جمعه 9 اسفند 1398 | Friday, 28 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 2 آبان 1389     |     کد : 4384

روايتهاى برساخته

روايتهاى برساخته

روايتهاى برساخته
طـرفداران مكتب عثمان احاديثى از زبان مخالفان عمده خليفه برساختند تا از اين رهگذر بتوانند وضوى او را تقويت كنند.
يكى از اين احاديث ساختگى روايت ابونضراست كه در آن مى گويد: عـثـمان , در حالى كه طلحه و زبير و سعد و على (ع ) نزد او بودند آبى براى وضوخواست .
آنگاه در حـالـى كـه آنان مى نگريستند وضو ساخت , او روى خود را سه بارشست .
سپس سه بار روى دست راسـتـش آب ريـخت و آنگاه آن را سه بار شست .
سپس سه بار روى دست چپش آب ريخت .
سپس روى پاى راستش آب پاشيد و آنگاه آن راسه بار شست .
سپس روى پاى چپش آب ريخت و آنگاه آن را سـه بـار شـسـت .
پـس از آن بـه كسانى كه آنجا حاضر بودند گفت : شما را به خداوند سوگند مـى دهـم , آيـا مـى دانـيـدرسـول خـدا(ص ) همان گونه وضو مى گرفت كه هم اكنون من وضو گـرفتم ؟ گفتند: آرى .
اين پرسش و پاسخ به واسطه خبرى بود كه درباره وضوى برخى از مردان به او رسيده بود ((249)) .
ايـن روايـت , افزون بر اين كه چنان كه بوصيرى مى گويد سندش به ابى نضر كه مى رسد منقطع مـى شـود و از اين روى به لحاظ سند بى اعتبار است , از نظر متن نيز فاقداعتبار است , چه , وضويى كـه درايـن روايت تصوير شده بدون مسح است , در حالى كه به اتفاق همه مسلمانان وضوى بدون مـسـح مـجزى و بسنده نيست .
با اين حال چگونه مى توانند چهار تن از بزرگان صحابه بردرستى چنين وضويى گواهى دهند؟ بـنـابـرايـن پذيرفتنى تر آن است كه اين روايت , در كنار اين احتمال كه متن بكلى بى اعتبار باشد, روايـتـى تـبليغى و سياسى باشد, چرا كه مى بينيم راوى بر سه بار انجام هرفعل و بر شستن پاها تاءكيد مى كند.


اما مسح سر را از ياد مى برد, زيرا آنچه موضوع نزاع خليفه و آن چهار تن است همين سه بار تكرار و همين شستن پاست , نه مسح سر.
از متن روايت پيشگفته اين نيز دريافت مى شود كه مقصود از برخى مردان درآخرين جمله روايت همين چهار تن يعنى طلحه , زبير, على (ع ) و سعد است .
اين هم كه راوى اين خبر را به آن چهار تن نسبت داده و از حضور آنان و گواه بودن آنان بر وضوى خـلـيـفـه خبر داده , براى كاستن از اهميت مساءله است , زيرا آنان ـ چنان كه تاكنون دانستيد ـ از مخالفان عمده فقه عثمان و از جمله همان مردم مخالف شيوه وضوى خليفه بودند.  يـكـى ديگر از اين خبرهاى ساختگى روايت نسائى به سند وى از شيبه است كه محمد بن على (ع ) (امام باقر) او را خبر داده گفت : پدرم على (ع ) (زين العابدين ) مرا خبر داده كه حسين بن على (ع ) گـفـته است : پدرم على (ع ) آبى براى وضو خواست .
من نزد او آب بردم .
او وضو گرفت , دستهاى خـود را پـيـش از آن كـه بـه وضـو درآورد سه بار شست .
سپس سه بار مضمضه كرد.
آنگاه سه بار اسـتـنـشاق كرد.
سپس سه بار روى خود را شست .
آنگاه سه بار دست راست خود را تا آرنچ شست .
سپس سه باردست چپ خود را به همين نحو شست .
سپس سر خويش را يك بار مسح كشيد.
آنگاه پاى راستش را سه بار تابرآمدگى پشت پا شست و پس از آن هم پاى چپ را به همين ترتيب .
سپس بـرخاست وگفت : ظرف آب را به دستم بده , ظرف را كه باقيمانده آب وضو در آن بود به دستش دادم و او ايستاده از باقيمانده آب وضو آشاميد.
در شگفت شدم , چون مرا ديد[كه در شگفت شده ام ] گـفـت : شـگـفـتـى مـكن , كه ديدم پدرت پيامبر(ص ) همان كارى مى كند كه ديدى من كردم .
مى گويد: اين آب براى وضويش , و آنگاه باقيمانده آب وضويش را ايستاده مى آشامد ((250)) .
نـشـانـه هاى ساختگى بودن براين خبر هويداست و نگارنده خود را به زحمت پاسخ ‌دادن به آن در نـمـى افـكـند, چه در صفحات آينده اثبات خواهد شد كه وضوى على بن حسين , محمد بن على , جعفر بن محمد, ابن عباس و ديگر فرزندان على (ع ) غير آن چيزى است كه از آنها نقل شده است .
نـمـى دانـم معناى اين قسمت از روايت چيست كه در شگفت شدم .
چون مرا ديدگفت : شگفتى مكن .
آيـا حـسـيـن بـن على (ع ) عقيده داشت كسى كه باقيمانده آب وضو را در حالت ايستاده بياشامد بدعتگذار است .
تا از اين روى تعجب كرده باشد؟ يا آن كه او خود از آنهايى بود كه در دين نوساخته ها و بدعتهايى داشتند ((251)) ؟ يـا آن كـه او از وضـوى پـدرش در شـگـفـت شـده بود و اين وضو را وضويى ناآشنا دراين خاندان مى دانست و براى او در ميان اين خاندان چنين وضويى متعارف نبود؟ آرى , پديده جعل و تزوير و برساختن احاديث در دوران امويان رواج و فزونى يافته بود و در فصلهاى آينده اين كتاب با جزئيات بيشترى در اين باره آشنا خواهيد شد.
به هر روى .
زشت تر و شگفت آورتر از اين خبر خبر برساخته ديگرى است كه مى گويد: على (ع ) نزد ابن عباس رفت تا وضوى پيامبر(ص ) را به او آموزش دهد: ابـو داوود, متقى هندى صاحب كنز العمال و كسانى ديگر به نقل از ابن عباس آورده اند كه گفت : عـلـى (ع ) در حالى كه وضو نداشت بر من وارد شد.
آبى براى وضوخواست .
ما براى او تشتى پر آب آورديـم و پـيـش او نهاديم .
گفت : اى پسر عباس , آيا به تونشان ندهم كه رسول خدا(ص ) چگونه وضـو مى گرفت ؟ گفتم : چرا... پس من براى او بردستش آب مى ريختم و او دستش را شست ... تا پـايـان اين خبر ((252)) ـ و بدين سان همان وضويى را كه عثمان از پيامبر(ص ) نقل مى كند انجام داد! ايـنك مى پرسيم : آيا با آن كه مى دانيم على (ع ) پرچمدار مكتب وضوى مخالف وضوى خليفه يعنى وضوى با دو بار شستن اعضا بود, چنين خبرى مى تواند درست باشد؟ آيـا ابـن عـباس كه دانشمند امت است , واقعا نيازمند آن بود كه وضو را به اوبياموزند؟ بلكه اساسا چـگـونـه مى توان اين خبر را با آن خبر ديگرى سازگار كرد كه مى گويد ابن عباس به ربيع دختر مـعـوذ اعـتـراض كرد و به او گفت : مردم فقط شستن رامى پذيرند در حالى كه در كتاب خدا جز مـسـح كـشـيدن نمى يابيم ؟ يا با اين سخن ديگر ابن عباس كه گفت : وضو دو بار شستن و دو بار مسح كردن است چگونه همسويى مى يابد ((253)) ؟ بـه هـر روى , بـا آنـچه گذشت اين احتمال را قويتر مى دانيم كه آن مردم كه احاديثى به نقل از رسـول خـدا(ص ) مـى گـفـتـند همان مخالفان عمده عثمان بودند.
دليل ما براى برگزيدن اين احتمال اينهاست :
1 ـ مخالفت آنان با عثمان در اغلب اجتهادهايش , 2 ـ نـرسيدن نامهاى آنان در فهرست كسانى كه وضوى با سه بار شستن يعنى همان وضويى را كه عثمان بنيانگذارش بود روايت كرده اند, 3 ـ وجـود نـامـهـاى بـرخى از آنان در فهرست كسانى كه وضوى با مسح و دو بارشستن را روايت كرده اند ((254)) .
چكيده آنچه گذشت
وضو در دوران پيامبر(ص ) و دو خليفه او تنها يك شيوه داشته است .
اختلاف درباره وضو در دوران عثمان رخ نموده است .
عثمان با مردم ى كه از بزرگان صحابه بودند اختلاف داشت .
آغاز كننده اين اختلاف عثمان بود.
صحابه از ديدگاه عثمان خرسند نبودند و آن را نمى پذيرفتند.
عثمان با سيره پيامبر(ص ) و شيوه دو خليفه پيشين مخالفت كرده بود.


نوشته شده در   يکشنبه 2 آبان 1389    
PDF چاپ چاپ