شنبه 5 بهمن 1398 | Saturday, 25 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 14 آبان 1389     |     کد : 5096

انسان شناسی›› انسان و مسئوليتها

انسان شناسی›› انسان و مسئوليتها

« آیه های زندگی 1 » انسان شناسی›› انسان و مسئوليتها
عنوان /  پرداخت ساليانه خمس قانون الهي است
آیه ی شریفه

وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ / 41 : انفال
ترجمه
و بدانيد آنچه از اشيا و اموال به غنيمت و سود برديد پس مسلّماست كه يك پنجم آن از آنِ خدا و از آنِ فرستاده او و از آنِ خويشاوند رسول و يتيمان و مسكينان و درراه ماندگان است...
شرح و تفسیر
اين آيه اولين آيه جزءِ دهم قرآن كريم و تنها آيه اي است كه واژه خمس در آن آمده است. البته آيه ۹۰ سوره نحل، ۲۶ اسراء، ۲۸ روم، ۷ حشر، ۲۵ معارج، ۴۴ مدثر، ۱۸ فجر، ۱ تا ۳ مطففين نيز به وجوب پرداخت خمس اشاره دارند. درباره سه آيه اول سوره مطففين از امام صادق (ع) روايت است كه: «وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفينَ، كساني كه خمس را كم بدهند; الَّذينِِ اِذَا اكْتالُوا عَلَيالنّاسِ يَسْتَوْفوُنَ،وقتي مي خواهند حق و حقوقشان را بگيرند به طور كامل مي گيرند، وَاذا كالوُهُم اَوْ وَزَنُوهُمْيُخْسِرُونَ، وقتي از آن، خمس آل محمد را بخواهند ناقص مي دهند.» خمس از حقوق شرعيه مالي است كه در نظام اقتصادي اسلام، براي تقويت بنيه مالي حاكم اسلامي براي رفع مشكلات اقتصادي و برطرف كردن نيازهاي مردم محروم و تعديل ثروتْ پرداختِ آن واجب است.
پرداخت خمس، يعني يك پنجم، در هفت چيز واجب است:
# غنيمت جنگ;
# معدن;
# گنج;
# جواهرات دريا;
# زميني كه كافر ذمّي از مسلماني بخرد;
# مال حلال مخلوط به حرام، كه مقدار حرام آن و صاحب آن معلوم نباشد;
# منافع كسب، كه مهمترين مورد وجوب خمس است;
يعني آنچه از مشاغل مختلف به دست آيد و از مخارج صاحب آن و خانواده اش،مانند غذا و لباس و تهيه منزل و لوازم آن و مسافرت و هديه به ديگران، پس از گذشت يك سال، اضافه بيايد خمس آن واجب مي شود . خمس به هنگام مصرف به شش سهم تقسيم مي شود : سهسهمْ از آنِ خدا و رسول خدا (ص) و امام معصوم (ع) است كه در زمان غيبت، به فقيه عادل پرداخت مي شود ; سه سهم ديگر هم از آنِ فقرا و يتيمان بي سرپرست و در راه ماندگان است كه امام معصوم (ع) يا فقها و مجتهدان به ساداتي كه چنين خصوصيتي داشته باشند پرداخت مي كنند.


عنوان /  زكات بدهيد و مطمئن باشيدكه آن را در نزد خداوند مي يابيد
آیه ی شریفه

وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَمَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ / 110 : بقره
ترجمه
و نماز برپا داريد و زكات بدهيد; و هر چه براي خودتان از كارِ نيك پيش فرستيدآن را در نزد خداوند خواهـيد يافـت، حقا كه خدا به آنچه مي كنيد بيناست.     
شرح و تفسیر
واژه زكات در قرآن ۳۲ بار آمده است. برخي مطالب كه از مجموع آيات استفاده مي شود عبارت است از:
# زكات از حيث اهميت و عظمت هم رديف نماز است (در ۲۶ مورد با واژه صلات همراه است);
# پرداخت زكات مانند نماز عامل تقويت روحي است;
# پرداخت زكات موجب پاكي نفس از آلودگي و وابستگي به مادّيات است;
# زكات علاوه بر تزكيه نفس موجب پاكي مال از ناخالصي است;
# رحمت ويژه خداوند براي متقيني است كه زكات مي پردازند;
# پرداخت زكات مسلمانان را باهم برابر و برادر مي كند;
# زكات دهنده سزاوار درود پيامبر (ص) و تماس مستقيم با دست خداست;
# زكات در همه اديان گذشته نيز بوده است;
# پرداخت زكات سبب رسيدن به رستگاري است;
# پرداخت زكات موجب هدايت و بشارت الهي است;
# پرداخت زكات باعث رشد مال است;
# پرداخت زكات موجب جلب ياري خداست.


عنوان /  زكات را بين هشت گروه توزيع كنيد
آیه ی شریفه

إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ / 60 : توبه
ترجمه
جز اين نيست كه صدقات از آنِ فقرا و مساكين و متصديان[جمع و حفظ و پخش] آن است و نيز براي كساني كه بايد دلهايشان را به دست آورد [مانند برخي از كفار يا مسلمانهاي ضعيف العقيده براي جلب آنان به دين يا استمداد از آنان در جنگ]و براي آزادسازي بردگان و بدهكاران و انفاق در راه خدا و واماندگان در راه است;و آن فريضـه اي است قطـعي از جانب خدا; و خداوند دانا و حكيم است.     
شرح و تفسیر
زكات در لغت به معناي نموّ و افزوني، نيكي، پاكي و پاكيزگي است. در قرآن مجيد،چيزهايي كه زكات به آنها تعلق مي گيرد ذكر نشده; اما بر اساس سنت قطعي پيامبراكرم (ص) و روايات ائمه طاهرين(ع) زكات در ۹ چيز واجب است:
# غلاّت اربعه، گندم و جو و خرما و كشمش، در زماني كه اين غلات از حيث مقدا ربه حد نصابِ شرعي برسند
# اغنام ثلاثة، گاو و گوسفند و شتر، به هنگامي كه اولاً از حيث تعداد به حد نصاب معين برسند، ثانياً مدت يك سال تمام در مالكيت شخص باشند، ثالثاً در بيابان چرا كنند نه در آخور، رابعاً حيوان كار نباشند، مانند حيواناتي كه براي شخم يا آبياري از آناستفاده مي كنند;
# نقدين، طلا و نقره، مشروط به اين كه به حد نصاب رسيده باشد، مسكوك باشد و يك سال تمام در مالكيت شخص قرار بوده باشد.


عنوان /  قرض الحسنه بدهيد كه گيرنده خداست و مالتان زياد مي شود
آیه ی شریفه

مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ / 245 : بقره
ترجمه
كيست كه به خداوند قرض الحسنه دهد تا خدا آن را چندين برابر كند؟ و خداست كه تنـگ دستـي دهد و توانگري بخـشد; و شما به سوي او بازگردانده ميشويد.
شرح و تفسیر
بر اساس آيات كريمه، درباره قرض الحسنه مي توان گفت:
# با اين كه مالك حقيقي همه اموال و داراييها پروردگار هستي است، چون پرداخت وام بدون ربا به نيازمندان تأثير فراواني در برقراري توازن اقتصادي و برطرف كردن فقردارد، هر جا در قرآن بحث از قرض دادن است خداوند اين كمك مادّي را به عنوان «قرض به خدا» مطرح كرده است;
# قرض الحسنه كفاره گناهان و موجب آمرزش لغزشهاي قرض دهنده است;
# قرض الحسنه موجب رشد سرمايه و توسعه اقتصادي است، به طوري كه خداوند تأكيد كرده اين كار مال را بسيار افزايش مي دهد ;
# قرض الحسنه موجب مي شود خداوند قرض دهنده را پاداشي نيكو دهد و او را بهبهشت خود داخل كند.
رسول خدا(ص) فرمودند: «هر كه به مسلماني وام و قرض دهد خداوند در مقابل هردرهمي كه به او داده به اندازه كوه احد و كوه طور سينا به او حسنه خواهد داد; و اگر در باز پرداخت وام و بدهي به او ارفاق كند، در روز قيامت به سرعت برق جهنده و بي حساب و عذاب از صراط بگذرد; و هر كه نگراني مالي مسلماني را ببيند و به او قرض ندهد خداوند روزي كه نيكوكاران را پاداش مي دهد بهشت را بر او حرام مي كند.»



عنوان /  به بدهكار مهلت دهيد; و اگر تنگ دست است، به رسم صدقه ببخشيد
آیه ی شریفه

وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ وَأَن تَصَدَّقُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ / 280 : بقره
ترجمه
و اگر[بدهكار] تنگدست بود پس تا وقت توانايي به او مهلت دهيد و گذشت از اصل بدهي براي شما بهتر است اگر بدانيد.
شرح و تفسیر
ذوعسرة كسي را ميگويند كه از پرداخت بدهي اش ناتوان ــ در اصطلاح امروز، ورشكسته باشد. طلبكار حق دارد اصل طلب خود را از بدهكار بگيرد; اما اگر بدهكار از پرداخت بدهي خود عاجز باشد، نبايد او را در فشار قرار داد، بلكه بايد به او مهلت داد. اگر بدهكار حقيقتاً از اداي دينخود ناتوان باشد، پسنديده است كه طلبكار در اخلاق و انسانيت گامي فراتر بگذارد و از بدهيخود صرفنظر كند. بايد توجه داشت كه بر اساس قوانين اسلامي، خانه و وسايل ضروري زندگي و خوراك روزانه و پوشاك متعارف از پرداخت ديون و بدهيها استثنا شده و نبايد بافروش آنها بدهي را پرداخت. طلبكار نيز نمي تواند آنها را توقيف كند.
در روايت است كه روزي پيامبر اكرم(ص) وارد مسجد شد و فرمود: «كدام يك از شما دوست دارد خداوند او را از گرماي سوزان دوزخ نگه دارد؟» حاضران عرض كردند: «اي رسول خدا، همه ما دوست داريم.» فرمودند: «هر كه تنگ دستي را مهلت دهد يا بر او ببخشد خداوند، عزّوجل، او را از گرماي سوزان دوزخ نگه دارد.» همچنين فرمودند: «هر كه مي خواهد دعايش مستجاب و اندوهش برطرف شود به تنگدست مهلت دهد»; و نيز از رسول خدا (ص) روايت است:«خداوند به حساب اعمال يكي از مردان اقوام گذشته رسيدگي كرد، هيچ كار خوبي از او پيدا نكرد، مگر اين كه او در زماني كه توانگر بود و با مردم دادوستد داشت به خدمتكارانش گفته بود از تنگ دستان درگذرند. از اين رو، خداوند متعال فرمود: ما به اين كار، يعني گذشت و بخشش، سزاوارتريم و به فرشتگانش فرمود تا از او درگذرند.»


عنوان /  وقفْ يادگار ماندگار است
آیه ی شریفه

وَيَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدًى وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ مَّرَدًّا / 76 : مريم
ترجمه
و خداوند بر هدايت كساني كه هدايت يافته اند مي افزايد; و در نزد پروردگار تو، پاداش و نتيجه كردارهاي شايسته اي كه باقي ماندني اند بهتر است.     
شرح و تفسیر
وقف يعني نگه داشتن اصلِ ملك يا مالي و صرف منافع آن در اموري كه واقف معين كرده است.
با مراجعه به آيات شريفه، ملاحظه مي شود كه عناوين برّ و خير و احسان و معروف و انفاق،كه در قرآن فراوان آمده، عناوين عام و شامل است و وقف را نيز در بر مي گيرد; خصوصاً عنوان «باقيات الصالحات»، كه در اين آيه آمده، با صدقه جاري، كه مصداق بارز آن وقف است، تطبيق دارد; زيرا وقف از بهترين مصاديق صدقه و خيرات و مبرّات است كه منافع مستمر دارد. صدقه دادن عمل انسان را ارزش پايدار مي بخشد و بعد از وفات، حساب خيرات واقف را كماكان مفتوح مي گذارد. با مراجعه به سيره پيامبر اكرم (ص) و ائمه طاهرين(ع) نيز ملاحظه مي شود كه وقف سيره مشترك آن بزرگواران بوده است تا جايي كه جابربن عبداللّه انصاري گفته است: «هيچ توانگري از صحابه نبود، مگر اين كه چيزي وقف كرد.»
البته «باقيات الصالحات» مفهومي وسيع دارد. در حديث است كه رسول خدا (ص) به مردي كه در باغ خود مشغول كاشتن نهالي بود فرمودند: «مي خواهي تو را به نهالي راهنمايي كنم كه ريشه اش محكمتر باشد و زودتر به بار بنشيند و ميوه اش خوشمزه تر و پاكيزه تر باشد؟ در شروع هر صبح و شب، بگو سبحاناللّه و الحمدللّه و لاالهالاّاللّه واللّهاكبر، زيرا براي هر تسبيحي ده درخت از ميوه هاي گوناگون در بهشت خواهي داشت و آنها از`باقياتالصالحات اند.» امام صادق (ع) فرمودند: «شش چيز است كه ثواب و ثمره آن بعد از وفاتِ مؤمن به اومي رسد : دعاي فرزند صالحش; كتاب و علمي كه از خود به جاي گذاشته باشد; درختي كه كاشته باشد; صدقه جاريهاي كه قرار داده باشد; چاهي كه حفر كرده باشد; روش و سنت حسنهاي كه ازخود به جاي گذاشته باشد.»




عنوان /  وصيت: طرحي براي اتمام كارهاي نيمه تمام
آیه ی شریفه

كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ / 180 : بقره
ترجمه
هر گاه يكي از شما را مرگ فرارسد و مالي بر جاي گذارد، مقرر شد كه درباره پدر و مادر و خويشاوندان، از روي انصاف وصيت كند و اين شايسته پرهيزگاران است.     
شرح و تفسیر
وصيت سنتي الهي و كاري خدايي است. او خود در قرآنش بارها وصيت و سفارش كرده است. وصيت سنت پيامبران الهي(ع) و ائمه طاهرين(ع) و اولياي خدا و بزرگان است;به طوري كه در كتب حديث، وصاياي آن بزرگواران به فرزندان و شيعيانشان فراوان است.
اما وصيت در اين آيه سنتي است براي مؤمنان كه مي توانند حداكثر براي يك سوم ازدارايي خود براي بعد از مرگ برنامهريزي كنند. اين، علاوه بر اين كه نشانه آمادگي براي رويارويي با مرگ است، يادگاري است از انسان براي بازماندگانش. وصيت طرحي براي اتمام كارهاي نيمه تمام زندگي و نشانه تدبير مردمان آگاه و خردمند است. رسولخدا (ص) فرمودند: «بر هيچ مسلماني سزاوار نيست كه شبي را سپري كند، مگر اين كه وصيتش زير سرش باشد.»
در اينجا دو نكته حايز اهميت است: اول اين كه وصيت صرفاً مخصوص كساني نيست كه مال و اموال فراوان دارند، بلكه بر اساس سيره امامان(ع) شايسته است مؤمن درباره اعمال صالح و بندگي خدا و پيروي نكردن از شيطان و باقي ماندن بر ولايت خدا و ائمه هدي(ع) خانواده خويش را وصيت كند; ديگر اين كه وصيت نبايد سبب شود كه انسان از عمل به وظيفه در زمان حيات بازماند. امام علي (ع) مي فرمايند: «اي فرزند آدم، خودت وصي مال خويش باش. امروز به گونه اي عمل كن كه دوست داري پس از مرگت عمل كنند.»


عنوان /  ارث: انتقال قانوني و آرام ثروت از نسلي به نسل ديگر
آیه ی شریفه

يُوصِيكُمُ اللّهُ فِي أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ / 11 : نساء
ترجمه
خداوند درباره[ميراث] فرزندانتان به شما سفارش مي كند كه سهم هر پسر به اندازه سهم دو دختر باشد...     
شرح و تفسیر
ارث توزيع قهري و غير اختياري مال شخص متوفي در بين نزديكان اوست كه احكام و حدود آن به عنوان نصيب مفروض و يا بهره مقدر در آيات ۷، ۱۱، ۱۲، ۳۲، ۱۷۶ سوره نساء آمده است.
بايد گفت كه قانون ارث، مانند ساير احكام اسلامي، مطابق فطرت آدمي وضع شده است; به طوري كه مورد پذيرش هر انسان هوشمند و عاقلي است; زيرا با مرگ وجود شخص از اين دنيا مي رود ، اما اموال او، كه محصول كار و تلاش او بوده است، به نسل بعدش و نزديكانش منتقل مي شود ; و اين قانون موجب مي شود اميدِ انسان به كار وتلاش تقويت شود، زيرا مي داند كه بعد از او، و فرزندانش، كه همه هستي و يادگار اويند،از نتيجه عملش بهره مند مي شوند .
بر طبق قانون ارث در اسلام، مالِ شخص متوفي به عادلانهترين شكل توزيع مي شود .ارث يكي از راه هاي ملكيت اموال است كه بستگان نزديك شخص از او ارث مي برند و هر چه قرابت آنها نزديكتر باشد، بر طبق ضابطهاي، مانع از ارث افراد دورتر مي شود .از اين رو بستگان نَسَبي شخص متوفي به سه طبقه تقسيم شده اند :
طبقه اول، پدر و مادر و فرزندان ميّت و فرزندانِ فرزندان او و با بودن حتي يك نفر دراين طبقه هيچ يك از افراد طبقات بعدي ارث نمي برند;
طبقه دوم، پدربزرگ و مادربزرگ (پدري يا مادري) و خواهر و برادر و در صورتنبودنِ آنها فرزندانشان;
طبقه سوم، عمو و عمه و خاله و دايي و يا فرزندان آنها.
در بخش بستگان سببي، مهمتر از همه زن و شوهرند كه در كنار طبقات سه گانه از يكديگر ارث ميبرند.


عنوان /  هر چه در راه خدا ببخشيد او جاي آن را پُر مي كند
آیه ی شریفه

وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ / 39 : سباء
ترجمه
... و آنچه از اشيا[در راه خدا] انفاق كنيد عوضش را مي دهد ; و او بهترين روزي دهندگان است.
شرح و تفسیر
در اين آيه، تعبير بسيار جالبي آمده است: فرموده تصور نكنيد آنچه در راه خدا داده ايد از مالتان كسر شده است، بلكه شما تجارتي پرسود كرده ايد و طرف معالمه شما هم ثروتمندي كريم و بزرگوار است و تا هفتصد برابر از خزانه غيبي اش به شما ميبخشد و براي هر كه بخواهد اين مقدار را نيز دو يا چند برابر مي كند و او بهترين روزي دهنده هاست. و در حقيقت، انفاق باب روزي است و مايه فزوني است نه كمبود;و فرموده است: «هر چيزي ببخشيد.» اين كلمه عامِ «شيء» شامل انواع بخششها، اعم از كوچك و بزرگ و مادّي و معنوي، مي شود .
رسول خدا (ص) مي فرمايند: «هر كه به عوض و جانشين يقين كند به راحتي و سخاوتمندانه انفاق خواهد كرد;» و نيز فرمودند: «هيچ مالي هرگز بر اثر صدقه دادن كم نشد. پس عطا كنيد و نترسيد.» بر طبق حديثي ديگر، پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «هرگز خورشيد طلوع نكرد، مگر اين كه در دو طرف آن دو فرشته مأمورند تا با ندايي كه، بجز جن و انس، همه ساكنان زمين مي شنوند آواز دردهند و بگويند: اي مردم، به سوي پروردگار خود بياييد; زيرا آنچه كم باشد و به قدر كفايت بهتر است از آنچه زياد باشد و غافل كننده و هرگز خورشيد غروب نكرد، مگر اين كه در دو طرف آن دو فرشته آواز دردهند:`بار خدايا، انفاقگر را زود عوض ده و خسيس و بخيل را زود بي چيز گردان.


عنوان /  حتي اگر تنگ دستيد، انفاق كنيد. به زودي در كارهاي شما گشايشي حاصل مي شود
آیه ی شریفه

لِيُنفِقْ ذُو سَعَةٍ مِّن سَعَتِهِ وَمَن قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا / 7 : طلاق
ترجمه
كسي كه داراي وسعت [مالي] است از دارايي خود انفاق كند; و كسي كه روزي بر او تنگ است از آن مقدار كه خدا به وي داده است انفاق كند. هرگز خداوند كسي را جز به كاري كه توانش را داده است مكلف نمي كند. خدا به زودي پس از سختي آساني قرار مي دهد .     
شرح و تفسیر
قرآن مي فرمايد : «وَما تُنْفِقوُا مِنْ خَيرٍ فَلاَِنْفُسِكُمْ.» هرچه انفاق كنيد به سود خود شماست. آري، فرهنگ اسلام و منطق دين با آموزه هاي بشري و مادي متفاوت است. نگاه دين بهانسان و مسائل مادي و دنياي او نگاهي دو سويه است: نگاهي به حساب و كتاب بشري دارد;نگاهي به محاسبات خدايي. به اين حديث از امام علي (ع) توجه كنيد: «زماني كه قدرت داري،از خطاكار درگذر; و در زمان تنگدستي، بخشنده باش; و در عين نيازمندي، ايثار كن تا فضل و بزرگواريت به كمال رسد.» در اين آيه كريمه نيز، خداوند فرموده انفاق بابِ روزي است; درحالي كه در صورت ظاهر، با انفاق، مال كم مي شود .
رسول خدا (ص) فرمودند: «سه چيز از حقيقت ايمان است: انفاق كردن در حال تنگدستي;انصاف به خرج دادن با مردم; تعليم علم به طالبش.» امام علي (ع) فرموده اند : «راستي كه شما به نتيجه انفاق نيازمندتريد تا درويش به آنچه از شما مي گيرد. سودي كه شما از آنچه بخشيده ايد مي بريد بيشتر از سودِ كسي است كه از شما چيزي به او مي رسد .»


عنوان /  بهشتيان پيوسته در اموالشان حقوقي براي محـرومان قرار مي دهـند
آیه ی شریفه

لَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ >>لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ / 24 : معارج
ترجمه
و آنان كه در اموالشان حقي است معين (۲۴) براي سائل و محروم [از مال دنيا] (۲۵).
شرح و تفسیر
دو نكته درباره آيه:

# حقِ معين زكاتِ واجب نيست; زيرا اين آيه در مكه نازل شده و حكم وجوب زكات درمدينه و در سال دوم هجري قمري وضع شده است.
امام صادق (ع) فرمودند: «خداوند در داراييهاي توانگران، بجز خمس و زكات، حقوقي ديگر واجب و مقرر كرده است، وَفياَمْوالِهِمْ حَقُ مَعْلومُ لِلسّائِلِ وَالَْمحرُومِ; و آن حق معلوم و معين چيزي است كه هر كسي وظيفه خود مي داند از مالش بپردازد; و او بايد به اندازه توان و وسعت مالي اش آن مقدار را بر خود واجب شمارد و بسته به ميل خودش هر روز يا هر جمعه ياهر ماه بپردازد.»
# سائل با محروم فرق دارد: سائل كسي است كه حاجت خود را ميگويد، اما محروم كسي است كه شرم و حيايش مانع مي شود كه تقاضا كند. امام صادق (ع) فرمودند: «محروم كسي است كه براي كسب و كار زحمت ميكشد، اما زندگي او پيچيده و سخت است.»
امام علي (ع) درباره مسئوليت توانگران مي فرمايند: «همانا خداوند در اموال ثروتمندان به اندازهاي كه نياز تهيدستان را كفايت كند حق واجب فرموده است; و اگر تهيدستان گرسنه و برهنه و رنجور شوند، به سبب آن است كه ثروتمندان حق آنان را نداده اند ; و خداوند حق دارد روز قيامت ثروتمندان را بازخواست و براي اين كار عذابشان كند»; و نيز فرمودند: «گناهي بزرگتر از گناه ثروتمندي نيست كه نيازمند را از حقش محروم كرده باشد.»


عنوان /  خداوند گيرنده صدقات است; و آن نزد او مي ماند
آیه ی شریفه

أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ / 104 : توبه
ترجمه
آيا ندانسته اند خداست كه توبه را از بندگانش مي پذيرد و صدقه ها را در واقع او خود مي گيرد; و خداست كه عَطوف و بسيار توبه پذير و مهربان است؟!
شرح و تفسیر
امام صادق (ع) فرمودند:
«خداي، تبارك و تعالي، مي فرمايد : هيچ چيزي نيست، مگراين كه كسي را مأمور گرفتن آن كرده باشم، بجز صدقه كه آن را با دست خودم مي گيرم.»
برخي از آثار و فوايد صدقه دادن و چند نكته مهم در اين باره، بر اساس روايات اسلامي:
# صدقه خشم پروردگار را فرو مي نشاند و موجب رضايت و خشنودي او مي شود ;
# صدقه در نزد خداوند رشد مي كند، مثلِ اين كه نصف خرمايي به اندازه كوه احد شود;
# صدقه هفتاد بلا از بلاياي دنيوي و مرگ بد و ناگوار را دفع مي كند;
# صدقه، مانند دعا، مؤثرترين داروي بيماريها و دردهاست;
# با صدقه، روزيِ انسان از آسمان فرود ميآيد; لذا به هنگام تنگدستي، بايد صدقه داد;
# صدقه فقط بخشش مال نيست و هر كار نيكي صدقه است، مانند: راهنمايي كردن كسي و يا سخن نيكو و پاكيزه گفتن و يا لبخند زدن برادران مؤمن به برادرانِ مؤمنشان وزنان مؤمن به خواهران مؤمنشان و عيادت از بيماران و نهي از منكر و امر به معروف وجواب سلام دادن و اصلاح كردن روابط تيره مردم و گام برداشتن به سوي نماز و مسجد و برداشتن سنگ و خار و مانع از سر راه و نگاه داشتن زبان از خطا و كلاً خودداري از هر بدي;
# خويشان در صدقه مقدم اند و بايد از خانواده، يعني مادر و پدر و خواهر و برادر، شروع كرد.


عنوان /  از آنچه دوست داريد بگذريد تا به نيكي برسيد
آیه ی شریفه

لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ / 92 : آل عمران
ترجمه
هرگز به نيكي [كامل] نميرسيد تا از آنچه خود دوست داريد انفاق كنيد; و هر چه انفاق كنيد حتماً خداوند بدان داناست.
شرح و تفسیر
خداي سبحان در قرآن فرموده است: «اي پيامبر، از تو مي پرسند كه چه چيز انفاق كنند. بگو: [جنس مال مهم نيست] هر مالي انفاق كنيد براي پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و فقيران و در راه مانده باشد; اما ادب انفاق سه چيز است:
اول اين كه انفاق از سر رضا و رغبت باشد و انفاق كننده مؤمن به خداوند باشد;
دوم اين كه انفاق از درآمد پاك و حلال باشد و نه از مال آلوده به ربا و درآمد حرام;
سوم اين كه انسان بايد از آنچه دوست دارد و به فرموده رسول خدا (ص) چشمش آنرا گرفته و دلش آن را خواسته است براي خدا قرار دهد، كه تجارت پرسود آخرت ايناست. بعضي از مردم عادت كرده اند چيزهاي بيمصرف را انفاق كنند. اين گونه انفاق نه موجب تربيت معنوي و پرورش روحي انسان مي شود و نه سود چنداني به حال نيازمندان دارد; بلكه در برخي موارد، اهانت به آنها و تحقير ايشان است. راوي ميگويد: «علي (ع) جامهاي خريد و از آن خوشش آمد. لذا آن را صدقه داد.» پسسزاست در انفاق، كه گيرنده حقيقي آن خداست و طرفِ ديگر آن تهيدستان دل شكسته اند ، بيشتر دقت شود تا موجب توهين به مقام ربوبي حضرت حق و تحقير نيازمندانِ تنگدست نشود. از اين رو قرآن ملاكي كلي ارائه كرده و فرموده است: «ازآنچه خودتان، جز از روي كراهت، حاضر به پذيرش آن نيستيد انفاق نكنيد.»


عنوان /  قبل از اين كه مرگ فرا رسد، انفاق كنيد; وگرنه پشيمان مي شويد
آیه ی شریفه

وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مِّنَ الصَّالِحِينَ / 10 : منافقون
ترجمه
و از آنچه روزيِ شما كردهايم انفاق كنيد، پيش از آن كه هر يك از شما را مرگ فرا رسد، پس [در شُرف رفتن] گويد: پروردگارا، چرا [مرگ] مرا اندكي به تأخير نينداختي تا صدقه دهم و از شايستگان باشم؟!     
شرح و تفسیر
قرآن در آيات مختلف بين ترك انفاق و كفر و نفاق به رابطهاي تنگاتنگ قايل شده است; بهگونه اي كه ترك انفاق را از نشانه هاي نفاق و كفر قلبي به خداوند برشمرده است; و اين خود دليلي ديگر بر اهميت انفاق است. چند نكته درباره آيه: اولاً، خداوند امر به انفاق كرده است، آن هم در فرصت زندگي و حيات و قبل از رسيدن مرگ و از دست رفتن فرصتها و سرمايه ا; ثانياً، فرموده است: «مِماّارَزَقْناكُمْ»، يعني اگر ميگوييم انفاق كنيد، خودمان به شما داده ايم، روزيها و داراييهاي شما امانتي از ما در نزد شماست، بنابراين بخل ورزيدن معنايي ندارد، از مال خودمان در راه ما بدهيد;ثالثاً، ميگويد: من انفاق كنم و از صالحان شوم; يعني وقتي پرده ها بهكنار مي رود و چشم برزخي باز مي شود و حقايق عالم را مي بيند ، مي فهمد كه يگانه راه صالح بودن انفاق مال در آن راهي است كه خداوند امر كرده است. رسول خدا (ص) فرمودند: «هر كه مال خود را به اختيار از نيكان دريغ كند خداوند مالش را بهاجبار نصيب بَدان مي كند.»
امام صادق (ع) نيز فرمودند: «بدان كه هر كسي در راه طاعت خدا خرج نكند به خرج كردن در راه معصيت خداي، عزّوجل، گرفتار مي شود ; و هر كه در راه رفع نياز دوستِ خدا قدم برندارد بهقدم برداشتن در راه رفع نياز دشمن خداي، عزّوجل، گرفتار مي شود .»
حضرتش در حديثي ديگر فرمودند: «هيچ بندهاي نيست كه از خرج كردن يك درهم در راهي كه حق آن است دريغ ورزد، مگر اين كه دو درهم به ناحق خرج كند.»


عنوان /  اي كاسبان، با ترازوي صحيح وزن كنيد و حـق الـناس را بر عهـده مگـيريد!
آیه ی شریفه

وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ >>وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ  / 182 : شعراء
ترجمه
و با ترازوي درست وزن كنيد; (۱۸۲) و كالاهاي مردم را بي ارزش نكنيد; و در روي زمين، مفسدانه حركت نكنيد. (۱۸۳).
شرح و تفسیر
قسطاس يعني ترازو; و بخس ستمي است كه در كم ارزش جلوه دادن كالا يا قيمت روا مي دارندو با ايجاد نوسانات مصنوعي قيمت كالا را تنزل مي دهند.
آيه اول مربوط به فروشندگان است و آيه دوم مربوط به خريداران.
البته درباره فروشندگان و رعايت عدالت و دقت در توزين اجناس و پرهيز از كم فروشي آيات متعددي آمده كه در آنها امر شده است كه پيمانه و وزن را تمام بگذارند و كم فروشي نكنند; و اساساً سورهاي به نام مطفّفين در قرآن هست. مطفّفين از تطفيف است، به معناي كم فروشي كه امري كلي است و شامل نقص و كم گذاري در هر گونه اندازه گيري مي شود .
در اسلام، تطفيف و بخس از گناهان كبيره است و شديداً از آن نهي شده است. در حديث است كه اهل مدينه در خريد و فروش به يكديگر خيانت مي كردند. زماني كه پيامبر اكرم (ص) ازمكه به سوي مدينه هجرت كردند، در ميان راه سوره مطفّفين نازل شد. پيامبر (ص) بعد از ورود به مدينه به بازار رفتند و اين سوره را براي مردم خواندند; و سپس فرمودند: «در پي پنج خصلت،پنج مصيبت و بلاست:
# مردمي كه پيمان بندگي را بشكنند خداوند دشمنشان را بر آنان مسلط مي كند;
# قومي كه به غير از فرمان خدا حكم كنند در بين آنان فقر آشكار شود;
# مردمي كه گناه در بينشان آشكار شود به مرگهاي ناگهاني مي ميرند;
# مردمي كه كم فروشي كنند به قحطي مبتلا مي شوند ;
# مردمي كه زكات ندهند باران از آنان قطع مي شود و به خشكسالي مبتلا مي شوند .»


عنوان /  در معامله دقت كنيد و به مشتري ضرر نرسانيد
آیه ی شریفه

أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ / 181 : شعرا
ترجمه
پيمانه را تمام بپردازيد و كم فروشي مكنيد.     
شرح و تفسیر
از امام صادق (ع) نقل است كه «رسول خدا (ص) خطاب به مردم فرمودند: در ميان شما دو خصلت است كه به سبب آن اقوام و مردم پيش از شما هلاك شدند.»` مردم گفتند: آن دو چيست؟ حضرت فرمودند: كم گذاشتن پيمانه و كم گذاشتن وزن در معامله.» در روايت است كه حضرت اميرالمؤمنين (ع) چون از قضاوت فارغ شدند به بازار كوفه رفتند و فرمودند: «از خدا بترسيد و پيمانه و وزن را تمام بدهيد و راه عدل را مراعات كنيد و به مردم كم ندهيد و در زمين فساد و تباهي نكنيد.» اميرالمؤمنين (ع) روزي در بازار مردي را ديد كه زعفران مي كشد و در كفهاي كه در آن زعفران هست بيشتر ميريزد. حضرت دانستند كه ترازو خراب است. زعفران را برداشتند و فرمودند:«اول ترازو را راست كن; و بعد اگر خواستي، چربتر و سنگينتر وزن كن.»
البته درباره ممنوعيت و حرمت اِضرار، يعني ضرر رساندنِ عمومي به ديگران، آيات متعددي وجود دارد. در آيات ۲۳۱ و ۲۳۳ و ۲۸۲ سوره بقره و در آيه ۱۰۷ سوره توبه وآيه ۶ سوره طلاق خداوند صريحاً زيان رساندن به غير را در رديف كفر و تفرقه افكني درميان مسلمانان دانسته است.
فقهاي اسلام از اين آيات و روايات فراوان قاعدهاي ويژهاي را به نام «لاضرر» استنتاج كرده اند كه برخاسته از عبارت «لاضَرَرَ وَ لاضِرارَ فيالاسْلامِ»است; يعني در اسلام، ضرر ديدن و ضرر رساندن نيست.
گاهي خسارت زدن ناشي از اين است كه طرفين به شرط معامله وفا نمي كنند. امامصادق (ع) مي فرمايند: «مسلمانان بايد به شروط قرارداد خود پايبند و وفادار باشند، مگر شرطي كه مخالف قرآن باشد.»


عنوان /  در معامله، قسم نخوريد
آیه ی شریفه

وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ / 10 : قلم
ترجمه
و از كسي كه بسيار سوگندخور و فرومايه است فرمان مبر.
شرح و تفسیر
در اسلام، تجارتْ آداب و احكام فراواني دارد.
برخي از مهمترين مستحبات معامله عبارت است از:
# كاسب و تاجر قبل از شروع به كار احكام معامله و خريد و فروش را فرابگيرد تا گرفتار حرام و معاملات باطل و نامشروع نشود، در حديث است كه «اَلْفِقْهُ ثُماَلْمَتْجَرُ» ابتدااحكام معامله را فراگيريد، سپس تجارت كنيد;
# تاجر در بين مشتريان خود انصاف و عدالت را رعايت كند و در بين آنان فرق نگذارد، خصوصاً وقتي كه خريدار كار معامله را به او واگذار كند، زيرا در اين صورت مانند امانتدار است;
# اگر خريدار خواست معامله را برهم زند، فروشنده بپذيرد و بالعكس (پس ازفروش پس گرفته شود);
# هر روز قبل از شروع كار، در محل تجارت (بازار يا مغازه) بگويد «اَشْهَدُ اَنْ لااِلهَالاّاللّهُ وَحدَهُ لاشَريكَ لَه وَاَشْهَدُ اَن مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُه اَللّهُم اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ حَلالاًطَيِّباً وَاَعُوذُ بِكَ مِنْ اَنْ اَظْلِمَ اَو اُظْلَمَ وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ صَفْقَهٍ خاسِرَةٍ وَيَمينٍ كاذِبةٍََ.»
برخي از مكروهات معامله:
# قسم خوردن به راست و اگر قسم دروغ باشد، حرام است;
# تعريف از جنس به هنگام فروش آن;
# مذمت و بدگويي از جنس به هنگام خريدن آن;
# احتكار (جمع آوري مواد غذايي براي گرانتر شدن);
# دادوستد با افراد لاابالي (بيبندوبار) و نادان و اشخاص پست و بي شخصيت;
# دخالت در معامله برادر مسلمان، به طوري كه معامله برهم بخورد;
# سودگرفتن از مؤمن ، مگر اين كه كالا گران قيمت باشد كه در اين صورت، به مقدار مخارج خود مي تواند سود بگيرد;
# فروش جنس در محل تاريك، به طوري كه عيب آن معلوم نشود.


عنوان /  داد و ستد حلال است و ربا حرام
آیه ی شریفه

وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا / 275 : بقره
ترجمه
... خداوند دادوستد را حلال و ربا را حرام كرده است...     
شرح و تفسیر
يكي از مهمترين محدوديتهاي اسلام در معامله ممنوعيت رباست. در اسلام، مبارزه با ربا از راه هاي تنظيم و تعديل ثروت است.
ربا بر دو گونه است:
# رباي معاملي يا معاوضي، به اين معنا كه دادوستدي در كالاهاي وزن شدني يا پيمانه اي انجام گيرد و با همجنس آن مبادله شود، به طوري كه يك طرف آن برديگري فزوني يابد; مثل اينكه ۱۰۰ كيلو برنج اعلا را به ۱۱۰ كيلو برنج معمولي بفروشند كه دراين صورت، ۱۰ كيلوي اضافي آن ربا و حرام است;
# رباي قرضي، يعني قرض دادن مالي بهديگري به شرط گرفتن مبلغي بيشتر.
البته ممنوعيت ربا منحصر به آيين اسلام نيست، بلكه ريشه در اديان يهود و مسيحيت و اقوام پيشين دارد. از سخنان كوتاه و پرمعناي رسول خدا (ص)، كه پيش از او كسي اينچنين نفرموده، اين است كه «بدترين درآمدها درآمد رباست.»
امام صادق (ع) مي فرمايند: «هنگامي كه خداوند بخواهد مردمي را نابود كند، در آنها ربا آشكار مي شود »; و نيز روايت شده است كه پيامبر (ص) در سفارش خود به حضرت علي (ع)فرمودند: «اي علي، يك درهم ربا از نظر گناه و شدت عقوبت بزرگتر و سنگينتر از آن است كه كسي هفتاد مرتبه با محرم خود در خانه كعبه زنا كند.»
امام رضا (ع) درباره علت تحريم ربا مي فرمايند: «خداوند از ربا نهي كرد، چون مايه تباهي اموال است; زيرا انسان اگر يك درهم را به دو درهم بخرد بهاي درهم درهم است و بهاي درهم ديگر باطل است. پس خريد و فروش ربوي در هر حال براي فروشنده و خريدار زيان و كمبود دارد. از اين رو خداوند ربا را ممنوع كرد تا اموال تباه نشود، چنانكه منع كرد سفيهان اموال خود را در دست گيرند; زيرا بيم تباهي آن اموال مي رود . همچنين مي فرمايند: «علت تحريم ربا... ازدست رفتن كارهاي نيك... و گرايش مردم به سود خواري و رها كردن قرض دادن و پرداخت واجبات مالي و انواع نيكوكاري و رسيدگي به محرومان است.»


عنوان /  ربا مال شما را نابود مي كند
آیه ی شریفه

يَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ / 276 : بقره
ترجمه
خداوند ربا را نابود مي كند [(بركت مال ربوي را ميبرد)] ; و صدقات را فزوني مي بخشد; و خداوند هيچ كفران كننده گنهكاري را دوست نمي دارد.
شرح و تفسیر
برخي از دلايل مهم تحريم ربا از اين قرار است:
# ۱) رباخواري با فلسفه پيدايش پول تضاد دارد; زيرا پول وسيله اي كارساز و واسطهاي سالم براي انتقال ارزشهاست، نه كالايي سودآور و متاعي براي خريد و فروش; ربا گنج بيرنج است، در حالي كه اصل همه درآمدهاي سالم كار است; و اگر مزارعه يا مساقات يا مضاربه با شرايطش مشروع است، به اين دليل است كه آنها شركت كار و سرمايه در توليد و خود نوعي كار است; و اگر ارث در اسلام پذيرفته شده، بدين دليل است كه آن نيز محصول كار و زحمت و رنجي است كه مثلاً پدري كشيده و آن را براي فرزندش، كه ادامه وجود اوست، گذاشته است; در حالي كه ربا سودي بيضرر است;
# رباخواري دشمن بزرگ ارزشهاي اخلاقي است و اثر بسيار نامطلوبي در اخلاق اجتماعي دارد; هشام بن كلم درباره علت تحريم ربا از حضرت صادق (ع) پرسيد. امام فرمودند:«اگر رباخواري حلال باشد، مردم تجارت و كارهاي توليدي مورد نياز جامعه را ترك مي كنند و به رباخواري رو مي آورند»;
# ربا عامل مهم بحرانهاي اقتصادي و ورشكستگي فعالان اقتصادي و توليدكنندگان است، زيرا قدرت كاذب فعاليت اقتصادي در افراد ايجاد مي كند و همان قدرت كاذب از عوامل ورشكسته شدن است. علاوه بر آن، تهديدي براي پيوندهاي عاطفي است و امنيت اجتماعي جامعه را از بين ميبرد. از اين رو رباخواري به ام الفساد اجتماعي معروف شده است.


عنوان /  رباخواران با خدا و رسول سرِ جنگ دارند
آیه ی شریفه

فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِكُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ / 279 : بقره
ترجمه
و اگر چنين نكرديد[و به رباخواري ادامه داديد] ، پس بدانيد به جنگ با خدا و فرستاده او برخاسته ايد; و اگر توبه كنيد، سرمايه هاي شمااز آنِ شماست. در اين صورت، نه ستم كرده ايد و نه ستم ديده ايد.     
شرح و تفسیر
در قرآن مجيد، تعبير اعلان جنگ فقط درباره همين گناه كبيره آمده است; زيرا اين گناه خصوصيتي دارد كه در ساير گناهان نيست. اين گناه جنگ با بندگان خدا و مستضعفان است و جنگ با آنها در واقع جنگ با خداست. البته چون مردم عصر جاهلي در لجنزار رباخواري غوطه ور بودند، قرآن ابتدا درباره رباخواري اخطار مي دهد و به شكل اندرز مي فرمايد : «آنچه از ربا به عنوان زيادي در اموال مي پردازيد سبب فزوني در پيشگاه خدا خواهد بود.» بعد اخطار را شدت مي دهد و مي فرمايد : چهار چيز سبب شده كه ماطيبات و پاكيزه ها را بر قوم يهود تحريم كنيم: ستمگري، بازداشتن مردم از راه خداوند، رباخواري، خوردن مال مردم از طريق باطل. سپس لحن سخن تندتر شده و نوعي از ربا، كه در آن زمان رايج بود (رباي مضاعف، يعني ربايِ اصل و فرع) صريحاً نهي شدهاست; و سرانجام، ربا اعلان جنگ با خدا و رسول خوانده شده است. در آيه ۲۷۵ سوره بقره نيز، آمده است كه رباخواران چون ديوانگان اند و در آخرت نيز چون آنان محشور مي شوند .


عنوان /  خود مي دانيد كه رشوه حرام و مالي باطل است
آیه ی شریفه

وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُواْ بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُواْ فَرِيقًا مِّنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالإِثْمِ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ / 188 : بقره
ترجمه
و اموالتان را در ميان خود به ناحق مخوريد; و آن را به سوي قاضيان[(به عنوان رشوه)] سرازير نكنيد تا پارهاي از اموال مردم را به گناه و ناحق بخوريد، در حالي كه [حرمت كارتان را] مي دانيد.     
شرح و تفسیر
رشوه يعني گرفتن يا دادن مال به قاضي يا مأمور دولت به منظور حكم يا راهنمايي كردن; درحالي كه در صلاحيت او نباشد، چه حكم او به حق باشد چه نباشد. فقها نيز گفته اند : گرفتن هرگونه رشوه براي باطل كردن حق و يا احقاق باطل ممنوع و حرام است; و حتي كساني كه دلاّل اين مظلمه اند كارشان حرام و پولي كه از اين كار دريافت مي كنند حرام است. همچنين گرفتن رشوه براي اداي حق (انجام دادن كار قانوني، مثلاً كارمندي از ارباب رجوع اداره اش براي رساندن او به حقش يا تسريع در آن پولي بگيرد) حرام و ممنوع است و چنين مالي ملكِ رشوهگ يرنده نمي شود .
امام علي (ع) بعد از پذيرفتن مسئوليت حكومت درباره مفاسد اقتصادي پيشينيان و لزوم اصلاح آن در نامهاي خطاب به فرماندهان لشكر چنين نوشتند: «پس از ياد خدا و درود، همانا ملتهاي پيش از شما به هلاكت رسيدند، بدان جهت كه حق مردم را نپرداختند و دنيا را بارشوه دادن به دست آوردند و مردم را به راه باطل بردند و مردم نيز اطاعت كردند.» امام صادق (ع) نيز فرموده اند : «رشوه گرفتن در احكام و داوريها كفر ورزيدن به خداي بزرگ و پيامبر اوست.»
رسول خدا (ص) فرمودند: «خدا لعنت كند رشوه دهنده و رشوه گيرنده و واسطه ميان آن دورا.»
رشوه علاوه بر حرمت شرعي، موجب برهم خوردن روابط اجتماعي و فاسد شدن ارتباط مسئولان با مردم مي شود و نظام زندگي را مختل مي كند.


عنوان /  در خوردن و آشاميدن اسراف نكنيد
آیه ی شریفه

وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ / 31 : اعراف
ترجمه
... و از [همه خوراكيهاي حلال خداوند] بخوريد و بياشاميد; ولي اسراف نكنيد كه او اسراف كنندگان را دوست ندارد.     
شرح و تفسیر
نظر به اين كه طبيعت حيواني انسان زياده خواه است و خداوند فرموده است بخوريد وبياشاميد; بلافاصله، براي جلوگيري از تجملگرايي و حيف و ميل و هدر دادن نعمتهاي الهي و مصرف بيرويه آنها، از اسراف نهي فرموده است. البته اين جمله ساده حاوي دستوري بهداشتي و تغذيه اي نيز هست كه امروزه دانشمندان بعد از تحقيقات طولاني و گسترده به آن رسيده اند. اسراف يعني گذشتن از حد در هر عمل و رفتاري; و آنچه موافق فطرت و سرشتانسانهاست اعتدال و ميانه روي است و فرمان دين هم در همه امور همين است; اما اسراف برهم زننده اعتدال فردي و اجتماعي است. از اين رو قرآن مسرفان را مفسد معرفي كرده است; و شخصي مانند فرعون و همه مخالفان تعاليم انبيا را از مسرفان دانسته است. البته اين انحراف در امور فردي زودتر قابل اصلاح است و با توبه جبران مي شود . در اسلام ممنوعيت اسراف ممنوعيتي عمومي و مربوط به همه زندگي و در همه امورو در هر زمان و مكاني است; و اسراف از هيچ كس و در هيچ شرايطي پذيرفته نيست; و قصد (ميانه روي) چيزي است كه خداوند دوست دارد و خود مقدمات پيمودن راه ميانه را فراهم كرده است.
امام صادق (ع) مي فرمايند: «ميانه روي چيزي است كه خداي، عزّوجل، آن را دوست دارد; و اسراف را ناپسند مي دارد، حتي دورانداختن هسته خرما يا ميوه اي، اگر به كارآيد، و دور ريختن آب اضافي.»


عنوان /  در مخارج زندگي نه خسيس باشيد و نه مسرف
آیه ی شریفه

وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا / 29 : اسراء
ترجمه
نه دست خويش را از روي خسّت به گردن ببند و نه به سخاوت يكباره بگشاي، كه در هر دو حال، ملامت زده و حسرت خورده بنشيني.     
شرح و تفسیر
اگر اسلام اسراف را نميپذيرد; نقطه مقابل آن، يعني سخت گيري در مخارج زندگي، رانيز قبيح و ناپسند مي شمرد و اجازه نداده است تا افراد حريص و مال اندوز و تنگ نظر به بهانه پرهيز از اسراف در دامن خساست و سختگيري در مصرف بيفتند. نظر به اين كه با شناخت حد اسراف اين مسئله روشن مي شود ، چند روايت ذكر مي كنيم.
امام علي (ع) مي فرمايند: «هر كه ثروتي دارد مبادا آن را تباه كند; زيرا صرف كردن بي مورد آن ريخت و پاش و اسراف است. اين كار او را در ميان مردم كوته بين بلند آوازه مي كند، اما در نزد خدا بي مقدار مي شود .»
رسول خدا(ص) نيز مي فرمايند: «نشانه مسرف چهار چيز است: به كارهاي باطل مينازد; آنچه را فراخور حالش نيست ميخورد; در كارهاي خير بي رغبت است; هركس را كه به او سودي نرساند قبول ندارد.» در حديث ديگر فرمودند: «از موارد اسراف اين است كه هر چه دلت مي خواهد بخوري»; و باز در اين باره فرموده اند : «در اسراف خيري نيست; و در كارهاي خير اسراف نيست.»
امام صادق (ع) نيز فرموده اند : «در آنچه بدن را سالم نگه مي دارد اسراف نيست...بلكه اسراف در چيزهايي است كه مال را تلف كند و به بدن زيان برساند.»
از امام كاظم (ع) سؤال شد: «آيا داشتن ده پيراهن اسراف است؟ فرمود: خير; بلكهداشتن پيراهن زياد باعث مي شود كه پيراهنها بيشتر عمر كند. اسراف آن است كه لباس مهماني و بيرون را در جاي كثيف بپوشي و دمدستي قرار دهي.»


عنوان /  زينتهاي پسنديده را بر خود حرام مكنيد
آیه ی شریفه

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ / 32 : اعراف
ترجمه
بگو: چه كسي زينتهاي خدا را كه براي بندگانش پديد آورده و روزيهاي پاكيزه را حرام كرده است...
شرح و تفسیر
برخي به غلط گمان كرده اند كه حرام كردن زينتها و پرهيز از غذاها و روزي هاي پاك وحلال نشانه زهد و پارسايي و مايه قرب به پروردگار است. قرآن با لحن تندي به اينان پاسخ داده است.
در اسلام، همان طور كه تجمل گرايي افراطي، كه از آن به تجمل پرستي تعبير شده، مردود است; محروم كردن خود از زيباييهاي حلال و پاك، مانند لباس زيبا و مناسب و زيباييهاي طبيعت و به كار بردن عطر و...، پسنديده نيست; زيرا روح انسان ماهيتاً زيبايي پسند است. امام مجتبي (ع) هنگامي كه به نماز بر مي خاست بهترين لباس خود را مي پوشيد.پرسيدند: «چرا بهترين لباس خود را مي پوشيد؟» فرمودند: «خداوند زيباست و زيبايي رادوست دارد. از اين رو من لباس زيبا را براي راز و نياز با پروردگارم ميپوشم; و همو دستور داده كه “زينت خود را به هنگام رفتن به مساجد برگيريد”.»
امام علي (ع) فرموده اند : «خود آرايي از اخلاق مؤمنان است»; و نيز گفته اند : «زيور درون (تقوا و حسن خلق) زيباتر از زيور برون است.» از حضرتش درباره مرز آراستگي نقل شده است: «بپرهيز از اين كه خود را براي مردم بيارايي و با معصيت به جنگ خدا بروي.»
امام سجاد (ع) در دعاي مكارم الاخلاق اين گونه عرض مي كنند: «بارالها، بر محمد وآل او درود فرست و مرا به زيور صالحان بياراي و زينت پرهيزكاران را بر من بپوشان ــزيور گستردن عدل و داد و فرونشاندن خشم و خاموش كردن آتشِ دشمني و اصلاحروابط ميان مردم و فاش كردن خير و نيكي و پوشاندن عيب و زشتي...»


عنوان /  يكي از بدهي هاي شما مردان مَهريه زنانتان است
آیه ی شریفه

وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَّرِيئًا / 4 : نساء
ترجمه
و مهر زنان را با طيب خاطر به آنان بدهيد; و اگر چيزي از آن را بهرضاي خاطر به شما بخشيدند بگيريد كه خوش و گوارايتان خواهد بود.     
شرح و تفسیر
صَدُقَه صداق يا مهريه ازدواج و نِحْلَة به معناي هديه و بخشش است. مهريه در اسلام معاوضه و معامله نيست، بلكه قبول رسمي است كه در ازدواجهاي قبل از اسلام هم دربين مردم معمول بوده و اسلام آن را امضا و تأييد كرده است.
مهريه پشتوانه اي اجتماعي براي زن است كه از نظر اسلام، به محض برقراري پيمان ازدواج بر عهده مرد است تا در صورت مطالبه زن آن را بپردازد; و چون معمولاً پرداخت نمي شود و اندوختهاي براي آينده زن به حساب ميآيد، قرآن تأكيد كرده است كه صداق و مهر از حقوق مسلّم زنان است و مانند ساير ديون و بدهي ها، بايد كامل پرداخت شود.
در آيات ۲۳۶ و ۲۳۷ سوره بقره و ۲۰ نساء و ۴۹ احزاب نيز، صريحاً لزوم پرداختن كابين و مهريه زنان بيان شده است.
البته علاوه بر مهريه، پرداخت هزينه زندگي زن به منزله يكي از نفقات واجب برعهده مرد است. در شرع، براي نفقه زن مبلغ و مقدار معين نشده است; اما بايد با عرف و عادت و طبيعت سازگار باشد. بنابراين برطرف كردن نيازهاي اقتصادي در زندگي مشترك، از خوراك و پوشاك و مسكن و ساير لوازم زندگي، همه بر عهده مرد است.


عنوان /  امانتدار باشيد
آیه ی شریفه

وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ / 8 : مؤمنون
ترجمه
و آنان كه به امانتها و عهد و عقد خود [(با خالق و مخلوق)] پاي بندند.
شرح و تفسیر
خداوند امر فرموده است كه امانتها را به صاحبانش بدهيد، زيرا خيانت در امانت گناه بزرگي است. قرآن مجيد مؤمنان را وفادار به امانتها و وعده ا معرفي كرده و آنان را اهل بهشت و وارثان جاودانه آن دانسته و نيز انسان مؤمن و متقي را بزرگترين امانتدار آفرينش معرفي كرده است
امام علي (ع) فرمودند: «برترين مصداق ايمان امانتداري است، و زشتترين اخلاق خيانت ورزي است.» در حديث ديگر، امانتداري را باب روزي دانسته و فرموده اند :«امانتداري روزي مي آورد و خيانت در امانت فقر»;و نيز فرمودند: «به كسي كه تو را امين قرارداده است خيانت مكن، هرچند او به تو خيانت كرده باشد; و راز او را فاش مساز، اگرچه او راز تو را فاش كرده باشد.»
امام صادق (ع) نيز فرموده اند : «امانت را به صاحبش برگردانيد، اگرچه قاتل حسين بن علي باشد»; و در روايت ديگري فرمودند: «ببين علي به سبب چه چيز آن منزلت را در نزد رسول خدا(ص) پيدا كرد. همان را پيروي كن. همانا علي با راستگويي و امانتداري آن مقام را در نزد پيامبر اكرم به دست آورد»; و درباره آداب امانت سپاري فرمودند: «نبايد به كسي كه امانت به او سپردهاي بدگمان باشي و به خائني كه او را آزموده اي امانت بسپاري.»
امام علي (ع) مي فرمايد : «پيامبر ساعتي قبل از وفاتش سه بار اين سخن را تكرار فرمود: ”اي اباالحسن، امانت را، چه مالِ شخص نيكوكار باشد چه بدكار، چه كم باشد چه زياد، به صاحبش برسان، حتي اگر نخ و سوزن باشد`.»
امام صادق (ع) نيز راهي براي آزمايش درجه ايمان مردم مشخص فرموده اند : «به ركوع وسجود طولاني افراد نگاه نكنيد، چون ممكن است به آن عادت كرده باشند; به طوري كه هر گاه آن را ترك كنند نگران شوند; ولي به راستگويي و امانتداري آنان توجه كنيد.»


عنوان /  در قبال اموال يتيمان مسئوليد
آیه ی شریفه

وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِيرًا / 2 : نساء
ترجمه
و اموال يتيمان را [پس از بلوغشان] به آنها بازدهيد; و[مال] پليد و حرام[خود] را با [مال] پاكيزه و حلال[آنان] عوض نكنيد[ (مال پست خود را با مال پرارزش آنها عوض نكنيد)]; و اموال آنان را با خلط در اموال خود مخوريد كه همانا آن گناهي بزرگ است.     
شرح و تفسیر
قرآن تك تك مسلمانان را درباره امور يتيمان مسئول مي داند; و در اين آيه شريفه، سه دستور مهم درباره اموال يتيمان داده است:
# اموال يتيمان را به هنگامي كه رشد پيدا كردند به آنان بدهيد;
# اموال مرغوب و خوب آنان را با اموال معيوب خود عوض نكنيد;
# مال يتيمان را با مال خود مخلوط نكنيد و به عنوان مالك در آن تصرف نكنيد.
قرآن خوردن مالِ يتيم را خوردن آتش مي داند; و توصيه مي كند كه در برخورد با يتيم، عدالت پيشه كنيم; و نيكي به يتيمان را در رديف عبادت خدا و احسان به والدين قرار داده است.رسول خدا(ص) فرمودند: «هر كه سه يتيم را سرپرستي كند همچون كسي است كه تمامشبها را به عبادت و روزها را به روزه گذراند و دايماً در راه خدا جهاد كرده و شمشير كشيده باشد; و من و او در بهشت در كنار هم هستيم، همچنان كه اين دو انگشت[(انگشت مياني و نشانه)] در كنار يكديگرند.» همچنين حضرتش به مردي كه از سنگدلي خود شكايت مي كردفرمودند: «اگر مي خواهي نرم دل شوي، به يتيم مهرباني كن و دست محبت بر سر او بكش و از غذايت به او بخوران. در اين صورت، دلت نرم مي شود و به خواسته ات ميرسي.»
امام علي(ع)نيز در وصاياي قبل از شهادتشان فرمودند: «درباره يتيمان از خدا بترسيد. مبادا يك روز سيرشان كنيد و يك روز گرسنه بمانند; و مبادا با حضور شما آنان از بين بروند; زيرا از رسول خدا شنيدم كه “هر كس يتيمي را سرپرستي كند تا آن كه بي نياز شود خداوند با اين كار بهشت رابراو واجب كند. همچنان كه آتش دوزخ را بر خورنده مال يتيم واجب كرده است. “ »


نوشته شده در   جمعه 14 آبان 1389    
PDF چاپ چاپ