جمعه 2 اسفند 1398 | Friday, 21 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 2 آبان 1389     |     کد : 4400

از وضوى زيد تا وضوى زيديه

از وضوى زيد تا وضوى زيديه

از وضوى زيد تا وضوى زيديه
بر اين پايه , وضويى كه اكنون ميان زيديه متداول است وضوى امام زيدبن على (ع )نيست , چه , اين وضـو نـه وضـوى پدر زيد امام زين العابدين نه وضوى جد او امام على (ع ), نه وضوى برادرش امام بـاقـر(ع ), نـه وضـوى بـرادرزاده اش امام صادق (ع ), نه وضوى عبداللّه بن عباس و نه وضوى ديگر زادگـان ابوطالب , بلكه وضوى امام ابوحنيفه است با قواعد و اصولى كه نزد اين مذهب ثابت شده مـطـابق است .
نمونه اين گونه ازاحكام شرعى در فقه زيديه فراوان است .
در مقدمه مسند الامام زيد آمده است : يـكـى از چـيـزهـايـى كـه مـردم بـدان خـو گرفته اند و البته علتش را نمى دانند آن است كه در كـتـابـهـايشان در صلوات ذكرى از خاندان پيامبر(ص ) نيست .
علت اين امر آن است كه امويان در مورد ذكر نام خاندان پيامبر(ص ) سخت گرفتند و چنان كه مشهور است وابستگان اين خاندان را كـشند و آواره كردند.
تا جايى كه حجاج از حديث آوردن ازعلى (ع ) منع كرد و كار بدان جا رسيده بـود كـه حسن بصرى و كسانى ديگر از تابعان هنگامى كه مى خواستند در جمع مردمان حديثى از عـلـى (ع ) نـقـل كـنـنـد از بيم شمشيرحجاج نمى توانستند بصراحت از او نام ببرند و از اين روى مـى گفتند: از ابوزينب , ازپيامبر(ص ) چنين حديث رسيده است .
مردم هم نيز در زمانهاى بعد بر هـمـين شيوه ماندندو از خاندان پيامبر(ص ) در صلوات نام نبردند.


اما اكنون ـ سپاس خداوند را ـ مـانـع از مـيـان رفـتـه و دوران ترس به سر آمده است , و مى بينيم در كتابهاى مصريان , برخى از كـتـابـهـاى تازه مصر و ديگر سرزمينهايى كه مردمانى فرهيخته و روشن دارند در صلوات پس از نام پيامبر(ص ) از خاندان پيامبر(ص ) نام مى برند و اين را جزوى از صلوات مى دانند.
اصولاصلواتى كـه در آن از خاندان پيامبر(ص ) نام برده نشود ناقص است و در حديث نبوى از آن نهى شده است , آنـجا كه فرمود: بر من صلوات ناقص نفرستيد.
پرسيدند: اى رسول خدا,صلوات ناقص و بى دنباله كدام است ؟ فرمود: اين كه بر من درود فرستيد و بر خاندانم درود نفرستيد.
دارقـطـنى و بيهقى در حديثى آورده اند كه فرمود: هر كس بر من درود فرستد و برخاندانم درود نفرستد صلواتش از او پذيرفته نيست .
مسلم و ديگران نيز احاديثى هماننداين آورده اند ((610)) .
از ايـنـهـا كـه بگذريم , حتى اگر از سر مماشات نپذيريم كه امام زيد در وضوى خودپاها را شسته اسـت , اين دليلى بر مشروعيت اين كار و حاكى از اين كه چنين كارى سنت است نخواهد بود, چه , امـام زيد مى بايست موضع امامى عادل را اتخاذ كند كه به همه فضيلتها و بايسته هاى يك پيشواى عـادل و مـجـاهد آراسته است .
او همچنين بر خود لازم مى ديد كه براى جلوگيرى از رخ نمودن اختلاف ميان يارانش بشدت از مشغول شدن آنان به مسائل جزئى و فروع فقهى پرهيز كند و زمينه آن را از ميان ببرد, بويژه آن كه كسانى از فرقه هاى گوناگون و حتى مرجئه و خوارج در اطراف او گـرد آمـده بـودند.
ازهمين روى اين احتمال وجود دارد كه امام زيد هر چند خود به مشروعيت وضـوى شـيـوه عـثمانى اعتقاد نداشته اما براى رعايت حال اكثريت سپاهيان خود و حفظ وحدت درصـفـوف آنـان , ايـن وضو را انجام مى داده است .
چنين موضعى در سخن ابراهيم بن عبداللّه بن حـسن درباره نماز ميت ديده مى شود, آنجا كه گفت : اين شيوه آنان را بيشتر گردمى آورد و ما هـم به گرد آمدن آنان نيازمندتريم .
از آن سوى , اگر خدا بخواهد, در وانهادن يك تكبير كه آن را به جا نياورده ام زيانى نيست ((611)) .
از امـام صـادق (ع ) نـيـز روايـتـهايى چند درباره نماز جماعت با عامه به هدف حفظوحدت ميان مسلمانان رسيده است .
از آن جمله اين كه فرمود: هر كس با آنان در صف اول نماز بگزارد همانند كسى است كه پشت سر رسول خدا(ص ) در صف اول نمازخوانده است ((612)) .
در روايتى ديگر است كه از اسحاق پرسيد: اى اسحاق , آيا با آنان نمازمى گزارى ؟ گفت : آرى .
فـرمود؟ با آنان نماز بگزار كه هر كس با آنان در صف اول نماز بگزارد همانند كسى است كه در راه خدا شمشير پيكار بركشيده است ((613)) .
هـم در روايـتـى ديگر است كه فرمود: چون با آنان نماز بگزارى خداوند به شماره مخالفانت تو را آمرزش دهد ((614)) .
چكيده آنچه گذشت
از آنـچـه گـذشـت روشن شد كه امكان ندارد موضع امام زيد در مساءله وضو با موضع امام جعفر صـادق (ع ) و بـنى حسن متفاوت باشد, بلكه همه اين طايفه ها از يك فقه پيروى كرده اند و همه بر وحدت و يكپارچگى مسلمانان تاءكيد داشته اند.
در اين ميان اگر هم اختلافى رخ نموده , به يكى از عوامل زير باز مى گردد: 1 ـ غلبه روحيه انقلابى بر بنى حسن و زيديه , تاثير پذيرفتن آنان از گفته هاى نفوذيان حكومت در صـفـوف آنـان و پـذيرش شبهه هايى همانند اين كه سخن امام جعفرصادق (ع ) را از آن روى كه از همراه شدن با پيكار امام زيد و نفس زكيه خوددارى كرده است نتوان پذيرفت .
2 ـ نـقـش حكمرانان در گستراندن شكاف ميان زيديه و امام صادق (ع ) و بلكه ايجادغير مستقيم زمينه براى پذيرش فقه ابوحنيفه از سوى زيديان.
3 ـ وجود خلئى فقهى در ميان زيديان , پس از كشته شدن زيدبن على در سال 120ه ق و به مدت نزديك به سى سال يعنى تا سال 150 در همين مدت است كه فقه حنفى توانست صف فقه زيدى را بشكافد و در آن رخنه كند.
گفتيم كه پذيرش فقه حنفى از سوى زيديان به دو عامل باز مى گردد:
الـف ـ نـزديـكى مكانى و سياسى ابوحنيفه با آنان و ابراز همدردى و همراهى با اين گروه از سوى ابوحنيفه از دوران امام زيد تا قيام محمد نفس زكيه در مدينه و قيام برادرش ابراهيم در بصره .
ب ـ نبودن فقيهى از اهل بيت در كوفه .
حتى اگر يحيى بن زيد را هم فقيهى از اهل بيت بدانيم , او هـم پس از پدرش تنها پنج سال زيست و در همين مدت نيز زيديان او راوانهاده بودند.
اگر احمد بن عيسى را هم فقيهى ديگر از اين خاندان بدانيم او نيز بيشترفقه و ديدگاههاى فقهى خويش را از شاگردان ابوحنيفه گرفته است .
همين وضع درباره قاسم بن ابراهيم رسنى حسنى , يحيى بن حسين بن قاسم و ديگر سران علويان نيز صادق است .
آشـفتگى و درهم ريختگى مبانى فقه زيدى در عصر حاضر و اين كه مبانى فقهى اين مذهب گرد آمده اى از مبانى فقهى ديگر مذاهب مى نمايد, خود گواهى ديگر بر اين حقيقت است كه فقه زيدى در گذر زمان ديگرگونى يافته و از فقه زيد دور شده است .


نوشته شده در   يکشنبه 2 آبان 1389    
PDF چاپ چاپ