ساده ترين راه ها براي تربيت و هدايت متربّي است.[8] پس راحترين راهي كه يك زن مسلمان مي تواند به حدّ مطلوب كمال برسد وجود الگو مي باشد.
دليل ديگر: گرايش به الگوهاي برجسته، افكار انسان را منظّم رده، به افكار انسان تمركز مي بخشد تا بدين طريق بر بحران هويّت كه بيشتر در جواني آشكار مي شود؛ به خوبي فائق آيند. زيرا همگرايي فكري زماني پديد مي آيد كه آدمي در صدد همانند سازي با شخصيّتي برتر از خود برآيد.
دليل ديگر: الگو گرايي، انسان را به تعالي روح و همت هاي والا فرا مي خواند. آشنايي با چنين الگوهايي انسان ها را به نوعي تحسين وا مي دارد و آنها براي دستيابي به منزلت رفيع الگوها، از هدف هاي محدود و زندگي روزمرّه فراتر رفته، به نوعي حيات معقول و معنوي سوق مي يابند.[9]
دليل ديگر: شناخت الگوهاي رشيد و بالنده موجب به كار افتادن استعدادهاي راكد و ظرفيت هاي پراكندة انسان مي شود. حالت جذب و انجذابي كه در پرتو تماس و آشنايي با الگوها به انسان دست مي دهد چنان نيرومند است كه توانايي به جريان انداختن توانايي هاي كنون و بلااستفاده انسانِ الگوگيرنده را دارد.[10]
دليل ديگر: الگوهاي عملي مطلوب و مفيد در زمينه هاي گوناگون، انجام كارهاي سخت در زمينه هاي متفاوت را تسهيل مي بخشند.[11]
دليل ديگر: اسوه هاي مطلوب و حسنه عامل پيش گيري از انحرافات فكري، رفتاري انسانها مي شود و روشي براي مقابلة با تهاجم فرهنگي غرب مي باشد. چون غربيها هم با الگوهاي بد كه به آنها جذّابيّت هم مي دهند، به طور ناخودآگاه جوانان را به انحراف مي كشند.[12]
دليل ديگر: وجود الگوهاي عملي شايسته در مكتب و نظام فكري اسلام دليل حقانيّت و درستي آموزه هاي آن مكتب است كه به طور صريح، امكان پاي بندي به آموزه هاي آن را اعلام مي دارد.[13]


منابع بيشتر براي مطالعه:
1. روشهاي تربيت، سيد مهدي موسوي كاشمري، دفتر تبليغات اسلامي حوزه عليمه قم، چاپ اوّل، 79.
2. جامي از زلال كوثر، استاد مصباح يزدي، مؤسسه امام خميني، چاپ اوّل، 1380.[1] . مجلة معرفت، حسين مهدي زاده، شمارة 67، ناشر مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) ، ص 85.
[2] . زن در آينة جلال و جمال، آيت الله عبدالله جوادي آملي، نشر اسراء، چاپ اول، 1375، صفحة 153.
[3] . خسروباقري، آسيب و سلامت در تربيت ديني، كتاب ششم «تربيت اسلامي»، نشر تربيت اسلامي، چاپ اول، 1380، ص 13.
[4] . انسان كامل، شهيد مطهري، ناشر صدرا، چاپ 22، 1379، ص 15.
[5] . جوان و نيروي چهارم زندگي، محمدرضا شرفي، ص 23، ناشر سروش، چاپ اول، 1379.
[6] . جوان و نيروي چهارم زندگي، محمدرضا شرفي، ص 23، ناشر سروش، چاپ اول، 1379.
[7] . نقش اسوه ها در تبليغ و تربيت، مصطفي عباس مقدم، ص 65ـ67.
[8] . دين و جوان، رجبعلي مظلومي، ص 38، به نقل از مجلة معرفت، حسين مهدي زاده، آموزه هاي اسلامي در باب تقليد از اسوه ها، ص 88.
[9] . جوان و نيروي چهارم زندگي، محمدرضا شرفي، سروش، ص 25.
[10] . همان، ص 25.
[11] . همان، ص 26.
[12] . همان، ص 26.
[13] . همان، صفحة 27.


نوشته شده در   شنبه 22 آبان 1389    
PDF چاپ چاپ