شنبه 28 دي 1398 | Saturday, 18 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 14 آبان 1389     |     کد : 5104

تا آسمان » آداب دعا 2

تا آسمان » آداب دعا 2

‹‹ آیه های زندگی 2 ›› تا آسمان » آداب دعا 2
عنوان / عالي ترين مرتبة دعا تنها دل بستن به خدا
آیه ی شریفه

وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا >>رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا / 8 : مزمل
ترجمه
و نام پروردگار خود را ياد كن و تنها به او بپرداز، [ اوست ] پروردگار خاور و باختر، خدايي جز او نيست. پس او را كارساز خويش اختيار كن.     
شرح تفسیر
سيرة انبياء دل بستن به خدا

سراسر زندگي انبيا و اولياي الهي مصاديق بارز دلبستگي به خداوند است كه نتيجهاش استجابت خواسته هايشان بوده است. استجابت دعاي حضرت موسي (ع) (يونس 89) و دعاي حضرت يوسف (ع) (يوسف 34) و دعاي حضرت ايوب (ع) (انبياء 84) و دعاي حضرت يونس (ع) (انبياء 87) و دعاي حضرت زكريا (ع) (انبياء 90) و... از آن جمله است يكي از جالبترين حكايتهاي اين باب دعاي حضرت نوح (ع) است آن هنگام كه گفت: « اَنّي مَغلُوبٌ فَانتَصِر » (من مغلوب شدم به دادم برس) و خداوند درهاي آسمان را با آب برايش گشود.
شرط اساسي در دعا خواستن حقيقي از خدا
شرط اساسي در پذيرش دعا اين است كه واقعاً و حقيقتاً خواستن و طلب در وجود انسان پيدا شود و تمام ذرات وجود انسان مظهر خواستن شود و با باور قلبي بگويد: اِلهي بِيَدِكَ لا بِيَدِ غَيرِكَ زِيادَتيَ وَ نَقصي وَ نَفَعي وَضُرّي . (خداي من به دست توست، نه به دست غير تو زيادي و كمي و سود و زيان من.) اگر دعا كننده آنچه را مي خواهد با تمام ذرات وجودش و با يقين و اعتماد به خداوند طلب كند، به انقطاع و بريدگي از غير خدا دست يافته است و آنچه خواسته به صورت احتياج و استدعا و حاجت درآمده است و تمام وجود او متوجه منبع رحمت و مبدأ فيض شده است. از اين رو مي توان گفت: «دعا هم طلب است و هم مطلوب، هم وسيله است و هم غايت، هم مقدمه است و هم نتيجه؛ و اولياي خدا هيچ چيزي را به اندازة دعا خوش نداشتند. از اين رو، همة خواهشها و آرزوهاي دل خود را با محبوب واقعي در ميان مي گذاشتند و بيش از آنكه به مطلوبهاي خود اهميت دهند به خود طلب و راز و نياز اهميت مي دادند و هيچ گونه احساس خستگي و ملالت نمي كردند.» امام صادق (ع) فرمودند: «يك بار خداي را خواندم و او پاسخم داد و من حاجت خود را از ياد بردم؛ زيرا اجابت الهي و روي آوردن او به بنده اش در هنگام دعا بسي بزرگتر و ارزشمندتر است از آنچه بنده از او مي خواهد، حتي اگر خواسته اش بهشت و نعمتهاي جاويدان باشد.»
« اِلهي هَب لي كَمالَ الاِنقِطاعِ اِلَيكَ وَ اَنِر اَبصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها اِلَيكَ حَتّي تَخرِقَ اَبصارُالقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ اِلي مَعدِنِ العَظَمَةِ وَ تَصيرَ اَرواحُنا مُعَلَّقَةَ بِعِزِّ قُدسِكَ .»
(خداي من، كمالِ دل دادن به تو و بريدن از غير خودت را به من ببخش و ديدة دل ما را با تابش نظر خود به آن نوراني كن تا ديده هاي دل پرده هاي نور را بدرَد و به سرچشمة عظمت برسد و ارواح ما به عزِّ قدست تعلق يابد.) امام صادق (ع) فرمودند: «عارف شخصش با خلق و قلبش با خداست.»
سعدي در افادة اين معني نيكو سروده است:
هرگز وجود حاضر و غايب شنيده اي
من در ميان جمع و دلم جاي ديگر است
ابناي روزگار به صحرا روند و باغ
صحرا و باغ زنده دلان كوي دلبر است
خواجه عبداللّه انصاري نيز فرموده:
يارب ز شراب عشق سرمستم كن
در عشقِ خودت نيست كن و هستم كن
از هر چه جز عشق خود تهيدستم
كن يكباره به بند عشق پابستم كن


عنوان / از آداب دعا اقرار به گناهان است
آیه ی شریفه

قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ / 16 : قصص
ترجمه
موسي گفت: «پروردگارا، من بر خويشتن ستم كردم، مرا ببخش.» پس خدا از او درگذشت كه وي آمرزندة مهربان است.
شرح تفسیر
دعا يگانه چيزي است كه خداوند آن را ملك انسان كرده است و حقيقتاً انسان، جز دعا و تضرع و اظهار درماندگي به پيشگاه خداوند، مالك چيزي نيست؛ لكن بايد دانست كه از آداب دعا اقرار به گناهان است. اقرار به بديها روح انسان را براي اتصال به رحمت و فضل خداوند آماده مي كند، اقرار به گناه موجب چشيدن روحانيت و معنويت دعا مي شود و زمينه و توفيق توبه را فراهم مي كند. از اين رو اين امر در بيشتر ادعيّة اولياي خدا و انبياي عظام و ائمة هدي : ، كه در قالب آيات الهي و يا ادعية مأثوره آمده است، مشاهده مي شود.
توبة از عبادت
البته گناه مراتبي دارد: از گناهان معمول، مثل كذب و غيبت و تهمت و سرقت و مانند اينها شروع مي شود تا جايي كه انسان عبادتش را گناه مي بيند و در آن حدّ اعلا، وجود خودش را هم در مقابل هستيِ بي مثال خدا گناهي بزرگ مي بيند.
عابدان از گناه توبه كنند عارفان از عبادت استغفار
«هيچ گاه شيريني كلام و لطافت بيان سيدنا، الاستاد محمد حسن الهي طباطبايي، قدس سره، را دربارة توبه فراموش نمي كنم كه فرمودند: توبة حقيقي آن است كه از خوبي و بدي توبه كني. ` من بعد از اندكي تأمل گفتم: توبه از بدي كه بحثي در آن نيست، اما توبة از خوبي به چه معناست؟ و نظر حضرتعالي كدام است؟ ` فرمودند: آنچه از نماز و روزه و قرائت قرآن و درس و غيره، كه خوب مي پنداريم، اگر با دقت بنگريم، همة آنها را ناقص خواهيم يافت. ` وَهُم يَحسَبُونَ اَنَّهُم يُحسِنونَ صُنعاً . ` اينها خيال مي كنند كار خوب انجام مي دهند. پس بر انسان آگاه واجب است از اين به اصطلاح طاعات و خوبيها، كه در حقيقت اعمال ناقص اند، توبه كند و تصميم بگيرد آنها را به صورت كامل كه مورد قبول خداوند باشد انجام دهد كه ا ِنَّما يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ المُتَّقينَ . ` خداوند فقط از پرهيزكاران ميپذيرد. پس آنچه را ما خير مي پنداشته ايم در حقيقت خير نبوده؛ و خوشا به حال كسي كه به توبه از كارهاي نيكش موفق شود و به آنچه خير محض است توفيق يابد.»
امام اميرالمؤمنين (ع) در پايان دعاي صباح به سجده ميرفتند و اين گونه به ضعف و نقص خود اقرار مي كردند: « اِلهي قَلبي مَحجُوبٌ وَ نَفسي مَعيُوبٌ وَ عَقلي مَغلُوبٌ وَ هَوائي غالِبٌ وَ طاعَتي قَليلٌ وَ مَعصِيَتي كَثيرٌ وَ لِساني مُقِرٌّ بِالذُّنُوبِ فَكَيفَ حيلَتي يا سَتّارَ العُيُوبِ وَ ياعَلاّمَ الغُيُوبِ وَ ياكاشِفَ الكُرُوبِ اِغفِر ذُنوُبي كُلَّها بِحُرمَةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ياغَفّارُ ياغَفّارُ ياغَفّارُ بِرَحمَتِكَ يا اَرحَمَ الرّاحِمينَ .» (اي خداي من، دلم در پردة گناه است و نفسم معيوب و عقلم مغلوب و هوسم غالب و بندگي و فرمانبرداريام اندك و گناه و نافرماني ام بسيار و زبانم مقرّ به گناهان. چه چاره اي دارم؟ اي پرده پوش عيوب، اي داناي غيبها، و اي برطرف كنندة گرفتاريها، همة گناهانم را بيامرز، به مقام محمد و آل محمد، اي بسيار آمرزنده، اي بسيار آمرزنده، اي بسيار آموزنده، بهحق رحمتت اي مهربان ترين مهربانان.)


عنوان / ديگر ادب دعا: اقرار به ايمان و طلب غفران گناهان
آیه ی شریفه

الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ / 16 : آل عمران
ترجمه
[ پرهيزكاران ] ، همان كساني كه مي گويند: پروردگارا، ما ايمان آورديم. پس گناهان ما را بر ما ببخش و ما را از عذاب آتش نگاه دار.
شرح تفسیر
دعاهاي معصومان پر است از عبارتهايي كه در آنها، براي جلب رحمت و فضل الهي، اقرار به ايمان و اعتراف به توحيد كرده اند. امام سجاد (ع) نيز در مقام اعتراف و اقرار به ايمان به درگاه الهي چنين نيايش مي كنند:
به تو ايمان آوردم، پيغمبران تو را تصديق كردم، كتاب تو را پذيرفتم، به هر معبودي جز تو كافر شدم و هر كس كه غير از تو را بپرستد از او بيزاري جستم... به سوي تو ميگريزم و از تو ميترسم و از تو فريادرسي ميجويم و به تو اميدوارم و تو را مي خوانم...»
و در مقام طلبِ غفران الهي عرضه مي دارند:
« اَتَيتُكَ مُقِرّاً بِالجُرمِ وَالاِساءَةِ اِلي نَفسي اَتَيتُكَ اَرجُو عَظيمَ عَفوِكَ الَّذي عَفَوتَ بِهِ عَنِ الخاطِئينَ ثُمَّ لَم يَمنَعكَ طُولُ عُكُوفِهِم عَلي عَظيمِ الجُرمِ اَن عُدتَ عَلَيهِم بِالرَّحمَةِ وَالمَغفِرَةِ فَيا مَن رَحمَتُهُ واسِعَةٌ وَ عَفوُهُ عَظيمٌ ياعَظيمُ ياعَظيمُ يا كَريمُ يا كَريمُ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعُد عَلَيَّ بِرَحمَتِكَ وَ تَعَطَّف عَلَيَّ بِفَضلِكَ وَ تَوَسَّع عَلَيَّ بِمَغفِرَتِكَ .» (با اقرار به گناه و كردار زشتم، به نزد تو آمدم و به عفو عظيم تو، كه از گناهكاران ميگذري، اميدوارم؛ به طوري كه اصرار آنان در معصيتهاي بزرگ مانع نشده است كه به بخشايش و آمرزش سوي آنان بازنگري. پس اي كسي كه رحمتش گسترده و گذشتش بزرگ است، اي عظيم و بزرگوار، اي كريم و بخشنده، بر محمد و آل محمد درود فرست و به رحمت و مهرباني ات به من احسان فرما و به فضل و نيكي ات مرا بنواز و به آمرزش خود گشايش ده.)
خواجه عبد اللّه انصاري در اين مقام مي گويد: «الهي، اگر مجرميم مسلمانيم و اگر بد كرده ايم پشيمانيم و اگر ما را بسوزي سزاي آنيم و اگر بيامرزي نه جاي آنيم. الهي، اگر تن مجرم است، دل مطيع است؛ اگر بنده گناهكار است، كرم تو شفيع است.»
به سرِّ جام جم آنگه نظر تواني كرد
كه خاك ميكده كحل بصر تواني كرد
گل مراد تو آنگه نقاب بگشايد
كه خدمتش چو نسيم سحر تواني كرد
گدايي در ميخانه طرفه اكسيري است
گر اين عمل بكني خاك زر تواني كرد
به عزم مرحلة عشق پيش نه قدمي
كه سودها كني ار اين سفر تواني كرد
تو كز سراي طبيعت نمي روي بيرون
كجا به كوي طريقت گذر تواني كرد
جمال يار ندارد نقاب و پرده ولي
غبار ره بنشان تا نظر تواني كرد
بيا كه چارة ذوق حضور و نظم امور
به فيض بخشي اهل نظر تواني كرد
ولي تو تا لب معشوق و جامِ مي خواهي
طمع مدار كه كار دگر تواني كرد
دلا ز نور هدايت گر آگهي يابي
چو شمع خندهكنان ترك سر تواني كرد
حافظ شيرازي


عنوان / دعا بايد با اصرار و تكرار و استمرار باشد
آیه ی شریفه

وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا / 48 : مريم
ترجمه
... پروردگارم را مي خوانم. اميدوارم كه در خواندن پروردگارم نااميد نباشم.
شرح تفسیر
يكي از آداب دعا اصرار و الحاح در دعا و خسته نشدن از آن است. دعاهاي رسيده از معصومان : نيز القا كنندة همين ادب است كه بايد در دعا پافشاري كرد و بر آن استمرار داشت.
رسول خدا (ص) فرمودند: «بنده اي با عشق و محبت خدا را مي خواند؛ و خدا نيز چون او را دوست دارد، به جبرئيل فرمان مي دهد: حاجت بنده ام را برنياور و آن را به تأخير انداز، زيرا من مي خواهم همواره صداي او را بشنوم ` ؛ و بنده اي ديگر خداي عزوجل را مي خواند، در حالي كه خدا او را دشمن مي دارد. از اين رو به جبرئيل مي فرمايد: حاجت اين بنده ام را با تعجيل برآور، زيرا كراهت دارم صدايش را بشنوم.»
دستور تكرار دعاها
دستور تكرار بعضي از اذكار كه در برخي از دعاها آمده نيز شايد از همين باب باشد. در روايت است: «كسي كه به يك نفس بگويد: يااللّهُ تا نفسش قطع شود. خدا مي گويد: لَبَّيكَ عَبدي سَل حاجَتَكَ ` [ (بله بندة من حاجتت را بخواه) ] .» ابن مسعود روايت كرده است كه «پيامبر (ص) هرگاه خدا را مي خواند يا از او چيزي طلب مي كرد سه بار تكرار مي كرد.» امام صادق (ع) نيز فرمودند: «خداوند دوست ندارد هنگامي كه بعضي از شما از بعض ديگرتان چيزي مي خواهيد اصرار كنيد؛ اما اين كار را براي خودش مي پسندد، زيرا خداوند دوست دارد آنچه را در نزد اوست با اصرار از او طلب كنيد.»
تعظيم دعا
اسرار و لطايفي كه در دعاها و مناجات و اذكار پيدا مي شود در روايات پيدا نمي شود؛ زيرا در روايات، نوعِ مخاطبِ معصومان : اكثر مردم اند، و به حكم كَلِّم ِالنّاسَ عَلي قَدرِ عُقُولِهِم (با مردم به اندازة دركشان سخن بگو)، معصومان به فراخور فهم عموم مردم با آنها صحبت كرده اند؛ اما در ادعيه و اذكار، مسئله متفاوت است، زيرا در آن جا، در خلوت خانة عشقشان، در آن شبهاي تارشان، با محبوب و معشوق حقيقي شان آنچه را در نهانخانة سرِّشان داشتند بيان كرده اند.
در مدح صحيفة سجاديه
يكي از علماي معاصر در مقدمهاش بر صحيفة سجاديه مي گويد: «در سال 1353 هجري، نسخه اي از صحيفة شريف را براي علامة معاصر، شيخ جوهر طنطاوي، صاحب تفسير معروف و مفتي اسكندريه، ارسال نمودم. ايشان از قاهره برايم نامه اي نوشت و با تشكر از ارسال چنين هدية گران بهايي، مرا از رسيدن آن مطلع گردانيد و در نامهاش، به مدح و ستايش آن كتاب پرداخته بود و در قسمتي از نامه نوشته بود: بدبختانه من تا به امروز به چنين اثر باارزش و گرانمايه و جاوداني، كه از مواريث نبوت و اهل بيت است، دست نيافته بودم. من هر چه در آن نظر افكندم بيشتر دريافتم كه آن كلامي است فوق كلام مخلوق و دون كلام خالق... ` »
آري، بهحق چنين است؛ زيرا همة دعاهاي معصومان مرتبة نازلة قرآن است و همه از قرآن سرچشمه گرفته است. قرآن به قلب بنده نازل مي شود و بازتابش دعاست. دعا قرآن صاعد است. قرآن اول نازل مي شود و پايين ميآيد و وقتي دعا مي شود به سر جاي اولش برمي گردد و انسان را نيز كه از عالم بالا آمده است به جاي اولش برمي گرداند.


عنوان / بهترين زمان براي دعا سحر است
آیه ی شریفه

تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ >>فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ     / 16 : سجده
ترجمه
[ مؤمنان ] پهلوهايشان از خوابگاه ها جدا مي گردد [ و ] پروردگارشان را از روي بيم و اميد مي خوانند و از آنچه روزيشان داده ايم انفاق مي كنند. هيچ كس نمي داند چه چيز از آنچه روشني بخش ديدگان است به [ پاداش ] آنچه انجام مي دهند براي آنان پنهان شده است.
شرح تفسیر
سحرگاهان و لحظات پاياني شب، كه متصل به سپيده دم است، بهترين اوقات براي آموزشهاي معنوي و تقويت حالات روحاني و ايجاد نشاط و جذبة ملكوتي در روح و جان آدمي است.
آثار اين تمرينها در آن لحظات در روح انسان عميقتر و دوامش بيشتر است.
ابن ابي يعفور مي گويد: «به حضور امام صادق (ع) عرض كردم: قربانت شوم! بفرماييد آن ساعتي كه نزديكترين ساعات انسان به خدا است و خدا به او نزديك است كدام ساعت است؟ ` حضرت فرمودند: چون آخر شب برخيزد و در حالي كه چشمها در خواب اند، شاداب وضو بگيرد و در عبادتگاه خود بايستد و با حضور قلب و توجه دل به خدا تكبير نماز بگويد و با تلاوت قرآن دو ركعت نماز بهجاي آورد و آنگاه براي اقامة نماز برخيزد. در اين موقع، از آسمان، از جانب عرش، اين ندا برخيزد: « اَيُّها العَبدُ المُنادي رَبَّهَ اِنَّ البِرَّ لَيُنشَرُ عَلي رَأسِكَ مِن عَنانِ السَّماءِ وَالمَلائِكَةُ مُحيطَةٌ بِكَ مِن لَدُن قَدَمَيكَ اِلي عَنانِ السَّماءِ وَاللّهُ يُنادي: عَبدي لَوتَعلَمُ مَن تُناجي اِذاً ما اِنفَتَلتَ . ` »
(اي بندة خداخوان، اكنون خير و نيكي از سوي اعلاي آسمان بر سرت در حال ريزش است و فرشتگان از كنار پاهايت تا اوج آسمان اطرافت را گرفته اند؛ و خدا ندا مي كند اي بندة من، اگر بداني با كه در حال گفتگو و راز و نيازي هرگز قلب و دلت را از توجه به او برنمي گرداني.)
چو شب گردد اگر هوشياري اي دوست
نباشد خوشتر از بيداري اي دوست
چو شب گردد چو شمع محفل اي جان
به دل سوز و به چشم اشكي بيفشان
چو شب گردد به سازِ عشق برخيز
رها كن دل به زلف دلبر آويز
به همراه شباهنگان افلاك
به راه عشق تاز از بسترِ خاك
به خاك از آب چشمان آتش افروز
دل از مه طلعتان آسمان سوز
به ديده باش چون ابر گهربار
به دل سوزانتر از شمع شرربار
چو مرغ حق به دل با نالة زار
به ذكر حق سحر گردان شب تار
كه بخشندت ز الطاف الهي
ز آه شب نشاط صبحگاهي


عنوان / در دعا بايد خدا را با اسماي حسنايش خواند
آیه ی شریفه

وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا / 180 : اعراف
ترجمه
و نامهاي نيكو به خدا اختصاص دارد. پس او را با آنها بخوانيد...
شرح تفسیر
از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده اند كه «خداي را نود و نه اسم است كه هر كس به آنها وي را بخواند دعايش اجابت مي شود و هر كس آنها را شمارش و حفظ كند داخل بهشت مي شود.»
شخصي در حضور پيامبر اكرم (ص) خدا را اين گونه خواند: « يا ذَا الجَلالِ والاِكرامِ .» (اي خداوندي كه صاحب جلال و اكرامي.) پيامبر به او فرمودند: «اكنون كه خدا را به اين نام خواندي، دعايت مستجاب است. هر چه مي خواهي بخواه.»
رسول خدا (ص) مرد ديگري را مشاهده كردند كه بعد از نمازش دست به دعا برداشت و عرض كرد: « اَللّهُمَّ اِنّي اَسئَلُكَ بِاَنَّ لَكَ الحَمدُ لااِلهَ اِلاّ اَنتَ وَحدَكَ لا شَريكَ لَكَ المَنّانُ بَديعُ السَّمواتِ وَالاَرضِ يا ذا الجَلالِ و الاكرامِ ياحَيُّ يا قَيُّومُ »؛ و بعد حاجات خود را مطرح كرد. حضرت فرمودند: «اين مرد خدا را به نام بزرگي خواند كه هر گاه كسي او را اين گونه بخواند اجابت كند و هر گاه كسي اين گونه درخواست كند بخشش فرمايد.» البته باطن اين دو نام عظيم عترت طاهره اند. در حديثي از امام باقر (ع) ، در تفسير آية « تَبارَكَ اسمُ رَبِّكَ ذِي الجَلالِ وَالاِكرامِ »، آمده است كه «ما جلال خداوند و كرامت اوييم كه بندگان را به اطاعت ما گرامي داشته است.»
براي دو نام مقدس مليك و مقتدر نيز آثار عميقي در اجابت دعا ذكر شده است. يكي از راويان مي گويد: «به گمان اين كه صبح شده وارد مسجد شدم، ولي معلوم شد مقدار زيادي از شب باقي مانده است و جز من هيچ كس در مسجد نبود. ناگهان صدايي از پشت سرم شنيدم كه ناشناسي ميگفت: «اي كسي كه قلبت را ترس گرفته است، وحشت نكن و بگو: اَللّهُمَّ اِنَّكَ مَليكٌ مُقتَدِرٌ ماتَشاءُ مِن اَمرٍ يَكوُنُ . [ (اي خدا، تو مالك قادري. هر چه تو بخواهي مي شود.) ] سپس هر چه مي خواهي بخواه.» او مي گويد: «من اين دعاي كوتاه را خواندم و چيزي از خدا نخواستم، مگر اين كه ادا شد.»
سالك راه حق بيا همت از اوليا طلب
همت خود بلند كن سوي حق ارتقا طلب
فاش ببين گهِ دعا روي خدا در اوليا
بهر جمال كبريا آيينة صفا طلب
گفت خدا كه اوليا روي من و ره من اند
هر چه بخواهي از خدا بر درِ اوليا طلب
سروراوليا نبي است وز پس مصطفي علي است
خدمت مصطفي كن و همت مرتضي طلب
پيروي رسول حق دوستيِ حق آورد
پيروي رسول كن دوستي خدا طلب
شرعْ سفينة نجات آلِ رسول ناخداست
ساكن اين سفينه شو دامن ناخدا طلب
خستة جهل را بگوي خيز و بيا به جست وجوي
از برِ ما شفا بجو از درِ ما دوا طلب
مفلس بينوا بيا از درِ ما بجو نوا
صاحب مدّعا بيا از درِ ما دعا طلب
چند ز پست همتي فرش شوي بر اين زمين
روي به روي عرش كن راه سوي سما طلب
نيست خوشي در اين سرا هيچ به جز غم و بلا
عيش در اين سرا مجو عيش در آن سرا طلب
هست طلب به حق سبب گر بسزا بود طلب
هرچه طلب كني چو فيض ياوه مگو بجا طلب
فيض كاشاني


عنوان / اي اهل ايمان، وسيله برگيريد
آیه ی شریفه

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ / 35 : مائده
ترجمه
اي كساني كه ايمان آورده ايد، از خدا پروا كنيد و وسيله اي براي تقرب به او بجوييد و در راهش جهاد كنيد. باشد كه رستگار شويد.
شرح تفسیر
انحرافي بزرگ در عقايد گروهي از مسلمانان

جمعي از وهابيون اصرار دارند كه توسل به معصومان و اعتقاد به شفاعت آنان را ناسازگار با توحيد بنمايانند. آنان آية 36 سورة نحل و 25 انبياء و 64 آل عمران و 68 فرقان و 96 حجر و 80 مريم و 18 جن و 88 قصص و آيات مشابه اينها را كه نهي از شرك در عبادت و پرستش و شريك گرفتن براي خداست دستاويزي براي سخن باطل خود كرده اند و چشم و گوش خود را به روي دستة ديگري از آيات و فرمانهاي الهي بسته اند. حل اين مسئله منوط به روشن شدن مفهوم عبادت است.
در تعريف عبادت بايد بگوييم كه عبادت خضوع عملي و يا زباني است كه از اعتقاد به الوهيت سرچشمه بگيرد يا خضوعي است در برابر كسي كه او را ربّ خود مي دانيم يا خضوع در برابر كسي است كه او را خدا و يا مبدأ خدايي بدانيم. نتيجه اين كه اگر كسي در برابر انسان يا انسانهايي، به دلايلي كه در ادامه ميآيد، خضوع و تواضع كند - نه اين كه آنها را اله خود و ربّ و مبدأ كارهاي خدايي بداند - خلاف توحيد عمل نكرده است: چگونه خلاف كرده در حالي كه قرآن مي گويد: « عبادٌ مُكرمُونَ لايَسبِقُونَهُ بالقَولِ وَ هُم بِاَمرِه يَعمَلُونَ »؛ (بندگان عزيز خدايند در سخن به او سبقت نمي گيرند و به دستور او قطعاً عمل مي كنند)؛ « اِنّاللّهَ اصطَفي ادَمَ وَ نُوحاً وَ االَ ابراهيم وَ الَ عِمرانَ عَلَي العالَمينَ »؛ (خداوند آدم و نوح و اولاد ابراهيم و اولاد عمران را برگزيد)؛ « وَ جَعَلناهُم اَئِمَّةً يَهدُونَ بِاَمرِنا »؛ (و آنان را پيشواياني قرار داديم كه به فرمان ما مردم را هدايت مي كردند)؛ « قالَ اِنّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ اِماماً »؛ (خدا گفت: من تو را براي پيشوايي برگزيدم)؛ « هُوَالَّذي يُصَلّي عَلَيكُم وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخرِجَكُم مِنَ الظُّلماتِ الَي النُّورِ »؛ (او كسي است كه بر شما درود و رحمت مي فرستد و فرشتگان او نير، تا شما را از ظلمات به سوي نور رهنمون گردند). اين آيات و ده ها آية ديگر با اين مضمون حاكي از اين است كه توسل به بعضي انسانها و درخواست واسطه شدن آنها منافاتي با توحيد ندارد، بلكه عين توحيد است؛ زيرا اين سنت خداوند است و گاهي خود حضرت حق به پيامبر خود دستور مي دهد كه دربارة مردم از من طلب آمرزش و استغفار كن و براي آنها دعاي خير و رحمت بخواه؛ و گاهي خود پيامبران به گناهكاران وعده ميدادند كه در شرايط خاصي، براي آنها طلب آمرزش خواهند كرد. همچنين خداوند دستور داده كه گنهكارانِ اهل ايمان براي جلب مغفرت خداوند به حضور پيامبر گرامي (ص) بروند و از او بخواهند كه براي آنان طلب آمرزش كند؛ و فرموده است اگر پيامبر (ص) دربارة آنها طلب آمرزش كند، خداوند گناهان آنان را ميبخشد.
آياتي ديگر نيز توسل و ابتغاي وسيله را جايز، بلكه امر لازم و منطبق با سرشت انسان معرفي كرده اند. برخي از آنها عبارت است از: 97 و 98 يوسف؛ 19 توبه؛ 6 منافقون؛ 134 اعراف.
تعريف غلط وهابيّان از عبادت
در پايان، به دو تعريف غلط وهابيها از عبادت، كه بر آنها تأكيد مي كنند، اشاره مي كنيم:
# عبادت به معناي خضوع و تذلّل، كه اگر چنين باشد، در جهان موحدي يافت نمي شود؛ زيرا قرآن خود دستور داده كه بالهاي ذلت و خواري را به نشانة محبت در برابر والدين فرود آور؛
# عبادت به معناي خضوع بي نهايت در احساس كمال و عظمت، كه در مقابل اين تعريف غلط بايد گفت پس چه طور خداوند به فرشتگان دستور مي دهد در برابر آدم سجده كنيد و همه سجده كردند، جز ابليس؟ آيا مي توان گفت خدايي كه امر به توحيد و نفي عبوديت غير خودش كرده در اينجا امر به شرك كرده است؟


نوشته شده در   جمعه 14 آبان 1389    
PDF چاپ چاپ