پنجشنبه 3 بهمن 1398 | Thursday, 23 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : دوشنبه 26 مهر 1389     |     کد : 4143

پرسشها و پاسخ هاي بصيرت مؤمنين

پرسشها و پاسخ هاي بصيرت مؤمنين

گفتار هشتم : پرسشها و پاسخ هاي بصيرت مؤمنين
اصل ماجراي حمله به كوي دانشگاه در وقايع پس از انتخابات چه بوده است ؟ چرا با عوامل آن برخورد نمي شود ؟ آيا عدالت فقط بايد براي يك طرف اين وقايع اجرا شود ؟
به دنبال بروز اغتشاش و تخريب گسترده در داخل كوي دانشگاه كه به بهانه ي انتخابات صورت گرفت ولي شكل و سطح تخريب حاكي از حضور عواملي غير از دانشجو و خارج از كوي بود ، مسئولين دانشگاه تقاضاي رسيدگي به موضوع ورود نيروهاي انتظامي براي مهار تخريب ها شده اند . بر اين اساس تعدادي از افراد نيروي انتظامي كه شاهد تخريب در داخل كوي و حتي آتش زدن كاميون حمل زباله ي دانشگاه كه توسط اغتشاشگران به داخل خيابان كارگر هل داده شده بوده اند براي مهار اغتشاشگران و جلوگيري از تخريب تاسيسات ، مسافت محدودي به داخل كوي رفته اند كه در اين بين عده اي از افراد احساساتي كه شاهد شعارهاي ضد انقلابي و زشت اغتشاشگران نيز بوده اند به صورت خودجوش به داخل كوي رفته و با اغتشاشگران درگير مي شوند كه البته همزماني آن با ورود نيروهاي انتظامي موجب بروز ذهنيت هايي شده است .
اما اولاً قبل از ورود خودسرانه ي اين گروه تخريب و اغتشاش شديد در داخل كوي وجود داشته و در ثاني اين افراد به هيچ نهاد و ارگاني مرتبط نبوده و بصورت سازماندهي شده و با دستور ، بكارگيري نشده اند . حتي اگر در ميان انها افرادي داراي سابقه حزب اللهي و بسيجي هم بوده اند اما در قالب سازمان و با هماهنگي نيروهاي عمل كننده و تحت قرارگاه داراي ماموريت نبوده اند.
از اين رو عده اي در همين رابطه دستگير شده و با تشكيل پرونده به مراجع قضايي تحويل گرديده اند كه در فرصت مقتضي دادگاه آنها برگزار مي گردد و عدالت در مورد آنها به اجرا در خواهد آمد.
اما يك واقعيت در اين بين نبايد ناديده گرفته شود و آن هم اين كه عوامل اصلي اغتشاش و آشوب در پناه اين قبيل مسايل حاشيه و بزرگنمايي آن از تعقيب و مجازات فرار كرده و حاميان آنها يك خيانت مسلم را با يك اشتباه و خطاي خودسرانه و از روي احساسات برابر معرفي كنند . هر چند كه اگر حقي تضييع شده ، بايد عوامل مربوطه پاسخگو باشند.


آيا اغتشاشات پس از انتخابات بر روي روابط خارجي كشورمان هم اثر گذار بوده است ؟
متاسفانه اين وقايع دستاورد مردم و نظام مقدس جمهوري اسلامي در يك انتخابات 40 ميليوني كه نشان مردم سالاري واقعي در كشورمان بود و مي توانست پشتوانه اي براي پيشبرد اهداف داخلي و خارجي نظام باشد را بازيچه ي بازيهاي كودكانه قرار داد و در غبار ناشي از توهم قدرت به سايه انداخت . به گونه اي كه موجبات سوء استفاده ي بيگانگان و قدرت هاي رقيب كشورمان را فراهم آورد.
به عنوان مثال بنيامين نتانياهو در تور اروپايي اش كه در اوايل شهريور ماه انجام داد در آلمان با اشاره به همين اغتشاشات كه وي آن را اعتراضات گروهي مي ناميد كشور ايران را مستحق حمله ي نظامي و تحريم هاي شديد دانست.
همچنين برخي كشورهاي اروپايي به بهانه ي به وجود آمدن بي ثباتي سياسي در جمهوري اسلامي ايران ، برخي مذاكرات و تعاملات را به زمان ديگر موكول مي كردند كه حمايت از فرصت طلبي و سوء استفاده ي بيگانگان از آشوب ها دارد.
بنابراين از آنجا كه هرگونه كنش و تصميمي در سطح روابط بين الملل متاثر از سطح قدرت و ثبات كشورها است ، اين فتنه انگيزي موجب تحميل هزينه هايي بر كشور گرديد كه البته برخي از عوامل آن با آگاهي نسبت به نتايج آن ، براي تضعيف دولت منتخب مردم و پشيمان كردن راي دهندگان از اين انتخاب ، استفاده از فشار بيروني و يا به عبارتي مشكلات ناشي از خارج را هم ابزاري براي اهداف سياسي خويش مي دانند .
علاوه بر اين پيامدهاي ناشي از اغتشاشات و ضرورت اقدامات مهار و كنترل اغتشاش هم بهانه هايي براي گشودن پرونده ي حقوق بشر و تشديد فشار بر كشورمان شده است كه بزرگنمايي و دروغ پردازي هاي فتنه انگيزان مثل مطرح كردن شكنجه و حتي داستان پردازي مفقود شدن برخي معترضين مثل ترانه موسوي مشكلات ديگري براي نظام فراهم مي كند .


چرا نظام با سران اغتشاش بر خورد نمي كند و فقط به رده هاي دست چندم آنان پرداخته مي شود ؟
علت بروز چنين شرايطي ، وجود پيچيدگي در فتنه ي پس از انتخابات است كه برخي از سران آن با نفاق و دو رويي سالها در درون نظام بوده و نقاب خودي به چهره داشته و حتي مدعي خط امام ره و كاسه ي داغ تر از آش بوده اند . لذا بايستي غبار فتنه فرو كش كرده و ابتدا حق و باطل از هم تفكيك و ان گاه اين مدعيان با محك حق ( به ويژه  در افكار عمومي ) تطبيق داده شوند كه خوشبختانه تا حدود زيادي اين اتفاق افتاده است .
به علاوه آرام كردن فضا و غربال اغتشاش گران و معترضاني كه بسياري از آنان صرفاً به تاثير پذيري از القاء تقلب ، احساساتي شده و يا فريب چهره نفاق را خورده اند ة هم ضرورت دارد كه سران اغتشاش با سوء استفاده از فضاي احساسي و عاطفي براي خود حامي و فدايي فراهم نكنند .
اما به تدريج پس از مشاهده ي استقبال و همراهي ضد انقلاب و بيگانه و اعترافات مبني بر خيانت و انحراف ، اين فضا فرو كش كرده و اينك دست سياست بازان و فرصت طلبان رو شده و لذا مردم و حتي برخي هواداران گذشته ي آنان خواستار برخورد قانوني با قانون شكنان از جمله سران آنان هستند كه در فضاي توهم و قدرت طلبي منافع و امنيت ملي را بازيچه ي اغراض سياسي قرار داده و ارزش 40 ميليون راي را مخدوش و به فرصت طلبي بيگانگان ميدان داده اند .
پس از اين قوه قضائيه است كه بايد به وظايف خويش عمل نموده و در اجراي عدالت با قاطعيت عمل كرده و به شهر وند درجه ي 1 و 2 قائل نباشد.


با توجه به اعترافات دستگير شدگان و نام بردن از آقاي سيد حسن خميني ، وي چه نقشي در حوادث پس از انتخابات داشته است ؟
در حاليكه سيره ي حضرت امام راحل ره و فرزند برومندشان سيد احمد آقا رحمت الله عليه نشان مي دهد كه فراتر از جناح ها و جريانات سياسي قرار داشته و تنها مصالح نظام اسلامي را مد نظر قرار داده و در سطحي ملي و كلان با جريان هاي سياي برخورد داشته اند ، تلاش برخي سران اصلي و پشت پرده آشوب ها و برخي علقه هاي احتمالي آقاي سيد حسن ، رفتاري را رقم زد كه احتمال نوعي جانبداري از ادعاهاي ميرحسين موسوي را دامن مي زند .
براساس ادعاي ابطحي ايشان يك ضلع مربع تصميم گيري براي حوادث پس از انتخابت بوده و غيبت معني دار وي در مراسم تنفيذ و تحليف هم گوياي نوعي همراهي با مدعيان تقلّب در انتخابات بوده است .


با توجه به شكست انقلاب رنگي و افشاء توطئه بر اساس اعتراف دستگير شدگان و حمايت علني نيروهاي معاند ، ضد انقلاب و بيگانگان ، بالاخره عوام داخلي اين ماجرا كه غالباً سابقه ي مسئوليت در نظام هم داشته اند چه خواهند كرد ؟
تجربه نشان داده جريان اصلي در اين پديده پس از بيگانگان و طراحان انقلاب رنگي و سناريوي لهستانيزه كردن ايران كه مثلثي تشكيل شده از آمريكا ، انگليس و آلمان مي باشد ، جريان نفاق داخلي ، قدرت طلبان ، رانت خواران و نيروهايي است كه هابرماس آنها را انقلابيون مايوس مي نامد. يعني برخي از كساني كه سابقه ي انقلابي و حتي چپ روي داشته و مدعي خط امام ره نيز بوده اند.
اين جريانات پس از ارتحال حضرت امام دچار سهم خواهي شده و يا با فناتيك پنداشتن روال گذشته دچار نوعي دگر ديسي فكري شده و به دنبال عبور از جمهوري اسلامي و تقويت جامعه ي مدني براي نيل به دمكراسي به مفهوم غربي و سكولاريستي آن بر امده اند ، اين سه گروه در ماجراهاي مثل تحصن مجلس ششم و وقايع 18 تير 78 چهره ي واقعي خود را رو كرده ولي پس از اين كه مقاومت و استحكام و وفاداري ياران انقلاب اسلامي و ولايت را ديده اند ، دوباره به لاك فرو رفته و براي مرحله ي بعدي آماده شده اند .
لذا قابل پيش بيني است بخش عمده اي از آنان با تظاهر به تنبه ، مجدداً سكوت نموده و به دنبال جاي گيري در نظام بر آمده و حتي از فرصت هاي انتخاباتي براي اخذ سريال قدرت هم استفاده نمايند . اما بخش ديگري از آنان احتمالاً سرخورده شده و به زندگي پر زرق و برق مالي خويش و پروژه هاي اقتصادي سرگرم شوند كه سرمايه آن هم در طول ساليان ويژه خواري فراهم شده است . بخش ديگري از آنها هم احتمالاً با افراطي گري به سرنوشت منافقين خلق و نهضت آزادي دچار شده و در زمره ي اپوزيسيون رسمي نظام مقدس جمهوري اسلامي قرار خواهند گرفت.


برخي تحليل گران به ويژه كساني كه داراي گرايش به جريان اصلاح طلب هستند ، اعتراضات بعد از انتخابات را انقلاب رنگي نمي دانند و اين اتهام را پوششي براي انتساب اين حركت به بيگانه مي دانند ، جواب اين گروه چيست ؟
ارتباطات برخي از عوامل هدايت گر در اين ماجرا با طراحان انقلاب رنگي مثل جان كين انگليسي و رورتي امريكايي و همچنين مراودات با برخي بنيادهاي متخصص انقلاب هاي رنگي مثل بنياد جرج سوروس و ويلسون و همچنين خانه ي آزادي و حمايت از افراد مرتبط با آن مثل رامين جهانبگلو و كيان تاج بخش ، جاي ترديدي در وابستگي برخي از اين افراد با طراحان انقلاب رنگي باقي نمي گذارد .
چاپ و توزيع گسترده ي برخي آثار مثل كتاب جين شارپ در ساليان اخير به علاوه ي استقرار برخي عوام مدعي اصلاحات در خارج از كشور مثل مهاجراني در انگليس و كديور و سازگارا در آمريكا كه پاي ثابت تحليل هاي رسانه هاي بيگانگان در ايام اغتشاش بودند و همچنين انتخاب رنگ سبز ع بهانه تقلّب و استفاده از اردو كشي هاي خياباني به جاي بهره گيري از ساز و كار رسمي و قانوني همراه با حمايت همه جانبه ي تبليغاتي ، مالي و سياسي غرب ، شاخصه هاي انقلاب هاي رنگي است كه در انقلاب هاي رنگي گرجستان ، اوكراين و لهستان ديده شده بود.
ولي واقعيت اين است كه نظام مقدس جمهوري اسلامي استحكام و قاطعيتي داشت كه در آن كشورها وجود نداشت و به علاوه طراحان اين حركت در همراهي مردم با خويش اشتباه كرده و فقدان پايگاه اجتماعي خويش را فراموش كرده بودند . لذا پس از ناكامي اين حركت و براي فرار از بد نامي همراهي با بيگانگان اين چهره هاي وابسته به اغتشاشگران هستند كه نسبت خود با انقلاب رنگي را انكار مي كنند .


چرا در حاليكه قبل از اين ادعا مي شد ، جريان اصلاح طلب به دنبال تقويت جامعه ي مدني است ، پس از اغتشاشات اخير متهم به براندازي نرم يا انقلاب مخملين مي شود ؟
تقويت جامعه مدني و انقلاب مخملين را نمي توان از دو جنس متفاوت دانست بلكه در صورت پياده سازي و تقويت جامعه ي مدني راه گذار به دموكراسي به معناي نظام همسو و سازگار با ليبرال دموكراسي غربي باز مي شود كه مي تواند يك انتخابات هدايت شده و مطلوب مثل جابجايي قدرت در نيكاراگوئه و كنار زدن ساندنيست هاي چپ و جابجايي قدرت در لهستان در تبليغات جنبش همبستگي باشد . يا مقدمه يك كودتاي انتخاباتي يا انقلاب مخملين مثل اوكراين و گرجستان تلقي گردد.
در عصر جنگ سرد ، سازمان هاي CIA و  MI6 كه مربوط به آمريكا و انگليس مي باشند در همكاري مشترك يك سيستم امنيتي واحد را براي سرنگوني رژيم ضد سرمايه داري پديد آوردند كه مركز رهبري آن شوراي برنامه ريزي رواين ( PSB ) در آمريكا بود . اين شورا از دهه ي 1980 براي براندازي حكومت هاي كمونيستي جكسلواكي ، لهستان و ... استراتژي و شعار " تقويت جامعه ي مدني " را بر گزيد و نخستين بار در لهستان آزمايش كرد .
اين تجربه را افرادي مثل جان كين در مرز مطالعات دموكراسي لندن ( CSD ) براي پروژه ي جامعه ي مدني در ايران بكار گرفت كه افرادي مثل دكتر سروش و حسين بشريه در سفرهايي به انگليس در ابتداي دهه ي 1370 با آن آشنا گرديده و به صورت غير مستقيم برخي از نيروهاي جپ گذشته مثل ( م . م ) و ( م . ر . ج ) در دوره ي تحصيل در انگليس آن را دروني كردند.
جالب اين كه اين آموزه ها ابتدا در حلقه ي كيان و آئين به بحث گذاشته شد و در داخل كشور امثال آقاي خاتمي و حجاريان آن را دروني ساخته و سپس با قدرت گرفتن پس از خرداد 76 با سرپرستي حسين بشريه در كارگاه هاي آموزشي برگزار شده در وزارت كشور يا هسته ي مادر براي انقلاب رنگي رقم خورد كه عوامل اجرايي آن نيز تحت عنوان (NGO  ) با پول بيت المال و پيشنهاد به خاتمي سازماندهي شد و ارتباطاتي براي آموزش با كشورهاي مثل هلند ، انگليس و آمريكا بر قرار گرديد و از دفاتر ويژه اي كه در دبي توسط اليزابت چني بر پا شده بود ، استفاده مي شد.
حتي سفرهاي جان كين از انگليس و ريچارد رورتي از آمريكا و حتي سفري با پوشش علمي توسط هابر حاس به ايران در سالهاي 78 تا 84 صورت گرفت و برخي جلسات خصوصي با حجاريان ، كديور و عليرضا بهشتي و ... نيز صورت مي گرفت كه از سال 84 با ياس از نتايج انتخاباتي و شكست اصلاح طلبان در سه انتخابات پياپي شيوه ي گذا به دموكراسي با استفاده از تقويت جامعه ي مدني و ايفاي نقش اصلاح طلبان به پايان رسيد و شكل كار به انقلاب رنگي كه در منطقه در كشورهايي مثل گرجستان نيز تجربه شده بود ، در دستور كار قرار گرفت كه در آن از يك نماد ، امكانات رسانه اي بيگانه و بهانه ي تقلب انتخاباتي و اعتراضات خياباني استفاده مي شود.


بالاخره مسير افراطيون اصلاح طلب به ويژه سران اغتشاش به كجا ختم خواهد شد ؟
البته نمي توان سرانجام تمام آنان را يكسان دانست ، چرا كه برخي از آنان صرفاً در حد اختلاف سليقه ي سياسي و حتي رقابت هاي درون نظام وارد اين مسائل شده بودند ، پس از برخورد با واقعيت ها و مشاهده ي اقدامات افراطي و ساختار شكنانه مسير خود را جدا خواهند ساخت و با حفظ مواضع انتقادي در درون نظام به فعاليت خواهند پرداخت .
اما گروه ديگري كه برخي اشخاص را قبول يا باور داشته اما اينك با خيانت ها و اشتباهات سنگين آنها مواجه شده اند به نوعي سرخوردگي و بي تفاوتي خواهند رسيد .
گروهي ديگر هم كه از ابتدا اعتقادي به اسلام و نظام جمهوري اسلامي نداشته و حتي وقايع آشكاري كه وابستگي يا همسويي جريان آشوب طلب با بيگانه و ماهيت برانداز آن را افشا مي كند هم حجتي براي آنها به حساب نمي آيد ، به خط نفاق و دورويي ادامه مي دهند ؛ چرا كه فضاي پس از اغتشاشات و بر ملا شدن چهره ي وابسته يا معاند اجازه فعاليت آشكار به آنان را نمي دهد.
آخر اين كه عده اي نيز كارشان به سقوط كشيده شده و به تقابل و عناد با نظام رو مي آورند كه امثال مير حسين موسوي چنين رويه اي را تاكنون طي كرده است .
2)آنچه پس از انتخابات رياست جمهوري دهم به وقوع پيوست ، تنها يك اغتشاش مقطعي و گذرا نبوده است كه صرفاً با دستگيري عوامل ميداني و حتي عوام هدايت كننده ي آن پايان يابد . در آشوب ها و حتي كودتاهاي معمولي سركوب عوامل ميداني و يا دستگيري سران آشوب يا كودتا مي تواند پايان آن تلقي شود.
اما جنس وقايع پس از انتخابات متفاوت است و در مقوله ي تهديدات نرم يا انقلاب هاي مخملين قرار مي گيرد كه در آن خط دهي و حمايت بيگانه و ارتباطات و اقدامات چند لايه وجود دارد كه با جمع شدن و ضربه زدن به هر لايه بلافاصله امكان جايگزيني و ترميم وجود دارد .
اين وقايع ريشه در سرخوردگي ها ، انحرافات و مقابله هاي بخشي از همراهان ديروز انقلاب و نوعي همسويي نيروهاي اپوزيسيون و حمايت كشورهاي غربي دارد كه متاسفانه با ارتباط قبلي و حتي سازماندهي نيروها و عوامل مرتبط با آن از ابتداي دهه ي 70 شكل گرفته و تكميل شده است . به گونه اي كه در يك مقطع تحت عنوان تقويت جامعه مدني حتي نيروهاي درون نظام امكاناتي از نظام را مثل بودجه براي راه اندازي سازمان هاي مردم نهاد به آن اختصاص داده اند .
همچنين در پوشش آموزش خبرنگاري و روابط علمي و آموزشي برخي گروه هاي موثر با سفر به خارج و يا آمدن عوامل بيگانه به داخل براي چنين اقدام براندازانه اي آماده شده اند .به طوري كه عوامل و عناصر لازم براي پياده كردن سناريو هاي مختلف فراهم آمده كه فعلاً يك سناريو يعني اقدام به كودتا يا انقلاب مخملي به بهانه ي انتخابات به اجرا در آمده است .
كما اين كه قبلاً نيز سناريوي حاكميت دو گانه با تحصن نمايندگان مجلس ششم به اجرا گذاشته شد . لذا مي توان گفت هنوز سناريوهاي بيگانه باقي مانده است كه احتمال اجراي آن در آينده وجود دارد .تاكيد امثال مير حسين موسوي به اين كه راه ما بي پايان و برگشت ناپذير است حكايت از همين موضوع دارد . به علاوه ادامه ي فشار غرب و حمايت هاي علني از اغتشاش طلبان گوياي برنامه ريزي و تلاش براي استمرار بخشي به اين تهديد نرم مي باشد.


شوراي روابط خارجي آمريكا چه نهادي است و چه نقسي در انقلاب هاي رنگي دارد ؟
شوراي روابط خارجي آمريكا در ظاهر يك سازمان غير دولتي اما در واقع متعلق به هيات حاكمه ي آمريكا است كه تعدادي از مقامات عالي سياسي ، اقتصادي و نويسندگان و حقوقدانان را براي تصميم سازي سياستمداران آمريكايي سازمان داده است .
اين شورا در سال 1921 ميلادي ، دوره ي پس از جنگ جهاني اول ، توسط عده اي از سرمايه داران و سهامداران شركتهاي بزرگ آمريكا و مديران بنگاهها و موسسات مالي و بانكها در شهر نيويورك تشكيل شد و هم اكنون داراي 3300 عضو و نخبگان صنوف مختلف مي باشد كه توسط اعضاء برجسته شناسايي و جذب مي شوند .
به عبارتي عضويت در آن فقط با انتخاب قبلي و دعوت صورت مي گيرد . هزينه هاي آن را شركت هاي بزرگ اقتصادي و مالي و بنيادهاي مهم آمريكايي مثل بنياد راكفلر و بنياد فورد تامين مي كند . در يك دوره ، رئيس افتخاري آن ديويد راكفلر بوده است .
اين شورا نشست ها و سمينارهايي را به طور منظم بر پا كرده و داراي يك ارگان معروف و رسمي به نام مجله ي فارين افيروز ( امور خارجي ) مي باشد و به صورت عالي ترين مدرسه خارجي براي سياستمداران در آمده است و به شكل واسطه يا حلقه ي ارتباطي بين شخصيت ها و نخبگان خارجي با مقامات آمريكايي نيز عمل مي كند كه عمدتاً در پوشش سازمان هاي ديگري صورت مي گيرد.
اين شورا در اتخاذ راهبردها و سياست ها و هم فراهم ساختن ارتباطات با عوامل ذي نفوذ در كشورهاي هدف و حمايت مالي و رسانه اي از آنها ، تجربه ي فروپاشي شوروي سابق و اقمار وابسته به آن را در سناريوهاي مختلف ، از جمله انقلاب مخملي يا رنگي دنبال مي نمايد.
اين شورا در رابطه با ايران كار هماهنگي و ارتباطي با ساير سازمانها و بنيادهاي كشورهاي غربي را دنبال كرده است ، به گونه اي كه در نيمه ي اول دهه 70 براي حمايت از جامعه مدني در ايران با همكاري بين اين شورا و مركز مطالعات دموكراسي انگليس و انجمن سياسي خارجي آلمان ، امكان ارتباط گيري بين جان كين در پوشش استاد دانشگاه با افرادي مثل عبدالكريم سروش و حسين بشيريه و اقامت بعدي آنها در انگليس و آمريكا فراهم آمد.
اين چهره ها براي تقويت جامعه مدني هم در مؤسسه ي تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري و هم حلقه هاي فكري آئين و كيان ايفاي نقش نمودند كه بسياري از عوامل هدايت گر اغتشاشات پس از انتخابات از جمله عناصر شركت كننده در اين حلقه ها بوده اند .


چرا عليرغم اين كه تاكيدات حضرت امام ره به عدم ورود نظاميان به مسايل سياسي ، سپاه در ماه هاي اخير اقدام به دخالت مستقيم در مسايل سياسي مي نمايد ؟
رسالت و فلسفه وجودي سپاه دفاع از دستاوردهاي انقلاب اسلامي است كه حفاظت از نظام مقدس جمهوري اسلامي از جمله ي آن است . در واقع هرگونه تهديدي كه متوجه دستاوردهاي انقلاب باشد با مقابله ي سپاه مواجه خواهد شد.
امروزه با ياس دشمن از تحميل تهديد سخت ( نظامي ) ، تهديدات نيمه سخت و نرم در دستور كار قرار گرفته كه در تهديد نرم همان اهداف تهديد سخت اما در عرصه ي فرهنگ ، سياست و اقتصاد دنبال مي شود .
آنچه در ماه هاي اخير و در قالب ناآرامي هاي پس از انتخابات اتفاق افتاد ، نوعي انقلاب يا كودتاي رنگي بود كه در قالب جنگ نرم عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي و اركان آن طراحي شده بود و حمايت علني دشمنان بيروني ، همراه با حضور طيف گسترده اي از نيروهاي معاند و ضد انقلاب در كنار برخي جريانات سياسي معترض به آن شكل پيچيده اي داده بود كه اگر بر خورد مقتدرانه ي رهبري و دفاع شجاعانه ي مدافعان انقلاب از جمله سپاه و بسيج نبود ، بنا به اعتراف دستگير شدگان اين اغتشاشت امروز مثلث ناامني پس از عراق و افغانستان با ايران تكميل مي شد.
لذا حضور سپاه و بسيج در عرصه ي كنترل و مهار اغتشاشات و روشنگري هاي پس از آن كاملاً مرتبط به رسالت و ماموريتي است كه قانون اساسي بر عهده ي آن گذاشته و توسط ولي فقيه و فرماندهي معظم كل قوا هدايت و فرماندهي مي شود . ولايت فقيه همان هسته ي مركزي در انديشه ي حكومتي حضرت امام ره است كه معظم له بارها به ضرورت اطاعت و حمايت از آن تاكيد فرموده بود .


آيا فقط عوامل رديف چندم اغتشاشات بايد مورد پيگرد و برخورد قرار مي گرفت ؟ چرا با سران اصلي اغتشاشات برخورد نمي شود ؟
اصل آرام سازي و مهار فتنه براي حفظ نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران يك اولويت است و لذا ابتدا كساني دستگير شده اند كه يا در كف خيابان به ايجاد آشوب و درگيري اقدام كرده يا به عبارتي جرم مشهود و قطي داشته يا در هدايت و تحريك آنان نقش مستقيم داشته اند . طبيعي است با دستگيري اين سطوح و اعتراف آنان به اين كه از چه كساني دستور دريافت مي كرده اند ، زمينه ي دستگيري آمران و سران اصلي فراهم مي شود .
به علاوه اين قبيل اشخاص كه در پشت نقاب سياسي پنهان بوده و بعضاً سابقه ي مسئوليت در نظام هم داشته اند ، هنوز در بين مردم كاملاً شناخته نشده و احتمالاً از علقه ها و حمايت هايي هم برخوردارند كه قبل از افشاء ماهيت و نقش آنان در فتنه ها و اهداف حقير سياسي ، جناحي و حتي اقتصادي ، دستگيري آنان مي تواند موجب تحريك و بروز ناآرامي شود.
بنابراين حال نوبت نخبگان است كه افكاري عمومي را روشن نموده و دستگيري آنان را به يك مطالبه ي عمومي تبديل نمايند و از قوه ي قضائيه درخواست دستگيري و محاكمه ي اين دسته از عوامل اغتشاش را داشته باشند كه تاكنون سبب تحميل خسارت هاي سنگين به مردم ، بيت المال و امنيت ملي بوده ولي با استفاده از رانت قدرت ، ثروت و نفوذ در حاشيه ي امن قرار داشته اند .


آيا پيام تبريك رهبر معظم انقلاب اسلامي زود صادر نشد و ايشان نبايست بعد از تائيد انتخابات توسط شوراي نگهبان اظهار نظر مي كرد ؟
در باره صدور بيانيه تبريك رهبر معظم انقلاب اسلامي به ملت ايران و رئيس جمهور منتخب بايد گفت ، اين اقدام معظم له همچون گذشته و مبتني بر سنت رايج در تمامي انتخابات پيشين ، صورت گرفته است . معظم له پيش از اين نيز در انتخابات دوره هفتم ، هشتم ، نهم رياست جمهوري با اعلام نتايج توسط وزارت كشور پيام تبريك خود را به ملت صادر نموده اند.
در بخشي از پيام معظم له در 3 / 3 / 76 ( فرداي انتخابات دوم خرداد ) آمده است : ‹‹ به رئيس جمهور منتخب مردم ، جناب حجت الاسلام آقاي حاج سيد محمد خاتمي ، توفيق خدمتگزاري ملت عظيم الشان ايران و تحمل اين امانت بزرگ را صميمانه تبريك مي گويم و ايشان را به وظيفه ي شكر و اهتمام و آمادگي متذكر مي گردم ››
همچنين در 19 / 3 / 80 (فرداي انتخابات ) پيام تبريك ايشان به آقاي خاتمي به خاطر انتخاب مجدد مي خوانيم : ‹‹ به رئيس جمهور محترم ، توفيق دوباره ي خدمتگزاري به مردم و كشور عزيز را تبريك مي گويم ... ››
معظم له در تاريخ 4 / 4 / 84 نيز پيروزي را به دكتر احمدي نژاد تبريك گفتند : ‹‹ اينك با تبريك اين مسئوليت خطير به رئيس جمهور منتخب جناب آقاي دكتر محمود احمدي نژاد ... ››
موارد فوق نشان مي دهد كه پيام تبريك رهبر انقلاب همواره در فرداي اعلام نتيجه توسط وزارت كشور صادر گرديده و اين امر منحصر به اين دوره از انتخابات نيست .
از سويي ديگر صدور اين پيام كه مخاطب اصلي آن پديذ آورندگان اصلي اين صحنه هاي پرشور يعني ملت غيور ايران زمين بوده ، و بديهي است اين اقدام به معناي رفع مسئوليت از شوراي نگهبان در بررسي قانوني مراحل انتخابات و تائيد و يا رد سلامت انتخابات نيست . وو اينگونه فرافكني هاي عوامانه فتنه گران ناشي از سرخوردگي اين مجموعه از خلق حماسه 40 ميليوني توسط ملت ايران و اقبال 24 ميليوني به دكتر احمدي نژاد مي باشد.


داستان كهريزك چه بود ؟
با اظهار نظر موسوي در فرداي انتخابات مبني بر اينكه به راي ملت تمكين نخواهد كرد و نتيجه انتخابات مبني بر عدم اقبال حداكثري به وي را نخواهد پذيرفت و تا ابطال انتخابات پيش خواهد رفت ع اغتشاشات از پيش برنامه ريزي شده اي در پايتخت آغاز گرديد كه به ايجاد ناامني و رعب و وحشت در تهران و وارد نمودن خسارات فراوان به اموال عمومي و خصوصي انجاميد .
اغتشاشگران كه اغلب آنها را اراذل و اوباش اجير شده تشكيل مي دادند ، از صبر و مداراي نيروهاي انتظامي و امنيتي – كه قصد مهار ناآرامي ها از طريق غير خشونت آميز را داشتند – سوء استفاده كرده و براي چند روزي در خيابانهاي تهران جولان دادند . آنگاه كه كاسه صبر نيروهاي امنيتي – انتظامي سر آمد ، مهار و كنترل اغتشاشات با دستگيري اغتشاشگران آغاز شد .
از اين پس بود كه مسائل مختلف از بازجوئي تا نگهداري دستگير شدگان خود به مساله اي در حاشيه فتنه عميق ايجاد شده بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري تبديل شد ، كه اخبار ضد و نقيصي در بازار داغ شايعات كه توسط ستاد رسانه اي كودتاگران بر آن افزوده مي شد ، به گوش مي رسيد و بخشي از مسئولان نظام را به واكنش واداشت . در اين راستا كميته ويژه اي توسط مجلس براي بررسي وضعيت بازداشت شدگان اخير شكل گرفت .
يكي از مسائل مهم كه در دستور كار اين كميته قرار گرفت رسيدگي به وضعيت زندانها و بازداشتگاههايي بود كه اغتشاشگران و دستگير شدگان در تجمعات غير قانوني در آن نگهداري مي شدند . در اين مسير بود كه بازداشتگاه كهريزك مورد توجه اين كميته قرار گرفت.
اولين گروه بازداشت شدگان حوادث اخير كه به اين محل منتقل شده اند ، در تجمع 25 خرداد دستگير و روز بعد جهت مجازات به كهريزك برده شدند . بر تعداد اين دستگير شدگان در روزهاي بعد نيز افزوده شد و اغلب اغتشاشگران در روز 18 تير ماه نيز به علت كمبود جا در اوين به كهريزك منتقل شدند .
در همين ايام بود كه اخبار شرايط بد و ناسالم زندان و برخي برخوردهاي ناشايست با زندانيان از ديوارهاي كهريزك بيرون رفت و در برخي محافل سياسي پيچيد . فضاي آلوده ي آن ايام در پخش شايعات مانع از آن بود كه بتوان به طور دقيق در مورد اخبار كهريزك اظهار نظر نمود تا اينكه در روز 22 تير خبر نگهداري بازداشت شدگان در كنار اراذل و اوباش و ضرب و شتم آنها به رهبر معظم انقلاب رسيده و ايشان با فراخوان دبير شوراي عالي امنيت ملي دستور دادند هيچ كس حق ضرب و شتم بازداشت شدگان را نداشته و فرمودند همان روز بايد بازداشتگاه كهريزك تعطيل و در صورت نياز ، همگي بازداشت شدگان به زندانهاي رسمي منتقل گردند .
روز 23 تير ماه بعد از دستور اكيد رهبري مبني بر تعطيل بازداشتگاه ، بازداشت شدگان به اوين منتقل شدند و اين در حالي است كه وضعيت جسمي برخي زندانيان به شدت وخيم بوده و عدم رسيدگي به موقع آنها را به بيمارستان كشاند.
اعلام خبر فوت محسن روح الاميني به خانواده اش در 31 تيرماه و درج آگهي تسليت به پدر ايشان كه از چهره هاي شناخته شده سياسي و رئيس انستيتو پاستور و دبير كل حزب اصولگراي توسعه و عدالت است ، سرآغاز رسانه اي شدن مساله كهريزك و واكنش هاي اقشار مختلف مردم و مسئولين به اين مساله بود .
در ادامه اخبار كشته شدن دو نفر ديگر به نامهاي محمد كامراني و امير جوادي فر ، نيز بر آمار كشته شدگان كهريزك افزود و اين مساله در حاشيه اغتشاشات فتنه سبز به عنوان نقطه ضعف دستگاه امنيتي براي مقابله با فتنه برجسته گرديد.
نحوه ي كشته شدن اين افراد مساله اي است كه اخبار مختلفي در باره آن پخش گرديد و مسئولين كهريزك در گام اول علت مرگ اين افراد را داشتن بيماري قبل از ورود به بازداشتگاه اعلام كردند ؛ ولي در ادامه نظرات ديگري مبني بر ضرب و شتم زندانيان نيز به عنوان عامل فوت اين افراد مطرح مي گردد كه با صراحت بيشتري انگشت اتهام به سوي مامورين نيروي انتظامي نشانه مي رود .
پرويز سروري رييس كميته ويژه مجلس پس از بازديد از بازداشتگاه كهريزك در جمع بندي اشكالات اساسي اين بازداشتگاه مي گويد : ‹‹ ما در بررسيهاي خود به اين نتيجه رسيديم كه در سير كار دو اشكال وجود داشته است ، اولاً اين كه به نظر ما افرادي كه در سيستم قضايي كار مي كردند ، تخلف بزرگي را انجام داده بودند و با اين كه مي دانستند كه بازداشتگاه كهريزك اساساً براي نگهداري اراذل و اوباش و معتادين و كساني كه قتلهاي سنگين انجام داده اند ، است و امكانات آن جا هم مناسب اين افراد استفاده مي شود ، اما قاضي دستور انتقال بازداشتيان را به كهريزك صادر مي كند و اشكال دوم از نظر ما خود بازداشتگاه كهريزك بود كه اساساً غير استاندارد بوده و رفتارهاي مناسبي هم با بازداشتيان صورت نمي گرفته است›› [1]
همچنين آخرين اظهارات فرهاد تجري يكي از اعضاي كميسيون ويژه مجلس نيز شنيدني است . وي با رد اين موضوع كه در كهريزك قتل عمد صورت گرفته باشد ، خاطر نشان مي كند : ‹‹ ممكن است بر اثر سهل انگاري در انجام وظيفه ، موردي منتهي به فوت شده باشد ، ولي اين دليلي بر قتل عمد نيست ›› .
وي همچنين تصريح كرد : ‹‹ عدم توجه به نيازهاي بهداشتي و درماني افراد به عنوان يك قصور است كه مشكلاتي را ايجاد كرد ، اما هيچ يك از اين افراد عمداً اين كار را نكردند و آنچه كه مورد استناد است اين است كه بيشتر تخلفات انجام شده ناشي از ترك فعل و وظيفه بوده است ››
پي نوشت
[1] " ناگفته هاي رييس كميته ويژه مجلس از بازداشتگاه كهريزك " ، هفته نامه پنجره ، شماره 11 ، 28 / 6 / 88


ادعاي كروبي در مورد زندان كهريزك چه بود و آيا آن ادعا صحت داشت ؟
در حاليكه ماجراي كهريزك در ذيل موضوع كشته شدگان و مجروحين دنبال مي شود ، به يكباره نامه اي از سوي شيخ ‹‹ شكست خورده اصلاحات ›› خطاب به آقاي هاشمي انتشار يافت كه ماجراي را در مسير انحرافي ديگري قرار داد .
در اين نامه محرمانه كه در روز دوشنبه 19 مرداد در روزنامه اعتماد ملي انتشار يافت ، از خبرها و شنيده هاي كروبي درباره تجاوز جنسي ، آزار و شكنجه هاي شديد به زندانيان سخن به ميان آمده بود . كروبي در اين نامه از هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان خواست با تشكيل يك هيات به برخي شايعات و نحوه برخوردها با بازداشت شدگان رسيدگي شود.
حسين كروبي فرزند وي در اين باره گفت : ‹‹ پدرم اين نامه را حدود 10 روز پيش خطاب به آقاي هاشمي نگاشت و آن را براي ايشان به طور خصوصي ارسال كرد . ايشان تاكيد داشت آقاي هاشمي حتماً به اين نامه پاسخ دهد و اقدام لازم را انجام دهد . متاسفانه آقاي هاشمي پاسخي به نامه ايشان نداد . پدرم تاكيد كرده بود اگر تا 10 روز پاسخي به نامه داده نشود يا اقدامي صورت نگيرد ، نامه را منتشر مي كند ›› .
در حالي كه اصول گرايان با جديت پيگير مسئله بازداشتگاه كهريزك و حتي زندان اوين بودند ، فتنه گران سبز با تهمت زدن به نظام و رئيس جمهور ، احمدي نژاد را مسبب و مقصر اصلي اين ماجرا عنوان مي كردند . جالب اين كه نامه كروبي زماني منتشر شد كه بسياري بر اين عقيده بودند كه وي به زودي دستگير خواهد شد و اين نامه در راستاي سياست فرار به جلو نگاشته شده بود . برخي نيز بر اين عقيده اند كه شايد هم او اصرار به زنداني شدن دارد تا به يك قهرمان در ميان اصلاح طلبان بدل شود .
كروبي كه از حمايت مير حسين موسوي و ديگر احزاب و سران فتنه برخوردار بود ، اعلام كرد كه براي حرف هاي خود مستنداتي دارد كه آنها را ارائه خواهد كرد ، اما پسرش در مصاحبه با صدا و سيما گفت : ‹‹ اطلاعات و مستندات پدرم بر اساس تماس هايي است كه خوانندگان به روزنامه توقيف شده اعتماد ملي مي زنند ! ›› اما كروبي بار ديگر اعلام كرد كه مستنداتي دارد و اگر معلوم شود كه حرفش غلط است خود ، اين شجاعت !!! را به خرج داده و اعلام مي كند كه حرفش درست نيست . پس از تكرار اين صحبت ها از سوي كروبي كه شنيع ترين اتهامات را نسبت به نظام روا داشت ، بسياري از چهره ها از جمله سيد احمد خاتمي وي را نكوهش كردند .
امام جمعه موقت تهران نامه كروبي به آيت الله هاشمي رفسنجاني را مسبب غم جانكاه دلدادگان به نظام دانست و گفت : ‹‹ در هفته گذشته يكي از سياسيون نامه اي سرتا پا افترا و سرتا پا تهمت به نظام اسلامي منتشر كرد . نامه اي كه جشن آمريكا بود ، نامه اي كه جشن بيگانگان بود . اين نامه ، نامه انحرافي بود ›› .
در همين زمينه ، محمد ابراهيم نكونام ، رييس كميسيون اصل نود مجلس ، گفته است : ‹‹ اگر مهدي كروبي نتواند سندي در جهت اثبات ادعاي خود ارائه كند ، مجازات چنين تهمت هائي زندان و شلاق است ››.
رياست جديد قوه قضائيه نيز هيئت سه نفره اي را مامور رسيدگي به ادعاهاي كروبي نمود كه اين هيئت بعد از بررسي ادعاهاي كروبي ، دروغ بودن آن را اعلام نمود.
محسني اژه اي يكي از اعضاي هيئت سه نفره در برنامه گفتگوي ويژه خبري شبكه 2 سيما در مورخ 22 شهريور به تشريح ماجرا پرداخت . به گفته آقاي اژه اي در اين برنامه ، غالب اسناد ارائه شده از سوي آقاي كروبي مخدوش بوده و شائبه دستكاري و جعل اسناد و مدارك در مورد آنها جدي است . ضمن اينكه پس از بررسي هاي دقيق كارشناسي و حقوقي معلوم شد كه افراد نامبرده در نامه آقاي كروبي به آن شكل كه مدعي است ( مثل ترانه موسوي ) يا وجود خارجي ندارند و يا تعدي به حقوق آنها به آن صورت كه او مي گويد ، رخ نداده و بيش از حد بزرگنمايي شده است.
افشاي دروغ هاي آقاي كروبي بازتاب هاي متفاوتي در درون كشور بويژه نزد همراهان وي در احزاب دوم خردادي و حزب اعتماد ملي داشته است . " يوسف سنجيده " عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي با اشاره به گزارش اخير هيئت سه نفره قوه قضائيه و بيان اين مطلب كه كروبي فردي از درون نظام است و با اصل نظام و رهبري مشكلي ندارد گفت : ‹‹ ما همه گيج شده ايم و نمي دانيم چه كنيم ›› وي افزود : ‹‹ نامه نگاري هاي اخير به كل نظام ضربه زد و خود كروبي هم ضربه خورد و خرد شد . لذا اميدواريم اين قضايا جمع شود ›› [1]
البته آقاي كروبي در نامه ديگري به رئيس قوه قضائيه بدون در نظر گرفتن آثار و نتايج ضد امنيتي تبليغات و دروغ پردازي هاي خود خواستار خاتمه دادن به ‹‹ ماجراي سند آورده و سند بردن ›› شده است . اين در حالي است كه طبق نظرات آقاي اژه اي ، وي هنوز به دروغ بودن تمامي اتهامات اعلام شده از سوي خود اعتراف و اذعان نكرده است و همچنان مدعي موارد مشابهي از شكنجه ، تجاوز و قتل است !
به هر حال افكار عمومي جامعه با مشخص شدن دروغ بودن ادعاهاي مطرح شده توسط كروبي ، منتظر اقدام قاطعانه مراكز قضايي است به گونه اي كه اجراي قانون در مورد همگان از جمله آقاي كروبي امروز به مطالبه عمومي تبديل شده است . اين اتهامات باعث هتك حيثيت و آبروي نظام در عرصه بين المللي شده و مستمسك هاي زيادي براي تبليغ عليه جمهوري اسلامي ايران را فراهم آورده و باعث مستند سازي اتهامات گذشته كانونهاي فتنه دشمنان عليه نظام اسلامي گرديده است.
پي نوشت
[1] پايگاه خبري سحر نيوز ، 23 / 6 / 88 ، شماره خبر : 6797


نوشته شده در   دوشنبه 26 مهر 1389    
PDF چاپ چاپ