يکشنبه 29 دي 1398 | Sunday, 19 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : شنبه 15 آبان 1389     |     کد : 5113

شکوه آفرینش›› جهان بيني توحيدي 3

شکوه آفرینش›› جهان بيني توحيدي 3

‹‹ آیه های زندگی 3 ›› شکوه آفرینش›› جهان بيني توحيدي 3
عنوان / هر كس از ابزار شناخت بهره نبرد، از حيوانات پست تر است
آیه ی شریفه

وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ / 179 : اعراف
ترجمه
و هرآينه بسياري از پريان و آدميان را براي دوزخ بيافريديم ــ سرانجامشان به دوزخ ميرسد ــ [ زيرا ] دلهايي دارند كه به آن [ حق را ] درنمييابند؛ و چشمهايي دارند كه به آن [ حق را ] نميبينند، و گوشهايي دارند كه به آن [ حق را ] نميشنوند. اينان به سان چارپايان اند بلكه گمراه ترند، آنان همان غافلان اند.     
شرح تفسیر
آيات 195 و 198 سورة اعراف و 21 انفال و 26 احقاف و 46 حج و 10 ملك نيز بر اين معنا تصريح دارد.
عزيز من حيات تو الهي است
كه عقل و نقل دو عدل گواهي است
طبيعت بر حياتت گشت حاكم
نباشد جز تو بر نفس تو ظالم
غذاي تو چرا لاي و لجن شد
طباع تو بط و زاغ و زغن شد
تو انساني چرا مردار خواري
چرا از سفرة خود بركناري
زخارف همچو شهوت شد حجابت
كه شد از دست تو حق و حسابت
تو را شهوت به قرب دوست بايد
بدانچه وصف و خلق اوست بايد
بيا نفس پليدت را ادب كن
حيات خود الهي را طلب كن
غذاي عام خام است و بود پوست
غذاي خاص مغز است و چه نيكوست
در اين معني نگر در كاه و گندم
چه ميباشد غذاي گاو و مردم
طعامي خور كه جانت زنده گردد
چو خورشيد فلك تابنده گردد
دهان و گوش ما هر يك دهان است
كه آن بهر تن و اين بهر جان است...
همه عالم نسيم روضة او
تو بيماري كه بيزاري از آن بو
چو با نفس و هواي خود نديمي
نيابي هرگز از كويش نسيمي
بده ايينة دل را جلايي
كه تا بيني جمال كبريايي
تو را آيينة زنگار باشد
حجاب ديدن دلدار باشد
بدان حدي كه ايينه است روشن
نمايد روي خود را مثل گلشن
چه گلشن صدهزاران گلشن اي دوست
به سان سايه اي از گلشن اوست
تو را در وسع استعداد مرآت
ظهور ذات ميباشد ز آيات
استاد حسنزادة آملي


عنوان / هيچ موجودي در عالم از نظم و انسجام و هدف بي بهره نيست
آیه ی شریفه

وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ / 27 : ص
ترجمه
و آسمان و زمين و آنچه را در ميان آنهاست بيهوده نيافريديم. اين پندار كساني است كه كفر ورزيدند. پس واي بر آنان كه كفر ورزيدند از آتشِ [ دوزخ ] .
شرح تفسیر
قرآن ميفرمايد: « وَ ماخَلَقنا السَموات وَالاَرضَ وَمابَينَهُما لعبِينَ ماخَلَقنهُما اِلاّْ بِالحَقِّ وَلكِنَّ اكثرهم لايعلمون .» (و ما آسمانها و زمين و آنچه را ميان آنهاست به بازي نيافريديم، آن دو را جز به حق نيافريديم؛ ولي بيشترشان نميدانند.»
مرحوم علامة طباطبايي فرموده اند: مراد از به حق بودن خلقت آسمانها و زمين و آنچه بين آن دو است، يعني همة عوالم محسوس، اين است كه خلقت آن عبث و بي نتيجه نبوده است.
سراسر صنع دلدارم بهشت است
بهشت است آنچه زان نيكوسرشت است
استاد حسنزادة آملي
از نظر قرآن كريم، طبيعتشناسي ذاتاً و اصالتاً مطلوب و مورد تأكيد نيست؛ بلكه فقط در صورتي كه معرفت انسان را به خالق و نقشآفريني آن فزوني بخشد، مطلوب است. در قرآن آيات بسياري با الفاظي چون اُنظر، انظروا، سيروا اَلَم تَروا، اسمعو، افلاتبصرون، اِعلَموا و... به طبيعتشناسي براي رسيدن به خداشناسي و توحيد امر ميكند.
برخي از آثار و فوايد مطالعة آيات الهي
1) در ارتباط صحيح و منطقي با پديده هاي طبيعي و تأمل اندك در آنان آن گونه كه مورد نظر قرآن است، مبدأ خلقت و پيدايش آنها و شيوة رشد پديده ها آشكار ميشود.
2) نظم و هدفدار بودن اجزاء عالم كشف ميشود.
3) از آثار و خواص ديگر اين مطالعه بهره مند شدن و استفادة صحيح و بهينه از امكانات طبيعي و بهرهگرفتن از خواص و آثار آنان براي زندگي است.


عنوان / غفلت و رويگرداني از آيات الهي چرا؟
آیه ی شریفه

وَكَأَيِّن مِّن آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ / 105 : يوسف
ترجمه
و بسا نشانه ها در آسمانها و زمين هست كه بر آن ميگذرند و از آن رويگردانند.     
شرح تفسیر
انسان عصر حاضر در ساية علم و تجربه به اسرار فراواني از جهان هستي دست يافته؛ ولي مع الاسف غفلت او از آفريدگار و حرص و ولع به بهره گيري صرفاً مادي از هستي او را از مسير الي الله و توجه و نگرش عالمانه و منصفانه به ايينة حق نماي طبيعت بازداشته است.
آيت توحيد بينم بر در و ديواره
آسمانها كهكشانها ثابت و سيارها
شاهدندي بر وجود خالق يكتاي خويش
بحر و برها درّه ها درياچه ها كهسارها
رو به بستان تا گواهي بر وجود حق دهند
بيدها گلها علفها سرو و اسپيدارها
نغمة توحيد را بشنو ز مرغان چمن
عندليبان قمريان زاغ و زغنها سارها
در گل و سنبل نگر بين آيت توحيد در
ساقه ها گلبرگها گلها ورقها خارها
سوسن زيبا ببين با صد زبان بر طرف باغ
دارد از مدح و ثناي حق به لب گفتارها
با زبان بي زباني درس عرفانت دهند
لاله ها اشكوفه ها گل غنچه ها گلنارها
فاخته هدهد كبوتر سار و صلصل عندليب
جمله ايات خدا خوانند بر هشيارها
از صفاي بلبل و گل رمز عشق آموختند
شمعها پروانه ها دلداده ها دلدارها
بنگر اندر خيل مرغان گو كه اينسان آفريد
بالها پرهاي زيبا تاجها منقارها
كيست نقاش طبيعت كاين همه نقش بديع
جز خداي حق سبحان كي كند اين كارها


عنوان / وسعت زمين و وجود كوه ها و نهرها و زوجيت گياهان و نظم شب و روز: چهار آيت براي انديشمندان
آیه ی شریفه

وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ / 3 : رعد
ترجمه
و اوست آن كه زمين را بگسترد و در آن كوه ها و رودها قرار داد، و در آن از همة ميوه ها دو گونه پديد كرد. شب را بر روز مي پوشاند. همانا در اين براي گروهي كه بينديشند نشانه هاست.
شرح تفسیر
در قرآن مجيد به همة راه ها و استدلالها براي اثبات آفريدگار جهان كم و بيش توجه شده است، اما مهمترين و در عين حال آسانترين و عمومي ترين راهي كه قرآن براي توجه دادن بشر به خداي جهان آفرين برگزيده مطالعه در موجودات عالم و بررسي شگفتيهاي خلقت و كشف اسرار وسيع جهان پنهاور است: « اَفَلايَنظُرُونَ اِلي الابِل كَيفَ خُلِقَت وَ اِلَيالسَّماءِ كَيفَ رُفِعَت وَ اِلَيالجِبالِ كَيفَ نُصِبَت وَ اِلَيالاَرضِ كَيفَ سُطِحَت .» (آيا آنان به شتر نمينگرند كه چگونه آفريده شده است؟ و به آسمان نگاه نميكنند كه چگونه برافراشته شده؟ و به كوه ها كه چگونه در جاي خود نصب گرديده؟ و به زمين كه چگونه گسترده و هموار گشته است؟)
امام صادق(ع) فرمودند: «اي مفضل، نخستين عبرت و دليل بر خالق جلّ و علا همين هيئت دِهي و گردآوري اجزاي عالم و نظم آفريني دركار اين عالم است. از اين رو اگر با انديشه و خرد در كار عالم نيك و عميق تأمل كني، قطعاً آن را چون خانه و سرايي مييابي كه تمام نيازهاي بندگان خدا در آن آماده و گرد آمده است: آسمان همانند سقف بلند گردانيده شده، زمين به سان فرش گسترانيده شده، ستارگان چون چراغهايي چيده شده و گوهرها همانند ذخيره هايي در آن نهفته شده و همه چيز در جاي شايستة خود چيده شده است. آدمي نيز چون كسي است كه اين خانه را به او داده اند و همه چيز آن را در اختيارش نهاده اند و همه نوع گياه و حيوان براي رفع نياز و صرف در مصالح او در آن مهياست.
اينها همه دليل آن است كه جهان هستي با اندازهگيري دقيق و حكيمانه و نظم و تناسب و هماهنگي آفريده شده و آفرينندة آن يكي و او همان شكل دهندة اجزاي آن است. به راستي كه او در قدسش جليل و در كارش بلندمرتبه و وجهش كريم است. خدايي جز او نيست و از آنچه منكران ميپندارند منزّه و از آنچه ملحدان به او نسبت ميدهند برتر و جليلتر است.»


عنوان / تحولات طبيعيِ عالَم تذكري براي خردمندان
آیه ی شریفه

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَامًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ / 21 : زمر
ترجمه
آيا نديده اي كه خدا از آسمان آبي فرو آورد پس آن را به چشمه سارهايي در زمين روان ساخت، آنگاه بدان [ آب ] كشتهايي به رنگهاي گوناگون بيرون ميآورَد سپس خشك گردد پس آن را زرد شده بيني، آنگاه آن را شكسته و خُرد ميسازد. هرآينه خردمندان را در آن يادكرد و پندي است.     
اي ناظر نقش آفرينش
بردار خلل ز راه بينش
زان مايه كه طبع ما سرشتند
ما را ورقي دگر نوشتند
تا درنگريم و راز جوييم
سررشتة كار بازجوييم
بينيم زمين و آسمان را
جوييم يكايك اين و آن را
هر نقش بديع كايدت پيش
جز مبدع آن در آن مينديش
نظامي
دانشمندي به حضور امير مؤمنان آمد و گفت: اي علي، آيا پروردگارت را به هنگام پرستش ديده اي ؟ امام فرمودند: واي بر تو! من آن نيستم خدايي را كه نديده باشم پرستش كنم. پرسيد چگونه خدايت را ديده اي ؟ حضرت فرمودند: «لا يُدرِكُهُ العُيونُ في مُشاهَدةَ الاَبصارِ وَلكِن رأتهُ القُلوبُ بِحَقايِقِ الايمانِ.» (ديدگان او را با بينايي چشم سر نبينند، ولي قلبها او را با حقيقتهاي ايمان ديده اند.)
قرآن نيز ميفرمايد: « لايُدرِكُهُ الاَبصارُ وَ هُوَ يُدرِكُ الابصارُ وَ هُوَ اللّطيفُ الخَبيرُ .» (چشمها او را نميبينند، ولي او همة چشمها را ميبيند؛ و او بخشنده و آگاه است.)
چشم دل باز كن كه جان بيني
آنچه ناديدني است آن بيني
دل هر ذره را كه بشكافي
آفتابيش در ميان بيني
از مضيق حيات گر گذري
وسعت ملك لامكان بيني
آنچه نشنيده گوش آن شنوي
وآنچه ناديده چشمت آن بيني
تا به جايي رساندت كه يكي
از جهاني جهانيان بيني
با يكي عشق ورز از دل و جان
تا به عين اليقين عيان بيني
كه يكي هست و هيچ نيست
جز او وحده لا اله الاّْْْْ هو
هاتف اصفهاني


نوشته شده در   شنبه 15 آبان 1389    
PDF چاپ چاپ