دوشنبه 7 بهمن 1398 | Monday, 27 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : شنبه 15 آبان 1389     |     کد : 5112

شکوه آفرینش›› جهان بيني توحيدي 2

شکوه آفرینش›› جهان بيني توحيدي 2

‹‹ آیه های زندگی 3 ›› شکوه آفرینش›› جهان بيني توحيدي 2
عنوان / يقين كنيد خدايي كه خلق هستي نمونه اي از قدرت اوست مردگان را زنده ميكند
آیه ی شریفه

اللّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ / 2 : رعد
ترجمه
خداست آن كه آسمانها را بي ستونهايي كه آنها را ببينيد برافراشت، سپس بر عرش ــ مقام فرمانروايي بر جهان هستي ــ استيلا يافت؛ و خورشيد و ماه را رام كرد، كه هر يك تا سرآمدي معيّن در سير است. كارِ [ جهان ] را تدبير ميكند؛ آياتِ [ خود ] را روشن بيان ميكند، شايد ديدار پروردگارتان را بي گمان باور كنيد.
شرح تفسیر
آيات 5 و 6 سورة حج، 19 روم و 81 يس نيز بر اين معنا تصريح دارند.
نكته اي مهم:
انسان از حيث بدن و ساختمان جسمي و ظرفيت حواس خود بسيار محدود است، ولي باطن و روح انسان حد و قيدي ندارد. از اين روست كه ميتو اند از محدود به نامحدود و از جزئي به كلي برسد. از اين روست كه قرآن در اغلب موارد بعد از ذكر آيات خدا در طبيعت ميفرمايد: لاَ ياتٍ لِقومٍ يَتَّقُونَ، يُوقِنُونَ، يُؤمِنُونَ، يَعقِلُونَ، يَعلَمُونَ، يَذَّكَّرُون، يَشكُرون، يَتَفَكَّرونَ، يَسمَعون؛ يا فرموده: لاَ ياتٍ ِلاُولِي الاَبصارِ، ِلاُولِي الاَلباب ِ.
در مسئله امر به تفكر دربارة آفرينش و پديده هاي طبيعي نيز اگر صرفاً رؤيت ظاهري و حواس مادّي در كار باشد و از روح و فطرت و ذاتيات خبري نباشد، نتيجة مطلوب، كه رسيدن به آفريدگار است، به دست نميآيد؛ همانطور كه دربارة بسياري از پژوهشگران و دانشمندان علوم طبيعي عالم اتفاق افتاده است. مولوي اين معنا را به زيبايي تصوير كرده است؛ داستان مربوط به فيلي است كه او را از هندوستان به جايي كه قبلاً فقط اسم فيل را شنيده اند برده اند:
پيل اندر خانه اي تاريك بود
عرضه را آورده بودندش هنود
از براي ديدنش مردم بسي
اندر آن ظلمت همي شد هر كسي
ديدنش با چشم چون ممكن نبود
اندر آن تاريكياش كف ميبسود
آن يكي را كف به خرطوم اوفتاد
گفت او چون ناودانستش نهاد
آن يكي را دست بر گوشش رسيد
آن بر او چون بادبيزن شد پديد
آن يكي را كف چو بر پايش بسود
گفت شكل پيل ديدم چون عمود
آن يكي بر پشت او بنهاد دست
گفت خود آن پيل چون تختي بد است
همچنين هر يك به جزئي چون رسيد
فهم آن ميكرد هر جا ميتنيد
از نظرگه گفتشان بُد مختلف
آن يكي دالش لقب داد اين الف
در كف هر كس اگر شمعي بُدي
اختلاف از گفتشان بيرون شدي
چشم حس همچون كف دست است و بس
نيست كف را بر همة آن دسترس
جسمِ دريا ديگر است و كف دگر
كف بهل وز ديده در دريا نگر


عنوان / انسان بزرگترين كتاب معرفت اللّه است
آیه ی شریفه

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ >>ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ >>ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ / 12 : مؤمنون
ترجمه
و هرآينه ما آدمي را از خلاصه و چكيده اي از گِل آفريديم. (12) سپس او را نطفه اي ــ در قطرة آبي ــ ساختيم در قرارگاهي استوار، ــ يعني زهدان مادر . (13) آنگاه نطفه را خون بسته اي ساختيم؛ و آن خون بسته را پارهگوشتي كرديم و آن پارهگوشت را استخوانها گردانيديم؛ و بر آن استخوانها گوشت پوشانديم؛ سپس او را به آفرينشي ديگر بازآفريديم. پس بزرگ و بزرگوار است خداي يكتا كه نيكوترين آفرينندگان است.     
شرح تفسیر
وقتي انسان با اندكي دقت به زيباييهاي چهرة خود توجه كند، به لطف آفرينش اين پيكر پي ميبرد كه چقدر زيبا و موزون و كامل آفريده شده است: « لَقَد خَلَقنا الاِنسانَ في اَحسَنِ تَقويم .» (كه ما انسان را در بهترين صورت و نظام آفريديم.)
دهد نطفه را صورتي چون پري
كه ديده است بر آب صورتگري
« هُوَاللّهُ الخالِقُ الباريُ المُصَوِّر » (او، خداوندي است خالق و آفريننده اي بيسابقه و صورتگري بينظير.) آيا هرگز صورتي زيباتر و متناسبتر از اين و صورتگري ماهرتر از خدا متصور است؟ « خَلَقَ السَموات والارضَ بِالحَقّ وَ صَوَّرَكُم فَاَحسَنَ صُوَرَكُم .» (آسمانها و زمين را بهْ حق آفريد و شما را (در عالم جنين) تصوير كرد تصويري زيبا و دلپذير.)
از اين رو يكي از بهترين راه هاي خداشناسي خودشناسي است: « مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ .» دقت در تار و پود بدن انسان درس خداشناسي و خداجويي و خداپرستي است.
وَ تَحسَبُ اَنَّكَ جِرمٌ صَغيرٌ وَفيكَ انطَوَي العالَمُ الاَكبَر
وْ اَنتَ الكِتابُ المُبينُ الّذي بِاحرفِه يَظهَرُ المُضمَرُ
گمان داري كه تو جسم كوچكي هستي عالم بزرگ در تو گرد آمده است
تو آن كتاب روشنگري هستي كه با حروف آن نهان آشكار گردد
قرآن نيز به زيبايي فرموده علت دوري و اعراض تو از خدا ناشناخته ماندن مسئلة خلقت توست: «اي انسان، چه چيز تو را فريب ميدهد كه از پروردگارت روي برتابي، پروردگاري كه تو را آفريد و با ميزان صحيح تو را ساخت و با نقشه اي كه خود خواسته بود تو را تركيب كرد.»


عنوان / به هستي عالمانه بنگريد تا بصيرت و عبرت گيريد
آیه ی شریفه

أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاء فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ >>وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ >>تَبْصِرَةً وَذِكْرَى لِكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ /  : ق
ترجمه
آيا به آسمان بالاي سرشان ننگريستند كه چگونه آن را برافراشتيم و [ با ستارگان ] بياراستيم و آن را هيچ شكافي ــ نقص و خلل و ناموزوني ــ نيست؟! (6) و زمين را بگسترديم و در آن كوه هاي بلند و استوار نهاديم و از هر گونه گياه زيبا و بهجت انگيز در آن رويانيديم؛ (7) تا بينشي باشد و پندي براي هر بنده اي كه [ به دل به خدا ] بازگردد. (8)
شرح تفسیر
خداوند در قرآن كريم ده ها بار با الفاظي همچون ا ُنظُر (بنگر) اُنظُرُوا (بنگريد) سيُروا (سير كنيد) اَفَلايَنظُرُون (آيا نمينگريد) اَفَلاتُبصِرونَ (آيا به چشم بصيرت نمينگريد؟) انسانها را ترغيب و تشويق و تحريك كرده تا در آيات الهي، يعني آنچه از طبيعت و عالم ماده كه با حواس ظاهري قابل درك است، تأمل و توجه كنند.
«قرآن مجيد در آيات بسياري به تفكر در آيات آسمان و ستارگان درخشان و اختلافات عجيبي كه در اوضاع آنها پديد ميآيد و نظام متقني كه بر آنها حكومت ميكند دعوت ميكند. به تفكر در آفرينش زمين و درياها و كوه ها و بيابانها و آنچه از عجايب در شكم زمين قرار گرفته و اختلافات شب و روز و تبدلات فصول تحريض و ترغيب ميكند. به تفكر در آفرينش شگفتآور و ثبات و نظامي كه در زندگي آن جريان دارد و در آفرينش گوناگون حيوان و آثار و احوالي كه در محيط وجود از خود بروز ميدهد تشويق ميفرمايد. به تفكر در خلقت خود انسان، اسرار و رموزي كه در ساختمان وجودش نهفته و بالاتر از آن در نفس و عوالم باطني آن و ارتباطاتي كه با ملكوت اعلا دارد و به سير در اقطار زمين و مشاهده در آثار گذشتگان و كنجكاوي در اوضاع و احوال ملل و جوامع بشري و قصص و تواريخ ايشان اصرار تمام دارد. و بدين ترتيب به تعلّم علوم طبيعي و رياضي و فلسفي و فنون ادبي و بالاخره همة علومي كه در دسترس فكر انساني است و تعلّم آنها به نفع جهان بشري و سعادت بخش جامعة انساني است دعوت ميكند. آري، قرآن مجيد به اين علوم دعوت ميكند، به اين شرط كه به حق و حقيقت رهنما قرار گيرند و جهانبيني حقيقي را كه سرلوحة آن خداشناسي است دربر داشته باشد؛ وگرنه علمي كه انسان را سرگرم خود ساخته از شناختن حق و حقيقت بازدارد در قاموس قرآن مجيد با جهل مرادف است. خداي متعال ميفرمايد: آنان از زندگي اين جهان ظاهر و نمودي را ميدانند و آنان از زندگي آن جهان غافل اند (روم: 7)، و ميفرمايد: آيا ديدي آن كسي را كه خداي خود را هواي نفس خود قرار داده و خدا با داشتن علم گمراهش كرده است (جاثيه: 23).


عنوان / گوش و چشم و دل از مهمترين ابزار شناخت آيات الهي است
آیه ی شریفه

وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ / 78 : نحل
ترجمه
و خدا شما را از شكم مادرانتان بيرون آورد در حالي كه هيچ چيز نميدانستيد؛ و براي شما گوشها و چشمها و دلها قرار داد تا شايد سپاس داريد.     
شرح تفسیر
خداوند در آيات متعددي از قرآن كريم توجه انسان را بهاين سه عضو حساس و اين سه ابزار ادراكي، كه سرماية اصلي و اولية انسان براي تحصيل آگاهي و معرفت است، جلب ميكند: گوش و چشم و دلي كه مأموريت معمول آنها درك و ديدن آيات و نشانه هاي خداوند است.
«بگو: چه كسي شما را از آسمان و زمين روزي ميدهد؟ يا چه كسي مالك و خالق گوش و چشمهاست؟» «و او كسي است كه براي شما گوش و چشم و قلب ايجاد كرد، اما كمتر شكر او را بهجا ميآوريد» و نظاير اين مفاهيم در آية 9 سورة سجده و آية 23 ملك و آية 26 احقاف نيز آمده است. از اين رو قرآن فرموده است: « اِنَّ في ذلكَ لَذكري لِمَن كانَ لَهُ قَلبٌ اَوالقَي السِّمعَ وَ هُوَ شَهيدٌ. » (در اين تذكري است براي آن كسي كه عقل دارد يا گوش فرا دهد در حالي كه حاضر باشد.) نكتة مهم ديگر: چون بناي الهي بر اين است كه در قيامت از نعمتها سؤال شود ثُمّ لَتُسئَلُنَّ يَومَئذٍ عَنِ النَّعيم ، فرموده است: « اِنَّ السّمعَ وَالبَصَرَ والفُوادَ كُلُّ اُولئِكَ كانَ عَنهُ مَسئولاً .» همانا گوش وچشم و دل ــ همه مسئول اند.
و از اين نيروهاي تحصيل شناخت و آگاهي و معرفت به عنوان نعمتهايي ياد كرده كه از واردات و مدركات آنان تك تك سؤال خواهد شد: كه چگونه قلب و عقل داشتي، اما خدا را با آن نشناختي؛ گوش داشتي، اما سرود توحيدي موجودات را نشنيدي تا سرگشتة خدا شوي؛ چشمداشتي، اما با آن بر تارك ريز و درشت موجودات عالم دفتر معرفت او را نخو اندي.
كه
توحيد گوي او نه بني آدم است و بس
هر بلبلي كه زمزمه بر شاخسار كرد
چندين هزار منظر زيبا بيافريد
تا كيست كه نظر ز سر اعتبار كرد


عنوان / گناه موجب بي بهره ماندن از شناخت و معرفت است
آیه ی شریفه

أَوَلَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الأَرْضَ مِن بَعْدِ أَهْلِهَا أَن لَّوْ نَشَاء أَصَبْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَنَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَسْمَعُونَ / 100 : اعراف
ترجمه
و آيا [ سرگذشت پيشينيان ] براي كساني كه زمين را پس از [ هلاكِ ] مردمش به ارث ميبرند راه ننمود كه اگر بخواهيم آنان را به گناهانشان گرفتار ميسازيم و بر دلهاشان مُهر مينهيم تا [ سخن حق را ] نشنوند؟!
شرح تفسیر
خداوند با قرار دادن دريچه هاي شناخت و كسب آگاهي راهي به روي همگان گشوده است؛ و علاوه بر فطرت الهي، كه همگان بر اساس آن خلق شده اند، قواي چشم و گوش و قلب (عقل) را نيز عطا كرده است، البته براي استفادة از اين ابزار بايد آفت زدايي كرد. قرآن مهمترين آفات معطل ماندن و انحراف اين ابزار را عناد و لجاجت و كفر به حق و حقيقت و بيتوجهي به پيام انبياء و وحي و تبعيت از هواي نفس و آلودگيهاي اخلاقي ميد اند. در اين صورت عقل نيز همچون قاضي اي ميشود كه از روي مدارك جعلي و شهادتهاي دروغي برخلاف حق حكم صادر كند، گرچه قصد حكم باطل نداشته باشد. لذا قرآن ميفرمايد: « اِتَّقُوا واسمَعُوا .» (و تقواي الهي پيش گيريد و گوش فرادهيد.)
خداوند در آيات متعددي از قرآن محروم ماندن از اسباب معرفت را به گناهان نسبت داده است. دربارة كافران عنود و لجوج ميفرمايد: « خَتَمَ اللّهُ عَلي قُلُوبُهم وَ عَلي سَمِعهم وَ عَلي اَبصارِهِم غِشاوَةٌ .» در مورد افراد منافق و بيايمان ميفرمايد: « ذلِكَ بِاَنَّهُم امَنُوا ثُمَّ كَفَروا فَطَبَعَ اللّهُ عَلي قُلُوبِهِم فَهُم لايَفقَهُونَ »؛ و دربارة افراد بي ايمان ميفرمايد: «گوشهاي شان سنگين است»؛ و دربارة افراد آلوده به هوي و هوس و آرزوها ميفرمايد: «آيا ديدي كسي را كه معبود خود را هواي نفس خويش قرار داده و خداوند او را با آگاهي گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مهر زده و بر چشمش پرده اي افكنده است؟»


نوشته شده در   شنبه 15 آبان 1389    
PDF چاپ چاپ