چهارشنبه 2 مرداد 1398 | Wednesday, 24 July 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : دوشنبه 17 آبان 1389     |     کد : 5166

آئین بندگی ، رفتارها ، ديدار

آئین بندگی ، رفتارها ، ديدار

آیه های زندگی 8  ؛ آئین بندگی ، رفتارها ، ديدار
نگاه‌ عالمانه‌ به‌ مظاهر آفرينش‌ تكليف‌ ديدگان‌ است‌
بأَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ (17) وَإِلَى السَّمَاء كَيْفَ رُفِعَتْ (18) وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ (19) وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ (20) فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ / 17-21 : غاشيه‌
آيا به‌ شتر نمي‌نگرند كه‌ چگونه‌ آفريده‌ شده‌؟ و به‌ آسمان‌ كه‌ چه‌ سان‌برافراشته‌ شده‌؟ و به‌ كوهها كه‌ چگونه‌ برپا داشته‌ شده‌؟ و به‌ زمين‌ كه‌ چه‌سان‌ گسترده‌ ]و هموار[ شده‌ است‌؟ پس‌ تذكر ده‌ كه‌ تو فقط‌ تذكردهنده‌اي‌.     
«يَنظُرُون‌َ» از مادّة‌ «نظر» به‌ معناي‌ ژرف‌نگري‌ و نگاه‌ عميق‌ و تحقيق‌ در موضوع‌ مادّي‌ يامعنوي‌ را گويند، اعم‌ از اينكه‌ با چشم‌ صورت‌ بگيرد يا با بصيرت‌ باطني‌. در فرهنگ‌ قرآن‌ كريم‌، چشم‌ يكي‌ از ابزارهاي‌ ادراكي‌ بشر است‌ كه‌ خداوند به‌ اواعطا كرده‌: «اِنّا خَلَقنَا الاِنسان‌َ مِن‌ نُطفَة‌ٍ اَمشاج‌ٍ نَبتَليه‌ِ فَجَعَلناه‌ُ سَميعاً بَصيراً» (ما انسان‌ را ازنطفة‌ مختلطي‌ آفريديم‌، و او را مي‌آزماييم‌ ]بدين‌ جهت‌[ او را شنوا و بينا قرار داديم‌). وانسان‌ بايد با بهره‌گيري‌ تمام‌ و كمال‌ از آن‌، هم‌ امور روزمره‌ و عادي‌ مادّي‌ و حيواني‌ خودرا به‌ پيش‌ ببرد و هم‌ با تجزيه‌ و تحليل‌ عقلي‌ از آن‌ به‌ مثابة‌ مُدرِك‌ كلّيّات‌ و مسائل‌ كلان‌هستي‌ و انساني‌ بهره‌ گيرد، چرا كه‌ دربارة‌ نحوة‌ عملكرد آن‌ مسئول‌ است‌ و پاسخگو: «اِن‌َّالسَّمع‌َ وَ البَصَرَ وَ الفُؤادَ كُل‌ُّ اُولـ'ئِك‌َ كان‌َ عَنه‌ُ مَسئُولاً» (زيرا گوش‌ و چشم‌ و قلب‌، همه‌مورد پرسش‌ واقع‌ خواهند شد). از اين‌ رو در ابتداي‌ اين‌ آيات‌ با لحني‌ توبيخ‌آميزمي‌پرسد كه‌: «آيا به‌ شتر نمي‌نگرند كه‌ چگونه‌ آفريده‌ شده‌؟ و به‌ آسمان‌ كه‌ چه‌ سان‌برافراشته‌ شده‌؟ و به‌ كوهها كه‌ چگونه‌ برپا داشته‌ شده‌؟ و به‌ زمين‌ كه‌ چه‌ سان‌ گسترده‌ و هموار شده‌ است‌؟» چرا كه‌ خداوند سراسر جهان‌ هستي‌ را آيينه‌هايي‌ خدانما قرار داده‌ وآيات‌ آفاقي‌ و بيروني‌ و انفسي‌ و دروني‌ را نشانه‌ها و تجليات‌ عيني‌ و تجسم‌ اسماء وصفات‌ خويش‌ گردانيده‌ است‌: «وَ كَاَيِّن‌ مِن‌ 'ايَة‌ٍ فِي‌ السَّم'وات‌ِ وَ الاَرض‌ِ يَمُرُّون‌َ عَلَيها وَ هُم‌عَنها مُعرِضون‌َ» (و بسا نشانه‌ها در آسمان‌ و زمين‌ هست‌ كه‌ بر آن‌ مي‌گذرند و از آن‌ روي‌گردانند). با وجود اين‌، اكثر مردم‌ از اين‌ قواي‌ ادراكي‌ بي‌بهره‌اند: «يَعلَمُون‌َ ظاهِراً مِن‌َ الحَي'وة‌ِالدُّنيا وَ هُم‌ عَن‌ِ الا'خِرَة‌ِ هُم‌ غافِلون‌َ» (از زندگي‌ دنيا، ظاهري‌ را مي‌شناسند، و حال‌ آنكه‌ ازآخرت‌ غافل‌اند). از اين‌ رو خداوند در قرآن‌ كريمش‌ دهها بار با الفاظي‌ همچون‌ «اُنظُر»(بنگر)، «اُنظُروا» (بنگريد)، «سيرُوا» (سير كنيد)، «اَفَلا يَنظُرُون‌َ» (آيا نمي‌نگريد؟)،«اَفَلا تُبصِرون‌َ» (آيا به‌ چشم‌ بصيرت‌ نمي‌نگرند؟» و مانند آن‌، انسانها را به‌ نگاه‌ عالمانه‌ وخردمندانه‌ در خود و در طبيعت‌ پيرامون‌ خود ترغيب‌ و تشويق‌ و تحريك‌ كرده‌ است‌. واين‌ نگاه‌ عالمانه‌ و توحيدي‌ آن‌ گاه‌ شكل‌ مي‌گيرد كه‌ چشم‌ و بصر در خدمت‌ فكر وبصيرت‌ قرار گيرد، زيرا در غير اين‌ صورت‌ «وَ لَهُم‌ اَعيُن‌ٌ لايُبصِرون‌َ بِها» (و چشماني‌دارند كه‌ با آنها نمي‌بينند)، يعني‌ آنچه‌ را بايد ببينند و وجه‌ تمايز ديدار حيواني‌ با ديدارانساني‌ است‌ نمي‌بينند و كورند. امام‌ علي‌(ع) در اين‌ باره‌ كه‌ بايد به‌ نگاه‌ انساني‌ توجه‌ كرد نه‌ نگاه‌ حيواني‌ و مادّي‌، به‌عبارت‌ ديگر ديدن‌ انساني‌ معتبر است‌ نه‌ رؤيت‌ حيواني‌، مي‌فرمايند: «لَيس‌َ الرُّؤيَة‌ُ مَع‌َالاَبصارِ قَدتَكذِب‌ُ الاَبصارُ اَهلَها» (ديدار به‌ وسيلة‌ چشمها نيست‌، گاهي‌ چشمها به‌صاحبان‌ خود دروغ‌ مي‌گويند). همچنين‌ مي‌فرمايند: «فاقِدُ البَصَرِ فاسِدُ النَّظَرِ» (كسي‌ كه‌بصيرت‌ و انديشه‌ ندارد نظر و نگاهش‌ فاسد است‌). از اين‌ روست‌ كه‌ امام‌ علي‌(ع) مي‌فرمايند: «فَاِنَّمَا البَصيرُ مَن‌ سَمِع‌َ فَتَفَكَّرَ وَ نَظَرَ فَاَبصَرَ وَانتَفَع‌َ بِالعِبَرِ) (و انسان‌ بينا كسي‌ است‌ كه‌ به‌ درستي‌ شنيد و انديشه‌ كرد، پس‌ به‌ درستي‌نگريست‌ و آگاه‌ شد و از عبرتها پند گرفت‌). امام‌ صادق(ع) نيز فرمودند: «طوبي‌' لِمَن‌ جَعَل‌َبَصَرَه‌ُ في‌ قَلبِه‌ِ وَ لَم‌ يَجعَل‌ بَصَرَه‌ُ في‌ عَينِه‌ِ» (خوشا به‌ حال‌ كسي‌ كه‌ ديده‌اش‌ را در دل‌خويش‌ قرار داد و آن‌ را در چشم‌ خود قرار نداد).


پديده‌ها و حوادث‌ عالم‌ را به‌ ديدة‌ عبرت‌ بنگريد
قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُم مِّثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَن يَشَاء إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لَّأُوْلِي الأَبْصَارِ / 13 : آل‌ عمران‌    
قطعاً در برخورد ميان‌ دو گروه‌، براي‌ شما نشانه‌ ]و درس‌ عبرتي‌[ بود.گروهي‌ در راه‌ خدا مي‌جنگيدند، و ديگر ]گروه‌[ كافر بودند كه‌ مؤمنان‌ را به‌ چشم‌، دو برابر خود مي‌ديدند؛ و خداوند هر كه‌ را بخواهد به‌ ياري‌خود تأييد مي‌كند. يقيناً در اين‌ ]ماجرا[ براي‌ صاحبان‌ بينش‌ عبرتي‌ است‌.     
«عِبرَة‌» از مادّة‌ «عَبَرَ» است‌ به‌ معناي‌ نوع‌ خاصي‌ عبور كردن‌ از جريان‌ يا كار يا حالتي‌ كه‌ در آن‌خصوصيتي‌ باشد؛ و اين‌ نوع‌ عبور كردن‌ با مرور و مجاورت‌ متفاوت‌ است‌. «عِبرَة‌» مروري‌درس‌آموز و پندگيرانه‌ است‌ از كسي‌ كه‌ خواهان‌ معرفت‌ و علم‌ و صلاح‌ و اصلاح‌ است‌. او ازچيزي‌ عبور نمي‌كند مگر آنكه‌ مي‌خواهد براي‌ زندگي‌ خود از آن‌ پند و اندرز و برنامه‌ بگيرد.
«اُولِي‌الاَبصارِ» هم‌ يعني‌ صاحبان‌ چشمها، كه‌ مراد از آن‌ صاحبان‌ بصيرت‌ و بينش‌ ومعرفت‌ است‌ و، چنان‌ كه‌ قبلاً گفته‌ شد، هر صاحب‌ چشمي‌ صاحب‌ بصيرت‌ نيست‌،بلكه‌ چشم‌ دريچه‌اي‌ براي‌ معرفت‌ قلب‌ است‌ و بر اساس‌ اين‌ آيه‌ عبرت‌ گرفتن‌ كار دل‌است‌ نه‌ چشم‌ِ تنها و چه‌ بسا بيناياني‌ كه‌ از بصيرت‌ باطني‌ و عبرت‌آموزي‌ محروم‌اند.
در آية‌ 44 سورة‌ نور هم‌ مي‌فرمايد: «يُقَلِّب‌ُ اللهُ الَّيل‌َ وَ النَّهارَ اِن‌َّ في‌ ذ'لِك‌َ لَعِبرَة‌ً لاِ ولِي‌الاَبصارِ» (خداست‌ كه‌ شب‌ و روز را باهم‌ جابه‌جا مي‌كند. قطعاً در اين‌ تبديل‌ براي‌ديده‌وران‌ عبرتي‌ است‌). آري‌، عالم‌ سراسر آيات‌ الهي‌ و تجلي‌ عيني‌ اسماءالله است‌.بصير مي‌خواهد تا مشاهده‌ كند اسم‌ِ ناصر را، اسم‌ قادر را، اسم‌ عليم‌ را، اسم‌ حليم‌ را،اسم‌ شكور را، اسم‌ كريم‌ را، و...
از اين‌ رو در روايات‌ اسلامي‌، شأن‌ مؤمن‌ در نگاه‌ كردن‌، عبرت‌ گرفتن‌ است‌ و اگرچشمي‌ ببيند و عبرت‌ نگيرد، نگاهش‌ لهو و بيهوده‌ است‌ و با نگاه‌ حيواني‌ تفاوتي‌ ندارد،زيرا او نيز بي‌ آنكه‌ عبرتي‌ بگيرد مي‌بيند. امام‌ علي‌(ع) مي‌فرمايند: «اِن‌َّ المُؤمِن‌َ اِذا نَظَرَاِعتَبَرَ» (مؤمن‌ هر گاه‌ بنگرد عبرت‌ مي‌گيرد)؛ «... وَ كُل‌ُّ نَظَرٍ لَيس‌َ فيه‌ِ اِعتِبارٌ فَلَهوٌ» (و هرنگاهي‌ كه‌ در آن‌ پندآموزي‌ نباشد لهو است‌)؛ «اِن‌َّ اَولِياءَ اللهِ هُم‌ُ الَّذين‌َ نَظَروا اِلي‌' باطِن‌ِ الدُّنيااِذا نَظَرَ النّاس‌ُ اِلي‌' ظاهِرِها» (دوستان‌ خدا آنان‌اند كه‌ به‌ درون‌ دنيا مي‌نگرند، آن‌ گاه‌ كه‌مردم‌ به‌ ظاهر آن‌ چشم‌ مي‌دوزند)؛ «رَحِم‌َ اللهُ أمرَأً تَفَكَّرَ فَاعتَبَرَ وَ اعتَبَرَ فَأَبصَرَ فَكَأَن‌َّ ما هُوَكائِن‌ٌ مِن‌َ الدُّنيا عَن‌ قَليل‌ٍ لَم‌ يَكُن‌ وَ كَأَن‌َّ ما هُوَ كائِن‌ٌ مِن‌َ الا'خِرَة‌ِ عَمّا قَليل‌ٍ لَم‌ يَزَل‌...» (خدابيامرزد كسي‌ را كه‌ به‌ درستي‌ فكر كند و پند گيرد و آگاهي‌ يابد و بينا شود، پس‌ به‌ زودي‌خواهيد دانست‌ كه‌ آنچه‌ از دنيا وجود داشت‌ چيزي‌ از آن‌ نمانده‌ و آنچه‌ از آخرت‌ است‌جاويدان‌ خواهد ماند، هر چيز كه‌ به‌ شمارش‌ آيد پايان‌ پذيرد و هر چه‌ انتظارش‌ رامي‌كشيديد خواهد آمد؛ و آنچه‌ آمدني‌ است‌ نزديك‌ باشد).
در بيان‌ زيبايي‌ هم‌ امام‌7 راه‌ رسيدن‌ به‌ علم‌ و معرفت‌ و فهم‌ را عبرت‌گيري‌ دانسته‌ وفرموده‌اند: «مَن‌ِ اعتَبَرَ اَبصَرَ وَ مَن‌ اَبصَرَ فَهِم‌َ وَ مَن‌ فَهِم‌َ عَلِم‌َ» (كسي‌ كه‌ عبرت‌ آموزد آگاهي‌ يابدو آن‌ كه‌ آگاهي‌ يابد مي‌فهمد و آن‌ كه‌ بفهمد دانش‌ آموخته‌ است‌). اين‌ عبرت‌گيري‌ از ديده‌هاحاصل‌ خودداري‌ از نگاه‌ به‌ محرمات‌ و جلوگيري‌ از چشم‌چراني‌ و هوسراني‌ ديدگان‌ است‌.
از رسول‌ خدا(ص)روايت‌ شده‌ كه‌ فرمودند: «غَضُّوا اَبصارَكُم‌ تَرَون‌َ العَجائِب‌َ» (چشمان‌خود را از حرام‌ فروبنديد تا شگفتيها را ببينيد). آري‌، اين‌ است‌ رمز و راز عبرت‌گيري‌ ازديده‌ها كه‌ فقط‌ آنان‌ موفق‌ مي‌شوند كه‌ اهل‌ ورع‌ در ديدن‌ باشند.
شنيدم‌ كه‌ يك‌ بار در حله‌اي‌سخن‌ گفت‌ با عابدي‌ كله‌اي‌
كه‌ من‌ فرّ فرماندهي‌ داشتم‌به‌ سر بر كلاه‌ مهي‌ داشتم‌
سپهرم‌ مدد كرد و نصرت‌ وفاِگرفتم‌ به‌ بازوي‌ دولت‌ عراق
طمع‌ كرده‌ بودم‌ كه‌ كرمان‌ خورم‌كه‌ ناگه‌ بخوردند كرمان‌ سرم‌
بكَن‌ پنبة‌ غفلت‌ از گوش‌ هوش‌كه‌ از مردگان‌ پندت‌ آيد به‌ گوش‌


گريستن‌ از سر خوف‌ و عشق‌ و معرفت‌: ادب‌ چشم‌ در برابر آيات‌ رب‌ّ      
وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ / 83 : مائده‌
و چون‌ آنچه‌ را به‌ سوي‌ اين‌ پيامبر نازل‌ شده‌ بشنوند مي‌بيني‌ بر اثر آن‌حقيقتي‌ كه‌ شناخته‌اند اشك‌ از چشمهايشان‌ سرازير مي‌شود. مي‌گويند:«پروردگارا ايمان‌ آورديم‌ پس‌ ما را در زمرة‌ گواهان‌ ]حق‌[ بنويس‌.»     
يكي‌ از مصاديق‌ مهم‌ ادب‌ و عبادت‌ و بندگي‌ِ چشم‌، گريستن‌ آن‌ از خوف‌ خداوند به‌ سبب‌گناهان‌ و كوتاهي‌ خويش‌ و نيز از حُب‌ّ و عشق‌ به‌ حضرت‌ حق‌ّ و فاصله‌داشتن‌ تا رسيدن‌ به‌آن‌ محبوب‌ و معشوِ ابدي‌ و ازلي‌ است‌. درك‌ عظمت‌ او و حقارت‌ و ضعف‌ خويش‌بهانة‌ ديگري‌ براي‌ گريستن‌ است‌. خداوند در توصيف‌ دانش‌يافتگان‌ الهي‌، يعني‌عُرَفاء بِاللّه‌، و به‌ تعبير قرآن‌ «اُوتُوا العِلم‌َ» مي‌فرمايد: آنان‌ هنگام‌ شنيدن‌ِ قرآن‌ «وَ يَخِرّون‌َلِلاَذقان‌ِ يَبكون‌َ وَ يَزيدُهُم‌ خُشوعاً» (و بر روي‌ زمين‌ مي‌افتند و مي‌گريند و بر فروتني‌ آنهامي‌افزايد). و نيز در توصيف‌ اهالي‌ صراط‌ مستقيم‌، آن‌ نعمت‌يافتگان‌ الهي‌ و شخصيتهايي‌چون‌ فرزندان‌ رستگار آدم(ع) و همراهان‌ نوح‌(ع) و فرزندان‌ ابراهيم‌(ع) و هدايت‌يافتگان‌و منتخبان‌ خداوند، مي‌فرمايد: «اِذا تُتلي‌' عَلَيهِم‌ 'ايات‌ُ الرَّحم'ن‌ِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُكِيّاً» (و هرگاه‌ آيات‌ خداي‌ رحمان‌ برايشان‌ خوانده‌ مي‌شد، سجده‌كنان‌ و گريان‌ به‌ خاك‌ مي‌افتادند).در فرهنگ‌ ديني‌ جُمود و خشكيدگي‌ چشم‌ علامت‌ مردگي‌ و سختي‌ و نفوذناپذيري‌ دل‌در برابر هدايت‌ و رشاد است‌. پيامبر اكرم‌(ص) در اين‌ باره‌ مي‌فرمايند: «مِن‌ عَلامات‌ِ الشَّقاءِ جُمُودُ العَين‌ِ» (از نشانه‌هاي‌ بدبختي‌ خشكي‌ چشم‌ است‌). امام‌ علي‌(ع) با ريشه‌يابي‌مسئله‌ مي‌فرمايند: «ما جَفَّت‌ِ الدُّموع‌ُ اِلاّ لِقَسوَة‌ِ القُلوب‌ِ وَ ما قَسوَة‌ُ القُلوب‌ِ اِلاّ لِكَثرَة‌ِ الذُّنوب‌ِ»(خشكي‌ چشم‌ فقط‌ به‌ سبب‌ سختي‌ دل‌ است‌ و سختي‌ دل‌ فقط‌ به‌ دليل‌ گناهان‌ فراوان‌). در روايات‌ اسلامي‌ بابي‌ در موضوع‌ بُكاء وجود دارد كه‌ آثار و اهميت‌ آن‌ را بازگومي‌كند. از امام‌ علي‌(ع) احاديث‌ متعددي‌ در اين‌ موضوع‌ رسيده‌ است‌: «اَلبُكاءُ سَجِيَّة‌ُالمُشفِقين‌َ» (گريستن‌ خوي‌ مشفقان‌ است‌)؛ «اَلبُكاءُ مِن‌ خيفَة‌ِ اللهِ لِلبُعدِ عَن‌ِ اللهِ عِبادَة‌ُالعارِفين‌َ» (گرية‌ از ترس‌ خدا به‌ سبب‌ دوري‌ از خدا عبادت‌ عارفان‌ است‌)؛ «اَلبُكاءُ مِن‌خَشيَة‌ِ اللهِ يُنيرُ القَلب‌َ وَ يَعصِم‌ُ مِن‌ مُعاوَدَة‌ِ الذَّنب‌ِ» (گرية‌ از ترس‌ خدا دل‌ را نوراني‌ و ازبازگشت‌ به‌ گناه‌ حفظ‌ مي‌كند)؛ «بُكاءُ المَرءِ مِن‌ خَشيَة‌ِ اللهِ يُمَحِّص‌ُ الذُّنوب‌َ» (گرية‌ بنده‌ ازترس‌ خدا گناهان‌ را پاك‌ مي‌كند)؛ «مِن‌ كَرَم‌ِ المَرءِ بُكاءُه‌ُ عَلي‌' مامَضي‌' مِن‌ زَمانِه‌ِ» (گريستن‌آدمي‌ بر زمان‌ از دست‌ رفته‌اش‌ نشانة‌ بزرگي‌ اوست‌). اهميت‌ گريستن‌ براي‌ مؤمن‌ و اثر و نقش‌ گريه‌ در سرنوشت‌ و تعالي‌ معنوي‌ و روحي‌انسان‌ موحد چنان‌ است‌ كه‌ امام‌ سجاد7 در دعاي‌ ابوحمزة‌ ثمالي‌ به‌ درگاه‌ الهي‌ چنين‌عرضه‌ مي‌دارد: «وَ اَعِنّي‌ بِالبُكاءِ عَلي‌' نَفسي‌ فَقَد افنَيت‌ُ بِالتَّسويف‌ِ وَ الا'مال‌ِ عُمري‌...»(خداوندا، مرا بر زاري‌ بر خودم‌ كمك‌ كن‌، زيرا به‌ سهل‌انگاري‌ و پشت‌ گوش‌ انداختن‌وظايف‌ و آرزوهاي‌ طولاني‌ عمرم‌ را ضايع‌ كردم‌ و اكنون‌ به‌ جايگاه‌ نوميدان‌ از خيرم‌سقوط‌ كرده‌ام‌. پس‌ كيست‌ كه‌ بدحال‌تر از من‌ باشد اگر به‌ همين‌ حال‌ مرا به‌ گورم‌ برند،قبري‌ كه‌ آن‌ را براي‌ خوابيدن‌ نياراسته‌ام‌ و براي‌ آرميدن‌ آن‌ را با عمل‌ صالح‌ فرش‌نكرده‌ام‌. چرا من‌ نگريم‌، زيرا نمي‌دانم‌ چه‌ سرانجامي‌ دارم‌، در حالي‌ كه‌ مي‌بينم‌ نفْسم‌مرا فريب‌ مي‌دهد و روزگارم‌ مرا مي‌فريبد و بالهاي‌ مرگ‌ بالاي‌ سرم‌ در حركت‌ و جنبش‌است‌. چرا من‌ نگريم‌؟) «اَبكي‌ لِخُروج‌ِ نَفسي‌ اَبكي‌ لِظُلمَة‌ِ قَبري‌ اَبكي‌ لِضيق‌ِ لَحَدي‌ اَبكي‌لِسُؤال‌ِ مُنكَرٍ وَ نَكيرٍ اِيّاي‌َ اَبكي‌ لِخُروجي‌ مِن‌ قَبري‌ عُرياناً ذَليلاً حامِلاً ثِقلي‌ عَلي‌' ظَهري‌»(مي‌گريم‌ براي‌ جان‌ دادنم‌، مي‌گريم‌ براي‌ تاريكي‌ قبرم‌، مي‌گريم‌ براي‌ تنگي‌ لحدم‌،مي‌گريم‌ براي‌ پرسش‌ نكير و منكر از من‌، مي‌گريم‌ براي‌ بيرون‌شدن‌ از قبرم‌، در حالي‌ كه‌برهنه‌ و خوارم‌ و باري‌ از گناهاني‌ كه‌ بر دوش‌ دارم‌).


با بيداري‌ و كم‌خوابي‌ و استغفار سحرگاهي‌ به‌ خود احسان‌ كنيم‌ و لايق‌ بهشت‌ خدا شويم‌
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ (15) آخِذِينَ مَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُحْسِنِينَ (16) كَانُوا قَلِيلًا مِّنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ (17) وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ (18) وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ / 15- 19 : ذاريات‌
قطعاً پرهيزگاران‌ در باغها و چشمه‌ساران‌اند. آنچه‌ را پروردگارشان‌ عطا فرموده‌مي‌گيرند، زيرا كه‌ آنان‌ پيش‌ از اين‌ نيكوكار بودند. آنان‌ كمي‌ از شب‌ را مي‌خوابيدند ودر سحرگاهان‌ استغفار مي‌كردند و در اموالشان‌ براي‌ سائل‌ و محروم‌ حقّي‌ ]معيّن‌[ بود.     
قرآن‌، خوابيدن‌ را از آيات‌ و نشانه‌هاي‌ خداوند معرفي‌ كرده‌ است‌: «وِ مِن‌ آياتِه‌ِ مَنامُكُم‌بِالَّيل‌ِ وَ النَّهارِ» و نيز خواب‌ را وسيلة‌ استراحت‌ و آرامش‌ انسانها قرار داده‌ است‌: «وَ جَعَلنا نَومَكُم‌ سُباتاً»، اما در عين‌ حال‌ پيامبرش‌ را به‌ شب‌خيزي‌ و شب‌زنده‌داري‌ وتلاوت‌ قرآن‌ شبانه‌ و نماز امر مي‌كند و مي‌فرمايد: چون‌ ما مي‌خواهيم‌ گفتاري‌ گران‌بار، كه‌قرآن‌ كريم‌ و وحي‌ الهي‌ است‌، بر تو القا كنيم‌، شب‌بيداري‌ تو را مهياي‌ اين‌ امر خطيرمي‌كند و روز تو را پربار مي‌سازد: «بِسم‌ِ اللهِ الرَّحم'ن‌ِ الرَّحيم‌ِ يا اَ يُّهَا المُزَّمِّل‌ُ قُم‌ِ الَّيل‌َ اِلاّ قَليلاًنِصفَه‌ُ اَوِ انقُص‌ مِنه‌ُ قَليلاً اَو زِد عَلَيه‌ِ وَ رَتِّل‌ِ القُر 'ان‌َ تَرتيلاً اِنَّا سَنُلقي‌ عَلَيك‌َ قَولاً ثَقيلاً اِن‌َّ ناشِئَة‌َالَّيل‌ِ هِي‌َ اَشَدُّ وَطأً وَ اَقوَم‌ُ قيلاً اِن‌َّ لَك‌َ فِي‌ النَّهارِ سَبحاً طَويلاً.» علاوه‌ بر اين‌، يكي‌ ازويژگيهاي‌ عبادالرحمن‌ و بندگان‌ خاص‌ خداوند را بيتوته‌ و بيداري‌ شبانه‌ به‌ عبادت‌ و بندگي‌ در سجده‌ و نماز برشمرده‌ است‌: «وَ الَّذين‌َ يَبيتون‌َ لِرَبِّهِم‌ سُجَّداً وَ قِياماً.» در روايات‌ اسلامي‌، علاوه‌ به‌ اينكه‌ بر شب‌زنده‌داري‌ و سحرخيزي‌ تشويق‌ و ترغيب‌شده‌، از پُرخوابي‌ نيز به‌ شدت‌ نهي‌ شده‌ است‌. امام‌ صادق(ع) به‌ عبداللّه‌ بن‌ جُندَب‌مي‌فرمايند: «يَا ابن‌َ جُندَب‌ِ اَقِل‌َّ النَّوم‌َ بِالَّيل‌ِ وَ الكَلام‌َ بِالنَّهارِ فَما فِي‌ الجَسَدِ شَي‌ءٌ اَقَل‌ُّ شُكراً مِن‌َالعَين‌ِ و اللِّسان‌ِ فَاِن‌َّ اُم‌َّ سُلَيمان‌َ قالَت‌ لِسُلَيمان‌َ يا بُنَي‌َّ اِيّاك‌َ وَ النَّوم‌َ فَاِنَّه‌ُ يُفقِرُك‌َ يَوم‌َ يَحتاج‌ُ النّاس‌ُاِلي‌' اَعمالِهِم‌.» (اي‌ پسر جندب‌، شبها كم‌ بخواب‌ و روزها كم‌ حرف‌ بزن‌، زيرا در بدن‌هيچ‌ اندامي‌ ناسپاس‌تر از چشم‌ و زبان‌ نيست‌. پس‌ مادر سليمان‌ به‌ فرزندش‌ گفت‌:خوابيدن‌ِ زيادْ تو را فقير مي‌كند در روزي‌ كه‌ محتاج‌ به‌ اعمالت‌ مي‌شوي‌، اعمالي‌ كه‌ به‌دليل‌ خوابيدن‌ زياد انجام‌ نداده‌اي‌). آري‌، به‌ راستي‌ كه‌ اين‌ دو عضو بسيار ناسپاس‌اند، زيرا هر قدر بيشتر به‌ آنها خدمت‌كني‌، آنها كمتر به‌ تو خدمت‌ مي‌كنند؛ هر قدر براي‌ سخن‌ گفتن‌ نيرو صرف‌ زبانت‌ كني‌، دربيشتر مواقع‌ با هرزه‌گويي‌ و گناه‌ به‌ تو خيانت‌ مي‌كند؛ هر چه‌ چشم‌ را بيشتر استراحت‌ وخواب‌ دهي‌، تو را از اداي‌ وظايفت‌ دور مي‌كند. در حديث‌ ديگري‌ از امام‌ باقر7 است‌ كه‌ حضرت‌ موسي‌(ع) از خداوند پرسيد: «اَي‌ُّعِبادِك‌َ اَبغَض‌ُ اِلَيك‌َ؟» (كدام‌يك‌ از بندگانت‌ نزد تو منفورترين‌اند؟) خداوند به‌ او فرمود:«جيفَة‌ٌ بِالَّيل‌ِ وَ بَطّال‌ٌ بِالنَّهارِ» (آنان‌ كه‌ به‌ هنگام‌ شب‌ مردارند و در روز بيكاره‌). دربارة‌ اهميت‌ و فضيلت‌ شب‌زنده‌داري‌ و سحرخيزي‌ روايات‌ فراوان‌ و سفارشهاي‌بسياري‌ رسيده‌ است‌. به‌ چند حديث‌ از امام‌ علي‌(ع) به‌ نقل‌ از غررالحكم‌ توجه‌ فرماييد: «اَلسَّهَرُ رَوضَة‌ُ المُشتاقين‌َ» (شب‌زنده‌داري‌ باغ‌ و بوستان‌ مشتاقان‌ است‌)؛ «اَلسَّهَرُ اَحَدُ الحَياتَين‌ِ» (شب‌زنده‌داري‌ يكي‌ از دو بخش‌ زندگي‌ است‌)؛ «سَهَرُ الَّيل‌ِ بِذِكرِ اللهِ غَنيمَة‌ُ الاَولِياءِ وَ سَجِيَّة‌ُ الاَتقِياءِ» (شب‌بيداري‌ با ياد خدا بهرة‌ اولياي‌الهي‌ و شيوة‌ پرهيزگاران‌ است‌)؛ «باكِروا فَالبَرَكَة‌ُ فِي‌ المُباكَرَة‌ِ» (سحرخيز باشيد كه‌ بركت‌ در آن‌ است‌). رسول‌ خدا(ص)نيز فرمودند: «اَلصَّبحَة‌ُ تَمنَع‌ُ الرِّزَِ» (خواب‌ سپيده‌دم‌ مانع‌ رسيدن‌ به‌رزِ و روزي‌ مي‌شود).


خداوند از حركات‌ خائنانه‌ و مخفيانة‌ چشمها و اسرار سينه‌ها آگاه‌ است‌
يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ / 19 : مؤمن‌
خدا[ چشمهايي‌ را كه‌ به‌ خيانت‌ مي‌گردد و آنچه‌ را سينه‌ها پنهان‌ مي‌دارند، مي‌داند.     
«خائِنَة‌َ الاَعيُن‌ِ»: «خائِنَة‌» از مادّة‌ «خَون‌» است‌ به‌ معناي‌ كاري‌ كه‌ برخلاف‌ تعهد و پيماني‌كه‌ از آن‌ توقع‌ مي‌رفته‌ و موظف‌ بر انجام‌ آن‌ بوده‌، صورت‌ گرفته‌ باشد. «خائِنَة‌َ الاَعيُن‌ِ»يعني‌ نگاه‌ خائنانه‌ و دزدانه‌ و زيرچشمي‌، نگاهي‌ كه‌ برخلاف‌ تعهد و پيمان‌ بندگي‌ باشد.از امام‌ صادق(ع) دربارة‌ آية‌ شريف‌ «يَعلَم‌ُ خائِنَة‌َ الاَعيُن‌ِ» پرسيدند. حضرت‌ فرمودند: «آياهيچ‌ ديده‌اي‌ كه‌ گاهي‌ انسان‌ به‌ گونه‌اي‌ به‌ چيزي‌ مي‌نگرد كه‌ گويا به‌ آن‌ نگاه‌ نمي‌كند! اين‌است‌ معناي‌ نگاههاي‌ دزدانه‌.» در اين‌ آيه‌ قرآن‌ مي‌فرمايد: خداوند از خيانت‌ چشمهاي‌خائن‌ آگاه‌ است‌ و مي‌داند كه‌ اين‌ چشم‌ به‌ چه‌ قصدي‌ نگاه‌ مي‌كند. و اين‌ از مصاديق‌ همان‌اصل‌ كلي‌ است‌ كه‌ علم‌ الهي‌ به‌ جميع‌ معلومات‌ عالم‌ تعلق‌ مي‌گيرد، زيرا «وَ اللهُ يَعلَم‌ُاَسرارَهُم‌»، «وَ اللهُ يَعلَم‌ُ ما في‌ قُلوبِكُم‌»، «وَ اللهُ يَعلَم‌ُ ما فِي‌ السَّم'وات‌ِ وَ ما فِي‌الاَرض‌ِ»، «اِن‌َّاللهَ يَعلَم‌ُ غَيب‌َ السَّم'وات‌ِ وَ الاَرض‌ِ». امام‌ علي‌(ع) در بيان‌ بعضي‌ از صفات‌ الهي‌ مي‌فرمايند: «قَسَم‌َ اَرزاقَهُم‌ وَ اَحصي‌'آثارَهُم‌ وَ اَعمالَهُم‌ وَ عَدَدَ اَنفُسِهِم‌ وَ خائِنَة‌َ اَعيُنِهِم‌ وَ ما تُخفي‌ صُدُورُهُم‌ مِن‌َ الضَّميرِ وَمُستَقَرَّهُم‌ وَ مُستَودَعَهُم‌ مِن‌َ الاَرحام‌ِ وَ الظُّهُورِ اِلي‌' اَن‌ تَتَناهي‌' بِهِم‌ُ الغايات‌ُ» (خداوندروزي‌ِ مخلوقات‌ را تقسيم‌ كرد و كردار و رفتارشان‌ را برشمرد. از نفسها كه‌ مي‌زنند ونگاههاي‌ دزديده‌ كه‌ دارند و رازهايي‌ كه‌ در سينه‌ها پنهان‌ كردند و جايگاه‌ پديده‌ها را درشكم‌ مادران‌ و پشت‌ پدران‌ تا روز تولد و سرآمد زندگي‌ و مرگ‌ْ همه‌ را مي‌داند). توجه‌ به‌ اين‌ مسئله‌ كه‌ خداوند آگاه‌ به‌ حركات‌ چشم‌ و عالِم‌ به‌ قصد و غرض‌ ازنگاههاي‌ ماست‌ عامل‌ مهم‌ بازدارندة‌ انسان‌ از كج‌روي‌ و انحراف‌ چشم‌ و در حقيقت‌موجب‌ غض‌ّ بصر است‌. امام‌ صادق(ع) در اين‌ باره‌ مي‌فرمايند: «مَا اعتَصَم‌َ اَحَدٌ بِمِثل‌ِ مَااعتَصَم‌َ بِغَض‌ِّ البَصَرِ فَاِن‌َّ البَصَرَ لا يَغُض‌ُّ عَن‌ مَحارِم‌ِ اللهِ اِلاّ وَ قَدسَبَق‌َ اِلي‌' قَلبِه‌ِ مُشاهَدَة‌ُ العَظَمَة‌ِوَ الجَلال‌ِ» (عالي‌ترين‌ وسيلة‌ حفاظت‌ و حراست‌ از خود، نگهداري‌ و فروهشتن‌ چشم‌ ازگناه‌ است‌، و چشم‌ از نگاه‌ به‌ حرام‌ بازنمي‌ايستد مگر اينكه‌ عظمت‌ و جلال‌ خداوندي‌ رادر دل‌ خويش‌ مشاهده‌ كند). آن‌ گاه‌ امام‌ ادامه‌ دادند: «وَ سُئِل‌َ اَميرُ المُؤمِنين‌َ عَلِي‌ُّ بن‌ُأَبي‌طالِب‌ٍ بِما يُستَعان‌ُ عَلي‌' غَض‌ِّ البَصَرِ. فَقال‌َ: بِالخَمودِ تَحت‌َ سُلطان‌ِ المُطَّلِع‌ عَلي‌' سِترِك‌َ» (ازامير مؤمنان‌ علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌ سؤال‌ شد كه‌ براي‌ چشم‌پوشي‌ از گناه‌ از چه‌ وسيله‌اي‌مي‌توان‌ كمك‌ گرفت‌؟ حضرت‌ فرمودند: با توجه‌ به‌ قدرت‌ خداوندي‌ كه‌ بر نهان‌ تو آگاه‌است‌). البته‌ در فرموده‌هاي‌ امام‌ علي‌(ع) ياد قيامت‌، كه‌ همان‌ ياد خداوند است‌، نيز عامل‌فروبستن‌ چشم‌ از گناه‌ معرفي‌ شده‌ است‌: «وَ بَـقي‌َ رِجال‌ٌ غَض‌َّ اَبصارَهُم‌ ذِكرُ المَرجِع‌ِ وَ اَراَِدُمُوعَهُم‌ خَوف‌ُ المَحشَرِ» (در اين‌ ميان‌ گروه‌ اندكي‌ باقي‌ مانده‌اند كه‌ ياد قيامت‌چشمهايشان‌ را بر همه‌ چيز فرو بسته‌ و ترس‌ رستاخيز اشكهايشان‌ را جاري‌ ساخته‌است‌).


خيره‌شدن‌ به‌ نعمتهاي‌ مادّي‌ ديگران‌ مطلقاً ممنوع‌
لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ / 88 : حجر    
هرگز به‌ نعمتهاي‌ ]مادّي‌[ كه‌ به‌ گروههايي‌ از آنان‌ ](كفار)[ داديم‌ چشم‌ مدوز و]به‌ خاطر آنچه‌ آنها دارند[ غمگين‌ مباش‌ و بال‌ خويش‌ را براي‌ مؤمنان‌ فروگستر.     
در آية‌ 131 سورة‌ مبارك‌ طه‌ نيز همين‌ مطلب‌ آمده‌ است‌: «وَ لا تَمُدَّن‌َ عَينَيك‌َ اِلي‌'ما مَتَّعنابِه‌ِ اَزواجاً مِنهُم‌ زَهرَة‌َ الحَيو'ة‌ِ الدُّنيا لِنَفتِنَهُم‌ فيه‌ِ وَ رِزُِ رَبِّك‌َ خَيرٌ وَ اَبقي‌'» (هرگزبه‌ نعمتهاي‌ مادّي‌ كه‌ به‌ گروههايي‌ از آنان‌ داديم‌ و فقط‌ زيور زندگي‌ دنياست‌ تا ايشان‌ رادر آن‌ بيازماييم‌ ديدگان‌ خود را مدوز و ]بدان‌ كه‌[ روزي‌ِ پروردگار تو بهتر و پايدارتراست‌). البته‌ از نگاه‌كردن‌ نهي‌ نشده‌، بلكه‌ آنچه‌ مورد نهي‌ اين‌ آية‌ شريف‌ است‌ خيره‌شدن‌ وميل‌ و رغبت‌داشتن‌ به‌ امكانات‌ ديگران‌ و غافل‌ شدن‌ از داشته‌ها و سرمايه‌ها و تواناييهاي‌خويش‌ است‌، زيرا در پي‌ مَدِّ عين‌ و خيره‌شدن‌، علاقه‌ و دلبستگي‌ و تمناي‌ قلبي‌ مي‌آيد وضمن‌ اينكه‌ روحية‌ قناعت‌ و رضايت‌ و آرامش‌ را از انسان‌ سلب‌ مي‌كند افراد سست‌ايمان‌را وامي‌دارد تا از هر طريقي‌ كه‌ شده‌ به‌ امكانات‌ و بهره‌منديهاي‌ آنان‌ برسند و اين‌ خودْلغزشگاه‌ بسيار خطرناك‌ و مهلكي‌ براي‌ انحطاط‌ و انحراف‌ آدمي‌ است‌. رسول‌ خدا(ص)مي‌فرمايند: «مَن‌ رَمي‌' بِبَصَرِه‌ِ ما في‌ يَدِ غَيرِه‌ِ كَثُرَ هَمُّه‌ُ وَ لَم‌ يَشف‌ِ غَيضُه‌ُ»(آن‌ كس‌ كه‌ چشم‌ خود را به‌ آنچه‌ در دست‌ ديگران‌ است‌ بدوزد پيوسته‌ اندوهگين‌ وغمناك‌ خواهد بود و هرگز آتش‌ خشم‌ در دل‌ او فرونمي‌نشيند). چشم‌زخم‌ و اثر آن‌ در قرآن‌ آيه‌اي‌ است‌ كه‌ بيشتر مردم‌ سردرِ خانه‌ها يا طاقچه‌ها و آويز خانه‌هايشان‌ را با آن‌آية‌ شريف‌ به‌ اشكال‌ و خطوط‌ زيبا و منقّش‌ مزيّن‌ كرده‌اند: «وَ اِن‌ يَكادُ الَّذين‌َ كَفَروالَيُزلِقُونَك‌َ بِاَبصارِهِم‌ لَمّا سَمِعُوا الذِّكرَ وَ يَقُولُون‌َ اِنَّه‌ُ لَمَجنُون‌ٌ وَ ما هُوَ اِلاّ ذِكرٌ لِلعالَمين‌َ» (و آنان‌كه‌ كافر شدند، چون‌ قرآن‌ را شنيدند چيزي‌ نمانده‌ بود كه‌ تو را چشم‌ بزنند، و مي‌گفتند:«او واقعاً ديوانه‌اي‌ است‌» و حال‌ آنكه‌ قرآن‌ جز تذكاري‌ براي‌ جهانيان‌ نيست‌). بر اساس‌اين‌ آية‌ شريف‌ و شماري‌ از روايات‌ رسيده‌ از معصومان‌: بايد گفت‌ كه‌ اساساًچشم‌زخم‌ و تأثير و نفوذ چشم‌ امري‌ انكارناپذير است‌؛ اما در عين‌ حال‌، ارتباط‌ دادن‌ هرمسئله‌ و شكست‌ و پيام‌ منفي‌ و حادثه‌اي‌ به‌ موضوع‌ چشم‌زخم‌ امري‌ است‌ شرك‌آلود كه‌منتهي‌ به‌ اموري‌ خرافي‌ و دور از عقل‌ و خرد مي‌شود. بر اساس‌ اعتقاد به‌ توحيد افعالي‌منشأ همة‌ امور عالم‌ ذات‌ مقدس‌ حضرت‌ احديت‌ است‌ و البته‌ چشم‌زخم‌ يكي‌ از هزاران‌چيزي‌ است‌ كه‌ خداوند در آن‌ اثر قرار داده‌ است‌. در حديثي‌ از امام‌ علي‌(ع) است‌ كه‌ رسول‌ خدا(ص)براي‌ حسن‌ و حسين‌8 دعا وتعويذ و رقيه‌اي‌ با اين‌ مضمون‌ نوشتند: «اُعيذُ كُما بِكَلِمات‌ِ التّامَّة‌ِ وَ اَسماءِ اللهِ الحُسني‌' كُلِّهاعامَّة‌ٌ مِن‌ شَرِّ السّامَّة‌ِ وَ الهامَّة‌ِ وَ مِن‌ شَرِّ عَين‌ٍ لامَّة‌ٍ وَ مِن‌ شَرِّ حاسِدٍ اِذا حَسَدَ» (شما را به‌كلمات‌ و اسماءِ حسناي‌ خداوند از شرّ مرگ‌ و حيوانات‌ موذي‌ و هر چشم‌ بد و حسود،آن‌ گاه‌ كه‌ حسد ورزد، مي‌سپارم‌). آن‌ گاه‌ حضرت‌ امير7 فرمودند: رسول‌ خدا9فرمودند: اين‌چنين‌ حضرت‌ ابراهيم‌ براي‌ اسماعيل‌ و اسحاِ تعويذ فرمود.


مردان‌ و زنان‌ مؤمن‌ چشم‌چراني‌ نكنند
قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ(30) وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا ... / 30 - 31 : نور    
به‌ مردان‌ باايمان‌ بگو: «ديدگان‌ خود را فروبندند و عفاف‌ خود را حفظ‌كنند كه‌ اين‌ براي‌ آنان‌ پاكيزه‌تر است‌. خداوند از آنچه‌ انجام‌ مي‌دهندآگاه‌ است‌ و به‌ زنان‌ باايمان‌ بگو ديدگان‌ خود را فروبندند و عفاف‌ خود راحفظ‌ كنند و زينت‌ خود را آشكار ننمايند جز آن‌ مقدار كه‌ نمايان‌ است‌...     
«يَغُضُّوا» از مادّة‌ «غض‌ّ» به‌ معناي‌ خودداري‌ به‌ وسيلة‌ پايين‌ آوردن‌ و كاهش‌ دادن‌ است‌.«خَفض‌» در پايين‌ آوردن‌ صوت‌ و «خَفض‌» در نگاه‌ و مانند آن‌ از مصاديق‌ اين‌ معنايند. در اهميت‌ غَض‌ِّ بَصَر از حرام‌ همين‌ بس‌ كه‌ در اين‌ دو آية‌ شريف‌ امر به‌ پاكدامني‌ وعفاف‌ بعد از امر به‌ فروبستن‌ چشم‌ آمده‌ است‌: «يَغُضُّوا مِن‌ اَبصارِهِم‌ وَ يَحفَظُوا فُرُوجَهُم‌...يَغضُضن‌َ مِن‌ اَبصارِهِن‌َّ وَ يَحفَظن‌َ فُرُوجَهُن‌َّ»، زيرا از آثار چشم‌پوشي‌ از حرام‌، عفاف‌ وپاكدامني‌ است‌. به‌ قول‌ باباطاهر: ز دست‌ ديده‌ و دل‌ هر دو فريادكه‌ هر چه‌ ديده‌ بيند دل‌ كند ياد بسازم‌ خنجري‌ نيشش‌ ز فولادزنم‌ بر ديده‌ تا دل‌ گردد آزاد امام‌ علي‌(ع) مي‌فرمايند: «اَلعُيُون‌ُ مَصائِدُ الشَّيطان‌ِ» (چشمها دامها و قلاب‌ شيطان‌است‌)؛ و نيز مي‌فرمايد: «اَلعَين‌ُ رائِدُ الفِتَن‌ِ» (چشم‌ فتنه‌ها را به‌ دنبال‌ خود مي‌كشد). ازاين‌ روست‌ كه‌ علاوه‌ بر سفارش‌ قرآن‌ كريم‌، در روايات‌ به‌ دست‌ آمده‌ از پيامبر عالي‌مقام‌اسلام‌9 و وعده‌هاي‌ حضرات‌ معصومان‌: نيز دربارة‌ رها گذاشتن‌ چشم‌ تهديدات‌جدّي‌ شده‌ و به‌ مراقبت‌ از چشم‌ْ تشويق‌ و وعده‌هاي‌ فراوان‌ و جذابي‌ داده‌ شده‌ است‌.
امام‌ علي‌(ع) مي‌فرمايند:
«مَن‌ اَطلَق‌َ ناظِرَه‌ُ اَتعَب‌َ حاضِرَه‌ُ مَن‌ تَتابَعَت‌ لَحَظاتُه‌ُ دامَت‌حَسَراتُه‌ُ» (هر كس‌ عنان‌ چشم‌ خود را رها كند، زندگي‌اش‌ را به‌ زحمت‌ اندازد، هر كس‌نگاههايش‌ پياپي‌ باشد حسرتهايش‌ دائمي‌ شود)؛ «مَن‌ اَطلَق‌َ طَرفَه‌ُ جَلَب‌َ حَتفَه‌ُ» (هر كس‌عنان‌ چشم‌ خود را رها كند مرگ‌ خود را جلب‌ كرده‌ است‌)؛ «كَم‌ مِن‌ صَبابَة‌ٍ اُكتُسِبَت‌ مِن‌لَحظَة‌ٍ» (بسا عشق‌ سوزاني‌ كه‌ از نگاهي‌ پديد آيد). رسول‌ خدا(ص)نيز مي‌فرمايند: «مَن‌ مَلاَ عَينَه‌ُ مِن‌ حَرام‌ٍ مَلاَ اللهُ عَينَه‌ُ يَوم‌َ القِيامَة‌ِ مِن‌َ النّارِاِلاّ اَن‌ يَتُوب‌َ وَ يَرجِع‌َ» (هر كس‌ چشم‌ خود را از حرام‌ پُر كند، خداوند روز قيامت‌ چشم‌ اورا از آتش‌ پر گرداند، مگر اينكه‌ توبه‌ كند و از عمل‌ خود دست‌ بردارد). اين‌ عقوبت‌ براي‌نگاه‌ كردن‌ زن‌ به‌ مرد نامحرم‌ نيز وجود دارد. از رسول‌ خدا(ص)روايت‌ شده‌ كه‌ فرمودند:«اِشتَدَّ غَضَب‌ُ اللهِ عَزَّ وَ جَل‌َّ عَلي‌' اِمرَأَة‌ٍ ذات‌ِ بَعل‌ٍ ملاَ ت‌ عَينَها مِن‌ غَيرِ زَوجِها اَو غَيرِ ذي‌ مَحرَم‌ٍمِنها» (خشم‌ خداوند عزّوجل‌ّ سخت‌ است‌ بر زن‌ شوهرداري‌ كه‌ چشم‌ خود را از غيرشوهر خود يا از كسي‌ كه‌ محرم‌ او نيست‌ پر كند). نيز فرمودند: «اَلنَّظَرُ سَهم‌ٌ مَسمُوم‌ٌ مِن‌سِهام‌ِ ابليس‌َ فَمَن‌ تَرَكَها خَوفاً مِن‌َ اللهِ اَعطاه‌ُ اللهُ ايماناً يَجِدُ حَلاوَتَه‌ُ في‌ قَلبِه‌ِ» (نگاه‌ به‌ نامحرم‌تيري‌ از تيرهاي‌ مسموم‌ شيطان‌ است‌ كه‌ هر كس‌ از ترس‌ خداوند چشم‌ خود را فرو بنددخداوند به‌ او ايماني‌ مي‌دهد كه‌ از درون‌ خويش‌ مزة‌ شيرين‌ آن‌ را مي‌چشد). امام‌ علي‌(ع) در اين‌ باره‌ فرموده‌اند: «غَض‌ُّ الطَّرف‌ِ عَن‌ مَحارِم‌ِ اللهِ سُبحانَه‌ُ اَفضَل‌ُ عِبادَة‌ٍ»(چشم‌پوشي‌ از محرمات‌ خداي‌ سبحان‌ برترين‌ عبادت‌ است‌)؛ «رَأس‌ُ الوَرَع‌ِ غَض‌ُّالطَّرف‌ِ» (اساس‌ پارسايي‌ چشم‌پوشي‌ است‌)؛ «نِعم‌َ صارِف‌ُ الشَّهَوات‌ِ غَض‌ُّ الاَبصارِ»(چه‌ خوب‌ وسيله‌اي‌ است‌ چشم‌پوشيدن‌ براي‌ بازگرداندن‌ شهوت‌)؛ «مَن‌ غَض‌َّ طَرفَه‌ُ اَراح‌َقَلبَه‌ُ» (كسي‌ كه‌ چشم‌ خود را بپوشد دل‌ خود را آسوده‌ كرده‌ است‌).


نوشته شده در   دوشنبه 17 آبان 1389    
PDF چاپ چاپ