دوشنبه 5 اسفند 1398 | Monday, 24 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 13 آبان 1389     |     کد : 5003

16:ويژگيهاى حسين ع در رابطه با كعبه

16:ويژگيهاى حسين ع در رابطه با كعبه

عنوان نهم : ويژگيهاى حسين عليه السلام در رابطه با كعبه
در اين مورد سه نكته است كه بدين صورت طرح مى گردد:
1- كعبه حقيقى
2-  تجليل كعبه از جانب آن حضرت و پاداش شكوهمند آن ....
3- زيارت آن حضرت و طواف بر گرد كعبه ....
كه اينك به ترسيم نكات سه گانه مى پردازيم :
كعبه حقيقى
1-  حسين عليه السلام كعبه حقيقى است و داراى ويژگيهاى آن . به عبارت ديگر: همه مى دانيم كه خداوند فراتر از زمان و مكان و برتر از ظرفيت و سكونت گزيدن است و نسبت دادن برخى از زمانها و مكانها به ذات اقدس او به خاطر شرافت بخشيدن بدانهاست ؛ اين بدان جهت است كه آنها به كانون عبادت تبديل گردد يا در آنجا عبادت بيشترى انجام گيرد و يا به هنگام عبادت ، دلها، قلبها و چهره ها متوجّه آنها گردد و يا به دليل ويژگيهاى خاصّ جغرافيايى و مكانى ، به گونه اى است كه در آنجا انديشه ها بيشتر به بارگاه آفريدگار پديده ها، پرمى كشد و نيّتها براى خدا پاكتر و پراخلاصتر مى گردد همانگونه كه همه اين ويژگى در خانه كعبه ومكّه موجود است و برخى در ديگر مساجد و كانونهاى عبادت و بندگى به چشم مى خورد، در خانه هايى كه خداوند رخصت داد كه گرامى و ارجمندش دارند و نامش در آنجا ياد شود.
آرى ! همه اين مكانها و عبادتگاهها به ظاهر خانه خداست نه به واقع ؛ چرا كه خانه حقيقى او، قلب بندگان باايمان اوست .
در حديث قدسى آمده است كه : نه زمين گسترده مى تواند مرا در برگيرد و نه آسمان كه پديده اى از پديده هاى بزرگ آفرينش ‍ است ، ظرفيّت مرا دارد؛ امّا قلب بندگان باايمان مرا در برمى گيرد. چرا كه قلب يكتاپرستان ، فرودگاه عشق خدا و كانون ايمان و عرفان و اخلاص به اوست .
در روايت است كه به داوود پيامبر وحى فرمود كه :
هان اى داوود! خانه اى براى من خلوت و آماده ساز تا در آن مسكن گزينم .
او گفت : پروردگار من ! تو برتر از زمان و مكانى .
بدو وحى فرمود كه : قلب خود را آماده و براى من خلوت ساز.
چرا كه هر قلبى كه جز مهر خدا در آن نگنجد، آنجا كانون عشق خدا و خانه اوست .
از اين رو، قلب انسانى كه داراى ايمان و عرفان و اخلاص حقيقى باشد؛ به راستى خانه خداست ، چرا كه از همه وابستگيها و رنگها وجلوه هاى غير خدايى پاك و پاكيزه است . در آن انديشه و ياد و قصدى جز خدا نيست ؛ كار به جايى مى رسد كه چنين انسان باايمانى جز خدا را نمى نگرد و جز پيام او را نمى شنود و اين يكى از معانى و مفاهيم حديث قدسى است كه مى فرمايد:
حتّى اكون سمعه وبصره
تا من قدرت شنوايى او گردم كه بدان مى شنود و ديدگان او كه بدانها مى بيند.
آرى ! هنگامى كه اين مرحله تحقّق يافت و در اين مورد به خوبى انديشيديم ؛ آنگاه روشن مى شود كه خانه حقيقى خدا، قلب پرشكوه حسين عليه السلام است ، چرا كه آن حضرت قلب خويش را براى خدا، به گونه اى وصف ناپذير آماده ساخت تا جايى كه هيچ علاقه و پيوندى در آن ، براى غير خدا نماند؛ فراتر از آن ، همه رنگها و رابطه ها و علاقه هايى را كه هيچ ناهماهنگى با عشق به خدا نداشت آنها را نيز، از دل زدود و همه را خدايى و الهى ساخت و خودِ بريدن از همه وابستگيها به خاطر خدا و پيوستگى بدو، نشانگر شدّت عشق به خداست و بريدن از همه ، نشانگر پيوستن بدو است و بس .
آرى ! دين باورى و ديندارى و درجه پايبندى به مقرّرات آسمانى نيز در گرو درجات و چگونگى عشق به خدا و فرمانبردارى از دستورات اوست .
اينك كه اين نكات ظريف روشن شد، بايد دانست كه پيشواى شهيدان ، حسين عليه السلام در كران تا كران زندگى پرافتخارش ‍ و مراحل پيش از آن نيز، قلبش در گرو عشق خدا بود و بس .
هنگامى كه نور وجودش همانگونه كه در صحيفه الهى كه براى هركدام از امامان نور فرستاده شد، مورد خطاب قرار گرفت كه : جان پاكت را در سوداى با خدا معامله كن .
آرى ! در پى اين فرمان ، از مدينه به سوى مكّه و آنگاه از آنجا به سوى كربلا و شهادتگاه خويش ، به هجرتى شكوهمندانه دست زد. در همه اين مراحل ، هدف او تنها انجام فرمان خدا بود و نيّت اين بود كه آنچه بر او فرود آيد همه را به قصد تقرّب به خدا به جان بخرد؛ از اين رو در مكّه و مدينه فكر همه اينها را كرده بود و خود را براى همه اين فداكاريهاى براى خدا، حتّى بريده شدن پيوندى وجودش و تحمّل شهادت ياران و فرزندانش مهيّا ساخته بود.
بلكه فراتر از آگاهى از رخدادهاى آينده و آمادگى براى فداكارى در راه خدا، شهادتگاه خويش را آنگونه كه بعدها اتّفاق افتاد، به يكى از همسران پيامبر نشان داد.
آن حضرت در راه خدا، به راستى از دلبستگى به وطن و سرزمين ، ثروت و لباس ، رياست و اقتدار، آسايش و آرامش ، خانه و خانواده ، فرزندان و برادران ، بستگان و ياران و به يك كلام ، از همه علايق و وابستگيها، قلب خويش را تهى ساخت و از همه چيز و همه كس جز خدا، چشم پوشيد و آنان را براى شهادت و اسارت در راه خدا به بارگاه دوست تقديم داشت .
او از همه ارزشها و جلوه هاى دنيوى حتّى از قطرات آب ، براى واپسين لحظات نيز گذشت و از دلبستگى به سر، پيكر، خون ، گوشت ، پوست ، استخوان ، پيوندهاى وجود و كران تا كران هستى خويش ، حتّى قلب طپنده و خون ، آن كه مايه حيات و زندگى است گذشت ؛ به همين جهت بود كه قلب مصفّايش هدف تير سه شاخه سپاه اموى گرديد و خونش بسان فوّاره اى جريان يافت با دست مبارك ، خون آن را گرفت و سر و چهره ملكوتى و محاسن سپيدش را گلگون ساخت ؛ همانگونه كه در زيارت آن حضرت آمده است:
وبذل مهجته فيك
آرى ! هنگامى كه او خون قلب ظاهرى و همه علايق و دلبستگيهاى آن را در راه دوست فدا كرد، قلب معنوى او براى خدا خالص شد و از غير خدا، صاف و پاك و تهى گشت . اينجا بود كه بيت اللّه حقيقى شد كه :
... وَلِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ
حجّ آن خانه ، بر كسانى كه قدرت رفتن به آن را داشته باشند، واجب است .
و سخن پيامبر گرامى روشن مى شود كه فرمود: هر كس حسين را عارفانه و خالصانه زيارت كند، چنان است كه گويى خداى را در عرشش زيارت كرده است .


31) تجليل كعبه از جانب امام حسین و پاداش آن
حسين عليه السلام در برابر كعبه تعظيم كرد و آنچنانكه شايسته بود به خانه خدا به خاطر خدا، احترام كرد و خداوند به پاداش آن ، ويژگيها و ارزشهاى كعبه را بدو كه خانه حقيقى خداست ، ارزانى داشت.
آن حضرت ، در روز جمعه سوّم شعبان وارد مكّه شد. و تا ايّام حجّ درآنجا سكونت گزيد، براى اداى حجّ يا عمره تمتّع احرام بست ؛ امّا هنگامى كه دريافت از يك سو سى نفر از شياطين بنى اميّه براى ترور آن حضرت در خانه خدا و در لباس احرام گسيل داشته شده اند و از سوى ديگر سپاهى گران ، به فرماندهى عمربن سعد، براى دستگيرى او بسيج شده اند. به فرمان خدا حجّ خويش را به عمره مفرده تبديل و در آستانه روز عرفه از خانه خدا وداع كرد و خارج شد تا حرمت آنجا حفظ شود و حكومت سياهكار استبدادى ، حرمت او را در خانه خدا نشكند كه در نتيجه شكوه و احترام كعبه نيز شكسته شود.
برادرش محمّد، در شب حركت از مكّه ، به حضورش شرفياب شد و ضمن ارزيابى اوضاع ، خاطر نشان ساخت كه :
شما پيمان شكنى مردم كوفه را در مورد پدر و برادر گرانقدرتان ، نيك مى دانيد، من از آن نگرانم كه آنان چون گذشته عمل كنند و با شما نيز پيمان شكنى نمايند؛ از اين رو اگر در مكّه بمانيد، عزيزترين و تسخيرناپذيرترين ساكنان حرم هستيد.
آن حضرت فرمود: از آن نگرانم كه به دستور يزيد در حرم الهى ترور شوم و با ريخته شدن خون پسر پيامبر در كعبه ، حرمت آن شكسته شود.
محمّد گفت : اگر چنين است به سوى يمن يا برخى مناطق كوهستانى برويد كه در اين صورت توان دستگيرى و بيداد در حق شما را نخواهند داشت .
آن حضرت فرمود: در اين مورد خواهم انديشيد.
امّا، هنگامى كه سحرگاه كاروان حسين عليه السلام كوچ كرد و خبر حركت آن به گوش محمّد رسيد، خود را رسانيد و زمام مركب حسين عليه السلام را گرفت و از دليل حركت كاروان پرسيد كه فرمود:
پس از ديدار تو شامگاه گذشته ، پيامبر را در خواب ديدم كه فرمود: حركت كن چرا كه خداوند مى خواهد تو را در شهادتگاهت ، شهيدبنگرد.
محمّد ضمن بيان
انّا للّه وانّا اليه راجعون
بانوان حرم ، چرا؟
فرمود: خداوند مى خواهد آنان را نيز اسير بنگرد.
و فرمود: اگر من در لانه جنبنده اى از جنبندگان زمين باشم مرا درخواهند آورد تا با كشتن من ، به اهداف شيطانى خويش دست يابند.
پس از ديدار محمّد با برادر گرانقدرش حسين عليه السلام ، عبداللّه بن زبير، عبداللّه بن عباس و عبداللّه بن عمر، شرفياب حضورش شدند و اين سه شخصيّت سرشناس ، او را از رفتن به سوى كوفه برحذر داشتند، امّا آن حضرت به نخستين آنان فرمود: من دوست ندارم حرمت خانه خدا شكسته شود و در حرم امن الهى خونم را بريزند.
به سوّمين آنان از بى وفايى دنيا و ارزشهاى مادّى و شقاوت دنياپرستان و كشته شدن يحيى پيامبر و نيز شقاوت بنى اسرائيل ، كه هفتادپيامبر خدا را در يك روز ميان طلوع فجر تا خورشيد كشتند ... سخن گفت .
به ابن عباس فرمود: پيامبر خدا، مرا بدين قيام عدالت خواهانه دستور داده است و من براى انجام فرمان او خواهم شتافت .
بدينگونه آن سه نفر بر او درود گفتند و با گريه او را وداع كردند و عبداللّه بن عمر تقاضا كرد كه آن حضرت لباس خويش را كنار زند تا او جايگاه بوسه هاى پيامبر بر سينه او را، ببوسد ....
آرى ! خواننده انديشمند! شما در كار بزرگ اين پيشواى شكوهمند، تدبّر كن و به گفتار پرمحتوا و بلند او بينديش كه مى فرمايد:
من از آن مى ترسم كه رژيم فريبكار اموى ، به بهانه هاى پوچ سياسى و دروغهاى رايج خويش ، با ريختن خون من در خانه خدا، حرمت اين خانه پرشكوه را بشكند؛ از اين جهت كوچ مى كنم ....
آرى ! بينديش كه چگونه آن حضرت كه خود بزرگتر و پرشكوه تر از خانه خداست ، برشهادت و اسارت خود و خاندانش رضايت مى دهد؛ امّا حرمت و شكوه خانه خدا و دين خدا و مقرّرات او را پاس مى دارد و اجازه نمى دهد اين قانون شكنى و شقاوت رژيم ، در كنار حرم و داخل خانه خدا، صورت گيرد و احترام خانه در ديدگاه جهانيان شكسته شود؛ به همين دليل است كه خداوند در روز عرفه ، نخست به شيفتگان كوى او نظرلطف مى كند آنگاه به آنانكه در عرفات گرد آمده اند. و نيز به خاطر تجليل و بزرگداشت حرم از سوى اوست كه خداوند همه ويژگيها و ارزشها و شرافتى را كه به كعبه بخشيده است ، بدو ارزانى مى دارد.
اينك ، به يارى خداى بزرگ و با ستايش او بر اين الهام قلبى ، حدود پنجاه امتيازى را كه براى كعبه برشمرده ايم به صورت مقايسه اى فشرده با عظمت خانه حقيقى خدا، ترسيم خواهيم كرد.


يك مقايسه جالب
1-  در ميان مساجد و عبادتگاهها، نخستين خانه پرشكوهى كه براى مردم برپا شد، كعبه بود و حسين عليه السلام نيز بدان جهت كه از پيامبر صلى الله عليه و آله است و پيامبر از حسين عليه السلام ، از نظر مقام بسان كعبه است ؛ چراكه نخستين مخلوقات نور وجود پيامبر است و نور وجود حسين عليه السلام همراه نياى بزرگ ، پدر و مادر و برادر گرانقدرش عليهم السلام همگى پيش از آفرينش آسمانها و زمينها آفريده شده و گرامى داشته شده اند. از اين رو حسين عليه السلام و شهادتگاه و حرم او نيز نخستين خانه اى است كه براى مردم و فرشتگان و تمامى مخلوقات بنياد گرديد.
2- دوّمين امتياز خانه خدا اين است كه در سرزمين پربركت مكّه ، بهترين و شريفترين نقطه روى زمين قرار گرفته است و حسين عليه السلام نيز از نظر ريشه و اصالت ، به پرشرافت ترين و افتخارآفرين ترين نقطه ، پيوند مى خورد، همينگونه از نظر شهادتگاه و بارگاه ملكوتى اش .
آرى ! به تعبير آن شاعر شيفته :
ومن حديث كربلا والكعبه
از حديث مفاخره كعبه و كربلا، برترى سرزمين كربلا آشكار گرديد.
3-  كعبه پرشكوه را، ابراهيم به دستور خداوند و به دست تواناى خويش بنياد كرد و آنجا در حقيقت ساخته دست دوست خداست و حسين عليه السلام نيز گوشت و پوست و خون مقدّسش از حبيب خدا، محمّد صلى الله عليه و آله است و مقام حضرت محمّد، فراتر از ابراهيم است ، چرا كه خليل كجا و مقام حبيب كجا؟
4-  كعبه را، خداوند بر زائران و ساكنان اطرافش پربركت ساخته است و حسين عليه السلام نيز به خاطر عنايات بسيار خداوند به او و بارانِ الطاف خاصّه اش به سوى مردم به خاطر آن حضرت ، بسيار پربركت است .
برخى از شايستگان به خاطر شهادت در كنار او به بهشت پرطراوت خدا درآمده ، برخى به خاطر گريه هدفدار بر او، برخى با برپايى سوگوارى عارفانه بر آن حضرت به بهشت پرمى كشند و برخى به خاطر اداره شايسته محفل سوگ او و گرياندن مردم ، برخى به خاطر همدلى وهماهنگى با عزاداران او، برخى با يادآورى تشنگى او به هنگام نوشيدن آب ، برخى به خاطر زيارت عارفانه او، برخى به خاطر يارى رسانى به زائرانش ، برخى به خاطر دفن در نزديكى تربت مقدّس او و برخى با جلوه هاى ديگر بركات او براى مردم و به خاطر آن گرامى ، در قلمرو و مسير باران روزيهاى مادّى و معنوى و الطاف خدا قرار مى گيرند.
5- خداوند همانگونه كه در قرآن تعبير مى فرمايد، كعبه را براى جهانيان وسيله هدايت ساخت و حسين عليه السلام نيز براى جهانيان مايه هدايت و نجات است ، چرا كه آن گرامى مرد جهان بشريّت ، با جانفشانى تمام عيار خود، دين نياى بزرگش محمّد صلى الله عليه و آله را از خطر سهمگين ارتجاع و جاهليّت اموى نجات بخشيد و در پرتو شهادت او بود كه مذهب اهل بيت و راه و رسم خاندان وحى و رسالت آشكارگرديد.
آرى ! به حق بايد نيايش كرد كه : بار خدايا! حسين عليه السلام خون قلب مقدّسش را در راه تو هديه كرد تا بندگانت را از تاريكى و سرگردانى دروادى جهالت و ضلالت نجات بخشد ....
6-  خداوند اطراف كعبه پرشكوه را، حرم قرار داد و مقرّر فرمود كه در قلمرو حرم نه چيزى شكار گردد و نه كوچ داده شود، نه درختى قطع گردد و نه گياهى چيده شود ونه گمشده اى را جز مسئول آن دست بزند.
خداوند براى شهادتگاه و مدفن شريف حسين عليه السلام ، حرم قرار داد و تربت مقدّس او را محترم ساخت و با اينكه خوردن خاك تحريم شده است ، خوردن از تربت او را براى شفا اجازه داد.
برخى از روايات ، مقدار اين حرم را به اندازه چهار فرسخ و برخى پنج فرسخ ، تعبير كرده اند كه اين بيانگر اختلاف درجات فضيلت است .
در مورد مقدار خوردن تربت مقدّس او براى شفا، ديدگاهها متفاوت است ، برخى تربت هر نقطه اى از حرم او را اجازه داده اند و برخى تنها تربت قبر شريف را، كه به نظر مى رسد به ديدگاه دوّم بسنده شود، بهتر است ؛ گرچه از برخى روايات مسافت يك ميل ، چهار ميل و نود متر دريافت مى گردد.
نيز روشن است كه خوردن از تربت او براى شفا، آداب و شرايطى دارد كه در جاى خود آمده است . و به خاطر شرايط بسيار در آن برخى يادآورى كرده اند كه چگونگى شفا خواستن از تربت مقدّس او به خاطر شرايط و مقرّرات بسيارش ، مشكل است . برخى شفا يافتن را مشروط به آن شرايط شمرده اند و برخى ديگر همان مقرّرات را شرط ندانسته ، بلكه آنها را آداب شفاجويى از تربت او ذكر كرده اند.
خداوند، كعبه را پايگاه امنيّت مقرّر داشت به همين دليل ، هر كسى بدانجا پناهنده شد ريختن خون او مشروع نيست و حسين عليه السلام نيز پناهگاه امن و امان است و ريختن خون هر كس كه بدان حضرت پناه آورد، حلال نيست ؛ امّا رژيم سياهكار اموى ، نه تنها حرمت خاندان رسالت را شكست ؛ بلكه حرمت كسانى را كه به بيت حقيقى خدا و حجّت او نيز پناه آوردند، هتك كرد؛ تا آنجايى كه رعايت كودكان خردسال را نيز ننمود و در حالى كه يكى از آنان بر روى دست او از شدّت عطش مى سوخت . و ديگرى بر روى سينه اش ، عموى گرانقدرش را به فريادرسى مى خواند و او، بر روى خاك شهادتگاهش افتاده و آن كودك را در روى سينه اش پناه داده بود، او را آماج هدف تير قرار داد و به شهادت رسانيد.
و همينگونه پرندگان حرم اهل بيت عليهم السلام را كه بر شهادتگاه حسين عليه السلام گرد آمده و به سوگوارى پرداخته بودند از حرم امن او، كوچ داد، دختر گرانمايه اش را كتك زد و از پيكر مطهّر پدرش جدا ساخت وازحرم او صيد نمود و به زنجير بيدادكشاند و بر فراز محملها به سوى كوفه و شام حركت داد و به اسارت برد.
8-  خداوند، كعبه را قبله پيامبرِ برگزيده و محبوبش ، محمّد صلى الله عليه و آله قرارداد تا در هنگام نماز و نيايش كه بهترين لحظات و حالات و برترين عبادتهاى اوست بدان سو روى كند و بدو وحى فرستاد كه :
... فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَالْمَسْجِدِ الْحَرامِ
پس ، چهره ات را به جانب مسجدالحرام كن .
و اينگونه آنجا را قبله گاه پيامبر ساخت . امّا حسين عليه السلام همانگونه كه خود پيامبر صلى الله عليه و آله وصف كرد، خون و مايه حيات قلب پيامبر، ميوه دل و گل سرسبد بوستان او بلكه فراتر از همه اينها، بسان وجود گرانمايه خود پيامبر است كه فرمود: حسين از من است و من از حسين .
آرى ! حسين عليه السلام علاوه بر همه اينها، قبله گاه پيامبر نيز بود، چرا كه هرگاه به سوى پيامبر مى آمد، آن حضرت بدو، چشم مى دوخت و با شيوه اى خاصّ بدو مى نگريست ، گرچه به هنگام سخنرانى يا در نماز و نيايش با خدا. و همو بود كه حسين عليه السلام را به هنگام نماز به بارگاه خدا، بر كتف يا در آغوش ‍ خويش مى گرفت .
9-  خداوند طواف بر گرد كعبه را از اركان اسلام قرار داد و فرمود:
وَلِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ اِلَيْهِ سَبيلاً
براى خدا، حجّ آن خانه بر كسانى كه قدرت رفتن به سوى آن را داشته باشند واجب است و آنكه انجام ندهد از اركان اسلام كاسته است .
و زيارت حسين عليه السلام را نيز خداوند از اركان اسلام و از پايه هاى ايمان مقرّر فرمود و در روايت آمده است كه : ترك كننده زيارت آن حضرت ، ايمانش ناقص ، و حرمت پيامبر را شكسته و در حقّ او ستم كرده است .
و در روايت ديگرى آمده است كه : ترك كننده زيارت حسين عليه السلام شيعه او نيست .
و نيز آمده است كه : اگر چنين كسى به بهشت راه يابد، به منزله ميهمان است .
و نيز آمده است كه : ترك كننده زيارت حسين عليه السلام گرچه هزار حجّ انجام داده باشد، حقّى بزرگ از حقوق خدا را ترك كرده است .
و نيز آمده است كه : از خير محروم شده است .
و در روايت ديگر آمده است كه : كسى كه يك سال و يا دو سال از عمر او بگذرد و به زيارت امام حسين عليه السلام موفّق نشود، بهره اى از عمر خود نبرده است و از پاداش الهى منحرف شده و از جوار حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله دور گرديده است .
10-  خداوند كعبه را مغناطيس دلها قرار داد، به گونه اى كه از نقاط دور و نزديك قلبها را جذب مى كند و شگفت است كه دلها نيز در شور و شوق آنجا و كسانى است كه به راستى رنگ و خاصيّت آنجا را داشته باشند، همانگونه كه در نيايش خليل و دعاهايش ‍ آمده است كه :
رَبَّنا ... فَاجْعَلْ اَفْئِدَةً مِنَ النّاسِ
پروردگارا ! ... دلهاى مردم را چنان كن كه هواى آنان كند.
و حسين عليه السلام نيز مغناطيس قلبهاى شيعيان است .
آنان در قلب خويش كششى ويژه به سوى آن حضرت احساس ‍ مى كنند كه اين كشش و مهر قلبى از محبّت و عشق به ديگر امام نور، متفاوت است و رمز اين را درروايتى كه از پيامبر رسيده است يافتم كه اينگونه است :
مقداد مى گويد: پيامبر گرامى در جستجوى دو فرزند گرانمايه اش ‍ حسن و حسين عليهما السلام كه خردسال بودند از خانه خارج شد و من نيز همراه او بودم . در اطراف مدينه ، افعى بزرگى را ديدم كه با احساس آمدن پيامبر صلى الله عليه و آله بپا خاست ، كه به بلندى نخل و بزرگى شتر بود و از دهانش آتش خارج مى شد، اين منظره مرا سخت به هراس انداخت ....
پيامبر به من متوجّه شد و فرمود: آيا مى دانى اين مخلوق خدا چه مى گويد؟
گفتم : خدا و پيامبرش داناترند ....
فرمود: مى گويد: خداى را ستايش مى كنم كه قبل از پايان يافتن عمرم ، مرا نگهبان فرزندان پيامبر قرار داد.
و آنگاه راه خويش را در ميان ريگهاى بيابان پيش گرفت و رفت . آنگاه نگريستم درختى را ديدم كه آن را پيش از آن روز نديده بودم وپس از آن روز هم هرچه در جستجوى آن رفتم نيافتم ، آن درخت بر دو فرزند پيامبر سايه افكنده بود و آنان خوابيده بودند. پيامبر در ميان آن دو نشست ، سر حسن و حسين عليهما السلام را بلند كرد و بر روى پاى راست و چپ خويش نهاد، آنگاه زبان در دهان حسين عليه السلام نهاد و او بيدار شد و باز خوابيد.
به آن حضرت گفتم : چنان رفتار مى كنيد كه گويا حسين عليه السلام بزرگتر است .
فرمود: نه ! هر دو گرانمايه اند، امّا در اعماق جان مردم باايمان نسبت به حسين معرفت و محبّت ويژه اى نهفته است ....
11-  در مكّه و خانه خدا، نقطه خاصّى است كه مقام ابراهيم خليل است و جاى پاى اوست كه در سنگ سخت برجاى مانده است .
حسين عليه السلام بزرگ انسانى است كه در وجودش اثر بوسه هاى پيامبرمحبوب خداست ، چرا كه پيشانى بلند و گلوى مباركش به خاطر بوسه هاى بسيار پيامبر درخشندگى خاصّى داشت .
و نيز اگر جايگاه پاى ابراهيم خليل در حرم امن خداست ، جاى پاى حسين عليه السلام روى شانه و پشت و سينه پيامبر محبوب خداست ؛ از اين رو بدن پيامبر صلى الله عليه و آله جايگاه فرود حسين عليه السلام است و اگر به رواياتى كه در چگونگى مهر و محبّت پيامبر به حسين عليه السلام و به آغوش ‍ گرفتن ، بردن بر روى شانه ، خوابانيدن بر روى سينه ، طولانى ساختن سجده به هنگامى كه او بر پشت آن حضرت نشسته بود، خواهيد ديد كه مهر آن حضرت به حسين عليه السلام مهر و محبّت شگفت انگيزى است .
12- خداوند براى كعبه كرامت ظاهر و نشانه آشكارى قرار داد كه نه پرنده اى بر فراز آن پر مى گشايد و نه بر ديوار آن مى نشيند. و براى حسين عليه السلام نيز كرامت آشكارى قرار داده شد، به گونه اى كه آب بر قبر او نزديك نشد و گاوها به هنگامى كه تصميم گرفتند تا قبر مطهّرش را به مزرعه تبديل ساخته ، اثر آن را از بين ببرند، به قبر او راه نگشود.
متوكّل سالها به نابود ساختن شهادتگاه و اثر قبر او دستور داد و كوشيد، امّا موفّق نشد. يك بار دستور نبش قبر آن حضرت را داد كه پيكر مطهّرش را چنان يافتند كه گويى لحظاتى پيش دفن شده است ، سپس دستور داد بر قبر مطهّرش آب بستند كه قبر بالا آمد و آب بدان نرسيد. تلاش ظالمانه كردند تا شهادتگاه او را به مزرعه تبديل سازند كه گاوها ووسايل كشت و زرع بدان نزديك نشدند، در همانحال گروهى را مى ديدند كه به سويشان تير پرتاب مى كنند و هنگامى كه در پاسخ آنان به سويشان تيراندازى مى كردند، تيرها به سوى خودشان بازمى گشت ....
آرى ! هنگامى كه پيكر مقدّسش بر خاكهاى گرم نينوا بود، پرندگان كنار آن پيكر به خون آغشته فرود آمدند، پرنده سفيدى در آنجا فرود آمد و بالهاى خويش را از خون او گلگون ساخت و در حالى كه خون از بالهايش مى چكيد، پرواز كرد و رفت در مسير خويش پرندگانى را بر شاخه هاى درختان ديد به آنها گفت :
هان اى پرندگان ! شما دانه مى خوريد و از نعمتها بهره ور مى گرديد، امّا حسين عليه السلام در اين هواى گرم برريگهاى تفتيده كربلا، با لب تشنه ، به خون آغشته است . گلوى او خونين و سر مقدّسش بر فراز نيزه ها و زنان و خاندانش با پاى برهنه به اسارت رفته اند.
همه آنها به كربلا پرواز كردند و آنجا پيكر حسين عليه السلام را بر زمين ديدند كه بدون سر و بدون غسل و كفن افتاده است و بادهاى غبارآلود بر آن پيكر نازنين مى وزد، بدنش بر اثر پايمال شدن بر زير سمّ اسبها در هم شكسته است . زائرانش حيوانات بيابانها و سوگوارانش جنّ دشتها و كوه ها است . خاك آن سرزمين از انوار طلايى پيكرش روشن و فضا از نور وجودش نور باران شده است .
پرندگان فرياد كشيدند و بر خون مقدّسش خود را آغشته ساختند وهر كدام به سويى پركشيدند، يكى از آنها به سوى مدينه آمد و در حالى كه بال خويش را به اهتزاز درآورده بود و خون از آنها مى چكيد بر گرد مرقد پيامبر دور زد و ناله سر داد كه :
هان اى مردم ! حسين در كربلا به شهادت رسيد. حسين در كربلا سر مقدّسش از پيكرش جدا شد. آنگاه پرندگان ، نزد او گرد آمدند و به بركت قطره اى از خون حسين عليه السلام كه از بال آن پرنده چكيد، دخترك بيمار يهودى شفا يافت .
آرى ! پرندگان چنين كردند، امّا سپاه مزدور اموى بر آن پيكر مقدّس اسب تاختند و چنان جنايتى كردند كه زبان از بيان آن ناتوان است . راستى كه به تعبير شاعر:
عقرت بنات الا عوجية هل درت
بريده باد پا و پى آن اسبها!
آيا دانستند كه چه حرمت بزرگى ، به وسيله آنها شكسته شد؟
و چه عمل زشت و ننگبارى به وسيله آنان انجام شد؟
13-  خداوند، كعبه را طوافگاه مردم قرار داد و پاداش طواف بر گرد آن را بسيار گردانيد و پاداش زيارت حسين عليه السلام از نظر فضيلت و پاداش نسبت بدان ، همانگونه كه در بخش گذشته ترسيم شد، چندين و چند برابر افزون ساخت .
14- خداى جهان آفرين ، كعبه را طوافگاه فرشتگان ساخت و همانگونه كه در روايت آمده است : جبرئيل به فرمان پروردگار، كعبه را بنياد كرد درحالى كه پيش از آن به صورت خيمه اى از بهشت برين ، فرود آمده و برروى پايه هايى كه فرشتگان پيش از آفرينش آدم عليه السلام در برابر صراخ ، روبروى بيت المعمور و محاذى عرش ، برپاى ساخته بودند؛ برافراشته شده بود و هفتادهزار فرشته ، نگهبانى آن را به عهده داشتند.
ازآن مرحله به بعد، هنگامى كه فرشته وحى ، كعبه را در مكّه بنياد كرد آن فرشتگان به طواف بر گرد آن پرداختند و حضرت آدم و حوّا نيز هفت شوط بر گرد آن طواف كردند.
حسين عليه السلام نيز آنگاه كه وجود گرانمايه اش به صورت نور و شفاعت كننده فرشتگان بود، طوافگاه آنها بود و همانگونه كه اين مطلب از داستان صلصائيل و دردائيل آشكار مى گردد كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله آن وجود گرانمايه را روى دست گرفت و در حقّ آن دو فرشته دعا كرد.
و نيز از داستان فطرس كه به گاهواره حسين عليه السلام پناه جست و از داستان جبرئيل و ميكائيل كه خدمتگزار او در گاهواره بودند و از كار فطرس كه مسئول رسانيدن درود و سلام زائران حسين عليه السلام به آن حضرت است و شهادتگاه مقدّس و قبر مطهّرش ، طوافگاه فرشتگان و زيارتگاه آنهاست و در آنجا، گروههايى چند از فرشتگان ، به انجام وظايف مى پردازند، بدين صورت :
1- گروهى از آنها كه چهار هزار فرشته اند، به صورت ژوليده و با چهره هاى غبارآلود در اطراف مرقد مقدّسش به سوگوارى و گريه مشغولند و به هنگام آمدن زائران ، به استقبال آنان مى شتابند و به هنگام بيماريشان ، به عيادت آنان مى روند و پس از مرگ ، آنان را تشييع مى كنند. اين گروه ، همان فرشتگانى هستند كه روز عاشورا به قصد يارى آن حضرت در كربلا فرود آمدند، امّا هنگامى رسيدند كه او به شهادت رسيده بود؛ به همين جهت دستور يافتند كه همانجا بمانند و بر او اشك ريزند تا به هنگام رجعت از ياران او باشند. اين گروه از فرشتگان فرماندهى داشتند كه نامش منصور بود.
2- گروه دوّم ، هفتاد هزار فرشته اند كه از روز شهادت آن حضرت در كنار قبر مطهّر او گماشته شده اند و تا هنگامه قيام امام عصر عليه السلام در آنجا خواهند بود و همواره بر او درود و سلام نثار خواهند كرد.
3- گروه سوّم ، چهارهزار فرشته اند كه به هنگامه هاى طلوع فجر در كربلا فرود مى آيند و تا شامگاهان در آنجا سوگوارى مى كنند و آنگاه به آسمانها پرمى كشند و پس از صعود آنها، چهارهزار فرشته ديگر فرود مى آيند و از شامگاه تا طلوع فجر و سپيده سحر، همان برنامه را ادامه مى دهند.
4- گروه چهارم ، فرشتگان شب و روز و فرشتگان حافظ اعمال هستند. آنها به هنگام فرود در كربلا، به سوى حائر حسينى مى روند و با فرشتگان مستقرّ در آنجا مصافحه مى نمايند و بالهاى خويش را بر زائران حسين عليه السلام مى مالند و به دستور پيامبر، اميرمؤ منان ، دخت گرانمايه پيامبر، فاطمه ، امام حسن و ديگر امامان نور عليهم السلام به زائران حسين عليه السلام دعا مى كنند كه اين مطلب در روايات آمده است .
5- گروه پنجم ، پنجاه هزار فرشته اند كه طبق روايت امام صادق عليه السلام به هنگام شهادت حسين عليه السلام از كنار آن حضرت عبور و به آسمانها صعود نمودند كه خطاب رسد:
هان اى فرشتگان ! شما از كنار فرزند گرانمايه حبيب من گذشتيد، در حالى كه گمراهان امّت او را به شهادت مى رساندند ياريش نكرديد. اينك بايد برويد و به صورت سوگوار ژوليده و غبار گرفته و اندوهگين تا هنگامه رستاخيز، در كنار مرقد مطهّر او سكونت گزينيد.
6- گروه ششم ، انبوه فرشتگانى هستند كه طبق روايت امّايمن ، ازپيامبر گرامى آمده است .
بنابر اين روايت ، پيامبر فرمود: در هر شبانه روز، از هر آسمانى يكصد هزار فرشته در كنار شهادتگاه او فرود مى آيند و بر گرد آن قبر مطهّر، حلقه مى زنند و بر او درود نثار مى كنند و خداى را ستايش مى نمايند و براى زائرانش از بارگاه خدا، آمرزش و بخشايش مى طلبند و نام ، نام پدر، نام شهر و قبيله كسانى را كه به خاطر تقرّب به خدا و ارادت به پيامبر به زيارت حسين عليه السلام مى شتابند همه و همه را مى نويسند و بر پيشانى همه آنان از نور عرش الهى مهر مى زنند كه :


32)  اين زائر شهادتگاه والاترين شهيدان و فرزند والاترين پيام آوران خداست
آنگاه هنگامى كه رستاخيز فرامى رسد، از آن مهرها نورى پرتوافكن مى شود كه ديدگان را خيره مى سازد و زائران حسين عليه السلام به وسيله آن مهر و نور، شناخته مى شوند.
و نيز در همين روايت است كه : فرشته وحى به پيامبر خدا گفت : اى محمّد صلى الله عليه و آله گويى مى نگرم كه شما ميان من و ميكائيل هستى و اميرمؤ منان عليه السلام پيش روى ما و فرشتگان بى شمارى به همراه ما باشند و ما از ميان تمامى انسانها در روز رستاخيز، كسانى را كه آن مهر نورانى بر پيشانيشان خورده است برمى چينيم تا همه آنان به بركت زيارت حسين عليه السلام از فشارها و سختيهاى روز قيامت نجات يابند.
هفتمين گروه از فرشتگان ، هفتاد هزار فرشته اند كه به هنگام هر نمازى در كنار شهادتگاه او فرود مى آيند، همانگونه كه در كتاب كامل الزّيارات از امام صادق عليه السلام روايت شده است .
15- حقيقت كعبه از آسمانها فرود آمده است امام صادق عليه السلام مى فرمايد: خداوند اين خانه مبارك را از آسمانها فرو فرستاد و داراى چهار در بود و بر نزديك هردرى قنديلى از طلا نصب شده بود.
آرى ! اگر يكى از دلايل شرافت كعبه اين است كه از عالم بالاست ، حسين عليه السلام نيز نه تنها پيش از آفرينش آسمانها، به صورت نورى آفريده شده بود بلكه لوح و كرسى نيز از نور وجود او پديد آمده اند و آن گرامى برتر از آنهاست ؛ علاوه پس از شهادت نيز با پيكر گلگونش به آسمانها صعود داده شد و با چهره پرفروغ اميرمؤ منان عليه السلام با همان فرق شكافته در كنار هم قرار داده شدند و فرشتگان از هر سو بر او نگريستند و زيارتش نمودند... و نيز در روايت است كه : آن گرامى از سمت راست كنگره عرش به شهادتگاه و مدفن و زائران و سوگوارانش مى نگرد ....
16-  خداوند كعبه را از آغاز آفرينش انسان تاكنون در تمامى قرون و اعصار حتّى دوران جاهليّت ، بزرگ و پرشكوه قرار داد. مردم همواره آن خانه شكوهمند را گرامى مى دارند و آهنگ زيارتش مى كنند وبه سويش مى شتابند و مؤ من و مشرك و پيروان هر دين و كيشى ، به بركت آن ، به خدا تقرّب مى جويند. حسين عليه السلام نيز همواره در نظرگاه همگان حتّى دشمنان كينه توز و شقاوت پيشگان ، شخصيتى بزرگ و پرشكوه داشته است .
در روايتى است كه : بذر محبّت حسن و حسين عليهما السلام نه تنها در قلبهاى باايمان و معرفت ، كه در قلبهاى نفاق پيشگان و كافران نيز افكنده شده است .
و اين واقعيّت از گفتگوى آن حضرت با ابى بكر، در دوران كودكى وگفتگوى سخت او با معاويه و عمروعاص و احترام آنان به آن حضرت و نيز وصيّت سياسى معاويه به يزيد و گفتگوى عتبه با آن حضرت و گفتارش به هنگام دريافت فرمان قتل پسرپيامبر و نيز از فرودآمدن سعدبن وقّاص در راه مكّه به همراه همه حاجيان به احترام حسين عليه السلام و تجليل از آن گرامى كه به همراه برادرش عازم حجّ بودند. و...آشكار مى گردد و اين احترام تا روز عاشورا بود كه عمر سعد آن را شكست و دستور داد پس از شهادتش ، اسب بر پيكر مطهّرش ، تاختند.
17-  شكوه كعبه ، تا هنگامى كه آسمانها و زمين برپاست باقى خواهد بود، چرا كه از نشانه هاى دين خداست و قبر حسين عليه السلام نيز، از نشانه هاى دين است و هم تا روز رستاخيز باقى خواهد بود كه اين واقعيّت را در روايتى ، در نخستين بخش كتاب آورديم .
18- در مسجدالحرام و اطراف كعبه ، مسافر مى تواند نماز خويش ‍ را تمام بخواند و نيز مى تواند نمازهاى نافله اى را كه در مسافرت نمى خواند بجا آورد و اين به دليل امتياز و شرافت بخشيدن به اين خانه هدايت و بركت است و در كنار قبر حسين عليه السلام نيز در يك محدوده خاصّى ، مى توان در هنگام سفر، نماز خويش را تمام خواند.  و برخى اين نظر را به همه حرم حسين عليه السلام و برخى به بيشتر از آن ، حتّى كربلا گسترش داده اند، كه به نظر مى رسد اين مطلب ، به اختلاف در محدوده حائر حسينى بازمى گردد، چرا كه در اين مورد ديدگاهها متفاوت است ، برخى محدوده حائر را، شهادتگاه حسين عليه السلام و محدوده مسجد مى دانند و برخى محدوده درونى ديوار شهر در آن زمان را و ....
ابن ادريس ، در مورد حائر مى گويد: منظور، از آن قسمت ميان ديوار شهادتگاه و مسجد است ، نه آن قسمت كه ديوار شهر آن را در برگرفته است ؛ چرا كه حائر حقيقى ، همان قسمت است نه فراتر از آن .
همانگونه كه مى دانيم در زبان عرب ، حائر به زمين پست و نقطه مطمئنى گفته مى شود كه آب در آنجا روى هم انباشته و متوقّف مى گردد.
مرحوم شيخ مفيد، هنگام يادآورى نام شهيدان از خاندان امام حسين عليه السلام يادآور مى شود كه : همه آنان با خود آن حضرت ، در درون حائر دفن شده اند و تنها عبّاس ، برادر قهرمان اوست كه خارج از اين محدوده مشخّص و در كنار شريعه است . و اين ديدگاه را مى پسندد چراكه مورد قبول همه است .
شهيد اوّل و ثانى نيز بر اين نظرند كه : آنگاه كه به دستور متوكّل بر قبر مطهّر آن حضرت آب بستند تا اثر آن را محو و نابود سازند، آب در همين نقطه متوقّف شد و به سوى قبر نرفت .
برخى نيز قبر شريف و برخى هم همه حرم مقدّس را با همه ساختمانهاى قديمى و رواق و شهادتگاه و خزانه و ... را محدوده حائر شمرده اند.
از ديدگاه مرحوم مجلسى ، مجموع صحن قديم محدوده حائر است نه آنچه در عصر صفويّه بدان افزون گشت و به رواياتى استدلال مى كند كه مى گويد: هنگامى كه وارد حائر حسينى شدى توقّف كن و بگو ... و دعا بخوان . سپس كمى پيش برو و هفت بار تكبير بگو آنگاه در كنار قبر بگو ... آنگاه دستها را به سوى آسمان بگشا. سپس بر روى قبر بگذار.... كه اين دستور به اندكى رفتن پس از رسيدن به حائر، نشانگر نوعى گسترش آن است و اين بيان خوبى است ... امّا به نظر مى رسد اگر به هنگام نماز به همان حرم و روضه مقدّس بسنده بشود، بهتر است ....
19- كعبه از هنگام آفرينش آدم تا پيامبر گرامى هم چنانكه روايات نشان مى دهد طوافگاه پيام آوران خداست و همين مطلب در مورد حسين عليه السلام نيز ثابت است چرا كه گاهى پيكر مطهّرش و زمانى سرمقدّسش و نيز مزار و مرقد نورانى اش ‍ طوافگاه و زيارتگاه پيام آوران خداست كه روايات آن گذشت ....
20-  خداوند، كعبه را با حجرالاسود كه ياقوتى از ياقوتهاى بهشتى است ، آراسته ساخت و حسين عليه السلام نيز گاهى بهشت به بركت وجودش زينت داده شد و گاهى فراتر از آن ، عرش پرشكوه .
در روايت است كه : بهشت برين از خداوند درخواست نمود تا آن را آراسته تر ساخته ، زينت دهد. پيام آمد كه : اركان تو را به نور وجود حسن و حسين عليهما السلام زينت خواهم بخشيد بهشت از خوشحالى بر خود باليد وشادمان گشت ....
21-  خداوند در طواف كعبه نمازى قرار داده كه نزديك مقام ابراهيم بايد بپا كرد و فرمود: مقام ابراهيم را نمازگاه خويش ‍ بگيريد .... و اين دو ركعت نماز به خاطر احترام به آن خانه مبارك واجب است كه در مقام خليل خوانده شود و جالب اينجاست كه به هنگام ولادت حسين عليه السلام نيز پيامبر محبوب خدا محمّد صلى الله عليه و آله دوركعت نماز سپاس ، پس از غروب آفتاب به بارگاه دوست بجا آورد و همينگونه در ولادت حسن عليه السلام خواند و اين نماز نافله مغرب و سنّت پيامبر تا روز رستاخيز عنوان يافت ....
از اين رو، مردم باايمان اين دو ركعت نماز سپاس را به خاطر تولّد و احترام بدان حضرت به بارگاه دوست مى گذارند و در روايت معتبرى آمده است كه : پيامبر به هنگام سير آسمانى معراج ، با ده ركعت نماز فرود آمد كه به صورت دو ركعتى بود آنگاه با تولّد حسن و حسين عليهما السلام با رخصت از جانب خدا، هفت ركعت ديگر به خاطر سپاس به بارگاه او بدان افزود.
كعبه و خانه خدا، همانگونه كه در روايت آمده است نخست روشن و نورافشان بود، همانند روشنايى خورشيد و ماه ، تا آنگاه كه يكى از فرزندان آدم به دست ديگرى كشته شد، از نور آن كاسته شد ....
آرى ! اگر كعبه نورانى بود و از نورانيّت آن كاسته شد، حسين عليه السلام چهره و پيشانى اش روشنگر و نورافشان بود و شقاوت رژيم اموى در كربلا، نتوانست در نورافشانى و روشنايى چهره آن حضرت اثر منفى بگذارد.
هلال گزارش مى دهد كه : در سپاه عمرسعد بودم ، تيره بختى فرياد كشيد كه : هان اى امير! مژده كه حسين كشته شد ... . من در ميان صفوف بودم جلو آمدم و ديدم كه خورشيد وجود آن حضرت در حال غروب است . بخداى سوگند! كشته به خون آغشته اى با چهره اى نورافشان تر از حسين نديدم . به راستى كه درخشندگى چهره ملكوتى اش به گونه اى انديشه ام را به خود جذب كرد، كه از شهادتش غافل شدم . در آن لحظه واپسين ، براى اتمام حجت از دشمن ددمنش آب مى طلبيد و آنان با قساوت و كوردلى از آب دريغ مى كردند.
اگر فروغ خانه خدا، بر اثر نور ياقوت بود كه پرتو نورش تا حرم وكوههاى اطراف مكّه مى رسيد؛ همه بيابان كربلا نيز از پرتوافكنى فروغ الهى كه بر شجره مباركه مى تابيد، درخشان بود، چرا كه كربلا همان وادى ايمن و بقعه مباركه اى است كه موسى عليه السلام در آنجا نور الهى را نظاره كرد و آن نور تا فراز آسمان و كرانه هاى گيتى رسيد و نيز پيكر مقدّس آن حضرت پس از شهادت ، در شب تار، بسان خورشيد فروزان مى درخشيد، همانگونه كه در روايت آمده است و در اطراف آن پيكر مقدّس ، جوانمردانى با سرهاى بريده به خون خفته بودند كه همچون چراغهايى ، بيابان كربلا را در شب تار، نور باران مى ساختند.
23-  مكّه و سرزمين آن امّ القرى است و حسين عليه السلام نيز پدر گرانمايه امامان نور عليهم السلام است و اين امتيازى است كه خداوند در برابر فداكارى و نقش پرشكوه حسين عليه السلام در نجات اسلام بدو ارزانى داشته است .
24-  كعبه ، سالار خانه هاست و حسين عليه السلام سالار جوانان بهشت . كه اين واقعيّت را بسيارى ، از جمله عمر، از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت كرده اند.
25- كعبه با اينكه در يك منطقه خشك و سوزان و در درّه اى بى كشت و زرع قراردارد. بركت دعاى ابراهيم خليل ، همه گونه ثمرات در آنجا فراهم مى شود. بهشت پرطراوت و زيبا كه پرشكوه ترين ثمره يك زندگى افتخار آفرين است ، براى او و رهروان راه توحيديش فراهم شده است و اين مطلب در انبوه روايات آمده است براى نمونه :
1- سلمان مى گويد: بر پيامبر گرامى وارد شدم و بر او درود گفتم . آنگاه بر خانه دخت گرانمايه اش وارد شدم كه فرمود: دو نور ديده پيامبر حسن و حسين گرسنه اند، آنان را به سوى نياى گرانقدرشان پيامبرصلى الله عليه و آله ببر.
آنان را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بردم و آن حضرت از حال آنان پرسيد كه گفتند: غذا مى خواهند. پيامبر گرامى نيايش كنان سه بار گفت : بارخدايا ! آنان را تغذيه كن . كه به ناگاه به درشت و پرجاذبه اى در دست پيامبر ديدم كه آن را به دونيم كرد، نيمى را به حسن و نيمى را به حسين عليهما السلام داد و من هم چنان مى نگريستم و بدان تمايل داشتم كه فرمود:
گويا شما نيز مى خواهيد؟ گفتم : آرى !
فرمود: اين از خوردنيهاى بهشت است ، كسى از آن نخواهد خورد، مگر پس از نجات از حساب رستاخيز.
2-  و نيز در بحارالانوار و جلاءالعيون ، آمده است كه : حسين عليه السلام خرما خواست و خواسته اش در طبق بلورين و سرپوشيده اى از ديباى نازك سبز رنگ ، براى آن حضرت آورده شد....
3-  و نيز حسن بصرى و امّ سلمه ، آورده اند كه : حسن و حسين عليهما السلام بر پيامبر وارد شدند و فرشته وحى را كه در چهره دحيه كلبى نزد او بود، ديدند و به سويش رفتند. فرشته وحى دست خويش را گشود و سيب ، به و انارى آورد و به آن دو گرانمايه داد. چهره آنان از شادمانى برافروخت و به سوى پيامبر گرامى شتافتند.
حضرت ميوه ها را از آنان گرفت و بوييد و فرمود كه نزد پدر و مادر خويش بروند. آنان نزد پدر و مادرشان شتافتند و آن ميوه هاى بهشتى را خوردند و شگفت اين بود كه هرچه مى خوردند، گويى از آنها كاسته نمى شد و آن ميوه ها، همانگونه بودند تا فاطمه عليها السلام به سراى باقى شتافت و با شهادت او، حسين عليه السلام فرمود كه :
آن انار ناپديد شد و هنگامى كه اميرمؤ منان عليه السلام به شهادت رسيد، به ، ناپديد شد و آن سيب ، همچنان بود تا هنگامى كه در كربلا آب را بر روى خاندان وحى و رسالت بستند؛ در آن شرايط هنگامى كه تشنه مى شدم آن سيب را بو مى كردم و تشنگى من تخفيف مى يافت و هنگامى كه عطش تشنگى به اوج خود رسيد و به شهادت خويش ‍ يقين كردم بر آن دندان فشردم .
چهارمين امام نور عليه السلام فرمود: اين سخن را ساعتى پيش از شهادت پدرم ، از او شنيدم و هنگامى كه آن گرامى به شهادت رسيد، بوى سيب را از شهادتگاه او استشمام نمودم ، امّا آن را نيافتم .
و اين رايحه دل انگيز آنجا باقى است و زائران كوى او اگر خواستند آن رايحه دل انگيز را استشمام نمايند بايد سپيده دم به شهادتگاه او بروند، كه اگر از بندگان خالص خدا باشند آن بوى دل انگيز را استشمام خواهندنمود.
از نشانه هاى عظمت و احترام خانه كعبه ، اين است كه خداوند اسماعيل عليه السلام را ماءمور پوشش و آراستگى آن ساخت و آن حضرت خانه را آراست . مردم هداياى خويش را به آن خانه رفيع هديه مى كردند و مادر و همسر اسماعيل نيز از آنها پرده و پوشش خانه را فراهم مى آوردند و او خانه را آراسته مى ساخت و مى پوشانيد.
پس از او، سليمان و به دنبال او، ديگر فرمانروايان قرون و اعصار اين مأ موريّت را مفتخرانه انجام دادند.
عظمت حسين عليه السلام در اين مورد چنان شد كه خداوند بر او لباس هديه مى فرمود و پيامبر بر اندامش مى پوشانيد.
امّ سلمه يكى از بانوان پيامبر، مى گويد: پيامبر گرامى را ديدم كه بر اندام حسين عليه السلام پيراهنى مى پوشاند كه از پيراهنهاى دنيا نيست . در مورد آن از پيامبر سؤ ال كردم ، فرمود: اين هديه اى است كه پروردگارم به حسين هديه فرموده است و جنس او از پر بالهاى جبرئيل است .
و نيز در روايت آمده است كه : گاه حسين عليه السلام در دوران كودكى ، لباس جديدى براى شب عيد مى خواست كه از جانب خدا به وسيله فرشته اى از فرشتگان ، هديه مى شد و مادرش فاطمه بر او و برادرش ، مى پوشانيد.
و گاه براى روز عيد، لباس مى خواست كه خداوند بدو هديه مى كرد و جبرئيل آن را گلگون مى ساخت و پس از اينكه پيامبر بر اندام حسين مى پوشانيد، جبرئيل مى گريست .
و گاه لباس مى طلبيد امّا نه براى عيد و نه آراستگى ظاهرى ، بلكه درروز عاشورا، آن هم پيراهن فرسوده اى كه كسى بدان طمع نورزد، كه خواهرش زينب عليها السلام برايش آورد و آن گرامى پيراهن را شكافت و پوشيد و با خون مقدّسش ، همانگونه كه جبرئيل پيراهنش را گلگون ساخته بود، در كربلا گلگون شد. و خاك خونرنگ نينوا، آن را تيره ساخت و نيزه ها و شمشيرها و تيرها آن را شكافت و نگونبختى از سپاه اموى آن را از پيكر مقدّسش بيرون آورد و در آن دشت با پيكرى آغشته به خون و بدون كفن بر روى خاك ماند. خواهرش اين منظره جانسوز را ديد و از پرده دل ندا داد كه :
هذا حسين مرمّل بالدّماء
27-  در عظمت كعبه آمده است كه :
اَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجّيلٍ# فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَاءْكُولٍ
آيا نديده اى كه پرورگارت با اصحاب فيل چه كرد، آنگاه كه تصميم گرفتند آن خانه مبارك را ويران سازند؟
آيا مكرشان را نابود نساخت و بر سرشان پرندگانى فوج فوج فرستاد كه آنان را با سجّيل سنگباران كردند.
آن سنگ ريزه هاى ناشناخته و عجيب از دوزخ بر آنان آورده شد و هر عدد آنها، بسان دانه عدس بود كه بر فرق آنان فرود مى آمد و مى شكافت و از پايين تنه آنان خارج مى شد و آنان را بسان گاه پس ‍ مانده در آخور، مى ساخت .
امّا در مورد حسين عليه السلام نيز هنگامى كه اصحاب سگ و خوك تصميم گرفتند تا خانه پيامبر را با كشتن فرزندش حسين عليه السلام ويران سازند، گرچه خداوند به خاطر مصالح متعدّدى ، اندكى بدانها مهلت داد امّا پس از آنكه مكر شيطانيشان را باطل ساخت و پيروان كوردلشان را برآنان مسلّط ساخت كه آنان را به بدترين شيوه كشتند و به زشت ترين روش ، مثله نمودند خداوند بسيارى از امويان را در آتش بيدادشان گرفتار ساخت تا در دنيا، بسان كاه پس مانده شدند و به سوختن در آتش سختى چون آتش انتقام مختار و روغن جوشان او همانگونه كه در مورد ابن زياد انجام داد گرفتار گشتند. برخى از شدّت عطش سوختند و برخى به صورتهاى ديگرى ، كيفر شقاوتهايى را كه در مورد خاندان وحى و رسالت مرتكب شدند، چشيدند و يزيد شب به حالت مستى خوابيد و بامداد او را مردارى يافتند كه چهره اش ‍ سياه شده بود و هر آنچه از خاندان رسالت به غارت برده بودند، همه و همه آتش گرفت و سوخت.
28-  نظاره متفكّرانه بر كعبه ، براى آنانكه به حق امامان نور عارف باشند، باعث آمرزش همه گناهان مى گردد و اندوه دنيا و آخرت را برطرف مى سازد.
همينگونه نگرش عارفانه و عاشقانه بر حسين عليه السلام بزرگترين و شكوهمندانه ترين عبادت خداست ؛ پيامبر گرامى نه تنها به اين كار عنايت داشت بلكه برخى اوقات هنگام احساس ‍ گرسنگى مى فرمود:
مى روم به حسن و حسين نظاره كنم تا گرسنگيم از بين برود.
و نيز پدر گرانقدرش با دقّت به آن حضرت مى نگريست ، امّا شگفت اين بود كه پيامبر و على عليهما السلام با نگرش بر حسن و حسين عليهما السلام رقّت قلب و سيلاب اشك به آنان امان نمى داد.
همين گونه نه تنها نگرش بر حسين عليه السلام عبادت است ، بلكه نظاره عارفانه بر شهادتگاه او نيز عبادت است و اثر شگفتى در انسان مى نهد كه رقّت قلب و جريان اشك امان نمى دهد، به ويژه بر كسى كه به قبر مقدّس او و فرزندش كه نزديك قبر اوست به دقّت نظاره كند، چرا كه هر انسان شرافتمندى بر آن منظره جانسوز بنگرد همه وجودش مملوّ از مهر و عشق بدان حضرت و فرزند گرانمايه اش مى شود.
29-  در پاداش انجام حجّ آمده است كه : در برابر هر درهمى كه انسان باايمان در راه انجام حجّ، هزينه كند هزار برابر دريافت خواهد كرد.
از امام صادق عليه السلام پرسيدند: كسى كه در راه زيارت حسين عليه السلام هزينه كند، پاداشش چيست ؟
فرمود: در برابر هر درهم ، پاداشى برابر با يك ميليون . و تا ده برابر شمرد.
و از نظر پاداش معنوى هم ، درجاتش همانند پاداش مادّى ده برابر بالا خواهد رفت و بهتر از همه اينكه ، خداوند از او خشنود خواهدگشت .
30-  خداوند، مكّه را پديد آورد و پيش از گسترش بخشيدن به زمين ، آن را به عنوان سرزمين مبارك و پراحترام برگزيد، امّا در مورد كربلا در روايت آمده است كه : خداوند هزاران سال پيش ‍ از آفرينش سرزمين مكّه و كعبه آنجا را به عنوان حرم امن و پربركت ، برگزيد و در هنگام زلزله رستاخيز به فرمان خدا، كه همه زمين را فرا مى گيرد و به حركت درمى آورد، اين سرزمين مبارك همانگونه كه اينك صاف ونورانى است بالا مى رود و به صورت بوستانى پرطراوت و زيبا، از بوستانهاى بهشت و بهترين جايگاههاى بهشت برين پديدار مى شود كه در آنجا جز پيام آوران و سفيران بلندمرتبه خداوند جاى نخواهند داشت و در ميان باغها و بوستانهاى پرطراوت و زيباى بهشت بسان ستاره اى درخشان در ميان ستارگان ، نورافشانى خواهد كرد به گونه اى كه نور و درخشندگيش ديدگان بهشت نشينان را خيره خواهد ساخت و در همان شرايط ندا در خواهد داد كه : هان ! بدانيد كه من آن سرزمين مقدّس و پاكيزه و پربركت خدايم كه پيشواى شهيدان و سالار جوانان بهشت نشين را در برگرفتم .
سرزمين مبارك مكّه به اراده الهى به سخن آمد و به بخشايش خدا به خويشتن ، بر خود باليد و گفت :
همانند من كجا خواهد بود؟ خداوند خانه مبارك خويش را اينجا بنياد كرد تا مردم باايمان از راههاى دور و نزديك به سوى من بشتابند.
امّا سرزمين گرانقدر كربلا بر اين سرزمين برترى دارد، چرا كه به هنگام تفاخر مكّه بدان سرزمين پيام رسيد كه :
آرام باش ! آنچه به تو ارزانى شده است ، در مقايسه با آنچه به سرزمين كربلا و شهادتگاه حسين عليه السلام ارزانى گشت ، همچون قطره اى است دربرابر امواج خروشان دريا. اگر كربلا و پيشواى بزرگ شهيدان كه در آنجا خفته است نبود، نه تو را پديد مى آوردم و نه خانه اى كه بدان مى نازى . اينك آرام باش و در غيراينصورت سخت كيفر خواهى شد.
و بدينگونه مورد نكوهش قرار گرفت .
31- كربلا در اين جهان گفتار و افتخارى دارد كه خداوند از آن خشنود است و پاداشى كه در برابر گفتار و سپاسش به بارگاه خدا به آن ارزانى مى دارد، افتخار ديگرى است . امّا در اين سرا، هنگامى كه خداوند بدان سرزمين دستور سخن گفتن داد گفت : من سرزمين مقدّس و پربركت خدايم . از الطاف خدا بر من اين است كه شفا را در تربت و آبم قرار داده و اين براى من افتخار نيست ، بلكه من سر تواضع و بندگى بر آستان آفريدگارى كه اين افتخارات را به من ارزانى داشت ، فرود مى آورم و بر خود نمى بالم بلكه خاضعانه او را سپاس مى گويم . كه خداوند باز هم گراميش داشت و به خاطر تواضع و سپاس خالصانه اش مورد بخشايشش قرار داد چرا كه به بيان امام صادق عليه السلام : هر كسى در برابر خدا، تواضع و فروتنى پيشه سازد، خداوند او را اوج مى بخشد و هر كسى سركشى كند او را به خفّت و ذلّت مى كشد.
در سراى آخرت نيز پس از اينكه خداوند آن سرزمين مبارك را از بهترين و درخشانترين بوستانهاى بهشت قرار داد به دستور خدا ندا مى دهد كه : هان ! من سرزمين مقدّس و پاكيزه و پربركت خدايم ! همان مكان مقدّسى كه پيشواى شهيدان و سالار جوانان و شايستگان بهشت نشين را، در خود گرفته ام .
32- از ديگر امتيازات مكّه و كعبه اين است كه خانه عتيق است و همواره از طوفان حوادث قرون و اعصار در امان و مورد احترام خواهد بود و حسين عليه السلام و سرزمين مقدّس آن گرامى نيز عتيق است ، هم از جريان آب كه به دستور بيدادگران تاريخ بر شهادتگاه حسين عليه السلام بستند درامان ماند و هم پيش از آفرينش آسمانها و زمين ، مورد احترام بود.
آرى ! خود از آتش آزاد شده است و باعث نجات از آتش ‍ است .
33- آن خانه مبارك ، امتيازى به عنوان حطيم دارد كه به بركت آن ، گناهان بندگان توبه كار فرو ريخته و مورد بخشايش ‍ قرار مى گيرند و حسين عليه السلام نيز به بركت توسّل خالصانه و عارفانه به وجود مقدّسش گناهان گذشته و آينده فرد توبه كار مورد بخشايش قرار مى گيرد و بسان روزى مى شود كه از مادرش ‍ ولادت يافته بود.
34- آن خانه مبارك ، نقطه پناه و جايگاه خاصّى دارد كه بندگان ترسان از عذاب الهى بدان نقطه پناه مى برند و حسين عليه السلام نيز به لطف الهى از هنگام تولّد مباركش تا روز رستاخيز پناهگاه همگان خواهد بود.
35- خداوند در تكريم آن خانه مبارك ، حجر اسماعيل را بدان پيوند داد و آن را از نشانه هاى آشكار لطف به او قرار داد و در يك سوى آن آرامگاه خود و دخترانش را قرارداد و در سوى ديگر كه ميان ركن و مقام باشد آرامگاه هفتاد پيام آور بزرگ خويش را....
امّا در سرزمين مقدّس كربلا، قبر نخستين قربانى بنى هاشم ، در كنار قبر مطهّر حسين عليه السلام است كه بسان حجراسماعيل بدان پيوند خورده است و در نزديكى آن قبر هفتاد و دو يار و ياور پاكباخته حسين عليه السلام كه در اوج فداكارى و به جان خريدن شمشيرها در راه خدا و با لب تشنه به شهادت رسيدند و همگى در يك قبر دسته جمعى در پايين پاى سيّد و سالارشان ، به خاك سپرده شدند و علاوه بر اينها در سرزمين مقدّس كربلا طبق روايت صحيح ، دويست پيامبر و همين عدد جانشين پيامبر به خاك خفته اند.
36-  در اطراف آن خانه مبارك ، مكانهاى گرانقدر و باعظمتى همانند منى ، مشعر، عرفات ، صفا، مروه و ...قرار دارد. در اطراف شهادتگاه حسين عليه السلام نيز مكانهاى باعظمت و مقدّسى است ، چرا كه شرافت مِنى ، بدان جهت است كه در آن نقطه ، اسماعيل چهره بر خاك نهاد و شهادتگاه حسين عليه السلام همان مكان مقدّسى است كه پيشواى بلند مرتبه اى چون حسين عليه السلام پيشانى سپاس و شهادت در راه خدا بر آن ساييد و شهيدان گرانقدرى چون عبّاس ، على ، قاسم و عبداللّه عليهم السلام به شهادت رسيدند.
اگر شرافت منى ، به خاطر آن است كه قربانگاه زائران خانه خدا در آن است ، كربلا، نيز قربانگاه شهيدان پاكباخته اى است كه پيامبر گرامى آنان را سالار شهيدان امّت خويش نام نهاد.
اگر شرافت مشعرالحرام ، بدان جهت است كه ابراهيم در آنجا در عالم خواب پيام الهى را دريافت كه فرزندش را به قربانگاه ببرد، كربلا و مكان مقدّسى كه حسين عليه السلام فرزندش را در بيدارى و براى نجات اسلام وقرآن به قربانگاه فرستاد و پيكر به خون آغشته و سر بريده اش را با چشمان خود نگريست ، شرافتى بيشتر از مشعر، خواهد داشت .
خداوند دوست خويش ، ابراهيم را فراخوان و نداگر به سوى كعبه برگزيد و بدو دستور داد كه : مردم را به حجّ فرا خوان تا پياده يا سوار بر شتران تكيده ، از راههاى دور و نزديك بيايند. و او بر بالاى بام كعبه رفت و همگان را به سوى حجّ فرا خواند و در مورد حسين عليه السلام پيامبر محبوب خويش ‍ را فراخوان او ساخت و فرمود:
اى پيامبر! به مردم بگو:
... لااَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ اَجْراً
بر انجام اين رسالت هيچ مزدى از شما جز دوست داشتن خويشاوندان خود نمى خواهم .
و نيز آن گرامى بارها بر فراز منبر رفت و فرمود: هان اى مردم ! من در ميان شما، دو امانت و دو سرمايه گرانبها مى گذارم ، قرآن و خاندانم .
و بارها مردم را براى يارى و مهر به حسين عليه السلام فرا خواند از آن جمله در روايت است كه آن حضرت دست حسين عليه السلام را گرفت و فرمود:
ياايّهاالنّاس هذا الحسين بن على فاعرفوه محبّيه فى الجنّة .
هان اى مردم ! اين حسين ، فرزند گرامى على عليه السلام است ، او را بشناسيد.
بخداى سوگند! او و همه دوستان و دوستان دوستانش در بهشت برين خواهند بود.
و نيز خود حسين عليه السلام در نهضت افتخارآفرين خويش ‍ براى احياى راه و رسم قرآن و پيامبر و برانداختن بدعتهاى ظالمانه اموى ، در مكّه و مدينه و ميانه راه ، مردم را به سوى حق و يارى رسانى به عدالت فرا خواند و در كربلا نيز گاه با سخنان حكيمانه و روشنگرانه و پرشور دربرابر سپاه اموى و گاه با دعوت به يارى رسانى به حق و فضيلت و گاه با طنين افكن ساختن نداى دادخواهى و دادرسى ، همگان را به يارى حق و عدالت فراخواند، آنگاه برخى به ياريش شتافتند و برخى سعادت يارى او را به دست نياوردند امّا آرزو مى كنند كه كاش به همراه او بودند و برخى به زيارت او مى شتابند و برخى سوگوار اويند.
38- خداوند در مورد كعبه ، همانگونه كه در قرآن آمده است ، مقرّر فرمود كه : قربانى را به كعبه برسانند. برتر از آن است ، چرا كه خداى جهان آفرين به آهوى بيابان دستور داد تا پيش از فرو ريختن قطرات اشك آن حضرت در دوران كودكيش ، برّه خود را به سوى او هديه برد.
در روايت است كه : روزى ، مردى از صحرانشينان برّه آهويى را به عنوان هديه براى پيامبر آورد و گفت : اى پيامبر خدا! اين برّه آهو را براى دو فرزند گرانمايه ات ، حسن و حسين عليهما السلام آورده ام .
پيامبر پذيرفت و چون امام حسن عليه السلام در آنجا حضور داشت ، آن را به او داد. پس از ساعتى ، حسين عليه السلام كه كودكى خردسال بود، از راه رسيد و با ديدن برّه آهو كه به برادرش ‍ هديه شده بود، همانند آن را خواست . پيامبر او را مورد مهر و لطف بسيار قرار داد، امّا او در خواسته خويش اصرار داشت و پيامبر هم برّه آهويى نداشت تا به او هديه نمايد.
در اين هنگام بود كه صداى هياهوى مردم ، فضاى مسجد را پر كرد؛ چرا كه ديدند آهويى با برّه خويش ، پيشاپيش گرگى كه آنها را همراهى مى كند، وارد مسجد شدند؛ آنها به خدمت پيامبر رسيدند.
آهو گفت : اى پيامبر! من دو برّه داشتم كه يكى را صيّاد صيد كرد و نزد شما آورد و به دوّمى دل خوش داشتم و آن را شير مى دادم كه ندايى در گوشم طنين افكند. ندا اين بود كه : اى آهو! هر چه سريعتر برّه خويش را نزد پيامبر برسان ، تا آن را به حسين عليه السلام هديه دهد، چرا كه حسين عليه السلام از آن حضرت ، برّه آهو خواسته و چيزى به پايان شكيبايى او نمانده است و نزديك است كه آن كودك گرانمايه گريه كند و همه فرشتگان سراز سجده گاه برداشته و نگران او هستند، چرا كه اگر او بگريد همه فرشتگان مقرّب ، خواهند گريست . و نيز ندايى به گوشم رسيد كه : اى آهو! اگر به سرعت اين كار انجام ندهى ، گرگ را بر تو مسلّط مى سازيم تا هم خودت و هم برّه ات را بخورد. از اين رو از راهى دور آمدم و به خواست خدا، زمين زير پايم پيچيده شد و برّه خويش را آوردم . خداى را سپاسگزارم كه پيش از جارى شدن اشك حسين عليه السلام بر چهره اش ، به خدمت رسيدم .
صداى تكبير و تحسين مردم بلند شد و پيامبر بر آن آهو، دعاى خير نمود و آن برّه آهو را نيز به حسين عليه السلام هديه كرد و آن حضرت آن را نزد مادرش برد و همگان از عنايت خدا غرق در شادمانى و سرور گشتند و سپاس او را به جاى آوردند.
39-  خداوند براى انجام فريضه حجّ و طواف بر گرد كعبه ، بهترين ماهها را برگزيد و انجام حجّ و طواف بر گرد اين خانه مبارك را، علاوه برانجام عمره در طول سال ، در اين ماههاى مخصوص و روزهاى مخصوص ، مقرّر فرمود و براى زيارت حسين عليه السلام نيز علاوه بر همه طول سال همين روزها و ماهها را برگزيد فراتر از اين در روايت است كه درروز عرفه ، پيش از اينكه به عرفات و به گردآمدگان در آن مكان مقدّس نظر كند، نخست به شيفتگان و زائران عارف و خالص كوى حسين عليه السلام نظر لطف مى اندازد.
40-  از امتيازات كعبه اين است كه پاداش يك نماز در آن مكان مقدّس ، معادل با صدهزار نماز است .
در روايت است كه : يك نماز در مسجد پيامبر، معادل با هزارنماز است و در مسجدالحرام معادل با يك ميليون نماز.
و نيز از امام صادق عليه السلام آورده اند كه فرمود: هيچ كس ‍ كنار شهادتگاه حسين عليه السلام نماز نخواند جز اينكه خداوند آن را پذيرفت و براى هر ركعتى از نماز كه در حرم حسين خوانده شود، پاداشى معادل كسى كه هزار حجّ و هزار عمره و هزار برده در راه خدا آزاد نمايد، خواهد بود و نيز پاداشى همانند پاداش ‍ هزار بار جهاد در راه حق ، همراه با پيامبرى ازپيامبران بزرگ خدا خواهد داشت .
41-  خداوند بر كسانى كه به نيّت حجّ و طواف بر گرد اين خانه مبارك ، حركت مى كنند مقرّراتى قرار داد از آن جمله : بستن احرام ، ترك علايق دنيوى چون ثروت ، زن ، زينت ، بوى خوش ، سرمه كشيدن ، زير سايه رفتن ، لباس پوشيدن و ...
براى زائران كوى حسين نيز توصيه شده است كه با وانهادن تجملاّت و علايق مادّى و با حالت تشنگى و گرسنگى با اندوه و غم كه يادآور شهادت آن گرامى و يارانش باشد، به صورت سوگوار بر او، به كويش بشتابند.
42- كعبه و مكّه ، زادگاه پيامبر و اميرمؤ منان عليهما السلام است و كربلا كه شهادتگاه حسين عليه السلام است ، زيارتگاه آن دو وجود گرانمايه .
43- مكّه و كعبه مكان مقدّسى است كه نخستين انوار طلايى اسلام از آنجا درخشيدن گرفت و شهادتگاه حسين عليه السلام مكان مقدّسى است كه نور ايمان در آنجا تلا لؤ كرد و حق و باطل از هم جدا شد.
44-  در مورد مكّه و كعبه در روايات بيش از 120 امتياز و مايه رحمت و بركت شمارش شده است . و در مورد حسين عليه السلام و شهادتگاه و امور مربوط بدان حضرت ، بيش از اين شمار وسايل رحمت و بركت و نجات است كه گذشت .
45- مكّه سرزمين مقدّسى است كه معراج پيامبر از آنجا آغاز گرديد وشهادتگاه حسين عليه السلام مكان پربركتى است كه خود پيامبر فرمود: مرا به سرزمينى بنام كربلا سير دادند و در آنجا شهادتگاه و مدفن فرزندم حسين است .
علاوه بر اين ، كربلا نقطه عروج و صعود روح بزرگ حسين عليه السلام در روز عاشورا و معراج فرشتگان است .
46- مكّه و كعبه سرزمينى است كه ابراهيم ، خاندان و نسل خويش را در آن سكونت داد و دستور يافت تا خانواده خويش را در كنار آن خانه مبارك تنها بگذارد و به سوى انجام فرمان خدا برود و حسين عليه السلام نيز دستور داشت كه خاندان گرانمايه اش را تنها و بدون امكانات در كنار شهادتگاه و مدفن خويش ترك كند و به جهاد وصف ناپذير خويش ادامه دهد و با اين تفاوت كه ابراهيم در مورد خاندانش دعا كرد كه :
پروردگارا! من برخى از فرزندانم را در يك وادى بى كشت و زرع ، نزديك خانه گرامى تو جاى دادم تا آنان نماز گذارند. پس ‍ دلهاى مردم را چنان كن كه هواى آنان كند و از هر ثمره اى آنان را روزى ده كه سپاس گذارند.
امّا حسين عليه السلام به فرمان خدا، خاندان و فرزندانش را در آن شرايط سخت ، ترك و به سوى خدا رهسپار گرديد و به آنان فرمود : براى اسارت آماده شويد و براى رويارويى با مشكلاتى كه به سوى شما روى آورده است ، به خاطر احياى دين ، قهرمانانه شكيبايى پيشه سازيد.
47-  خداوند به پيامبر گرامى فرمان داد كه اركان كعبه را لمس و آنها را بوسه باران كند و اين براى اين مكان مقدّس ، امتياز خاصّى است كه سرآمد ديگر امتيازات است و حسين عليه السلام نيز داراى چنين امتيازى است ، چرا كه پيامبر نه تنها آن فرزند گرامى خويش را در آغوش مى فشرد و بوسه باران مى كرد، بلكه برخى نقاط بدن او، همچون گلو و قلب ، پيشانى و لبهاى او را، بسيار مى بوسيد. همانگونه كه لمس و بوسه باران ساختن همه اركان كعبه به ويژه برخى از آنها همچون ركن يمانى و عراقى و شامى آن ، داراى اسرار و رموز خاصّى است ، همينگونه بوسيدن همه اعضاى وجود حسين عليه السلام به ويژه اعضاى خاصّى كه نام برده شد، اسرار و رموز ويژه اى دارد.
رمز بوسه بسيار بر گلوى آن حضرت روشن است چرا كه گلوى مقدّسش در راه حق و عدالت ، هدف شمشير بيداد قرار گرفت .
امّا، در مورد بوسه باران كردن پيشانيش شايد دليل آن باشد كه جايگاه فرود سنگ گمراهان بود كه آن را شكست و چهره اش را خونين ساخت يا بدان جهت كه نقطه اصابت تير بيداد است و يا بدان دليل كه جايگاه سجده در برابر خداست . در روايت است كه : پيشانى مؤ من جايگاه درخشش نور ايمان است . و حسين عليه السلام با سجده هاى پرشكوه و ويژه اش در اين مورد نيز سرآمد و پيشواى مؤ منان است .
به عبارت ديگر: سجده در پيشگاه خدا، از نظر ظاهر و باطن برترين حالات تقرّب به آفريدگار هستى است كه قرآن كريم بر آن دلالت دارد و مى فرمايد:
وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ
سجده كن و به خدا نزديك شو.
و در روايت است كه : نزديكترين هنگام تقرّب هر بنده اى به خدا هنگام سجده است . و حسين عليه السلام به هنگام اوج گرفتن به سوى خدا، از همان هنگام حركت از مدينه تا لحظات حسّاس آخرين ، كه براى هميشه پيشانى سجده بر خاك شهادتگاه خويش نهاد و در همان حالت كه سرش را از قفا بريدند در همه اين مدّت و مسير و شرايط، سجده هاى خاصّى داشت و پيامبر بدين دليل ، پيشانى او را پيوسته بوسه باران مى ساخت .
امّا رمز بوسه باران ساختن فراز قلب او، بدان دليل بود كه جايگاه فرود تير سه شاخه بود كه بر آن فرود آمد و قاتل حقيقى آن حضرت شد.
و امّا رمز بوسه باران ساختن لب و دهان آن حضرت به وسيله پيامبر زمانى آشكار گرديد كه زيدبن ارقم ، بر ابن زياد خروشيد كه : هان اى فرزند مرجانه ! چوب خويش را از اين لبهاى مقدّس ‍ بردار؛ بخداى سوگند! خود بارها ديدم كه پيامبر آنها را بوسه باران مى ساخت .
48- كعبه ، هرگز در شبانه روز بدون طواف كننده و زائر نمى ماند و حسين عليه السلام نيز از روز شهادت تاكنون ، بدون زائرانى از آدميان و فرشتگان ... و ديگر موجودات جهان ما و جهانهاى ديگر، نبوده است .
49-  خداوند، جهانيان را با اين خانه آزمود، همانگونه كه اميرمؤ منان عليه السلام در وصف آن فرمود: خداوند، كعبه را در پرسنگلاخ ‌ترين مكان و بى گياه ترين نقاط كره زمين و كم فاصله ترين درّه ها قرار داد؛ در ميان كوههاى خشن و رملهاى فراوان و چشمه هاى كم آب و آباديهاى پرفاصله و از هم بريده ، در شرايط و موقعيّتى كه نه اسب و نه گاو و گوسفند، هيچكدام به آسايش و آرامش زندگى نمى كند.
امّا خانه حقيقى خدا، يعنى حسين عليه السلام نيز آنگاه كه در محاصره دشمن ، شمشيرهاى آخته ، نيزه هاى كشيده ، تيرهاى شليك شده و سنگها، قرار گرفت و در گرداگردش چهره هاى زرد شده ، اعضاى مضطرب ، چشمهاى به گودى گراييده ، طنين ناله ها و شيونها و كشته هاى به خون آغشته بود و مردم را به يارى حق مى طلبيد.
آرى ! آنجا مردم امتحان شدند، آنگاه آنان را به يارى خويش ‍ فراخواند و از آنان خواست كه دعوتش را پاسخ مثبت دهند.
خداوند، از ترك فريضه حجّ در مورد كسانى كه توانايى شتافتن به سوى آن را داشته باشند، به كفر تعبير كرد. و اين علاوه بر آنكه نشانگر واجب بودن آن است ، كيفر شديد و سهمگين ترك آن است ودرمورد ترك كننده زيارت حسين عليه السلام نيز در صورتى كه بتواند و ترك كند به دارنده ايمان ناقص ، يا فاقد ايمان و ستم كار در حق پيامبر، تعبير شده و افتخار شيعه امامان نور بودن نيز، از چنين كسى سلب شده است بااينكه زيارت آن حضرت ، مستحب است و حجّ، كارى واجب .


33)  زيارت امام حسین ع و طواف بر گرد كعبه
حسين عليه السلام در انجام حجّ و شكوه و عظمت كعبه نقش ‍ عظيمى دارد، چرا كه همانگونه كه ترسيم شد خود بيت الله حقيقى است و براى خدا طوافها و حجّهاى عارفانه و خالصانه اى انجام داد كه در همه قرون و اعصار بى نظير بود و هر كدام از آنها مقرّرات ، شرايط، آداب ، ميقاتها و مواقف خاصّى داشت .
اين خانه حقيقى خدا زائران مخصوص به خود، دارد كه براى خود آداب ويژه اى دارند و دسته هاى مختلفى هستند:
1- پيامبران ،
2-  فرشتگان ،
3-  شهيدان راه خدا،
4-  خاندان وحى و رسالت ،
5-  شيعيان و شيفتگان آنان .
حجّ حسين عليه السلام
از ويژگيهاى حسين عليه السلام اين است كه هشت نوع حجّ عارفانه و خالصانه براى خدا انجام داد.
الف : آن حضرت بيست وپنج مرتبه با پاى پياده به همراه برادرش ‍ حسن عليه السلام به طواف خانه خدا شتافت . و پس از شهادت آن حضرت نيز خود شرفياب شد كه در برخى از سفرها به سوى كوى دوست ، سرپرست حجّاج ، سعد بن وقّاص بود كه در ميانه راه ، با ديدن دو فرزند گرانمايه پيامبر كه با پاى پياده و شور و نيايش ، روانه كوى دوست بودند، خود و همه همراهان بى اختيار از مركبها پياده شدند و با حسن و حسين عليهما السلام اين زائران حقيقى خانه خدا، پياده به راه افتادند و پس از مدّتى راهپيمايى به سوى ديار عشق ، سرپرست حجّاج ، نزد آن دو گرامى شتافت و گفت :
پياده روى و هواى گرم ، مردم را خسته كرده است . و از آنان تقاضا كرد كه بر مركبهاى تشريفاتى سوار شوند، كه آنان فرمودند: ما تصميم گرفته ايم و با خود عهد كرده ايم كه پياده برويم ، شما حركت كنيد و منتظر ما نمانيد.
ب : دوّمين نوع از انواع حجّ حسين عليه السلام حجّ باطنى و معنوى و روحانى بود آن حضرت به روح و جان و مفاهيم و هدفها و پيامهاى حجّ، كه اين ظواهر قالب و پوسته آن محتواى پرشكوه هستند، با همه وجود لبّيك گفت ، چرا كه احرام بستن يك ظاهرى دارد و يك محتوا و پيام و عمل قلبى .
آنكه لباس خويش از تن بيرون مى آورد و احرام مى پوشد و لبّيك مى گويد و طواف و سعى مى كند و به وقوف در مكانهاى مقدّس و قربانى و سنگ باران كردن شيطان و شب زنده دارى و نيايش ‍ مى پردازد، در حقيقت به روح و محتواى حجّ كه اين ظواهر، تنها پوشش و قالب آن محتواى عظيم معنوى و روحانى هستند، لبّيك گفته است و حسين عليه السلام همان طواف كننده و زائر بى نظير بيت اللّه بود كه همه ظاهر و باطن ، حقيقت و روح ، قالب و چهره و محتوا و اسرار و رموز شناخته و ناشناخته اين عبادت بزرگ را در عمل خويش ، كه تنها در انجام فرمان خدا بود، گردآورد و آنگونه كه مقرّر شده است انجام داد.
و اين براى هر انسان انديشمندى روشن است ، چرا كه روح حجّ و مناسك آن ، پاك ساختن قلب و دل ، از دنيا و ارزشهاى مادّى و خداحافظى از دنياداران و دنياپرستان و وانهادن همه علايق مادّى و جسمى و دنيوى و گشودن همه دلبستگيها