جمعه 27 دي 1398 | Friday, 17 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 30 شهريور 1389     |     کد : 3776

4)انجمن حجتيه ؛ حكايت مقدس نمايان بي شعور

4)انجمن حجتيه ؛ حكايت مقدس نمايان بي شعور

گفتار چهارم : حضرت امام خميني ره و مواجهه با جريانهاي انحرافي
4)انجمن حجتيه ؛ حكايت مقدس نمايان بي شعور
انجمن حجتيه در سال 1336 توسط شيخ محمود ذاكر زاده تولائي معروف به حلبي تاسيس شد . حلبي از واعظان معروف آن زمان در شهر مشهد بود كه به دنبال ماجرايدولت مصدق و پس از شكست در انتخابات مجلس از سياست كناره گيري كرد و با مهاجرت به تهران انجمن را بنيان گذاشت . انجمن هدف اصلي خود را مقابله با بهائيت مي دانست و اعضاي خود را از ورود در سياست منع مي كرد . در تيصره دوم اساسنامه انجمن آمده بود : ‹‹ انجمن به هيچ وجه در امور سياسي مداخله نخواهد داشت و نيز مسووليت هر نوع دخالتي را كه در زمينه هاي سياسي از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گيرد ، بر عهده نخواهد داشت ›› [1]


در آغاز امام نه تنها اجازه دادند اعضاي انجمن از وجوهات براي پيشبرد فعاليت هاي خود بهره ببرند ، بلكه آيت الله خزعلي را نيز به عنوان نماينده خود در انجمن معرفي كردند . برخي مراجع نيز در اين برهه به حمايت و تقدير از فعاليت هاي انجمن در مواجهه با خطر نشر بهائيت پرداختند .
با اوج گيري نهضت اما كم كم واقعيت چهره هاي انجمني ها مشخص شد . حجتيه اي ها در مبارزات نيز نه تنها به بهانه مبارزه با بهائيت كمكي به انقلابيون نكردند بلكه با سخنراني هاي متعدد ، حركت امام را محكوم نمودند . در اين دوره در زماني كه سه وزير كشور بهايي هستند و مسئوليت هاي متعددي در اختيار بهائيان است ، شاه با استقبال كامل فاليت انجمن را همراهي مي كند و با تائيدات مكرر ادامه حركت را تضمين مي نمايد . در اينجاست كه همكاري صميمانه تر با ساواك شروع مي شود . در واقع شاه تعادلي ميان بهائيان و فعاليت هاي انجمن ايجاد مي كند كه همواره بهانه اي براي مبارزه در دست انجمني ها باشد و متعاقب آن نوعي تفرقه در بدنه مذهبي جامعه ايجاد شود .
با پيروزي انقلاب حلبي حتي صريحاً نسبت به امام موضع گرفت و به حركت انقلابيون اعتراض كرد . او در مورد امام تصريح كرد : ‹‹ يك خودكاري در دستش گرفته و يك اعلاميه اي نوشته ، مي خواهد آمريكا را شكست بدهد ›› [2] انجمن اصل انقلاب قبل از ظهور را زير سوال مي برد و بيان مي كرد كه بايد نشست تا امام زمان بيايد و كارها را انجام دهد . حلبي در سخناني همراه با طعنه و حتي اهانت به امام ره مي گويد : ‹‹ يك چند صباحي است دارند تشجيع مي كنند اما به بيراهه ، ملتفت نكته باشيد ، اول شما يك افسر ، يك پيشوا و رهبر معصوم ، جنگي پيدا كنيد يك رهبري كه بتواند اداره اجتماع كند روي نقطه عصمت نه عدالت عدالت كافي نيست . پريشب گفتم اول او را پيدا كنيد او را اقامه به كار كنيد ، مطرح داشته باشيد ، نقشه صحيح طبق نظر اين رهبر معصوم داشته باش ، آن وقت برو جانت را بده . آن وقت منهم واجب است منبر را رها كنم . منبر بازي است ، هفت تير به كمرم ببندم بروم جلو .آن رهبر جلو باشد رهبر معصوم جلو بيافتد ، فهميدي ؟
بنده توي خانه بنشينم ، پلو بخورم ، به جناب آقا بگويم برو ميدان ( طعنه به حضرت امام ) ، مي گويد : برو آقا دنبال كار خودت ، خيلي خوب است ، خودت بيا عمل كن ، التفات فرموديد يا نه ؟ خون مردم عرض و ناموس مردم را نمي توان داد به كسي كه خطا مي كند . انشاءالله تعالي ، به ياري خدا ، به لطف خدا آن حاكم اسلامي ، آن حاكم الهي كه معصوم از هر خطا و اشتباه است و معصوم از هر گناه است ، حضرت بقية الله تشريف بياورند ، جانمان را قربانش مي كنيم ›› [3]
با مشخص تر شدن رويكرد كساني كه امام بعدها آنان را مقدس نمايان بي شعور و ولايي هاي بي ولايت لقب داد ، كم كم ايشان از آيت الله خزعلي خواستند تا به حضورش با عنوان نماينده در انجمن پايان دهد . آيت الله خزعلي در اين خصوص مي گويد : ‹‹ نظر به سازماندهي و گستردگي انجمن حجتيّه ، امام به من فرمودند كه بر اين گروه نظارت كنم و به ايشان گزارش نمايم . از ايشان درخواست كردم تا حكم كتبي به من بدهند . ايشان گفتند : نيازي به اين مساله نيست . ولي به علت سوء استفاده هاي بعضي افراد انجمن آن هم در حد فردي نه خود انجمن ، اينگونه براي ديگران مطرح مي كردند كه بودن اينجانب در انجمن دليل بر تاييد امام بر كل انجمن است . امام هم از 12 رمضان 60 اين نظارت را از من گرفتند ›› [4]
با پيروزي انقلاب انجمن در چرخشي تعجب بر انگيز از شهيدان خود سخن گفت و خود را به اصطلاح كاتوليك تر از پاپ جلوه داد . اوج نفاق و دورويي انجمني ها در اين دوره به نمايش گذاشته شد .
حلبي كه روزي در تماس با آقاي شريعتمداري مي گفت بايد در تقواي امام شك كرد در اين دوره مدافع انقلاب شد و چنان سخن گفت كه انگار ساليان دراز است همراه با امام بوده ! [5]
اگر چه انجمني ها خود را از مواليان حضرت حجت و حاميان واقعي انقلاب جلوه مي دادند ، اما همچنان انحراف هاي ايدئولوژيك در عمق بينش آنها وجود داشت . انحراف هايي كه با واكنش جدي تر امام مواجه شد : ‹‹ يك دسته ديگر هم كه تزشان اين است كه بگذاريد كه معصيت زياد بشود تا حضرت صاحب بيايد .حضرت صاحب مگر براي چه مي آيد ؟ حضرت صاحب مي آيد كه معصيت را بردارد . ما معصيت مي كنيم كه او بيايد ؟ اين اعوجاجات را برداريد ، اين دسته بندي ها را براي خاطر خدا ، اگر مسلمانيد ، و براي خاطر كشورتان ، اگر ملي هستيد ، اين دسته بندي ها را برداريد . در اين موجي كه الان اين ملت را به پيش مي برد ، در اين موج خودتان را وارد كنيد و بر خلاف موج حركت نكنيد كه دست و پايتان خواهد شكست ›› [6]
به دنبال اين قبيل مواضع ، انجمن با چهره اي حق به جانب طي بيانيه اي پر معنا و كنايه دار خويش را اعلام كرد . در اين بيانيه با اشاره به سخنان امام آمده بود : ‹‹ در پي اين فرمايش شايع شد كه طرف خطاب امر مبارك اين انجمن است . اگر چه به هيچ وجه افراد انجمن را مصداق مقدمه بيان فوق نيافته و نمي يابيم و در ايام گذشته به خصوص از زماني كه حضرت ايشان با صدور اجازه مصرف انجمن از سهم امام عليه السلام اين خدمات ديني و فرهنگي را تاييد فرموده بودند هيچ دليل روشن و شاهد مسلمي كه دلالت بر صلاحديد معظم له به تعطيلي انجمن نمايد در دست نبود . معذالك در مقام استفسار بر آمديم . البته تماس مستقيم ميسر نگشت ؛ ليكن با تحقيق از مجاري ممكنه و شخصيت هاي محترمه موثقه و بنا به قرائن كافيه محرز شد كه مخاطب امر معظم له اين انجمن مي باشد . لذا موضوع توسط مسئولين انجمن به عرض موسس معظم و استاد مكرم حضرت حجة الاسلام والمسلمين آقاي حلبي دامت بركاته رسيد . فرمودند : در چنين حالتي وظيفه شرعي در ادامه فعاليت نيست . كليه جلسه ها و برنامه ها بايد تعطيل شود ... ››
اين بيانيه همچنين مي افزود : ‹‹ بر اساس عقيده ديني و تكليف شرعي خود ، تبعيت از مقام معظم رهبري و مرجعيت و حفظ وحدت و يكپارچگي امت و رعايت مصالح عاليه مملكت و ممانعت از سوء استفاده دستگاه هاي تبليغاتي بيگانه و دفع غرض ورزي دشمنان اسلام ... اعلام مي داريم كه از اين تاريخ ، تمامي جلسات انجمن تعطيل مي باشد و هيچ كس مجاز نيست تحت عنوان اين انجمن كوچكترين فعالتي كند ›› [7] البته امام نيز با بيان اينكه انجمن تعطيل شده است و نه منحل آن روز اين حركت را بي فايده خواند . [8]
امام بدها نيز در منشور روحانيت به صراحت در مورد انجمني ها سخن به ميان آوردند . ايشان فرمودند : ‹‹ دسته اي ديگر از روحاني نماياني كه قبل از انقلاب دين را از سياست جدا مي دانستند و سر به آستانه دربار مي سائيدند ، يك مرتبه متدين شده و به روحانيون عزيز و شريفي كه براي اسلام آن همه زجر و آوارگي و زندان و تبعيد كشيدند ، تهمت وهابيت و بدتر از وهابيت زدند ، ديروز مقدس نماهاي بي شعور مي گفتند دين از سياست جداست و مبارزه با شاه حرام است ؛ امروز مي گويند مسئولين نظام كمونيست شده اند ! تا ديروز مشروب فروشي و فساد و فحشا و فسق و حكومت ظالمان براي ظهور امام زمان ارواحنا فداء را مفيد و راهگشا مي دانستند ، امروز از اين كه در گوشه اي خلاف شرعي كه هرگز خواست مسئولين نيست رخ مي دهد ، فرياد وااسلاما سر مي دهند ! ديروز حجتيه اي ها مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغاني نيمه شعبان را به نفع شاه بشكنند ، امروز انقلابي تر از انقلابيون شده اند !
ولايتي هاي ديروز كه در سكوت و تحجر خود آبروي اسلام و مسلمين را ريخته اند در عمل پشت پيامبر و اهل بيت عصمت و طهارت را شكسته اند و عنوان ولايت بر ايشان جز تكسب و تعيش نبوده است ، امروز خود را باني و وارث ولايت نموده و حسرت ولايت دوران شاه را مي خورند ! راستي اتهام آمريكايي و روسي و التقاطي ، اتهام حلال كردن حرام ها و حرام كردن حلال ها ، اتهام كشتن زنان آبستن و حليت قمار و موسيقي از چه كساني صادر مي شود ؟ از آدم هاي لا مذهب يا از مقدس نماهاي متحجر و بي شعور ؟ فرياد تحريم نبرد با دشمنان خدا و به مسخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهيدان و اظهار طعن ها و كنايه ها نسبت به مشروعيت نظام كار كيست ؟ عوام يا خواص ؟ خواص از چه گروهي ؟ از به ظاهر معممين يا غير آن ؟ بگذريم كه حرف بسيار است . همه اينها نتيجه نفوذ بيگانگان در جايگاه و در فرهنگ حوزه هاست و برخورد واقعي هم با اين خطرات بسيار مشكل و پيچيده است . از يك طرف وظيفه تبيين حقايق و واقعيات و اجراي حق و عدالت در حد توان و از طرف ديگر مراقبت از نيفتادن سوژه اي به دست دشمنان كار آساني نيست . با اين كه در كشور ما در اجراي عدالت بين روحاني و غير آن امتيازي نيست ، ولي وقتي با متخلفي از روحانيت خوش سابقه يا بد سابقه بر خورد شرعي و قانوني و جدي مي شود ، فوراً باندها فرياد مي زنند كه چه نشسته ايد جمهوري اسلامي مي خواهد آبروي روحانيت را ببرد ›› [9]
امام در جايي خطاب به ناطق نوري ، وزير كشور و علي اكبر پرورش ، وزير آموزش و پرورش ، نظر خود را نسبت به انجمن چنين ابراز مي كنند : ‹‹ به آنها پست كليدي ندهيد . خطرناكند . وقتي آمدند بين شما تفرقه ايجاد مي كنند ، تشتت ايجاد مي كنند . بردران را به جان هم مي اندازند . آنها كار ديگري دارند . دنبال مسئله ديگري هستند . اينها با شاه همكاري مي كردند . برايشان مسئله دين مطرح نبوده است ›› [10]
ايشان همچنين در جواب آقاي امامي كاشاني در جايي مي فرمايند : ‹‹ آنها را من تاييد نمي كنم ، آنها از نظر بينشي انحراف دارند و اينها معتقدند كه در زمان غيبت امام زمان نمي شود تشكيل حكومت داد و ادامه مي دهند كه انجمن قابل اصلاح نيست ›› [11]
و به اين ترتيب مداراي امام با حجتيه اي ها هم به پايان رسيد . مواجهه امام با انجمني ها از آنجا بود كه آنان از انقلاب و جنگ و مبارزه دم مي زدند اما در پوشش اين همه ادعا نوعي سكولاريسم را ترويج مي كردند . انحراف فكري از انقلاب عمده ترين دليل حذف انجمني ها بود .


منابع
[1] عمادالدين باقي ، در شناخت حزب قاعدين زمان
[2] همان
[3] همان
[4] همان
[5] اقتباس از سخنان مهندس طيب ، حزب قاعدين زمان ص 220
[6] حضرت امام ره ، 21/4/62
[7] عمادالدين باقي ، در شناخت حزب قاعدين زمان
[8] پايگاه خبري شريف نيوز ، " اعاده حيثيت از انجمن حجتيه "
[9] صحيفه امام ، ج 21 ، 3/12/67
[10] سخنراني آقا محمدي نماينده همدان در مجلس ، روزنامه اطلاعات 30/1/62 ؛ همچنين : مرتضي فيروز آبادي ، باز شناسي مباني فكري انجمن حجتيه
[11] محمد رضا اخگري ، كتاب ولايتي هاي بي ولايت ص 60



لينكهاي مرتبط :
http://www.lailatolgadr.net/images/stories/danlodkadeh1/emam%20khomini01.gifامام و "ولایت فقیه " موضع گیری های امام خميني ره صوتي جهت دانلود
قسمت هشتم مستند شاخص پاسخ امام به شبهات درباره حکومت اسلامی در کتاب کشف اسرار؛ آغاز سلسله درسهای امام درباره ولایت فقیه در بهمن 1348؛ دفاع از اصل ولایت فقیه توسط شهید آیت الله دستغیب؛ اهداف واقعی مخالفان ولایت فقیه؛ خنثی شدن توطئه انحلال مجلس خبرگان.





مقدمه و معناي فتنه
شرايط فتنه و آزمون سخت نخبگان
زمينه ها و ريشه هاي ظهور فتنه گران
راه امام ، راه نجات کشور
آمریکا و بر اندازی جمهوری اسلامی


نوشته شده در   سه شنبه 30 شهريور 1389    
PDF چاپ چاپ