شنبه 5 بهمن 1398 | Saturday, 25 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 14 آبان 1389     |     کد : 5092

انسان و دين » حزب الله

انسان و دين » حزب الله

« آیه های زندگی 1 » انسان و دين » حزب الله
عنوان /  عزت از آنِ خدا و دوستان اوست
آیه ی شریفه

وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ / 8 : منافقون
ترجمه
... عزت از آنِ خدا و پيامبرش و مؤمنان است، ولي منافقان نمي دانند .     
شرح و تفسیر
عزت يعني قدرت شكست ناپذير ــ قدرتي با صلابت كه هميشه غالب و قاهر است و به حقيقتِ معنا، مختص به خداي، عزّوجل، است. قرآن مي فرمايد : تمام عزت براي خداست و مؤمنان نبايد از سخنان و مكر كافران محزون و دل گير شوند; زيرا قدرتشان متصل به عزتِ خداست; و هر كس عزت بخواهد بايد آن را نزد خدا بجويد. عزت تماماً در نزد خداست; زيرا غير خدا، همه چيز در ذاتش فقير و ذليل است و مالك مستقلِ منافع خود نيست، مگر با عنايت و ترحم خداوند و اين كه خدا سهمي ازعزت را به او بدهد; هم چنان كه اين كار را با پيامبر و مؤمنان كرده و آنان را عزيز قرار دادهاست. از اين روست كه قرآن با اتكا به عزت الهيِ مؤمنان به آنان امر كرده تا بر ايمان و عقيده خود بايستند و هيچ قدرت و تهديدي آنان را متزلزل نكند; زيرا دست نصرت خدا با آنان است و پاداش هر عمل را كاملاً به آنان خواهد داد و هيچ دليلي بر سازش با دشمن خدا و قبول خواري و ذلت وجود ندارد. بر مسلمين است كه عزت و استقلال و اعتلاياسلامي خود را در همه امور اقتصادي و فرهنگي و سياسي و نظامي حفظ كنند. امام صادق (ع) فرمودند: «مؤمن عزيز است و هرگز ذليل نمي شود . او از كوه محكم تر و پر صلابت تر است; زيرا كوه را مي توان با كلنگ سوراخ كرد، ولي از دين مؤمن هرگزچيزي كنده نمي شود »; و نيز فرمودند: «خداوند همه كارهاي مؤمن را به او واگذار كرده و فقط به او اجازه نداده است كه خود را ذليل و خوار كند»; هم چنين فرموده اند : « وَ لِلّهِ العِزّهُ وَ لِرَسولِهِ وَ لِلْمؤمِنينَ» از اين رو سزاوار است مومن هميشه عزيز باشد و ذليل نباشد.


عنوان /  اي اهل ايمان، شما در حزب خداييد و حزب الله پيروز است
آیه ی شریفه

وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ / 56 : مائده
ترجمه
و كسي كه خدا و فرستاده او و كساني را كه ايمان آورده اند به ولايت و سرپرستي بپذيرد بداند كه بي ترديد حزب خدا پيروزند.     
شرح و تفسیر
بر اساس آيات شريفه قرآن مجيد و روايات نوراني اهل بيت (ع)
۱) حزب اللّه ولايت پذير و تابع رهبران الهي اند;
2) غلبه نهايي در دنيا با حزب الله است;
3) خداوند حزب اللّه را به وسيله روح اللّه پشتيباني مي كند;
4) حزب اللّه با دشمنان دين طرح دوستي نمي ريزند;
5) پيوند هاي عاطفي و خانوادگي حزب اللّه نيز بر پايه ارزش هاي ديني است;
6) خداوند ايمان را در عمق دل هاي حزب اللّه مستقر و ثابت كرده است;
7) حزب اللّه به مقام رضا و خشنودي از تقديرات الهي رسيده اند و خداوند نيز از آنان راضي و خشنود است;
8) حزب اللّه به رستگاري و سعادت در دنيا و آخرت نايل مي شوند و در باغ هاي زيباي بهشت ساكن خواهند شد;
9) حزب اللّه حريم خدا را نگه مي دارند و در همه كارها خوب عمل مي كنند;
10) حزب اللّه حزب پيامبران الهي است;
11) حزب اللّه بر كشتي نجات ولايت اميرالمؤمنين و اولاد طاهرينش(ع) سوارند و به عروه الوثقي الهي چنگ ميزنند;
12) حزب اللّه رفتارش رفتار علوي است و شيعه و پيرو راستين امامان معصوم (ع) است;
13) حزب اللّه اهل شب زنده داري اند و لب هايشان مدام به ذكر خداوند مشغول است و با استغفار دايمي گناهان و خطاهايشان را مي زدايند.


عنوان /  گرچه دنيـادارانِ بي ايمان شما را مسـخره مي كنند، در قيامت برتري با اهل تقواست
آیه ی شریفه

زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ اتَّقَواْ فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ / 212 : بقره
ترجمه
زندگي دنيا در نظر كساني كه كفر ورزيده اند آراسته شده است و مؤمنان [تهي دست] را مسخره مي كنند; در حالي كه آن ها كه پروا پيشه اند در روز قيامت از آنان برتر و بالا ترند...
شرح و تفسیر
عبداللّه بن عباس، پسر عموي پيامبر اكرم (ص)، كه از راويان و مفسران معروف است، مي گويد: «ثروتمندانِ مشرك قريش همانند ابوجهل و هشام، كه زندگي مرفهي داشتند،گروهي از مسلمانان و اصحاب خاص پيامبر، همچون عمار و صُهَيب و بلال، را، كه فقير و تهي دست بودند، مسخره مي كردند و مي گفتند: محمد مي خواهد با اين گدايان كار دنيا را منظم كند. او اگر شخصيت داشت و از طرف خدا بود، اشراف و بزرگان از او پيروي مي كردند. پس اين آيه نازل شد و به سخنان بي پايه و اساس آن ها پاسخ گفت.» امام اميرالمؤمنين (ع) در انتهاي خطبه ۱۶۰ نهج البلاغه ، آن گاه كه زهد پيامبر راتوصيف مي كند و آن را مي ستايد و همگان را به پيمودن راه او دعوت مي كند، مي فرمايد: «به خدا سوگند، آن قدر اين پيراهن پشمين را وصله زدم كه از پينه كننده آن شرمسارم. كسي به من گفت: “آيا آن را دور نمي افكني؟ گفتم “از من دور شو. صبحگاهان رهروان شب ستايش مي شوند”» امام صادق (ع) نيز فرمودند: «هر كسي مؤمن فقيري را تحقير كند يا او را كوچك شمارد و سبك كند خدا را تحقير كرده و پيوسته مبغوض اوست تا اين كه توبه كند.»


عنوان /  ملاك برتري و كرامت فقط تقواست
آیه ی شریفه

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ / 13 : حجرات
ترجمه
اي مردم، بي ترديد ما همه شما را از يك مرد و زن [(آدم و حوا)] آفريديم; و شما را قبيله هاي بزرگ و كوچك قرار داديم تا همديگر را بشناسيد. مسلماً گرامي ترين شما در نزد خدا پرهيزكار ترين شماست. همانا خداوند بسيار دانا و آگاه است.     
شرح و تفسیر
تقوا به معناي حفظ و صيانت و نگهداري از هرج و مرج و انحراف است كه لازمه زندگي هر فردي است، اما تقواي مكتبي آن است كه انسان را از آنچه دين خطا و گناه و زشتي مي داند حفظ كند.
ــ در مكتب قرآن، تقوا بهترين زاد و توشه انسان از اين دنياست.
ــ تقوا بهترين لباسي است كه نقايص و زشتي ها را پنهان مي كند.
ــ تقوا از چنان منزلتي برخوردار است كه خداوند خود را اهل تقوا معرفي كردهاست.
ــ تقوا چشمه اي است كه از علم و دانش مي جوشد.
ــ با اين كه انسان ها همه از لحاظ استعداد و فيض گيري از نعمت هاي الهي متفاوت اند و هر كسي به ميزان خاص خود بهره مي برد، ملاكِ ارزش و برتري فقط تقواست و تقواي هر كسي نيز به قلب او نشان داده شده است.
امام علي (ع) مي فرمايند: «تقوا مركبي راهوار و آرام است كه صاحبش بر آن سوار مي شود و زمام آن را به دست مي گيرد و تا قلب بهشت پيش مي رود .»


عنوان /  تقوا: وصيت خدا به همه عصر ها و نسل ها
آیه ی شریفه

وَلَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَإِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُواْ اللّهَ / 131 : نساء
ترجمه
... و به يقين ما كساني را كه پيش از شما به آن ها كتاب [آسماني] داده شده است و شما را سفارش كرديم كه از خدا پروا كنيد...
شرح و تفسیر
تقوا به معناي خود نگهداري و ضبط نفس است و متقين يعني خود نگهداران. تقوا به اين معناي عام و كلي لازمه زندگي هر انساني است كه بخواهد به فرمان عقل زندگي كند و ازاصول معيني پيروي كند; خواه آن اصول و برنامه ديني و آسماني باشد، خواه بشري، او ناچار است خط مشي معيني داشته باشد و به سوي يك هدف و جهت حركت كند و از اموري كه با هوا و هوس هاي آني او موافق است، اما با هدف و اصولِ انتخابي اش منافات دارد خود را نگه دارد. «سفارش مي كنم شما را به پروا داشتن از خدا ــ خدايي كه با ترساندن هاي مكرر راه عذر را بر شما بست و با دليل و برهان روشن حجت را تمام كرد و شما را پرهيز داد ازدشمني شيطاني كه مخفيانه در سينه ها راه مي يابد و آهسته در گوش ها راز مي گويد، گم راه و پست است و وعده اي دروغين مي دهد و در آرزوي آن ها به انتظار مي گذارد، زشتي گناهان را زينت مي دهد ، گناهان بزرگ را كوچك مي شمارد و آرام آرام دوستان خود را فريب مي دهد و راه رستگاري را بر روي آن ها مي بندد...»


عنوان /  از رگ گردن به ما باشد خدا نزديكتر
آیه ی شریفه

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ / 16 : ق
ترجمه
و به يقين ما انسان را آفريديم; و آنچه را نفسش بدان سبب در او وسوسه مي كند مي دانيم و ما به او از رگ گردن نزديكتريم.     
شرح و تفسیر
خداوند همه جا حاضر و ناظر است و از ما به ما نزديك تر است; و به فرموده حضرت مولا، قبل از هر چيز و بعد از هر چيز و با هر چيز است. از اين رو قرآن انسان را امر به تفكر و خود شناسي كرده است; چه اين كه اگر انسان خود را به درستي بشناسد، خدا را شناخته است. با اين حال بسيار مي شود كه اعمال انسان و صفات شيطاني او حجابي بين او و درونش، كه همان خداست، قرار مي دهد ; به گونه اي كه خود و خدا را به فراموشي مي سپرد. خود فراموشي كيفري است كه خداوند به سبب فراموش كردن او انسان را بهآن مبتلا مي كند.
دوست نزديك تر از من به من است
وين عجب تر كه من از وي دورم
چه كنم با كه توان گفت كه دوست
در كنار من و من مهجورم


عنوان /  اي مومنان، وقت تنگ است; دل ها را زنده كنيد
آیه ی شریفه

أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ / 16 : حديد
ترجمه
آيا مؤمنان را وقت آن نرسيده است كه دل هايشان به ياد خدا و براي آنچه از حق نازل شده است خاشع شود...     
شرح و تفسیر
تخشع از ماده خشوع به معناي حالت تواضع و ادب جسمي و روحي است كه در برابرحقيقت علم يا شخصي بزرگ به انسان دست مي دهد . جالب اين جاست كه قرآن گروهي از مؤمنان را مخاطب قرار داده و سرزنش كرده است كه چرا در برابر خدا و آيات الهيخشوع نمي كنند و در غفلت و بي خبري اند و دل هاي آنان را قساوت و غفلت گرفته است.امام علي (ع) فرمودند: «در غفلت آدمي همين بس كه عمر خود را در راه چيزهايي كهاو را نجات نمي دهد هدر دهد»; و نيز فرمودند: «هر كه نفس خود را حسابرسي كند سود بَرد; و هر كه از آن غفلت ورزد زيان بيند.» جناب لقمان در اندرز به فرزندش فرمود: «غافل را سه نشانه است: سهو و سرگرمي و فراموشي.»رسول خدا (ص) فرمودند: «غافل ترين مردم كسي است كه از دگرگوني احوال دنيا پند نگيرد»; و نيز به ابوذر فرمودند: «قصد انجام دادن كار نيك كن، هرچند آن را به كار نبندي، تا در زمره غافلان نوشته نشوي»; و نيز فرمودند: «در شگفتم از كسي كه او غافلاست و از او غافل نيستند (خداوند و ملائكه اش) ! و در شگفتم از كسي كه در پي دنياست، در صورتي كه مرگ در پي اوست ! و در شگفتم از كسي كه دهانش را به خنده مي گشايد، در حالي كه نمي داند آيا خداوند از او خشنود است يا نا خشنود.»


عنوان /  ياد گرفتن و ياد دادن امور ديني لازم و واجب است
آیه ی شریفه

فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ / 122 : توبه
ترجمه
... پس چرا از هر جمعيتي از آنان گروهي كوچ نمي كنند تا دانش عميق تحصيل كنند و قوم خود را آن گاه كه به سوي آنان بازگشتند هشدار دهند، باشد كه آنان [باطناً و عملاً] از زشت كاري برحذر باشند؟     
شرح و تفسیر
بر اساس اين آيه، هم فرا گيري علم واجب است و هم تعليم آن به ديگران; و تأكيد بر اين دو عملِ واجب دليل روشني است بر اين كه اولاً، انسان قابليت كسب معرفت و شناخترا دارد; ثانياً، دين و حقايق آسماني شناختني اند; ثالثاً، تحصيل اين شناخت به طور عميق و دقيق بر گروهي از خبرگان واجب است; رابعاً، بر گروهي ديگر، كه در اكثريت اند، بهره گيري از عالمانِ ديني فرض است. اين موضوع در بسياري از روايات معصومان (ع) آمده است; از آن جمله در اين حديث نبوي: «اُغْدُ عالِماً اَوْ مُتَعلِّماً اَوْ مُسْتَمِعاً اَوْ مُحِبّاً و َلاتَكُن ِالْخامِسَ فَتَهْلِكَ.» پيوسته يا دانشمند باش يا دانشجو و يا شنونده سخن دانشمندان و يا دوستدار آنان; هرگز پنجمي نباش كه هلاك خواهي شد.


عنوان /  امر دين را براي خود لازم الاجرا بدان
آیه ی شریفه

وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا / 36 : احزاب
ترجمه
و هيچ مؤمني را نسزد كه چون خدا و رسولش فرماني صادر كردند آنان را در آن كارشان اختياري باشد; و هر كس از خدا و رسولش نا فرماني كند مسلماً به گم راهي آشكاري در افتاده است.     
شرح و تفسیر
روح تعاليم اسلام و قرآن تسليم شدن در برابر حق است. البته استقلال فكري و روحي انسان به او اجازه نمي دهد كه بي قيد و شرط تسليم كسي شود; اما زماني كه طرفِ مقابلخدايي باشد كه به همه مصالح و مفاسد او آگاه است و همه اوامر و نواهي او از سرِحكمت و علم است و هيچ نيازي به انسان ندارد و تنها منافع انسان را در نظر مي گيرد، عقل مي گويد بايد تسليم محض شوي. قرآن نيز ويژگي برجسته پيروان واقعي انبيا را اين مي داند كه در برابر خدا و رسول مي گويند شنيديم و اطاعت كرديم; و اساساً بهترينمصداق دينداري را كسي دانسته است كه خود را تسليم پروردگار كرده و نيكوكار باشد; اينان همانان اند كه اراده اي جز اراده حق ندارند و چيزي را بر خود مي پسندند كه او براي آن ها پسنديده باشد. در مقابل، كساني هستند كه دينداري آن ها بر اساس دنياي آن هاست و هر جا بين فرمان دين و مصلحت مادي آن ها تضادي به وجود آيد، خواست خود را بر خواست خدا ترجيح مي دهند.
يكي درد و يكي درمان پسندد
يكي وصل و يكي هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد


عنوان /  به دعوت خدا و رسول لبيك گوييد تا به حـيات انـسانـي برسـيد
آیه ی شریفه

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ  / 24 : انفال
ترجمه
اي كساني كه ايمان آورده ايد، خدا و فرستاده او را اجابت كنيد هنگاميكه شما را به سوي چيزي مي خواند كه به شما زندگي مي بخشد...     
شرح و تفسیر
اين تعبير كوتاه ترين و جامع ترين و، در عين حال، رسا ترين عبارتي است كه در آن، كاركرد دين براي بشر و جامعه انساني بيان شده است. اجابت دعوت خدا و رسول، كه همان مسلماني و پذيرش اسلام است، به انسان حيات و زندگي مي بخشد، آن هم درهمه ابعادش: حيات مادّي او بهترين مي شود و هم چنين حيات معنوي او. خلاصه اين كه تبعيت از حكم خداوند و آيين پيامبر، كه تجلي جاودانه آن براي همه عصرها و نسل ها قرآن و عترت است، از انسان موجودي پويا و سازنده و رو به پيشرفت در همه ابعاد و زمينه ها مي سازد. در سراي ديگر نيز، انسان از حياتي جاودانه و خشنود كننده برخوردارخواهد شد.۲۱۳رسول خدا فرمودند: «اسلام پيروانش را گداخته و ناب مي كند، هم چنان كه آتش نا خالصي آهن و طلا و نقره را پاك مي كند.»


عنوان /  قسم به خدا كه ايمان جز تسليم محض در برابر حق نيست
آیه ی شریفه

فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا / 65 : نساء
ترجمه
پس چنين نيست [كه آنان ايمان داشته باشند]. سوگند به پروردگارت كه آنان ايمان نياورند تا آن گاه كه تو را در آنچه ميان خود اختلاف دارند داور سازند، پس در نفسخويش هيچ تنگي و ناراحتي از آنچه تو حكم كرده اي نيابند و كاملاً تسليم گردند.     
شرح و تفسیر
در اين آيه نشانه هاي ايمان واقعي سه چيز بيان شده است:
۱) در اختلافات كوچك و بزرگ، دين و پيامبر (ص) و سيره آن حضرت مرجع باشد، نه طاغوت و داوران باطل;
۲) هيچ گاه از قضاوت هاي دين و پيامبر (ص)، حتي در دل، احساس نا خشنودي نشود;
۳) در وقت عمل نيز، آن فرمان ها دقيقاً اجرا شود و شخص به طور كامل تسليم حق باشد. البته از آيه دو مطلب كلي و مهم نيز استفاده مي شود:
الف) عصمت پيامبر (ص)، زيرا اين آيه به تسليم مطلق و بي قيد و شرط در برابر پيامبر (ص) دستور داده است;
ب) هر گونه اجتهاد و داوري در مقابل نصّ پيامبر و سنت ثابت او باطل و منتفي است. اميرالمؤمنين (ع) فرمودند: «اسلام را آن چنان وصف كنم كه پيش از من و پس از من، هيچ كس توصيف نكرده باشد. اسلام همان تسليم است; و تسليم همان يقين است; و يقين همان تصديق است و تصديق همان اقرار است; و اقرار همان عمل كردن به وظيفه است.» «اَلاِسْلامُ هُوَ التَّسْليمُ و التَّسْليمُ هُوَ اليَقينُ وَ الْيَقينُ هُوَ التَّـصديقُ وَ التَّـصديقُ هُوَ الاِقرار ُو َالاِقرارُ هُو َالاَداءُ و الاَداءُ هُو َالعَمَلُ»


عنوان /  صراط مستقيم يك راه بيش نيست. از آن تبعيت كنيد
آیه ی شریفه

وَأَنَّ هَـذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ / 153 : انعام
ترجمه
[توصيه كرد به] اين كه اين [دستورها] راه راست من است. پس، از آن اين كه اين پيروي كنيد و از راه هاي ديگر پيروي مكنيد كه شما را از راه او پراكنده سازد. اين هاست كه خدا شما را بدان سفارش كرد تا شايد بپرهيزيد.     
شرح و تفسیر
كلمه صراط از ماده صرط گرفته شده كه به معناي بلعيدن است. صراط نيز رهرو خود را مي بلعد و در مجراي گلوي خويش فرو مي برد، به صورتي كه ديگر منحرف نمي شود . كلمه مستقيم هم به معناي هر چيزي است كه بخواهد بر روي پاي خود بايستد. پس صراط مستقيم صراطي است كه در هدايت مردم و رساندن آنان به هدف تخلف نمي كند. صراط مستقيم راهي است به سوي خدا; و راه هاي ديگر به سوي خدا شعبه اي از آن است; و هر طريقي كه آدمي را به سوي خدا راهنمايي كند بهره اي از صراط مستقيم دارد; و هر راه و سبيلي به اندازه اي كه از صراط مستقيم بهره دارد مي تواند انسان را به خدا نزديك كند; اما خود صراط مستقيم بي هيچ قيد و شرطي مسافر خود را به سوي خدا هدايت مي كند; و اين صراط راه كساني است كه خداوند به آنان نعمت هدايت و سعادت بخشيده است; و اينان جز انبيا و شهيدان و تصديق كنندگان پيامبر و راستگويان و نيكو كاران و مؤمنان نيستند. البته اين صراط مستقيم از مو باريك تر و از شمشير تيزتر است: هم تشخيص آن سختاست و هم پيمودن آن دشوار; و اين صراط مستقيم ، كه همان دين خداست، در قيامت به صورت پلي درمي آيد كه بر روي جهنم استوار است. ابن مسعود مي گويد: «رسول خدا با دستش خطي كشيد و فرمود: ” اين راه راست خداست“ سپس در سمت راست و چپِ آن، خطوطي رسم كرد و فرمود: ”بر سر هر يك از اين راه ها، شيطاني است كه به آن راه فرا مي خواند; “ و آن گاه آيه 153 سوره انعام را تلاوت فرمود.»


عنوان /  قانون گذار عالم خواهان آسايش شماست، نه سختي تان
آیه ی شریفه

يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ / 185 : بقره
ترجمه
... خداوند براي شما آساني مي خواهد و براي شما دشواري نمي خواهد...     
شرح و تفسیر
مفسران قرآن و فقهاي اسلام از اين آيه قاعده اي كلي استخراج كرده و آن را قاعده لاحَرَجْ ناميده اند . اين قاعده گوياي اين حقيقت است كه قوانين اسلام بر آسان گيري بنا شدهاست، نه سخت گيري; و خداوند در دين خود تكليف مشقت باري قرار نداده است; و همه قوانين اسلام و برنامه هاي دين براي حفظ منافع مادي و معنوي انسان وضع شدهاست. پيامبر اكرم (ص) نيز فرمودند: «من به ديني آسان مبعوث شده ام.» البته امثال اينآيات نبايد دستاويزي براي افراد نادان يا مغرض شود و با آن، مسائل اساسي و مقدسات و مسلمات دين را به بازي بگيرند و به استناد آن، بي حجابي و بي بندوباري و بي نمازي وعقب نشيني در مقابل دشمن را ترويج كنند; زيرا دين طبيعتاً محدوديت آور است و عمل به دستورهايِ آن گاه به ظاهر انسان را به زحمت مي اندازد. خداوند در اين باره مي فرمايد : «بر شما جهاد در راه خدا واجب شد، در حالي كه برايتان نا خوشايند است.چه بسا چيزي را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خير شما در آن باشد و يا چيزي رادوست داشته باشيد، حال آن كه شرّ شما در آن باشد; و خدا مي داند و شما نمي دانيد.»


عنوان /  اسلام وضع عسر و حرج و اضطرار را در نظر گرفته است
آیه ی شریفه

إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ / 173 : بقره
ترجمه
جز اين نيست كه [خداوند] بر شما مردار و خون و گوشت خوك و حيواني را كه [در وقت ذبح] نام غير خدا بر آن برده شده حرام كرده است; اما كسي كه ناچار [از خوردن آنها] شود، درحالي كه در اصل طالب آن نبوده و از حد ضرورت تجاوز نكرده باشد، بر او گناهي نيست كه خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است.     
شرح و تفسیر
آيات ۳ سوره مائده و ۱۱۹ و ۱۴۵ انعام و ۱۱۵ نحل درباره همين موضوع است. خداوند فرموده است: هر گاه ضرورتي پيش بيايد كه انسان براي حفظ جان خويش مجبور به استفاده از بعضي غذاهاي حرام مي شود ، به مقدار رفع اضطرار گناهي بر او نيست; زيرا قصدش عناد و مخالفت با فرمان خدا نبوده است; اما كسي نبايد اضطرار را بهانه اي براينفس چراني قرار دهد. لذا خداوند بلافاصله فرموده است ستمگر و متجاوز نباشد، يعني با گناه كردن بر خود ستم نكند (زيرا گناه ظلم به نفس است) و از حدود خدا هم تجاوز نكند.


عنوان /  و هر كس فقط به اندازه وسع خويش تكليف دارد
آیه ی شریفه

لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ / 286 : بقره
ترجمه
خداوند هيچ كس را جز به اندازه توانش تكليف نمي كند. هر كس هر كار خيري كرده به سود اوست و هر كه كار بدي كرده به زيان اوست...
شرح و تفسیر
جوهر انسان ها با هم تفاوت دارد; و خداوند به هر كس استعدادي خاص داده كه فقط در همان زمينه مي تواند موفق شود. البته اين تفاوت ها به هيچ وجه برتري ذاتي و ارزشي نيست و هرگز مجوزي براي تفاخر نمي شود ; و اگر كسي به اين حقيقت توجه كند، هرگز ديگران را به جهت نداشتن چيزي ملامت نخواهد كرد. حال با اين مقدمه مي گوييم كه از عدل الهي به دور است كه شخصي را فوق قدرت و استعدادش تكليف كند و اينتفاوت هارا در نظر نگيرد. البته هر كسي بايد توان خود را به كار گيرد و تنبلي و سستي راكنار بگذارد و از تمام امكانات در جهت اداي تكاليف به قدر توانش بهره گيرد; و تا آن جا كه مي تواند مجاهده و تلاش كند تا مشمول هدايت خاص خداوند شود.


عنوان /  اي مومنان، سستي و غمگيني چرا؟ شما برتريد
آیه ی شریفه

وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ / 139 : آل عمران
ترجمه
و هرگز [در برابر دشمن] سست نشويد و غمگين مباشيد كه شما برتريد، اگر مومن [واقعي] باشيد.
شرح و تفسیر
اساساً سستي و تنبلي، كه امروزه از آن به بي اعتمادي به نفس و باور نداشتن خود و افسردگي تعبير مي شود ، در همه جا مذموم است و در مقابلِ دشمن مذموم تر; زيرا اسلامدينِ عمل و حركت و اميد است و با اين كه نيت و ايمان، كه هر دو از امور مهم قلبياست، اساس و ريشه انسان مؤمن به حساب مي آيد; تا آن ايمان و نيت به عمل در نيايد و انسان را به كوشش و تلاش نيندازد، هيچ بهره اي ندارد.اين احساسِ ناپسندِ سستي و تنبلي موجب مي شود كه انسان در مقابل دشمن خود را پست و زبون ببيند و تسليم مطامع آنان شود. از اين رو قرآن در آيات متعدد مؤمنان راعزتمند و پيروز ميدان هاي دنيا و آخرت معرفي كرده است و آنان را به نيروي عظيم ايمان به خدا، كه منشعب از قدرت لايزال الهي است، توجه داده است; و فرموده است اگر به مقتضاي ايمان خود عمل كنيد، در همه معركه ها سربلند و عزيزيد. در غدير نيز ، بعد از اعلان رسمي ولايت و جانشيني اميرالمؤمنين (ع)، آيه نازل شد كه «امروز كفار از دين شما مأيوس شدند. پس ديگر از هيچ دشمن خارجي نهراسيد، بلكه از من (خدا) بترسيد كه مبادا بر اساس ايمانتان عمل نكنيد و از راه خدا فاصله گيريد.»


عنوان /  حسينيان عزيز و آزاده اند : نه ظلم مي كنند و نه زير بار ظلم مي روند
آیه ی شریفه

لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ / 279 : بقره
ترجمه
... نه ستم مي كنيد و نه تن به ستم مي دهيد.
شرح و تفسیر
«امسال سالِ شمسي ما هم در فروردين و هم در آخر سال، در اسفند، با عاشوراي حسيني مقارن و مصادف است. بنابراين جا دارد كه ما امسال را سال عزت و افتخارحسيني بدانيم. اميدواريم ملت عزيز ما با تمسك به معنويت حسين بن علي (ع) و با آشنايي بيش تر با آن بزرگوار عزت و افتخار و سربلندي را براي خود كسب كند. هم چنان كه ــ بحمداللّه ــ به بركت حسين بن علي (ع) و به بركت اسلام و قرآن از عزت و افتخار معنوي برخوردار بوده و هست.»
مظهر آزادگي
بزرگ فلسفه قتل شاه دين اين است
كه مرگ سرخ به از زندگيننگيناست
حسين مظهر آزادگي و آزادي است
خوشا كسي كه چنينش مرام و آيين است
نه ظلم كن به كسي ني به زير ظلم برو
كه اين مرام حسين است و منطق دين است
همين نه گريه بر آن شاه تشنه لب كافي است
اگرچه گريه بر آلام قلبْ تسكين است
ببين كه مقصد عالي وي چه بود اي دوست
كه درك آن سبب فرّ و جاه و تمكين است
ز خاكِ مردمِ آزاده بوي خون آيد
نشان شيعه و آثار پيروي اين است
ز خون سرخ شهيدان كربلا خوشدل
دهانِ غنچه و دامان لاله رنگين است


عنوان /  حزبِ شيطان از حسادتْ ايمان شما را نشانه گرفته است
آیه ی شریفه

وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم / 109 : بقره
ترجمه
بسياري از اهل كتاب، با آن كه حقانيت [اسلام] بر آنان روشن شده است، از روي حسد دوست دارند كه شما را، پس از ايمان آوردنتان، به كفر بازگردانند...
شرح و تفسیر
كافر كسي است كه به رغم شناختن حق، به آن تن ندهد و آن را رد كند; او با آن كه مي داند صراط مستقيم راه خدا و حق است، از سر حسادت مي خواهد كه كسي با پيمودن راه خدا و پيروي از حق به سعادت نرسد. از اين رو تمام تلاش كافران بر اين است تا اهل حق را سست كنند و آنان را از مسير هدايت برگردانند و مانند خود به تباهي و گم راهي بكشانند. حكايت هجوم و شبيخون فرهنگي امروز دشمن نيز همين است. امام علي (ع) مي فرمايند: «اي بندگان خدا، شما را به ترس از خدا سفارش مي كنم و شما را از منافقان مي ترسانم; زيرا آن ها هم خود گم راهند و هم گم راهكننده اند ، هم خود خطا كارند هم به خطا كاري تشويق مي كنند. آنان به رنگ هاي گوناگون ظاهر مي شوند ، از ترفندهاي گوناگون استفاده مي كنند، براي شكستن شما از هر پناهگاهي استفاده مي كنند و در هر كمينگاهي به شكار شما مي نشينند، قلب هايشان بيمار و ظاهر شان آراسته است، در پنهاني راه مي روند و از بيراهه ها حركت مي كنند، و صفشان دارو و گفتار شان درمان، اما كردار شان دردي است بي درمان، بر رفاه و آسايش مردم حسد مي ورزند و بر بلا و گرفتاري مردم مي افزايند و اميدواران را نا اميد مي كنند. آن ها در هر راهي كُشتهاي مي افكنند و در هر دلي راهي مي جويند و بر هر اندوهي اشك ها مي ريزند. مدح و ستايش را به يكديگر قرض مي دهند و انتظار پاداش مي كشند... آن ها در برابر هر حقي باطلي و در برابر هر دليلي شبهه اي و براي هر زنده اي قاتلي و براي هر دري كليدي و براي هر شبي چراغي تهيهكرده اند . با اظهار يأس مي خواهند به مطامع خويش برسند و بازار خود را گرم كنند.»


نوشته شده در   جمعه 14 آبان 1389    
PDF چاپ چاپ