دوشنبه 5 اسفند 1398 | Monday, 24 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : دوشنبه 19 مهر 1389     |     کد : 4033

موانع فهم حدیث

موانع فهم حدیث

موانع فهم حدیث
بهره مندی از زلال نصوص دینی، یعنی قرآن و سنّت، وابسته به تحقّق شرایط و فقدان موانع است. فهم كننده باید از یك سو توانایی هایی را در خود حاصل كند و از دگر سو، موانع خنثی كننده آن را از خود بپیراید. به عبارتی،«برطرف ساختن موانع» به همان اندازه«فراهم بودن توانایی ها و شرایط»، در فهم درست نصوص نقش دارد.
گرچه مسئله شرایط و موانع فهم، موضوعی فراگیر است و در حوزه معرفت شناسی و شناخت از آن سخن می رود و اندیشمندان مسلمان نیز به خوبی آن را وارسی كرده اند، اما شاخه های مختلف معرفت می تواند شرایط و موانع ویژه خود را داشته باشد، و در اینجا سخن از شرایط و موانع در حوزه نصوص دینی و به ویژه حدیث است.


شرایطی كه در فهم درست حدیث تأثیر دارد، عبارت است از:
1ـ توجه به عرف زمان شارع در فهم لغات و ساختارها؛
2ـ نگاه مجموعی به روایات؛
3ـ اجتهاد در فهم نصوص؛
4ـ شناخت اهداف شریعت و اصول مسلّم دینی؛
5ـ شناخت تاریخ صدور روایات؛
6ـ شناخت موارد نقل به معنا؛
7ـ آشنایی با تعارض احادیث و چگونگی حل آن؛
8ـ شناخت روایات تقیه ای؛
9ـ شناخت ناسخ و منسوخ در احادیث؛
10ـ آگاهی از مضامین مختلف احادیث، چون: معارف، اخلاق، آداب و... و ضوابط هر یك.
برخی از این عناوین، مانند اجتهاد در فهم نصوص و شناخت تاریخ صدور روایات، در سرمقاله های علوم حدیث 3و4، به اختصار مرور شد و توضیحی فشرده در شرح هریك ارائه گشت. در این نوشتار، به اختصار، موانع فهم حدیث مرور می شود.
موانع فهم می توانند خنثاگر همه شرایط و زمینه ها باشند؛ و گرچه نتیجه وجود آنها محرومیت از معرفت صحیح است، اما این، همه خسارت نیست! چرا كه: آنكه شرایط را فراهم نساخت و نفهمید، سرمایه اش از كف نرفته و عنوان علم و عالم را در معرض اتهام قرار نداده است؛ بر خلاف آنكه زمینه ها را آماده كرد و شرایط را مهیا ساخت، ولی به خاطر وجود موانع، آن همه را هدر داد. از این رو، شناخت موانع و پیراستن آنها، كم اهمیت تر از شناخت شرایط و به كارگیری زمینه ها نیست.


اینك، به اجمال، برخی موانع را مرور می كنیم:
1ـ متأثر بودن از فرهنگ های غیر دینی

یكی از آفت های بزرگ در فهم نصوص دینی، متأثر بودن از فرهنگ های غیر دینی است. هر جامعه ای با آداب و رسومی خو گرفته كه همیشه ضد دینی نیستند؛ ولی نمی توان آنها را، به ویژه در وادی رخصت های دینی،«دین» قلمداد كرد.
خداوند دوست می دارد كه از رخصت های دینی استفاده شود، به همان گونه كه دوست می دارد حریم تكالیفش نگه داشته شود. این سخن را فریقین از رسول خدا (ص) نقل كرده اند:
ان اللّه یحبّ ان یؤخذ برخصه كما یحبّ ان یؤخذ بعزائمه.[1]
از این رو، نمی توان رخصت های دینی را با فرهنگ غیر دینی، اما به نام دین و با تشبّث به حدیث و روایت پر كرد.
بسیاری از سخت گیری ها یا گاه احتیاط ها معلول همین تأثیر فرهنگی است.
شهید مطهری، پوشیدن صورت را از عادات ایرانیان در دوره ای از تاریخ می داند و معتقد است فقیهانی كه فتوا به وجوب پوشش صورت داده اند، طبیعتا تحت تأثیر این عادت بوده اند:
در ایران و در بین یهود و مللی كه از فكر یهود پیروی می كردند، حجاب به مراتب شدیدتر از آنچه اسلام می خواست، وجود داشت. در بین این ملت ها، وجه و كفّین هم پوشیده می شد... اسلام گرچه پوشانیدن وجه و كفّین را واجب نكرد، ولی تحریم هم نكرد؛ یعنی اسلام علیه پوشانیدن چهره قیام نكرد و باز گذاشتن را واجب ننمود و در نتیجه، ملت های غیر عرب كه مسلمان شدند، از همان عادت و رسم دیرین خود تبعیت كردند.[2]
از این دست است فضاهای فرهنگی و سیاسی یی كه گهگاه و به صورت دفعی در جوامع اسلامی رخ می نماید و مسائل علمی و برداشتهای حدیثی را تحت تأثیر قرار می دهد.
البته گرچه انسان نمی تواند خود را از ذهنیت ها به طور كامل رها سازد و فرهنگ هر جامعه ای، جزئی از ذهنیت افراد آن است، لیكن برای اهل فضل و دانش، این امكان هست كه نصوص دینی را خالی از ذهنیت ها و فرهنگ های حاكم مطالعه كنند.
مطالعه دقیق فرهنگ های ملّی و نیز شناخت اوضاع و احوال فرهنگی، سبب می شود كه چنین تحمیلی صورت نگیرد؛ چنانكه آشنایی با تاریخ فرهنگ مسلمین در دوره های گذشته و نیز شناخت فرهنگ جاهلیت پیش از اسلام، در مطالعه خالص نصوص دینی، بسی سودمند است.


2ـ تعصب
دومین آفتی كه مسیر درایت حدیث را آلوده می سازد،«تعصب» است. تعصب و عصبیت، هم خانواده اند؛ ولی عصبیت بیشتر در ناهنجاری های رفتاری كاربرد دارد و تعصب، در ناهنجاری اندیشه و فكر. آنكه بر رأیی برای همیشه پا می فشارد و گمان می كند ایستادگی بر یك سخن كمال است، دچار تعصب شده است. اصرار و پافشاری بر آنچه حق است، پسندیده است؛ ولی باید دانست كه چنین نیست كه هر فهم كننده ای همه حقیقت را به یكباره به دست آورد و یا اینكه مصون از هر خطا و لغزشی در فهم و برداشت باشد.
اگر كسی از حدیثی مطلبی فهمید، ولی با تأمل بیشتر و شواهد و قرائن، خلاف آن برایش محرز شد، اصرار ورزیدن وی بر فهم نخست، تعصبی نادرست است؛ و بسا چنین اتفاقی در فهم روایت ها صورت می گیرد. نمونه دیگر این تعصب ـ كه بیشتر مشاهده می شود ـ آن است كه فهم كننده حاضر نشود برداشتهای دیگران (از حدیث و روایت) را ببیند، تا گرفتار تغییر رأی نگردد!


3ـ بسته ذهنی
آفتی بزرگ كه تاریخ اسلام همیشه از آن آسیب دیده،«بسته ذهنی» و «جمود» است. آنچه به نام ظاهریه، اخباریه، سلفیه و... و امروزه اندیشه وهّابیگری بروز یافته، همه برخاسته از این آفت است. با ذهن بسته سراغ فهم حدیث رفتن، به این می انجامد كه سجده بر مهر و توسل به امامان معصوم (ع) شرك تلقی شود، یا بركفن هر مرده ای بنویسند: «إسماعیل یشهد ان لا اله الاّ اللّه» (زیرا كه امام صادق ـ ع ـ بر كفن فرزندشان اسماعیل این جمله را نوشتند) .[3]
بسته ذهنی، از یك سو دینی خشن و غیر قابل انعطاف عرضه می دارد و از دگر سو، دین را غیر قابل پیاده شدن جلوه می دهد.
شهید مطهری معتقد است گرچه خوارج در برهه ای از تاریخ اسلام طلوع و غروب داشتند، اما روح خارجیگری ـ كه همان جمود و بسته ذهنی است ـ، بر جای مانده است و همیشه اندیشه ناب دینی را آزار می دهد:
طرز تفكر خوارج و شیوه اندیشه آنان ـ جمود فكری و انفكاك تعقل از تدین ـ در طول تاریخ اسلام، به صورتهای گوناگونی در بنیان جامعه اسلامی رخنه كرده است. هرچند سایر فرق خود را مخالف با آنان می پندارند، اما باز روح خارجیگری را در طرز اندیشه بسیاری از آنان می یابیم.[4]


4ـ تبعیت از اهوا و آرا
امیرمؤمنان در «نهج البلاغه» فرمود:
إنّما بدء وقوع الفتن اهواء تتّبع؛[5]
همانا پیدایش فتنه، از«هوسهای پیروی شده» سرچشمه می گیرد.
و نیز از جریان خطرناك بد فهمی دینی، با این تعبیر یاد كرده است:
یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفوا الهدی علی الهوی؛[6]
از پس دورانی كه هدایت وحی، تابع هوسهای این و آن است، او هوسها را تابع هدایت وحی می كند.
آن كس كه اندیشه و رأی خود را بر سفره حدیث می چیند، خود را عرضه داشته است، نه حدیث را؛ بلكه از حدیث نقابی برای پنهان كردن خویش ساخته است.
چه بسیار اندیشه های ناصواب و آرای تاریك و مجهول كه در پس نقاب حدیث و روایت، خود را عرضه داشتند! و چه بسیار نحله های فكری كه افكار غیر مبرهن خود را با حدیث عرضه داشتند! و چه بسیار جریان های سیاسی كه با تمسك به حدیث و روایت، خود را موجّه می كنند!
وقتی پاره ای آرای عرفانی و صوفیانه در لوای روایت عرضه شود، طبیعی است كه مستبدان و حاكمان زور نیز در پس نقاب «ظل اللّه»[7] بر مسند نشینند و كار خود را با حدیث موجّه سازند.
و امروزه نیز ممكن است برخی نظریه های غیر مسلّم علمی ـ كه فراتر از حدس و تخمین نیست ـ در پوشش حدیث و با حمایت روایت، وارد بازار دانش شود.
همه اینها را می توان «تفسیر به رأی» احادیث، نام گذاری كرد.
به اینها می توان اضافه كرد، غرض ورزی ها و فتنه ها و كینه هایی را كه در لباس حدیث و روایت، بروز می كنـد. تعبیر زیبای امیرمؤمنان (ع) (كلمه حقّ یراد بها الباطل)[8] بر ایـن چنیـن غرض ورزی هایی در استفاده از نصوص دینی، اشارت دارد.
بسیار مناسب بود كه نمونه هایی فراوان برای هر یك از موانع یاد شده، ذكر كنیم؛ اما محدودیت سرمقاله، بیش از این اجازه نمی دهد.
امیدواریم پژوهشگران و محققان، نمونه های فراوانی از این دست را ـ كه در تاریخ اسلام، رخ داده است ـ گردآورند و برای تنبّه و دوری جستن، بر متفكران عرضه دارند.
[1] . بحارالأنوار، ج93، ص30؛ ده گفتار، شهید مطهّری، ص89
[2] . مسئله حجاب، شهید مطهّری، ص205
[3] . بحارالأنوار،ج47، ص248، ح11
[4] . جاذبه و دافعه امام علی (ع) ، شهید مطهّری، ص166
[5] . نهج البلاغه، خطبه 50
[6] . همان، خطبه 138
[7] . اشاره به احادیثی است كه در آنها این تعبیر آمده است:السلطان ظلّ اللّه فی الارض. (بحارالأنوار، ج75، ص354، ح69) .
[8] . نهج البلاغه، خطبه 40.
مهدي مهريزي - فصلنامه علوم حديث، ش 8


نوشته شده در   دوشنبه 19 مهر 1389    
PDF چاپ چاپ