چهارشنبه 2 بهمن 1398 | Wednesday, 22 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 20 مهر 1389     |     کد : 4047

نماز جمعه هاشمي و برخي ملاحظات

نماز جمعه هاشمي و برخي ملاحظات

نماز جمعه هاشمي و برخي ملاحظات
چهار امام جمعه موقت تهران ، حضرات آيات ؛ امامي كاشاني ، جنتي ، خاتمي و هاشمي رفسنجاني ، به نوبت و با برنامه ريزي ستاد اقامه نماز جمعه تهران ، نماز جمعه را در سالهاي اخير در دانشگاه تهران بر زار نموده اند .
در زمان غيبت امام عصر (عجّ) وظيفه خطير اقامه نماز جمعه بر عهده ولي فقيه زمان است و اين چهار تن توسط رهبر معظم انقلاب اسلامي تعيين شده و به نيابت از ايشان نماز اقامه مي كنند.
وقتي كه امام جمعه موقت تهران به خاطر برخي ملاحظات شخصي در فضاي ملتهب انتخابات از حضور در نماز جمعه تهران پرهيز نمود ، خط تبليغي جديدي توسط رسانه هاي جريان تفرقه افكن مبني بر چرايي عدم حضور هاشمي در نماز جمعه تهران مطرح گرديد . سرانجام بعد از دو سه هفته بحث پيرامون حضور يا عدم حضور وي در نماز جمعه ، در اوايل هفته مشخص گرديد كه خطيب نماز جمعه 26 تير ماه 1388 تهران آقاي هاشمي خواهد بود .
با مشخص شدن اينكه نماز جمعه به امامت هاشمي رفسنجاني بر گزار مي شود ، به تدريج زمزمه هايي مطرح و سپس تقويت و تاييد شد كه مهندس موسوي ، مهدي كروبي و سيد محمد خاتمي به همراه طرفداران خود نيز در نماز جمعه شركت خواهند كرد . در بيانيه موسوي آمده است:


بنام خدا و با تقديم سلام متقابل
از آنجا كه اكيداً به دعوت همدلان و همراهان در راه صيانت از حقوق مشروع زندگي آزاد و شرافتمندانه را بر خود واجب مي دانم ، روز جمعه مورخ 26 / 4 / 88 در ميان صف هاي شما حاضر خواهم شد . تمسك به حبلُ المَتين ايمان و قرار گرفتن در حِصن امن الهي كه اين دعوت شما متضمن آن است بهترين طريق وصول به آزادي هاي به ناحق مسلوب شده از ماست.
با تقديم احترام – برادر شما مير حسين موسوي 25 / 4 / 88
خبر حضور سردمداران كودتا و هواداران سبز پوش ايشان در نماز جمعه اي كه اغلب حاضرين در آن را معتقدين به نظام اسلامي شكل مي دهند ، و از سوي ديگر سر در گمي نماز گزاراني كه سالها به امام جماعت حاضر اقتدا كرده اند و اين بار به خاطر مواضع ابهام آميز و همسوي وي با كودتاگران از اقامه نماز معذور بودند ، آخرين نماز جمعه تير ماه سال 1388 تهران را با نوعي ابهام مواجه ساخته و زمينه براي درگيري و اغتشاش را فراهم آورده بود .
حضور افراد معلوم الحالي چون هادي غفاري ، عبدالله نوري و ... نيز از حواشي قابل توجه اين نماز جمعه بود . همچنين حضور افرادي با آرايش هاي غير اسلامي كه تا به حال در مراسم نماز جمعه شركت نكرده بودند و حتي برخي از آنها نماز خواندن نمي دانستند و در نهايت با كفش و سربند اقامه نماز كردند ! حكايت از اين داشت كه خط نفاق همچون هميشه تاريخ اين بار نيز تلاش دارد تا چهره حقيقي خود را در پس پرده ظواهر و مناسك اسلامي مخفي نگه داشته و از فرصت نماز جمعه براي اهداف منافقانه خود بهره برداري كند .


در باره ابعاد و زواياي اين نماز جمعه منحصر بفرد ملاحظات زير قابل توجه مي باشد:
1)فصل الخطاب براي ملت ، سخنان رهبري است!
اعلام برگزاري نماز جمعه به امامت آقاي هاشمي سناريوي جديدي را در دستور كار جريان تفرقه افكن قرار داد تا با بزرگ نمايي اين نماز جمعه ، سخنان خطيب آن را به نوعي فصل الخطاب حوادث و اغتشاشات اخير قرار دهند . اعلام حضور سران اغتشاشات اخير در نماز جمعه تهران از جمله موسوي و كروبي و در كنار آنها برخي هواداران ايشان چون ، عبدالله نوري ، هادي غفاري ، مجيد انصاري ، حسن روحاني ، محمد هاشمي در اين نماز جمعه همگي نشان از تلاش براي آوردن هواداران به نماز جمعه بود .
اين در حالي بود كه برخي از اين چهره هاي كوچك و بزرگ شناخته شده سياسي ، مدتهاي مديدي است كه با نماز جمعه قهر كرده و در اين عمل سياسي – عبادي شركت نكرده اند . عدم شركت اغلب اين آقايون در بزرگترين نماز جمعه تاريخ ايران اسلامي كه در روز بيست و نهم خرداد امسال و به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله العظمي خامنه اي برگزار گرديد و به نوعي بيعت ملت ايران و به طور مخصوص مردم تهران با انقلاب و جايگاه ولايت بود ، نمونه اي از اين قهر طولاني است . عدم حضور اين افراد مدعي خط امام در آن نماز جمعه تاريخي كه بخش عمده خطبه هاي مهم آن در تبيين حوادث اخير بعد از انتخابات بود و اتفاقاً طرف صحبت امام جمعه نيز با اين جريانات و شخصيتهاي سياسي بود ، از چشم دلسوزان انقلاب و مردم آگاه حاضر در صحنه دور نماند و به عنوان يك گناه جبران ناپذير در پرونده اين افراد ثبت گرديد.
اما اينكه چطور قائدين و غائبين در صحنه نماز جمعه تاريخي و سرنوشت ساز ملت ، اين بار اينگونه به ميدان نماز جمعه آمده و ديگران را نيز ترغيب به شنيدن سخنان خطيب جمعه نمودند را بايد در غالب توطئه تفرقه افكنانه ديگري تحليل نمود .
در اين باب تنها به ذكر اين نكته اكتفا مي كنيم كه آقايان فراموش نكنند از نگاه ملت ايران آنچه فصل الخطاب تمامي مناقشات است ، عباراتي است كه از زبان رهبر معظم انقلاب اسلامي جاري مي شود و ديگر بلند گوها تا آنجا نزد ملت حجيت و اعتبار دارند كه در ذيل گفتمان رهبري انقلاب ارائه گردد و گرنه پشيزي براي ملت ارزشمند نخواهند بود.
تلاش براي قد علم كردن بيرق هايي ديگر در برابر رهبري انقلاب ، تلاش نفاق گونه اي است كه طشت رسوايي آن مدتهاست بر زمين خورده است ، چرا كه تلاشهاي صورت رفته توسط خط نفاق در اين زمينه ، در طول سه دهه از عمر با بركت انقلاب اسلامي ، همواره به شكست انجاميده و مروري بر نمونه هاي تاريخي پيشين مي تواند درس عبرتي براي اين جريان منافق صفت باشد.
نمونه اي از اين كلام نفاق گونه را مي توان در نوشتار صادق زيبا كلام كه از شيفتگان منسوب به هاشمي است دنبال نمود . وي در بخشي از يادداشت خود كه در روزنامه اعتماد ملي (27 / 4 / 87 ) منتشر گرديد در باره جايگاه هاشمي چنين دچار توهم و غلو شده است :
‹‹ اينكه او در آن خطبه ها چه بگويد و چگونه نظام را از بحراني كه بيش از يك ماه است در آن گرفتار آمده هدايت كند مساله اي بود كه ميليونها نفر بي صبرانه در انتظار شنيدنش بودند ›› ! ؟  .
اين در حالي است كه راه حل اين فتنه ايجاد شده ، خيلي پيش از اين توسط رهبر معظم انقلاب اسلامي مطرح گرديده و آن تسليم شدن به راهكار قانوني كه همان تاكيد بر جايگاه نظارتي شوراي نگهبان است ، مي باشد . و اين همان چيزي است كه عملاً هم مباناي عمل قرار گرفت و انتخابات دهم رياست جمهوري به تائيد شوراي نگهبان رسيد .


2)تحقق عيني فرضيه احمدي نژاد : موسوي و كروبي به هاشمي اقتدا كردند !
قريب به 50 روز پيش از اين نماز جمعه ، آنگاه كه احمدي نژاد در مناظره تاريخي اش با مهندس موسوي اعلام نمود ، آنكه در اصل رقيب وي در انتخابات بوده نه موسوي است و نه كروبي بلكه اين هاشمي رفسنجاني است كه به صحنه آمده و هدايتگر جريان رقيب است ، و قصد دارد تا سياست " عبور از احمدي نژاد " را محقق سازد ، بسياري مبهوت اين جسارت و ادعا شدند ! آنروز و روزهاي بعد موسوي و كروبي تلاش نمودند تا اين فرضيه و ادعاي احمدي نژاد را به شدت نفي كنند و آن را حربه اي براي جنگ رواني ايجاد شده توسط احمدي نژاد معرفي نمايند . اما اثبات اين ادعا خيلي هم براي توده هاي ملت نيازمند دليل و قرينه نبود و اكثريت ملت به اين حقيقت پي برده و انتخاب خود را در فضاي دو قطبي احمدي نژاد – هاشمي نمودند .
بدون شك نقش سخنان دكتر احمدي نژاد در مناظره با موسوي در جلب آراء قريب به 25 ميليوني وي در انتخابات دهم را نمي توان كتمان نمود و اين افشاگري بود كه جريان مقابل را به شدت بر آشفت و كينه دكتر را در دل آنها پر رنگ نمود !
گذر زمان از 13 خرداد تا 26 تير ماه به خوبي در مسير اثبات اين فرضيه به چرخش در آمد و نماز جمعه ديگر نماد اثبات قطعي اين ادعا بود آنگاه كه موسوي و كروبي به هاشمي اقتدا كردند !


3)نماز جمعه اولي ها !
حضور جمعي از هواداران كانديداي سبز پوش با چهره هايي عجيب و غريب كه به سيماي نمازگزاران جمعه شباهتي نداشتند ، حكايت از اين داشت كه اينها اصلاً نماز جمعه خواندن نمي دانند و اغلب آنها براي اولين بار است كه به نماز آمده اند و برخي از آنها با اهداف ديگري در اين صحنه حاضر شده اند .
اين جمعيت چند هزار نفره كه بر اساس اخبار موثق و گزارش هاي مستند شماري از آنان از نقاط مختلف استان تهران و برخي از استان هاي همجوار به تهران آورده شده بودند ، تنها منتظر بودند تا آقاي هاشمي سخني به نفع ايشان ابراز كند تا آنها با كف و هورا شعار " هاشمي ، هاشمي حمايتت مي كنيم " سر دهند و اين در حالي بود كه اغلب نماز گزاران بدون همراهي با آنها صبورانه اين اقدامات و بي نظمي ها را تا پايان مراسم تحمل نمودند .
اغلب آنها نيز نماز نخوانده اطراف دانشگاه تهران را ترك كردند و برخي نيز در صحنه هايي نادر با كفش و پيشاني بند ، سر به مهر گذاشتند !؟
اين در حالي بود كه هفته گذشته برخي از سايتها و وبلاگهاي هوادار سبز پوشان ، آموزش خواندن نماز جمعه را به اين هواداران بي نماز !؟ آموخته بودند.


4)سردادن شعار مرگ بر روسيه ، توسط هواداران آمريكا

يكي از حوادث قابل تامل و جالب توجه در حاشيه نماز جمعه اين هفته تهران ، سردادن شعار " مرگ بر روسيه " و " مرگ بر چين " بود كه توسط برخي از هواداران يكي از نامزدهاي شكست خورده در انتخابات 22 خرداد سر داده شد و بسياري از نماز گزاران را متعجب ساخت . اين شعار توسط حاميان كانديدايي مطرح شد كه مدعي پيرو از خط امام است ، ولي هواداران وي در اين ايام حتي يكبار هم حاضر به سر دادن " شعار مرگ بر آمريكا " نشده اند .
اين شعار كه ظاهراً به دو دليل اعتراض به حمايت و تبريك رئيس جمهور روسيه به آقاي دكتر احمدي نژاد پس از انتخاب مجدد ايشان به عنوان رئيس جمهور نظام اسلامي و همچنين رويكرد اين دو كشور در بحث پرونده هسته اي ايران و مخالفت با يكجانبه گرايي آمريكا در مساله هسته اي ، سر داده شد ، يادآور حوادثي مشابه در ماههاي ابتدايي پيروزي انقلاب اسلامي است . در آن روزگار شعار " مرگ بر آمريكا " نماد نفرت و كينه ملت از سال ها اقدامات متجاوزانه آمريكا عليه انقلاب اسلامي بود . حضرت امام ره نيز آمريكا را " شيطان بزرگ " ناميد و از شعارهاي ملت عليه استكبار جهاني و در راس آن آمريكاي جنايتكار حمايت نمود .
اما در اين ميان برخي جريان هاي حامي آمريكا و آنهايي كه آمال و آرزوهاي خود را در وابستگي به آمريكا جستجو مي كردند و برخي از آنها حتي تابعيت دو گانه آمريكايي – ايراني داشتند ، از اين شعارها به خشم آمده و توده هاي ملت انقلابي را به وابستگي به شوروي متهم مي ساختند ! در همان ايام مهندس بازرگان پا را فراتر نهاد و در سخنراني اش در زنجان اعلام داشت : ‹‹ اگر آمريكا شيطان كبير است ، شوروي شيطان اكبر است !؟ ›› .
امروز نيز به نظر مي رسد كه اين جريان تفرقه افكن به پيشينيان خويش اقتدا كرده و بر همان مسير انحرافي حركت مي كند كه دشمن اصلي انقلاب و ملت را نمي بيند ، و ليكن با فرافكني ديگران را مورد هدف قرار مي دهد .


5)سخن حكيمانه آن است كه دقيق و " به موقع " زده شود !
يكي از مهمترين فراز هاي كلام آقاي هاشمي در خطبه هاي نماز جمعه تاكيد بر قانون بود . وي چنين گفت : ‹‹ همه بايد در چارچوب قانون حركت كنيم . اگر از قانون تجاوز كنيم ديگر هيچ مرزي نداريم . بايد با قانون مسائلمان را حل كنيم ، اگر كساني با بعضي از قوانين دل خوشي ندارند بايد سعي كنند اين قوانين اصلاح شود و هر وقت لازم است اين اشكالات روزي حل شود ، اما چارچوبمان را قانون قرار دهيم ›› .
طرح اين حرف صحيح توسط آقاي هاشمي براي قانون شتيزان حامي وي مي تواند قابل توجه و دقت باشد ، اما نكته اصلي در اين زمينه اين است كه سخن حكيمانه آن است كه " دقيق " و " به موقع " زده شود ! تاكيد بر حقيقتي به اين آشكاري زماني مي توانست مفيد باشد كه سردمداران خط نفاق ( كه اتفاقاً خود را نزديك به آقاي هاشمي مي دانند ) با صدور دستور بي قانوني و اغتشاش براي روزهاي متمادي پايتخت را به آشوب كشيدند !
سخنان آقاي هاشمي در زماني كه منسوبين به ايشان در سخنراني ها ، مصاحبه ها ، بيانيه ها و برگزاري تجمعات خلاف قانون بر " تمرد از قانون " اصرار مي ورزيدند ، مي توانست مفيد باشد نه حالا ! و به راستي سكوت ايشان در اين ايام چگونه قابل توجيه است ؟ آيا به راستي صرف تاكيد بر قانون آن هم بعد از گذشت قريب به 50 روز از حوادث تلخ اين روزها مي تواند توجيه گر رفتار سياسي آقاي هاشمي باشد !
ملت حزب الله انتظار داشت تا آقاي هاشمي در همان روزهاي ابتدايي كه " اردو كشي هاي غير قانوني خياباني " كه توسط منسوبين ايشان هدايت مي شد و پايتخت را به آشوب كشانده بود وارد صحنه شده و همه را به رعايت قانون دعوت نمايد و يا حداقل در " بيعت با رهبري " ، فرداي نماز جمعه تاريخي ايشان در 29 خرداد ماه ، چنين سخناني را بر زبان مي آورد ، ولي افسوس كه در آن روزهاي تلخ ما شاهد " سكوت تلخ تر " ايشان بوديم " دير آمدي اي نگار سر مست ! "


6)قانون گريزان چه كساني هستند ؟
امروز مشخص گرديده كه بخشي از اقدامات غير قانوني توسط خانواده آقاي هاشمي از جمله مهدي هاشمي ، فائزه هاشمي و ديگر نزديكان ايشان صورت پذيرفته است . براستي زماني كه همسر ايشان در روز انتخابات با وقاحت تمام ابراز مي دارد : ‹‹ اگر تقلب نشود ، موسوي رئيس جمهور مي شود ، ولي خدا نكند تقلب كنند كه اگر اينگونه شود ، مردم به خيابانها مي آيند و اعتراض مي كنند ›› [1] آيا نوعي دعوت به بي قانوني و اغتشاش نيست !
حضور فائزه در ميتينگهاي غير قانوني و دستگيري وي در حين اغتشاشات توسط دستگاههاي امنيتي ، انسجام دادن اراذل و اوباش و تشكيل تيم هاي ويژه توسط مهدي هاشمي چگونه با شعار قانونگرايي قابل جمع است ؟!
آقاي هاشمي به راستي چه كساني را دعوت به قانون گرايي نموده است ! آيا ايشان واقعاً و به طور جد به رعايت قانون اعتقاد دارد !؟ آقاي هاشمي بايد بپذيرد كه حتي در مورد بديهي ترين سخن ايشان نيز ملت مسلمان و انقلابي دچار ترديد شده اند !؟
البته ملت فراموش نكرده است كه رهبر معظم انقلاب اسلامي تلاش نمودند تا در سخنان خويش در نماز جمعه تهران وضعيت آقاي هاشمي را از فرزندان ايشان جدا نمايند ، اما متاسفانه اقدام عملي و كلام روشنگرانه اي از جانب خود ايشان در اين زمينه تا به حال صورت نگرفته است و بلعكس در اغلب موارد حمايت هاي همه جانبه ايشان از منسوبين به وي را شاهد بوده ايم .


7)چه كساني ترديد افكندند !
نكته ديگر ؛ برجسته ساختن مساله " ترديد " در انتخابات است كه متاسفانه توسط آقاي هاشمي نيز در خطبه هاي نماز جمعه مطرح گرديد .
اين همسويي با تفرقه افكنان بعد از انتخابات در حالي صورت مي گيرد كه امروز مشخص شده كه ادعا در باره " تقلب در انتخابات " و زير سوال بردن دستگاهها و نهادهاي قانوني برگزار كننده انتخابات ، جزئي از سناريوي براندازي نرم طراحي شده توسط " اتاق جنگ رواني " ستاد موسوي براي به " قدرت رسيدن غير قانوني " اين جريان بوده است . تشكيل كميته غير قانوني " صيانت از آراء " ادعاي ضرورت حضور مجامع بين المللي براي نظارت بر انتخابات در ايران ، متهم ساختن احمدي نژاد ، به دروغ گوئي و ارائه آمار " تقلبي " و غلط و دستكاري آمار ! ، نمونه اقداماتي در سناريو جنگ رواني خط نفاق بود كه به قصد ترديد در افكار عمومي جامعه در صورت شكست در انتخابات 22 خرداد طراحي شده بود .
اينكه چطور آقاي هاشمي كه خود سالهاي سال در بطن فر آيند قانوني انتخابات در كشور بوده و بهتر از هر كس مي داند كه امكان تقلب 11 ميليوني در انتخابات ايران از محالات مي باشد ، متاثر از اين جنگ رواني شده و " دچار ترديد " ! گشته اند !؟ ، سوال مهمي است كه خطيب نماز جمعه بايد خود پاسخ گوي آن باشد ؟!
اينكه امروز " ترديد افكنان " در انتخابات مدعي رفع ابهام شده اند نيز از عجايب روزگار ماست ! در اين باره سخن را با نقل قولي از آيت الله يزدي – رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم و نائب رئيس مجلس خبرگان – به اتمام مي رسانيم .
ايشان در بررسي ادعاي آقاي هاشمي فرمودند : ‹‹ اما ايشان اشاره كردند كه در اين انتخابات بذر ترديد افشانده شد ، من از ايشان سئوال مي كنم كه نخستين كسي كه بذر ترديد در جامعه پاشيد ، چه كسي بود ؟ ... قبل از انتخابات چه كسي به مقام معظم رهبري نامه نوشت و در آن نامه اشاره كرده بود كه در خيابانها آتش فتنه بر پا شد و چنين و چنان خواهد شد ؟ آيا اين بذر ترديد نبود كه در زمينه انتخابات افشانده شد ؟ آيا خود هاشمي رفسنجاني با نامه بدون سلام خود بذر ترديد را نيفشانده است !؟ ›› [2]


8) چرا از اغتشاشگران ابراز انزجار نمي كنيد !
نكته قابل تامل ديگر در سخنان هاشمي عدم محكوميت اغتشاشات اخير بود . در حالي كه اغتشاشگران حدود يك ماه است كه امنيت را از مردم كوچه و بازار سلب نموده اند ، هيچ كلام قابل توجهي در نفي و طرد اين حركات غير قانوني صادر نشد . هاشمي گويا تلاش داشت تا از جبهه فتنه انگيزان دلي را نرنجاند و خاطري را آزرده نسازد !
اين ماجرا آنقدر بر جسته مي نمود كه رسانه هاي بيگانه نيز به آن توجه كرده و چنين نوشتند : ‹‹ هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه تهران هيچ سخني كه مانع از تجمع هواداران موسوي و اقدامات آنها شود بر زبان نياورد ... او مي خواهد همچنان از هر فرصتي كه پيدا مي كند براي به چالش كشيدن نتايج انتخابات استفاده كند ›› [3]
سكوت معنا دار خطيب جمعه در قبال اين ماجرا نياز به بررسي دقيقتري دارد ، اما به نظر مي رسد دلائل مذكور در بندهاي پيشين و اينكه برخي از نزديكان ايشان در پشت پرده اين اغتشاشات نقش كليدي داشته اند ، شايد يكي از دلائل احتمالي اين سكوت باشد .


9)تاخير فاز " مرد بحران ها " ! نسبت به مردم و رهبري
يكي ديگر از فراز هاي سخنان خطيب جمعه تهران بحراني نشان دادن اوضاع و تلاش براي ارائه راهكارهايي جهت خروج از اين بحران است . ملت فراموش نكرده اند كه در حالي كه در آستانه انتخابات ، جامعه نيازمند حفظ آرامش بود ، ايشان دو روز مانده به انتخابات وضعيت كشور را بحراني ترسيم كرده و طي نامه اي سرگشاده به رهبري انقلاب ، بيشتر بر اختلافات و تشنجات افزودند .
امروز بسياري از شيفتگان و ارادتمندان به ايشان تلاش دارند تا وي را " مرد بحران ها " [4] معرفي نمايند ، اما هيچگاه حاضر نشده اند كه به اين سوال اساسي در رفتار آقاي هاشمي پاسخ دهند كه چرا اين " مرد بحران ها " اينقدر " تاخير فاز " نسبت به رهبري انقلاب و مردم دارد ؟! چرا همواره بعد از اينكه آشوبها و بحران هاي سياسي فرو كش مي كند و با تدبير رهبري و اقدام انقلابي ملت حزب الله فيصله مي يابد ، ايشان در صحنه حاضر شده و مدعي حل بحران مي گردد !؟ حال كه رهبر معظم انقلاب اسلامي بار ديگر از اعتبار خويش مايه گذاشته و با رهنمودهاي حكيمانه خويش فتنه آشوبگران و تفرقه افكنان را به پشتوانه نيروهاي انقلاب مهار ساخته است و انتخابات با تائيد شوراي نگهبان اعتبار قانوني نيز يافته است ، جايي براي ورود " مرد بحرانها ! " باقي نمانده است .
به نظر مي رسد كه وي همواره در بحرانها بيرون گود مي ايستد تا نظاره گر پيروزي يكي از طرفين باشد و آنگاه وارد ميدان شده و مواضعي ملايم و همسو با طرف پيروز را به خود مي گيرد تا هميشه خود را به عنوان مرد پيروز معرفي نمايد !
نمونه اين رفتار " مرد بحرانها " را مي توان در غائله 18 تير 1378 و فتنه منتظري در سال 1376 نيز مشاهده نمود ، آنگاه كه وي در حين فتنه از هرگونه اظهار نظري طفره رفته و آنگاه كه چشم فتنه با بصيرت و شجاعت بسيج و بسيجيان كور گرديد ، به صحنه آمده و اعلام موضع نمود !
دردمندانه و سوگوارانه بايد گفت كه " مرد بحرانها " زمان امام ، قريب به بيست سال است كه از مردم با بصيرت انقلاب اسلامي نيز عقب مانده و به " مرد عافيت " مبدل گرديده است و متاسفانه بايد گفت به طور پيشگامي و سپر قرار دادن جان و آبروي خويش براي دفاع از انقلاب و رهبري معظم انقلاب ، ايشان را پيشگام و سپر خويش قرار داده اند !؟ و معظم له يك تنه تمامي بحران هاي دو دهه اخير را مديريت كرده اند .


10)بهتر نيست با تمسك به قانون با اغتشاشگران بر خورد شود !
مصرع قابل تامل ديگر سخنان هاشمي كه براي خوشامدگويي فتنه گران سبزپوش سروده شد ، عبارات ايشان در چگونگي برخورد با اغتشاشگران دستگير شده به عنوان يكي از راه هاي فيصله دادن به بحران ! بود .
ايشان به درستي مشخص نكردند كه منظور از دستگير شدگان " عاملان " بوده يا " آمران " ! و ايشان بيشتر دغدغه كدام يك از آنها را دارند ؟ " عاملان " كه اغلب فريب خوردگاني هستند كه به ديناري خريده شده و در خدمت آمراني قرار گرفته اند كه اهداف بالاتري را از آتش سوزي و سنگ پراكني دنبال كرده اند ، اغلب با گرفتن تعهد و اظهار ندامت در حال آزادي مي باشند . اما " آمران " كه اغلب از افراد وابسته و فعالان سياسي فتنه گري هستند كه آگاهانه در تلاش براي تحقق سناريوي براندازي نرم بوده و بخش عمده آنها به نقش خود در اين اقدام اعتراف نموده اند ، منطقاً و قانوناً وضعيت ديگري خواهند داشت.
براستي جواب خون پاك 9 شهيد بسيج و شهداي نيروي انتظامي و دهها مجروح و زخمي و ميلياردها ريال خسارت و زير سوال بردن آبرو و حيثيت نظام اسلامي كه به بهاي خون صدها هزار شهيد بدست آمده است را چه كسي خواهد داد !؟ آيا به سادگي مي توان از اين همه هزينه وارده به انقلاب و كشور به سادگي گذشت و حكم به تبرئه آمران اين حوادث داد ؟
بي شك كسي كه ديگران را دعوت به رعايت قانون مي كند ، بهتر از ديگران مي داند كه قانون در اين زمينه قوه قضائيه را متولي رسيدگي دانسته و آن قوه نيز مبتني بر قوانين قضايي و متناسب با جرم اثبات شده ، بايد با متخلفين و مجرمين بر خورد نمايد و بي شك " بخشودگي فله اي پيشنهادي " ، حركت در مسير قانون نخواهد بود .


11)... و اما قصه پر غصه !
اما فراز آخر اين " قصه پر غصه " را بايد در آنجا دنبال نمود كه هاشمي حاضر نشد كلامي در حمايت و تبعيت از رهبر معظم انقلاب اسلامي بر زبان آورد . اين در حالي است كه ملت در اين روزهاي تلخ ، شاهد جسارت ها و اهانت هاي متعددي از برخي فاسقين و فاسدين اخلاقي ، اقتصادي و سياسي به ساحت مقدس ولايت بوده است . اينكه چطور فاسق و فاسدي چون " هادي غفاري " در روز جمعه به هاشمي اقتدا مي نمايد ، ولي هاشمي حاضر نيست از سخنان وي ابراز برائت كند ، حكايت تلخ روزگار ماست.
گويا آقاي هاشمي توصيه هاي حضرت امام ره را فراموش كرده اند كه به وي و حضرت آيت الله خامنه اي تاكيد داشته اند كه هيچگاه از هم جدا نشده و همواره يار و ياور يكديگر باشند ! همه ملت انقلابي در اين سالها به كرات ديده كه چطور رهبر معظم انقلاب اسلامي بر اين عهد خود پايبند بوده و از آقاي هاشمي علي رغم برخي رفتارهاي تامل برانگيز ! حمايت نمودند كه آخرين آن سخنان معظم له در نماز جمعه تاريخي 29 خرداد بود . ولي افسوس از يك كلام همراهي و حمايت هاشمي از معظم له !
هر چند فراموش نبايد كرد كه ركن ركين ولايت فقيه كه مستظهر به عنايات خاصه الهي و دعاي خير ولي عصر عجّ  و جانفشاني ملت غيور ايران زمين است ، امروز به " شجره طيبه اي " مبدل گرديده كه " اصلها ثابت و فرعها في السماء " ، و بي شك حمايت و ابراز ارادت به معظم له كسب آبروي براي جايگاه رهبري انقلاب نخواهد بود ، بلكه بلعكس زمينه اي براي ارتقا و كشب آبروي براي حاميان و ارادتمندان ايشان خواهد بود .
كلام آخر اينكه نماز جمعه گذشته دانشگاه تهران در حالي اقامه گرديد كه نماز گران ثابت قدم نماز جمعه كه با حضور مستمر خود در اين سه دهه حافظ شكوه و جلال اين عمل سياسي – عبادي بوده اند ، براي اولين بار نمازي خواندند كه اغلب به خطبه هاي خطيب اعتقادي نداشته و بخش عمده اي از سخنان را نپذيرفتند . نمي دانيم آيا آنها نماز خود را دوباره اعاده كردند يا خير ، ولي مي توان گفت ، اين نماز جمعه تلخ ! را مي توان يكي از مقبولترين نماز جمعه هاي اين مومنين دانست ، چرا كه تنها با هدف و نيت " ايجاد وحدت " و " مقابله با خط نفاق " در نظام اسلامي اقامه گرديد .


پي نوشت
[1] موسوي رئيس جمهور نشود ، يعني تقلب شده و مردم به خيابان مي آيند ، سايت رجانيوز ، 22 / 3 / 88
[2] خبرگزاري فارس ، 22 / 4 / 88 ، شماره خبر ، 8804270846
[3] سر مقاله روزنامه كيهان ، 27 / 4 / 88
[4] سر مقاله روزنامه كيهان ، 27 / 4 / 88


نوشته شده در   سه شنبه 20 مهر 1389    
PDF چاپ چاپ