شنبه 10 اسفند 1398 | Saturday, 29 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : شنبه 1 آبان 1389     |     کد : 4360

شرح انواع نماز

شرح انواع نماز

شرح انواع نماز
نماز جمعه
نماز جمعه اختصاص دارد به اينكه به خاطر بگذرانى كه روز جمعه روز بزرگ و سيد روزها و عيد شريف مى باشد حق تعالى مخصوص گردانيده آن را به اين امت ، تا تقرب بجويند به وسيله اين روز، به جوار رحمت او و در شوند از دوزخ و از رانده شدن از درگاه الهى و رغبت كنند در اين روز به رو آوردن و متوجه شدن به اعمال صالحه و تلافى كنند تقصيرات سائر روزهاى هفته خود را و همت خود را برگردانند جانب آنچه مقرب ايشان است به خدا و نزديك است به حضرت پروردگار، كه آن نماز جمعه باشد، و تعبير فرموده است خداوند متعال از نماز جمعه ، در كتاب عزيز خود به ذكرالله و مخصوص گردانيده آن را از سائر نمازها به ذكرى كه آن مخصوص اين نماز مى باشد و فرموده : يا ايهاالذين امنوا اذا نودى للصلاة من يوم الجمعة ، فاسعوا الى ذكر الله ، و ذروا البيع ، ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون سوره جمعه آيه 9 اى كسانى كه ايمان آورده ايد به خداى تعالى هر موقعى كه منادى ندا سر زد در روز جمعه (براى نماز جمعه ) البته بشتابيد به سوى ذكر خدا و رها كنيد خريد و فروش را، چه آنكه اين كار (يعنى : آمدن به سوى نماز جمعه و ذكر خدا) بهتر مى باشد براى شما، اگر فضيلت نماز جمعه را بدانيد.
در اين آيه شريفه ، نوعى از تاءكيد و تنبيه مى باشد بر اهميت اين كار، كسانى كه بصيرت در ادبيات عربى داشته باشند، متوجه مى شوند. و از اهم رمزهاى آن اين است كه تعبير فرموده از نماز جمعه ، به ذكر الله چه آنكه اين اشارت است به آنكه غرض اصلى از نماز، تنها مجرد حركات بدن و سكنات و ركوع و سجود نمى باشد، بلكه مقصود اصلى به ياد بودن خدا مى باشد به قلب و احضار عظمت او سبحانه است به دل .


پس در اين نكته سرى مى باشد و البته نماز بازدارنده است از فحشاء و منكر، چنانچه در كلام الهى واقع شده : ان الصلاة تنهى عن الفشحاء و المنكر سوره عنكبوت آيه 45 به درستى كه نماز باز مى دارد شخص را از كارهاى زشت و ناگوار البته نماز در وقتى از فحشاء و منكر، شخص را باز ميدارد كه با توجه تمام و ملاحظه جلال و ساحت قدس الهى بوده باشد. تفسيرهاى زيادى وارد شده در ذيل اين آيه ، به طورى كه مى رساند كه مراد از نماز تنها ذكر و جنباندن زبان نمى باشد. پس وقتى كه نماز جمعه چنين قابليت را داشته باشد لاجرم لازم و واجب است اهتمام به آن ، زياده بر نمازهاى ديگر، و واجب است مهيا و مستعد شدن مر ملاقات الهى را و ايستادن در برابر خدا، در آن وقت نيكو با طرزى نيكو.
و به دل بگذران اين را كه هرگاه فرمان دهد تو را پادشاه بزرگى از پادشاهان دنيا، به تشرف محضر او و آمدن به شتاب در پيشگاه او در وقت معينى ، آيا تو مهيا و مستعد نخواهى شد به تمام درجه استعداد؟ آيا مهيا نمى شوى باسكونت و اطمينان و وقار و با لباس فاخر و با استعمال كردن بوى خوش و امثال اينها؟ بر وجهى كه مناسب حال آن پادشاه باشد و از همين جا است كه در روز جمعه ، نظافت و بوى خوش و عمامه نهادن و سرتراشى و شارب گرفتن و ناخن چيدن وارد شده است .
پس مبادرت كن وقت داخل شدن جمعه به اين شرطها، با دل پاك و كمال توجه به سوى خدا و عمل خالص كه نزديك كننده به خدا باشد و با نيت پيراسته چنانچه مى گردى اين طور در وقت ملاقات پادشاهى از پادشاهان دنيا. و اگر بزرگ نكنى همت خود را در اين چيزها و رو به اين وظائف نياورى . از قبيل : خوشبو نمودن وزينت كردن ، ناچار زيان خواهى برد در معامله خود با خدا، و بعد از اين حسرت خواهى خورد. و هر قدر ممكن باشد تو را و بتوانى كه زياد كنى نيت و قصد خود را در آنچه ثواب بر آن مترتب مى شود، البته اين كار و اين نيت را بكن ، تا بهره تو افزون و پاداش ‍ عمل تو زياد گردد به واسطه آن نيت .
پس قصد كن به غسل جمعه كردن ، استحباب روز جمعه را و توبه نمودن و داخل شدن مسجد را و همچنين به باقى كارهاى نيك . و در استعمال بوى خوش ، قصد كن عمل كردن به سنت پيغمبر (صلى الله عليه وآله ) را و بزرگ دانستن مسجد و احترام خانه خدا را، چه آن كه خدا دوست ندارد كسى داخل خانه او بشود مگر در حاليكه خوشبو باشد و نيز قصد كن به خوشبو كردن خود حق اشخاصى را كه در پهلوى تو هستند در مسجد، تا از مجاورت تو آزار نكشند و تو را به بدبوئى غيبت نكنند و به سبب غيبت تو ايشان به معصيت نيفتند و گفته اند اگر كسى كارى كند كه مردم در غيبت بيفتند و او قادر باشد و بتواند آن را از خود دفع كند، لاجرم او شريك در معصيت غيبت آنها خواهد بود چنانچه خداى تعالى فرموده : ولاتسبوا الذين يدعون من دون الله ، فيسبوا الله عدوا بغير علم سوره انعام آيه 108 ناسزا نگوئيد به كسانى كه مى خوانند غير خدا را (يعنى : به مشركين و بت پرستان بد نگوئيد) زيرا بد گفتن شما به آنها سبب مى شود كه ايشان هم بد بگويند به خداى تعالى كه معبود شما است ، از روى ستم و بى دانشى خود.
پس هرگاه حاضر شوى به نماز جمعه ، حاضر كن دلت را به جهت فهميدن خطبه و موعظه و مستعد و مهيا شو به جهت تلقى اوامر و نواهى كه از شارع مقدس رسيده است پس به درستى كه همين است غرض اصلى از بلند خواندن خطبه و استماع مردمان و حرام بودن سخن گفتن در اثناى خطبه خواندن . پس بده حق هر صاحب حقى را، بسا باشد كه انشاء الله بوده باشى از نوشته شدگان در ديوان سابقين و مقربين زيرا كه مى نويسند نام نمازگزاران را در اين روز شريف ، و عرضه مى دارند به حضرت پروردگار، و مى پوشانند برايشان خلعتهاى نور قدسى ، و به تحقيق روايت شده است كه : ان الملائكة تقف على ابواب المساجد و بايديهم قراطيس الذهب و اقلام الفضة ، يكتبون الاول فالاول و ان الجنان لتزخرف و تزين ، و ان الناس ‍ يتسابقون اليها على قدر سبقهم الى الصلاة ، و لاتزال الملائكة يكتبون الداخل الى ان يخرج الامام ، فاذا خرج طويت الصحف و دفعت الاقلام و اجتمعت الملائكة عند المنبر يستمعون الذكر و ان الناس فى المنازل و الخطوة على قدر بكورهم الى الجمعة براستى فرشتگان مى ايستند بر درهاى مساجد و در دستهاى خود كاغذهاى طلائى وقلمهاى نقره اى دارند مى نويسند هر كس را كه بيايد در مسجد بامراعات اول و بعد بودن (يعنى : آن را كه جلوتر آمده در اول مى نويسند و آن را كه بعد آمده ، بعد مى نويسند) و همانا بهشت زيب و زيور مى شود و مردم پيش مى افتند به سوى بهشت همانطورى كه در دنيا پيشى مى گرفته اند در نماز، و ملائكه مرتب هر كسى را كه داخل مسجد شود مى نويسند، تا موقعى كه امام درآيد. پس وقتى كه امام درآمد كاغذها پيچيده و قلمها برداشته و فرشتگان فرا مى آيند نزد منبر، گوش مى دهند موعظه امام را. آگاه و هوشيار باشيد كه مردم در پستى و رفعت و انحطاط و ارتفاع و بهره مندى ، به اندازه صبح خيزى و مهيا شدن آنها است جهت نماز جمعه .
پس وقتى كه گذرانيدى اينها را به دل خود و و دانستى كه ملائكه مى شنوند صداى تو را و ايشان دور تو هستند و خداتو را مى بيند پس لازم است بر تو كه رداى هيبت بر دوش اندازى و دراعه آرامش ببر افكنى و در پرده خشيت درآئى تا مستحق شوى كه اضافه شود بر تو رحمت ايزدى و سبك گرداند سنگينى تو را بركت خدا، و مقبول فرمايد نماز تو را و دعاى تو را مستجاب و مسموع نمايد و البته در اين روز زياد كن در ذكر و استغفار و دعاء و تلاوت قرآن ، وصلوات بفرست بر پيغمبر و آل او (صلى الله عليه وآله ) و صدقه كن ، چه آنكه اين روز شريفى است و فضيلت آن فايض و رحمت آن واسع مى باشد. پس هرگاه محل قابل باشد سعادت حاصل مى گردد، و مراد تو افزونى به دست مى آيد و ياد بياور كه در روز جمعه ساعتى مى باشد كه خدا حاجت هيچ مؤمنى را در آن ساعت برنمى گرداند، پس جهد كن كه ملائكه بيايند نزد تو در وقت دعا كردن ، يا در حالت استغفار يا در حالت ذكر؛ به احسن احوال . پس به درستى كه حق تعالى عطا مى كند ذكر را بيشتر از آنچه عطا مى كند وسائل را و اگر ممكن باشد و بتوانى ، اقامت كن مجموع اين روز را در مسجد، و الا تا عصر بوده باش با حسن مراقبت و كوشش تمام بسا باشد كه بهره مند شوى به آن ساعتى ذكر شد چه آنكه بعضى گفته اند آن ساعت مبهم است در تمام روز جمعه به واسطه محافظت تمام اوقات آن روز.
و روايت شده كه آن ساعت ميانه فارغ شدن امام است از خطبه ، تا آنكه مردمان در صفها راست بايستند و بعضى گفته اند: آن ساعت آخر روز جمعه مى باشد تا هنگام فرو رفتن آفتاب و امروز را مخصوص خود بگردان از ميانه ايام هفته ، به اميد آنكه بشود كفاره گناهانت و استدراك از براى بقيه ايام هفته و كافى است نماز جمعه در اهتمام به روز جمعه و وظايف آن ، به درستى كه خدايتعالى گردانيده است نماز جمعه را افضل اعمال بنى آدم بعد از ايمان . چنانكه ناطق است به اين معنا اخبار، و تصريح كرده اند بر آن علماء آثار و اخبار، به طورى كه دليل آورده اند بر اينكه واجب افضل است از سنت . و نماز يوميه ، افضل است از نمازهاى غير يوميه . وصلاة وسطى ، افضل است از نمازهاى يوميه . و مختار آن است كه صلاة وسطى نماز ظهر است و نماز جمعه اولى است از نماز ظهر بنابراين نماز جمعه افضل نمازها است . پس ثابت مى شود به همين دليل كه نماز جمعه افضل همه اعمال مى باشد و اين دليل واضحى است .
و واجب است اهتمام تمام به شاءن آن و خطر تمام در سستى كردن به شاءن آن مى باشد نسبت به كسى كه در شاءن آن تاءم داشته باشد و به تحقيق آگاه كرده است بر جميع اين امورى كه ذكر شد قول خداى تعالى بعد از امر به آن ذلكم خير لكم ان كنتم تعملون اين كار براى شما بهتر مى باشد اگر شما دانسته باشيد.
امر شده است به خواندن سوره جمعه و منافقين در آن چند نماز، تا مكرر شود شنيدن آن و زياد گردد رغبت در آن و در سوره منافقين فرموده است (بعد از آنكه نماز جمعه را در سوره جمعه ذكر ناميده است .): يا ايها الذين امنوا لاتلهكم اموالكم و لا اولادكم عن ذكرالله ، و من يفعل ذلك فاولئك هم الخاسرون سوره منافقون آيه 9 اى كسانى كه ايمان و باور داريد خدا را، مبادا غافل كند مالها و فرزندان شما، شما را از ياد و ذكر خدا، چه آنكه هر كس چنين باشد ناچار از زيانكاران خواهد بود پس تكرار اين دقايق در فكر تو، بسا باشد كه سبب شود تا از رستگاران گردى پس ‍ حاضر كن دلت را در اين روز براى رستگارى و فوز عظيم خداوندى .


نماز عيد
بدان كه عيد، روزى است كه قسمت ميكنند در آن جايزه ها را و پراكنده مى كنند رحمت ها را و افاضه مى كنند موهبت ها را بر كسانى كه روزه داشته اند آن را و قيام نموده اند به وظايف آن . پس زياد كن خشوع خود را در نماز آن روز، و تضرع كن نزد خداى تعالى پيش از نماز و بعد از نماز، و بخواه كه اعمالت را قبول و از تقصيراتت درگذرد. و شرمنده باش از اينكه مبادا عمل تو مردود شود و خودت رسوا و مطرود گردى به درستى كه عيد نيست تنها براى كسى كه لباس فاخر و نو پوشيده باشد، بلكه عيد از براى كسى است كه ايمن و سالم ماند از تهديد و وعيد الهى . و مستحق استقبال كن روز عيد را به آنچه استقبال كردى روز جمعه را از وظائف پاكيزگى و استعمال بوى خوش و غير اينها از اسبابى كنه سبب مهيا شدن و رو آوردند دل به جانب پروردگار خود است . بسا باشد كه صلاحيت مناجات و حضور نزد پروردگار را به هم رسانى از جهت آنكه اين روز، روز تشريف و زمان بلند قدرى است قبول مى شود در اين روز اعمال و مستجاب مى گردد در آن دعوتها. ناچار برگردان شادى خود را در آن به جانب آن چيزى كه خلق شده است عيد براى آن ، و عيد را قرار نداده اند، براى آن كه از خوردنيها و پوشيدنيها و غير اينها از لذائذ فانيه دنيويه ، محظوظ و بهره مند گردانى نفس ‍ خود را، بلكه ناميده اند آن روز را عيد، جهت آنكه مى رسد در آن روز عوائد و اضافات الهى به كسانى كه اعمال خير و تجارت ، جهت روز واپسين انجام داده اند و انجام مى دهند.


نماز آيات
پس ياد كن زمان صدور علامتهاى وحشتناك ، هولهاى آخرت و زلزله هاى آن و هنگام گرفتن خورشيد و ماه ، تاريكى روز قيامت و ترس مردم و التجاء ايشان و ازدحام آنها را در عرصه قيامت و وحشت ايشان را از مواخذه و عقوبت و استيصال ، وزياد كن در دعا و تضرع و خضوع و خشوع و بيم از رهائى از اين گونه گرفتاريها را در قيامت و برگشتن نور بعد از ظلمت و مسامحه فرمودن خدا از لغزشهاى تو در آن روز. و توبه كن از همه گناهان خود و نيك توبه كن ، شايد خدا نظر كند به تو در حالى كه تو شكسته دل ، و سربزير و شرمنده باشى از تقصير خود پس قبول كند توبه تو را و مسامحه فرمايد از لغزش تو چه آنكه خداى تعالى توجه مى كند به دلهاى شكسته و دوست مى دارد نفسهاى خاشع و گردنهاى خاضع را و وحشت كن از زير بار گناه ماندن و بيمناك باش از بازگشت بسوى مكافات .


نماز طواف
پس حاضر گردان در دلت جلالت صاحب خانه را، و بدان به درستى كه تو ايستاده اى در اين منزل نزد حضرت ملك و حاكم بر حق ، كه بر جميع احوال تو مطلع است و بر پنهانيهاى تو محيط و به ظاهر و باطن تو عالم است و در اين موضع بيشتر مراقبت احوال خود كن و تمامتر و زيادت احتراز بنما از غفلت كردن زيرا كه اينجا اصعب و مشكل ترين جاهاست ، و با خود بگو: كجائى اى تقصير كننده ؟ چرا غافلى از تعظيم الهى در پيش روى او؟ و چرا در برابر او مى باشى و دورى از او؟ و اگر چنانچه مى دانى كه علم او سبحانه ، شامل است به جميع اشياء و محيط است به كل مخلوقات پس باز گرد بر سر خشوع و روى بياور به او، و البته حذر كن به سبب اين غفلت و اهمالت از رو گردانيدن خدا از تو و از اين جهت است كه گناهان در اين بقعه هاى شريفه مضاعف و حسنات نيز مضاعف است و فكر كن از آنهائى كه گذشته اند از انبياء و اولياء و صلحاء، پس ببين آثار ايشان و قرب و منزلت آنان را، و آنچه ميراث برده اند به عمل خود و دوست داشتن ايشان سعادت مخلده و نعمتهاى مؤبده آخرت را پس تاءسى كن به ايشان در اعمال عامه و كمال توجه به خدا خاصه ، و ترقى كن از اين درجه ها به سوى غير اينها از معارج شريفه و مقامات عاليه


نماز جنازه
پس ياد كن نزد مشاهده جنازه و گذاشتن آن را در برابر خود، آنچه را كه مردگان گذاشته اند از اهل و عيال و اولاد و تركه و اموال خود، و رفته اند به نزد خداى تعالى با دست خالى از جميع چيزها. و همراه نياورده اند مگر اعمال صالحه و آنچه را كه تجارت كرده اند از اعمال آخرت سود كننده و فكر كن در بهجت و تازگى بدنشان كه در حال حيات داشتند، و الحال چگونه تغيير يافته است رنگ پوستشان و رنگ صورتشان و عن قريب محو مى كند مرگ صورتشان را و زايل مى گرداند زمين طراوتشان را و آنچه حاصل شده بوده از براى او. و به ياد بياور با خود كه همين است كه يتيم شده اند اولادش و بيوه مانده اند زنانش و ضايع شده است اموالش و خالى مانده جايش و منقطع شده املش و كثرت حيله و مكرهايش ، كه از براى توافق اسباب دنيا مى كرد و غفلت داشت از داخل شدن در اين خاك و رسيدن به آنچه نوشته شده است در كتاب و به ياد آورد ميل او را به قوت و جوانى ، و اشتغال او را از آنچه در برابر او بود از مرگ سريع و چگونه بود كه مى رفت و تشييع جنازه اموات مى كرد و حالا از كار افتاده است پاهايش و قوت گيرائى نمانده است در مفصلهايش و فكر كن كه چگونه قبلا حرف مى زد و اكنون زبانش از كار افتاده و چگونه مى خنديد و فعلا متغير شده دندانهايش و چگونه تدبير مى نمود در كارهاى خود نسبت به چيزهايى كه محتاج بود از قوت ساليانه يا زيادتر، در حالى كه نمانده بود ميانه و و مرگش ‍ مگر يك ماه يا كمتر، و غافل بود، از آنچه از عالم غيب درباره او اراده داشتند تا ناگهان مرگ دامن او را گرفت در وقتى كه گمان نمى كرد و نمى دانست ، ناگاه رسيد به گوشش نداى ملك جبار، به جانب نعمت بهشت يا به جانب آتش و جهنم .
فكر كن تو نيز با خودت كه اكنون تو نيز مانند او هستى در غفلت و زود باشد كه عاقبت تو مانند عاقبت او بگردد لاجرم برخيز در اين هنگام به سوى مهيا شدن مرگ و مشغول شو به بسيار كردن زاد و توشه آخرت خود، چه آنكه مسافت راه بسى دور است و عقبه بسى بلند مى باشد و خطر آن بسيار و پشيمانى بعد از مرگ سودى ندارد. پس اينگونه فكرها، آرزوى تو را كوتاه و استعداد تو را به صوالح اعمال افزون مى گرداند.
و آگاه باش كه محل به فكر افتادن جهت اعمال خير، خارج از نماز است ، چنانچه تحقيق آن ذكر شد.


نماز نذر و عهد و...
و اما نذر و عهد و مانند آن البته متذكر باش و اهتمام داشته باش قبول شدن آنها را و در نظر بگير وفا كردن به عهد خدا و امتثال اوامر او را و مبادا واگذارى آنها را، به توهم آنكه اينها در ابتداء واجب نبوده و خودت براى خودت واجب كرده اى زيرا نمازهاى نذرى و عهدى كه ملحق گشته به نمازهاى اصلى ، همانا مانند خود نمازهاى اصلى مى باشد در وجوب و در اهميت و عظمت و جلالت و به خاطر خود درآور كه اگر وعده و عهد كنى با پادشاهى از پادشاهان دنيا، جهت بجا آوردن كارى از كارهاى معين كه آن كار در برابر آن پادشاه بجاى بياورى به طوريكه خود پادشاه آن را ببيند و لفظ آن را بشنود چگونه كسى كه اين عهد را با پادشاه كرده باشد، متوجه آن كار مى شود وجد و جهد در آن عمل و اصلاح و محكمى آن مى نمايد و اوقات خود را صرف و سعى خود را تمام مى كند در آنكه آن كار خوب بجا آورده شود چه آنكه پادشاه متوجه آن عمل مى باشد از جهت وعده اى كه شده است خصوصا در موقعى كه آن كار، مؤكد شده باشد به عهد. پس مبادا نظر خداى تعالى را كمتر از نظر يك بنده خدا بدانى ، چرا كه اين فكر و اين عمل منشاء نفاق و نمودار شكر مى باشد.
بارى ، همچنين مراعات وظيفه بنما در هر نمازى به حسب آن نماز، و قيام كن در خور رتبه آن و ادب آن را اتيان كن و البته اكتفامكن بر آنچه ما بيان كرديم از وظايف بلكه تو خود ترقى كن به بالاتر از اينها بانظرى كه خداوند گشوده است بر روى دلت از ابواب معارف چه آنكه درهاى فيوضات الهى مفتوح و بى نهايت است و انوار جود او فائض و بيكران است و دم به دم نفوس انسانى ، از عالم غيب مدد مى رسد به اندازه استعداد هر كسى .
وفقنا الله و اياكم لتلقى الاسرار، و ادرجنا فى عداد عباده الاخيار الابرار، و اخذ بنواصينا الى رضاه و رحمته ، و عاملنا بعفوه و كرمه و مغفرته و استعملنابما علمناه و اشركنا فى ثواب من افدناه ، فان ذلك منه و به وله ، و هو حسبنا و نعم الوكيل ، و هيهنا نقطع الكلام فى هذه الرسالة ، حامدين لله تعالى على كل حالة .
و فرغ منها مؤلفها، العبد المفتقر الى عفوالله تعالى و كرمه و رحمته زين الدين بن على بن احمد الشامى العاملى ، عامله الله تعالى بفضله ، يوم السبت تاسع شهر ذى الحجة الحرام ، و هو اليوم المبارك ، يوم عرفة سنة احدى و خمسين و تسعمائة ، حامدا مصليا مسلما مستغفرا من ذنوبه خدا توفيق دهد ما و شمارا براى برخوردارى اسرار و دقائق معنويه ، و داخل فرمايد ما را در عداد بندگان نيك خود، و بكشاند ما را به سوى خشنودى و رحمت و خود معامله نمايد با ما به كرم و آمرزش و احسانش ، و وادار كند ما را به عمل نمودن بر آنچه به ما آموخته است (يا آن را ياد گرفته ايم ، يا ياد داده ايم ) و شريك بفرمايد ما را با ثواب هر كسى كه ما چيزى به او افاده داده ايم ، چه آنكه اين نعمت افاده از خود مى باشد و خدا ما را بس است و او نيكو وكيلى مى باشد.
و اكنون كلام خود را در اينجا تمام كرده در حالى كه سپاس مى گويم خداى تعالى را بر هر حالتى از احوال .
مؤلف اين رساله ، بنده نيازمند به بخشش و كرم و رحمت خدا، زين الدين بن على بن احمد شاملى عاملى كه خداى تعالى به فضل خود با او معامله فرمايد در روز شنبه نهم ذى الحجة الحرام كه روز مبارك عرفه مى باشد، از سال نهصد و پنجاه و يكم هجرت صاحب شريعت غراء عليه و على اله الاف التحية و الثناء از تاءليف آن فراغت يافت در حالتى كه خداى را حمد ميكرد و رسول و آل او را درود مى فرستاد و از گناهان خود طلب آمرزش از خداى تعالى مى كرد.


نوشته شده در   شنبه 1 آبان 1389    
PDF چاپ چاپ