جمعه 9 اسفند 1398 | Friday, 28 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 18 دي 1392     |     کد : 4473

خانواده و حقوق فرهنگى

نيازهاى برتر / اگر تاءمين نياز و اداى حق خانواده را صرفا به مسايل معيشتى منحصر كنيم . ساده نگرى است به دليل پيچيدگى وجود انسان ، نيازهاى او هم پيچيده و متنوع و فراتر از جنبه هاى ظاهرى و مادى و جنسى است . همچنان كه در تربيت فرزند، تنها تاءمين نيازهاى مادى و رفاهى كافى نيست ، در مسايل خانوادگى هم تنها فراهم كردن معاش و مسكن و لباس و خوراك ، اداى حق به شمار نمى آيد ، چرا كه نيازها فراتر از ماءكولات و ملبوسات است و وظيفه هم تنها به تاءمين اينها منحصر نيست .

11) خانواده و حقوق فرهنگى
نيازهاى برتر
اگر تاءمين نياز و اداى حق خانواده را صرفا به مسايل معيشتى منحصر كنيم . ساده نگرى است به دليل پيچيدگى وجود انسان ، نيازهاى او هم پيچيده و متنوع و فراتر از جنبه هاى ظاهرى و مادى و جنسى است .
همچنان كه در تربيت فرزند، تنها تاءمين نيازهاى مادى و رفاهى كافى نيست ، در مسايل خانوادگى هم تنها فراهم كردن معاش و مسكن و لباس و خوراك ، اداى حق به شمار نمى آيد، چرا كه نيازها فراتر از ماءكولات و ملبوسات است و وظيفه هم تنها به تاءمين اينها منحصر نيست .
در يك خانواده اسلامى ، مسايل اعتقادى ، فكرى ، احكام و آشنايى با حلال و حرام و سنن دينى و مراسم مذهبى جايگاه خاص دارد. مسؤ ول نهاد خانواده كه مرد است ، در برابر اين نياز هم تكليف دارد و در صورت قصور، هم مستحق ملالت است ، هم درخور تنبيه و كيفر الهى ، چرا كه از اين رهگذر، اخلاق و فرهنگ خانواده و در نتيجه جامعه است كه وضعيت مطلوب مى يابد، يا به نابسامانى كشيده مى شود.


نور چشم
گرچه نور و سوى ديدگان ، سبب بينايى و در نتيجه زيبايى و سربلندى است ، ولى گاهى هم برخى عوامل معنوى موجب فروغ ديدگان و روشناى چشم و اعتدال اجتماعى است . داشتن فرزند صالح و همسر شايسته و خانواده خوب و مطلوب ، مايه چشم روشنى و فروغ بصر است و فراهم ساختن اين قره العين بر عهده مرد خانه است .
در قرآن كريم ، از دعاهاى بلندى كه در زمره خواسته هاى عباد الرحمان آمده ، يكى هم اين است :
والذين يقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذريا تنا قره اعين ...(70)
پرودگارا، از همسران و ذريه و نسل ما براى ما مايه نور چشم قرار بده .
اينكه انسان از طريق افراد خانواده ، سربلند باشد و آنان نور چشم وى به شمار آيند، در صورتى فراهم مى شود كه با تربيت شايسته و اخلاق خوب و رسيدگى و تربيت ، آنان را مهذب ، پاك و با دين و ايمان بار آورده باشد. رسيدن به اين مهم ، از كسانى بر مى آيد كه نسبت به مسايل فرهنگى و اخلاقى خانواده و فرزندان اهتمام ورزند و وقت بگزارند و به عنوان مساءله مهم در نظرشان ، شاءن و جايگاهى داشته باشد.
اگر همسر و فرزندان ، مطلوب و متدين و متعهد نباشند، انسان از داشتن چنين خانواده اى احساس شرم و حقارت مى كند و دنيا در نظرش تيره و تار گشته ، روزگارش به تلخى مى گذرد.


حق فرهنگى
هدايت ، مراقبت ، رسيدگى ، رشد دهندگى ، آموزش و...از حقوق است كه خانواده بر عهده سرپرست خويش دارد. غفلت و كم كارى و بى اعتنايى به اين امور، به هر دليل و بهانه اى كه باشد، پذيرفتنى نيست و شخص مقصر را در برابر ملامت وجدان و نكوهش ‍ ديگران بى دفاع و محكوم مى سازد.
يكى از وظايف مرد در خانه ، تعليم و ارتقاى فرهنگ افراد و مواظبت بر سلامت روحى و اخلاقى و ارشاد در زمينه مسايل فكرى و فرهنگى و حتى سياسى اجتماعى است . البته تامين نيازهاى عاطفى و تربيتى هم كه شامل همه و همه مراحل مى شود، تكليفى ديگر است .
متاءسفانه حتى در ميان انسانهاى فرهيخته و فرهنگى ، مربيان و مبلغان نيز كسانى يافت مى شوند كه با همه فعاليتهاى برون خانه اى و اشتغالات تربيتى و فرهنگى در جامعه و در سطحى گسترده ، نسبت به وضع داخل خانه و همسر و فرزندان خويش يا بى خبرند، يا بى خيال ، يا گاهى هم ناتوان . اگر ارشاد و هدايت جامعه و ديگران لازم و مفيد است ، روشنگرى و راهنمايى در درون خانواده و نسبت به افراد داخل ، ضرورى تر و سودمندتر است . از ديرباز گفته اند: چراغى كه به رواست ، بر امامزاده حرام است .
گاهى به گناه افتادن زن و فرزندان كسى ، معلول غفلتهاى خود او از اوضاع داخل و نزديك است . بايد ريشه هاى آن را شناخت و خشكاند. رسالت حفظ و صيانت خانواده از آتش گناه و فساد، بر عهده قيم خانواده و سرپرست آن است .
خداوند در قرآن كريم ، به مؤ منان چنين توصيه مى فرمايد:
يا ايها الذين آمنوا قوا اءنفسكم و اءهليكم نارا و قودها الناس و الحجارة ... (71)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد! خود و خانواده خويش را از آتشى كه هيزم و آتشگيره آن مردم و سنگ است ، حفظ كنيد.
پس ، حفظ خانواده به موازات حفظ خويش از آتش دوزخ ، يك تكليف است . مقدمات آن دوزخ فروزان و ملتهب نيز در همين دنيا و با عملكردهاى خلاف ، فراهم مى شود.
اگر امر به معروف و نهى از منكر، در درجات و مراتبى كه دارد، به عنوان يك كار فرهنگى تلقى شود، بايد آن را به درون خانواده هم نسبت به آحادى كه با آنان در ارتباط و تاءثير گذارى هستيم ، سرايت دهيم و اين گونه آنان را از فرو افتادن در شعله دوزخ ، نگاه داريم . اگر صد در صد هم نتوانيم تاءثير گذار و اصلاح گر باشيم ، در حد ميسور و توان . حتى اگر اثرى هم نبخشد، ما به تكليف خويش عمل كرده ايم و مؤ اخذه نخواهيم شد.
از امام صادق (عليه السلام ) پرسيدند: اينكه خداوند فرموده است خود و خانواده خود را از دوزخ حفظ كنيد، چگونه آنان را از آتش نگهداريم ؟ حضرت فرمود: تامرو نهن تنهو نهن ، آنان را امر و نهى كنيد (كنايه از نظارت بر كارها و هدايت نسبت به رفتارها). پرسيدند: ما آنان را امر و نهى مى كنيم ، ولى پذيرا نيستند. فرمود:اذا اءمر تموهن و نهيتمو هن فقد قضيتم ما عليكم (72)؛ هر گاه آنان را امر و نهى كرديد، تكليفى را كه بر عهده داشتيد، انجام داده ايد.
انجام تكليف امر به معروف و نهى از منكر در قلمرو خانه و خانواده و نسبت به بستگان و نزديكان ، موجب حفاظت آنان از آتش ‍ دوزخ و شقاوت ابدى مى گردد و بدون آن ، جاى مؤ اخذه باقى است ! بى تفاوتى و بى تعهدى در اين مساله مهم ، اگر به فساد اخلاقى و گناه و انحراف خانواده كشيده شود، در اين سر انجام و سرنوشت شوم و تلخ ، مقصر و شريكند. هر چند امروز، كسى را به دليل قصور در تعليم و تربيت و آموزشهاى فرهنگى و اخلاقى فرزندان و همسرانشان مورد پيگيرى قرار نمى دهند و جرم تلقى نمى شود، ولى تقصير و قصور از دين و خدا، عاقل تعقيب و مسؤ وليت جدى است !


بيانى از علامه مجلسى
استشهاد به آيه (قوا انفسكم و اهليكم نارا) در روايات متعددى آمده است و قلمرو آن حتى به مسايل فكرى ، مرامى و سياسى هم كشيده مى شود. سليمان بن خالد مى گويد: به حضرت صادق (عليه السلام ) عرض كردم : خانواده اى دارم كه از من حرف شنوى دارند، آيا آنان را به اين امر دعوت كنم ؟ (اشاره به فراخوانى به اهل بيت و دعوت به مرام تشيع و ولايت ) امام در پاسخ فرمودند: آرى . آنگاه آيه شريفه را تلاوت فرموده و به آن استدلال كردند.
علامه مجلسى در ذيل اين حديث ، تحت عنوان بيان توضيحى دارد كه سودمند است . حفظ خويشتن از آنان را به اين مى داند كه انسان با صبر و شكيبايى در راه اطاعت خدا، ترك معصيت و با پرهيز از پيروى شهوات و تمنيات نفسانى ، خود را عذاب نگه دارد و خانواده را نيز با چهار برنامه ، مصونيت از آتش ببخشد:
اول : دعوت آنان به اطاعت پروردگار.
دوم : آموختن فرايض و واجبات دينى به آنان .
سوم : نهى و باز داشتن آنان از زشتيها و قبايح .
چهارم : تشويق و واداشتن ايشان به كارهاى خوب . سپس مى افزايد: آيه دلالت مى كند كه امر به معروف و نهى از منكر نسبت به نزديكان ، مثل همسر و خدمتكاران و پدر و مادر و فرزندان و ساير بستگان بر انسان واجب است و اينان در اين مساءله ، مقدم بر ديگرانند.(73)
مجموعه اين توصيه ها، تكليف يك مسلمان را درباره تربيت مكتبى خانواده و فضا سازى براى رشد باورهاى دينى و بهره گيرى از شيوه هاى جاذبه دار و مشوق و خوشبين كننده در دعوت به امور دينى و پرهيز از آنچه مايه گريز، نفرت و بدبينى است ، روشن مى سازد.
قطعا شيوه تشويقى و ترغيبى ، نسبت به روش تنبيهى و توبيخى مؤ ثرتر و كارسازتر است . پدر يك خانه ، نبايد نسبت به ناهنجاريهاى اخلاقى و رواج گناه و فساد در اعضاى خانواده ، بى توجه و بى تعهد باشد. زمينه سازى براى فراگيرى دين نيز رسالتى ديگر است . يا خودش به همسر و فرزندان بياموزد، يا كسى را به خانه آورد تا حلال و حرام و احكام الهى را به آنان بياموزد، يا به مجالس و كلاسها و دوره هايى بفرستد كه در آنجا آموزش ببيند.


نظارت بر آموخته ها
آنچه انسان مى شنود يا مى خواند يا فرا مى گيرد، در شكل دهى به انديشه و روان مؤ ثر است . پس به عنوان غذاى روح و فكر بايد به مسايل و فراورده هاى فكرى و فرهنگى كه مورد استفاده همسر و فرزندان قرار مى گيرد، حساس بود. همه خواندنيها و همه ديدنيها خوب و سالم نيستند، گاهى كتابها، مجلات و فيلمها... بدآموز و محرك شهوات و فساد آورند و نظارت لازم است .
با آن همه تاءكيد كه اسلام و قرآن بر علم و دانش و فريضه بودن طلب علم دارد، در برخى روايات مى خوانيم كه به همسرانتان سوره يوسف نياموزيد و بر آنان نخوانيد، چون كه در آن فتنه هاست و سوره نور به آنان ياد بدهيد، چرا كه در آن پندهاست .(74)
با همه فضيلتى كه خواندن و آموختن قرآن دارد، چرا نسبت به آن سوره حساسيت است ؟ چون شرح فتنه گريها و شيدايى زليخا به يوسف و مكر و حيله او در به دام انداختن يوسف مطرح است ، كه ممكن است براى برخى دختران و زنان ، وسوسه انگيز و فتنه خيز باشد، اما سوره نور، دعوت به حجاب و تحفظ و متانت و خويشتن دارى و پرهيز از خود نمايى و بد حجابى و عشوه گرى است و براى اين قشر، كاربردى تر و عبرت آموز و پند دهنده است . آنچه سلامت روحى و فكرى زنان را تاءمين مى كند، همان صداقت و سادگى و پاكدلى است و گاهى برخى آثار و رمانها و فيلمها و آموزشها، ذهن آنان را در پيمودن راه گناه و فتنه انگيزى بر مى انگيزند و برايشان زيانبار مى باشند.
مرحوم استاد دكتر سيد جواد مصطفوى در بهشت خانواده بحثى در اين زمينه دارد و با اشاره به روايتى كه از آموختن كتابت به زنان نهى مى كند، تحليلى از اين موضوع ارائه مى دهد و برخى سوء استفاده هايى را كه بانوان در اثر سواد و آموختن برخى عملها و آشنايى با بعضى فتنه ها و شگردها داشته و دارند، ياد مى كند و در مقابل اين گونه تحصيلكرده هاى نيرنگ باز، از بانوان پاكدل و با صفايى كه صداقت و ساده دلى آنان ، محفوظشان مى دارد و زندگيهاى آرامتر و سالمترى دارند ياد مى كند و در پايان مى افزايد:
ما دانشگاه ديده هاى متمدن ، بايد چند روزى مهمان چنان خانواده ها باشيم و گلزار بى خار و بهشت برين زندگى خانوادگى آنان را ببينيم ، تا نا خود آگاه ، آهى سرد از دل پر درد بر آوريم و باور كنيم كه بدون معلومات جهان بينى و جامعه شناسى هم مى توان زندگى با صفايى داشت و به جاى بيست سال زندگى تواءم با بيمارى و جنگ اعصاب ، مى توان شصت سال زندگى با نشاط و محبت و كامرانى داشت و باور كنيم كه بيسوادان پاكدلى كه فرهنگ ساده امام صادق (عليه السلام ) را پذيرفتند و حتى لغت همزيستى مسالمت آميز را نمى توانستند ادا كنند، بهتر از كسانى زيستند كه دانشگاهها و لابراتوارها ساختند، ولى از مكتب امام صادق (عليه السلام ) روى گردان شدند. چقدر باصفا و لذت بخش است زمانى كه پانصد ميليون بانوى مسلمان ، هم باسواد باشند و هم پاكدامن و با صفا... بسيارى از معلومات عصر ما براى زن نه لازم است و نه فضيلت ، بلكه اتلاف وقت است و احيانا رذيلت ، در صورتى كه پاكدلى و پاكدامنى براى هميشه و در حد اعلايش فضيلت است و كمال . (75)
پس چه بايد كرد كه همسران با فضيلت شوند و خانواده ها برخوردار از صفا و كمال ؟ جز با كار فرهنگى و تربيتى با افراد اين كانون ؟
رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) فرمود:
ملعون است ، ملعون است كسى كه افراد تحت تكفل خويش را تباه سازد.(76)
و اين ضايع و تباه ساختن چيست ؟ فقط رسيدگى نكردن به مسايل معيشتى و رفاهى و حقوق مادى است ؟ يا حقوق فرهنگى و تربيتى خانواده را نيز در بر مى گيرد؟
تباه سازى فرهنگى در خانواده ها، كمتر از ناديده گرفتن حقوق مادى نيست ! پس بايد حقوق فرهنگى خانواده را هم شناخت و آن را ادا كرد. در اين صورت است كه اين خيمه عفاف پابرجا و استوار مى ماند و طوفان حادثه هاى سهمگين زندگى آن را از جاى نمى كند.
پايان اين نوشته را حديثى از حضرت على (عليه السلام ) قرار مى دهيم ، كه خطاب به فرزندش محمد حنفيه در مورد رسيدگى به زن و شيوه معاشرت خوب با همسر توصيه مى فرمايد:
فدارها على كل حال و اءحسن الصحبة لها ليصفو عيشك .(77)
در همه حال با همسرت مدارا كن و با او معاشرت و همنشينى شايسته داشته باش ، تا زندگى ات با صفا شود.
صفايى كه همه در جستجوى آنند و اگر بر خانه ها و خانواده ها بال بگسترد و سايه افكند، زندگيها بهشتى فرح زا و مسرت بخش ‍ مى شود و اگر هماى صفا از خانه ها و آشيانه ها پر بكشد و بكوچد، خانه و زندگى ، دوزخى تحمل ناپذير مى گردد.


نوشته شده در   چهارشنبه 18 دي 1392    
PDF چاپ چاپ