شنبه 5 بهمن 1398 | Saturday, 25 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 7 مهر 1389     |     کد : 3782

6) عزل شيخ ساده لوح

6) عزل شيخ ساده لوح

6) عزل شيخ ساده لوح
‹‹ فكر كردم اگر حقايق را بازگو نكنم به اسلام و انقلاب و امام و مردم خيانت كرده ام ›› اين جمله اي است كه در مقدمه رنجنامه سيد احمد خميني آمده است . فرزند امام نوشته بود : ‹‹ غرضم اين است كه ثابت شود جريان توطئه گر طيف مهدي هاشمي با القائات خود ، شما را وادار به مواضعي كرده اند كه بعضي از گفته هاي شما چيزي جز خواست دشمنان قسم خورده انقلاب و اسلام نبود ››.
آقاي منتظري يكي از شاگردان بر جسته حضرت امام بود كه در بين انقلابيون مقبوليت ويژه اي داشت ؛ اين مقبوليت تا بدانجا بود وي بعنوان قائم مقامي رهبري پيشنهاد شد و مورد اتفاق بسياري از انقلابيون و نمايندگان مردم در مجلس خبرگان رهبري قرار گرفت . منتظري در سال هاي انقلاب طعم زندان و شكنجه را چشيده بود . او از اولين كساني بود كه در زمينه بحث ولايت فقيه دست به قلم برد و كتابي در اين زمينه تاليف نمود . به واسطه همين فعاليت هاي مبارزاتي و انقلابي بود كه منتظري در نظر عمده انقلابيون جايگاهي رفيع را به خود اختصاص داد .
امام همان زمان فرمودند : ‹‹ من ايشان را ساليان درازي است كه مي شناسم ، ايشان امروز از علماي بزرگ ايران و مورد احترام مردم مسلمان است ›› [1]


اما شايد تقدير زمان بود كه حامي امام و تئوري پرداز بحث ولايت فقيه به واسطه همان ولايت امتحان شود تا همگان بشناسند سياسيوني را كه تخت تاثير اطرافيان راه به بيراهه سپرده اند . منتظري همان كسي بود كه امام در وصيت نامه مورخ 29 دي ماه 58 او را به عنوان وصي خودشان در همه امور تعيين كرده بودند . اما همين مرجع مقبول و انقلابي و مجاهد آن روزها كم كم زمينگير شد . امام از او خواسته بود تا به حمايت از مهدي هاشمي و منافقين پايان دهد و او ولايتمدار بي ولايتي بود كه بر تشخيص شخصي خود اصرار مي كرد .
امام در نامه خود به صراحت در خصوص باند مهدي هاشمي [2] و منافقين به منتظري هشدار دادند : ‹‹ بسم الله الرحمن الرحيم . حضرت حجت الاسلام والمسلمين ، فقيه عاليقدر ، آقاي منتظري – دامت ايام بركاته . پس از اهداي سلام و تحيت ، علاقه اينجانب به جنابعالي بر خود شما روشن تر از ديگران است . به حسب قاعده طول آشنايي صميمانه و معاشرت از نزديك ، مقام ارجمند علمي و عملي شما ، مجاهدت با ستمگران و قلدران ، و رنجهاي فراموش نشدني جنابعالي در سال هاي طولاني براي اهداف اسلامي ، قداست و وجاهت و وارستگي كم نظير آن جناب ، و بالاتر حيثيت بلند پايه اي كه دنباله اين امور به خواست خداوند تعالي براي شما فعلاً حاصل است ، و احتياج مبرمي كه جمهوري اسلامي و اسلام به مثل جنابعالي دارد ، انگيزه علاقه مبرم است . لهذا اين حيثيت مقدس بايد از هر جنبه محفوظ و مصون باشد . حفظ اين حيثيت به جهات عديده بر شما و همه ماها واجب ، و احتمال خدشه دار شدن آن نيز منجز است براي اهميت بسيار آن ››
اين مقدمه براي آن بود كه باب حقايق و توصيه هايي باز شود . امام مرقوم فرموده بودند : ‹‹ با اين مقدمه بايد عرض كنم اين حيثيت واجب المراعاة به احتمال قوي ، بلكه ظن نزديك به قطع ، در معرض خطر است ؛ خصوصاً با داشتن مخالفين مؤثر در حوزه قم ، كه ممكن است دنبال بهانه اي باشند . اين خطر بسيار مهم از ناحيه انتساب آقاي سيد مهدي هاشمي است به شما . من نمي خواهم بگويم كه ايشان حقيقتاً مرتكب چيزهايي شدند ؛ بلكه مي خواهم عرض كنم ايشان متهم به جنايات بسيار ، از قبيل قتل ، مباشرت يا تسبيباً ، و امثال آن مي باشند . و چنين شخصي ، ولو مبرا باشد ، ارتباطش موجب شكستن قداست مقام جنابعالي است كه بر همه حفظش واجب مؤكد است ›› .
امام ادامه داده بودند : ‹‹ آنچه مسلم است و در آن پاي فشاري دارم رسيدگي به وضعيت و موارد اتهام او است ، رسيدگي به خانه تيمي و انباشتن اسلحه ، آن هم با پول ملت ، به اسم كمك به سازمانهاي به اصطلاح آزاديبخش . اصولاً يك همچو اعمالي بدون دخالت دولت جرم است . و بايد ايشان ، كه صلاحيت اين امر را ولو واقعاً براي اين سازمان ها باشد ، ندارد و دخالت در حكومت است ، جواب بدهد . اين امر قطعي است .
و آنچه از شما مي خواهم در رتبه اول پيشنهاد مستقيم شما به دخالت وزارت اطلاعات و رسيدگي به اين امور است . و اگر براي شما محذور دارد ، به طوري كه تكليف شرعي از شما ساقط است ، حتي در محافل خصوصي دفاع از يك همچو شخصي كه خطر براي حيثيت شما است و احتمال فساد و خونريزي بيگناهان است ، سَّم قاتل است . بايد تمام فعاليت ها كه به اسم كمك به سازمان هاي به اصطلاح آزاديبخش است ، قطع شود ، و تمام كساني كه در اين امور دخالت داشته اند ، محاكمه شوند . و آنچه مسلّم است و مايه تاسف ، حسن ظن جنابعالي به اعمال و افعال و گفته ها و نوشته هاست كه به مجرد وصول به شما ترتيب اثر مي دهيد و در مجمع عمومي صحبت مي كنيد و به قوه قضائيه و غيره سفارش مي دهيد . و من از شما ، كه دوست صميمي سابق و حال من هستيد و مورد علاقه ملت ، تقاضا مي كنم كه با اشخاص صالح آشنا و به امور كشور مشورت نماييد ، پس از آن ترتيب اثر بدهيد ، تا خداي نخواسته لطمه به حيثيت شما ، كه بر گشت به حيثيت جمهوري است ، نخورد . آزادي بي رويه به چند صد نفر منافق ، به دستور هياتي كه با رقت قلب و حسن ظنشان واقع شد ، آمار انفجارها و ترورها و دزدي ها را بالا برده است . ترحم بر پلنگ تيز دندان – ستمكاري بود بر گوسفندان ›› .
نامه امام اين گونه پايان يافته بود : ‹‹ من تاكيد مي كنم كه شما دامن خود را از ارتباط با سيد مهدي پاك كنيد كه اين راه بهتر است ؛ و الّا هيچ عكس العملي در رسيدگي به امر او از خود نشان ندهيد كه رسيدگي به امر جناياتِ مورد اتهام حتمي است ›› [3]
اين همه مدارا و دلسوزي اما راه به جايي نبرد . خط نفاق در بيت منتظري رسوخ كرد و كم كم مواضع منتظري را با ارائه اطلاعات نادرست و تحريكات برنامه ريزي شده مديريت كرد . اين تاثير گذاري تا بدانجا بود كه بعد از دستگيري مهدي هاشمي ، منتظري به نشانه اعتراض اعتصاب كرد . منتظري به هر شكلي كه بود از مهدي و هادي هاشمي دفاع مي كرد . در رنج نامه سيد احمد خميني چنين مي خوانيم : ‹‹ آيا امام بارها از شما نخواستند كه بيت خود را از عناصر مشكوك پاك كنيد ؟ آيا كرديد ؟ وزارت اطلاعات از ترس شما حكم تبعيد آقاي هادي هاشمي را بعنوان مهره خطرناك ، از امام گرفتند بعد كه مسايل رو شد و قرار شد آقاي هادي را به تهران بخواهند شما او را در منزل خود مخفي كرديد و بعد به من گفتيد من آقا هادي را از وزارت اطلاعات دزديدم . شما مي دانيد كه اين حركات براي امام چقدر سنگين بود ؟ ولي امام به من فرمودند مصلحت نظام اقتضاء مي كند فعلاً كاري نكنيم و به آقاي ري شهري پيغام دادند كه فعلاً كاري نداشته باشيد ›› .
امام باز هم مدارا كرد و مدارا كرد . چون از يك سو  مي دانست كنار گذاشتن فردي چون منتظري چه آسيبهايي را براي انقلاب دارد و از سوي ديگر بناي بر جذب حداكثري داشت . اما هر چه گذشت نفوذ منافقين و باند مهدي هاشمي بيشتر و بيشتر شد . سيد احمد خميني : ‹‹ حضرت آيت الله : نامه هاي اخير شما در دفاع از منافقين خيال مي كنيد كار خودتان بوده است بعداً سخنان مهدي هاشمي را مي آورم كه چگونه اين طيف در طول چند سال كار روي شما موضع شما را به طرف منافقين سوق دادند و جنابعالي را به سقوط كامل پيش حزب الله كشيدند . يادتان هست در ملاقات آخر خود با امام شما نيم ساعت حرف زديد و امام سكوت كردند وقتي بلند شديد برويد امام فرمودند : " بيشتر حرف هاي شما درست نبود ، خدا انشاءالله مرا ببخشايد و مرگم را برساند " . امام تنها همين دو جمله را فرمودند آيا از خود پرسيده ايد كه چه كرديد كه امام مرگ خود را از خدا خواسته است و آن را به اطلاع شما رسانده است ؟›› .
مدارا آخرالامر هم راه به جايي نبرد تا به نامه تاريخي امام انجاميد . در نامه چنين آمده بود : ‹‹ با دلي پر خون و قلبي شكسته چند كلمه اي برايتان مي نويسم تا مردم روزي در جريان امر قرار گيرند . شما در نامه اخيرتان نوشته ايد كه نظر تو را شراعاً بر نظر خود مقدم مي دانم ؛ خدا را در نظر مي گيرم و مسائلي را گوشزد مي كنم . از آنجا كه روش شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرالها و از كانال آنها به منافقين مي سپاريد ، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده ايد ›› .
ديگر مالي براي مدارا نبود . امام اين بار به صراحت سخن گفتند : ‹‹ شما در اكثر نامه ها و صحبتها و موضع گيري هايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرالها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند . به قدري مطالبي كه مي گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده اي براي جواب به آنها نمي ديدم . مثلاً در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مي بينيد كه چه خدمت ارزنده اي به استكبار كرده ايد . در مسئله مهدي هاشمي قاتل ، شما او را از همه متدينين متدينتر مي دانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام مي داديد كه او را نكشيد . از قضاياي مثلِ قضيه مهدي هاشمي كه بسيار است و من حالِ بازگو كردن تمامي آنها را ندارم . شما از اين پس وكيل من نمي باشيد و به طلابي كه پول براي شما مي آورند بگوييد به قم منزل آقاي پسنديده و يا در تهران به جماران مراجعه كنند . بحمدالله از اين پس شما مسئله مالي هم نداريد ›› .
امام حتي اجازه اخذ وجوهات را هم از منتظري گرفتند و البته باز هم نصيحت هايي را مطرح كردند : ‹‹ اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود مي دانيد – كه مسلماً منافقين صلاح نمي دانند و شما مشغول به نوشتن چيزهايي مي شويد كه آخرتتان را خرابتر مي كند – با دلي شكسته و سينه اي گداخته از آتش بي مهريها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بوديد چند نصيحت مي كنم ديگر خود دانيد : (1)سعي كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدي هاشمي و ليبرالها نريزد . (2) از آنجا كه ساده لوح هستيد و سريعاً تحريك مي شويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد ، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد . (3) ديگر نه براي من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هر چه اسرار مملكت است را به راديو هاي بيگانه دهند . (4) نامه ها و سخنراني هاي منافقين كه به وسيله شما از رسانه هاي گروهي به مردم مي رسيد ؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان – روحي له الفداء – و خونهاي پاك شهداي اسلام و انقلاب گرديد ؛ براي اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد ، شايد خدا كمكتان كند ›› .
امام از مخالفت خود از همان آغاز با انتصاب منتظري بعنوان قائم مقام رهبري سخن به ميان آوردند : ‹‹ والله قسم ، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم ، ولي در آن وقت شما را ساده لوح مي دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولي شخصي بوديد تحصيلكرده كه مفيد براي حوزه هاي علميه بوديد و اگر اينگونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلماً تكليف ديگري دارم و مي دانيد كه از تكليف خود سرپيچي نمي كنم . والله قسم ، من راي به رياست جمهوري بني صدر ندادم و در تمام موارد دوستان را پذيرفتم ›› .
و در پايان آوردند : ‹‹ سخني از سرِ درد و رنج و با دلي شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزيزمان دارم : من با خداي خود عهد كردم كه از بدي افرادي كه مكلف به اغماض آن نيستم هرگز چشم پوشي نكنم . من با خداي خود پيمان بسته ام كه رضاي او را بر رضاي مردم و دوستان مقدم دارم ؛ اگر تمام جهان عليه من قيام كند دست از حق و حقيقت بر نمي دارم . من كار به تاريخ و آنچه اتفاق مي افتد ندارم ؛ من تنها بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم . من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بسته ام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم . تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام ؛ سعي كنند تحت تاثير دروغهاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مي كنند نگردند . از خدا مي خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد . ما همه راضي هستيم به رضايت او ؛ از خود كه چيزي نداريم ، هر چه هست اوست . والسلام ›› [4]
منتظري از نزديكانش ضربه خورد . كساني كه با قيافه اي حق به جانب و ظاهري معصوم در بيت او رفت و آمد داشتند و او را ابزار پيشبرد منافع خود مي خواستند . به نظر پيام امام راحل به مجلس خبرگان پيامي است براي همه تاريخ : ‹‹ ... بايد بدانيد كه تبهكاران و جنايت پيشگان بيش از هر كس چشم طبع به شما دوحته اند و با اشخاص منحرف و نفوذي در بيوت شما با چهره هاي صد در صد اسلامي و انقلابي ممكن است خداي نخواسته فاجعه به بار آوردند و با يك عمل انحرافي ، نظام را به انحراف بكشانند و با دست شما به اسلام و جمهوري اسلامي سيلي زنند . الله الله در انتخاب اصحاب خود ... ›› [5]
زاويه ها از بي اعتنايي به همين اخطارها شروع شد . منتظري در جواب امام مي نوشت : ‹‹ ... شما در شناخت سيد مهدي كه ديگران او را نزد شما به صورت غول خطرناك مجسم كرده اند !! اشتباه كرديد ! ›› [6] و اين مثلاً نمايش اوج ولايتمداري اي بود كه پيشتر از آن به دروغ دم مي زد . منتظري پاي را از اين فراتر مي نهاد و مي نوشت : ‹‹ ... اگر امام مرا تحت فشار قرار دهد حساب خود را از نظام جدا خواهم كرد ›› [7]
بر خورد قاطع امام درسي بود براي تاريخ تا همگان بدانند حتي اگر كسي در جايگاه مرجعيت بلشك و از انقلابيون زندان كشيده هم باشد اما از آرمانهاي انقلاب و خط ولايت بر گردد ، جايي در نظام نخواهد داشت . مدارا با حاميان خط نفاق در هر منصبي كه باشند ، روزي پايان خواهد پذيرفت و آنگاه است كه حقايق براي همه مردم روشن خواهد شد . اين بر خورد درس ديگري هم البته براي همگان داشت تا بدانند خطر نفوذ منافقان ، خطري هميشگي است و عالي ترين شخصيت ها را نيز مي تواند در مقابل فرمان ولي بنشاند .


منابع
[1] صحيفه نور ، ج 4 ، ص 216 ، 23/10/57
[2] سيد مهدي هاشمي پيش از پيروزي انقلاب با همدستي چند تن از طرفدارانش در بخش ‹‹ قهدريجان ›› اصفهان به اتهام قتل آقاي شمس آبادي امام جماعت مسجد ‹‹ سيد ›› اصفهان و چند نفر ديگر دستگير و در دادگاه جنايي اصفهان (دراسفند ماه سال 1355)محاكمه گرديد . وي پس از پيروزي انقلاب آزاد شد و تحت عنوان كمك به سازمانهاي آزاديبخش ستمهايي را احراز كرد . او سپس به اتهام چند فقره قتل و جنايت و ارتكاب اعمال ديگر تحت تعقيب قرار گرفت و پس از دستگيري و اعتراف به قتلهاي تكان دهنده – كه اعترافات وي از سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش گرديد – محاكمه و به اعدام محكوم گرديد و حكم صادره نيز اجرا گرديد . ياد آور مي شود حمايت آقاي منتظري از ايشان – علي رغم تذكرات مكرر امام خميني و دلسوزان انقلاب – كه به دليل نفوذ همفكران وي در بيت آقاي منتظري ، بويژه تلاش هاي سيد هادي هاشمي – داماد آقاي منتظري و برادر سيد مهدي هاشمي – يكي از دلايل متعددي بود كه سرانجام منجر به بركناري ايشان از قائم مقامي رهبري گرديد .
[3] صحيفه امام ، ج 20 ، صص 137 – 138 ، 12 / 7 / 65
[4] همان ، ج 21 ، ص 331
[5] امام خميني ، نامه اي به منتظري ، روزنامه كيهان ، 15 / 4 / 62
[6] خبرگزاري فارس ، 8 / 1 / 88
[7] ممد محمدي ري شهري ، خاطرات سياسي ، ص 49



لينكهاي مرتبط :
http://www.lailatolgadr.net/images/stories/danlodkadeh1/emam%20khomini01.gifامام و "ولایت فقیه " موضع گیری های امام خميني ره صوتي جهت دانلود
قسمت هشتم مستند شاخص پاسخ امام به شبهات درباره حکومت اسلامی در کتاب کشف اسرار؛ آغاز سلسله درسهای امام درباره ولایت فقیه در بهمن 1348؛ دفاع از اصل ولایت فقیه توسط شهید آیت الله دستغیب؛ اهداف واقعی مخالفان ولایت فقیه؛ خنثی شدن توطئه انحلال مجلس خبرگان.





مقدمه
گفتار اول : تهديد نرم و جنگ نرم
گفتار دوم : چيستي كودتاي مخملين
گفتار سوم: سيماي واقعي فتنه گران در قرآن و نهج البلاغه
گفتار چهارم: حضرت امام خميني ره و مواجهه با جريانهاي انحرافي
مقدمه و معناي فتنه
شرايط فتنه و آزمون سخت نخبگان
زمينه ها و ريشه هاي ظهور فتنه گران
راه امام ، راه نجات کشور
آمریکا و بر اندازی جمهوری اسلامی


نوشته شده در   چهارشنبه 7 مهر 1389    
PDF چاپ چاپ