جمعه 2 اسفند 1398 | Friday, 21 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : شنبه 18 شهريور 1396     |     کد : 37692

پرسمان حجاب : فصل اول : کلیات ؛ و. سیمای حجاب در آینه قرآن

پرسش: واژه حجاب در قرآن چند مرتبه و به چه معنایی به کار رفته است؟ پاسخ : واژه حجاب در قرآن کریم هفت بار آمده است و معنا و مفهوم کلی آن چیزی است که مانع دیده شدن چیز دیگر می شود و این معنا متناسب با معنای لغوی ذکر شده برای این واژه است . البته، مراد از مانع در برخی آیات دیگر مانع معنوی است.اکنون به آیاتی که واژه حجاب در آنها به کار رفته به طور اجمالی اشاره می کنیم: الف. فقال انی احبب حب الخیر عن ذکر ربی حتی تورات بالحجاب ؛ گفت من این اسبان را به خاطر پروردگارم دوست دارم تا ...

پرسمان حجاب : فصل اول : کلیات ؛ و. سیمای حجاب در آینه قرآن
1.واژه حجاب در قرآن:
پرسش: واژه حجاب در قرآن چند مرتبه و به چه معنایی به کار رفته است؟
پاسخ
:

واژه حجاب در قرآن کریم هفت بار آمده است و معنا و مفهوم کلی آن چیزی است که مانع دیده شدن چیز دیگر می شود و این معنا متناسب با معنای لغوی ذکر شده برای این واژه است (69).
البته، مراد از مانع در برخی آیات دیگر مانع معنوی است.اکنون به آیاتی که واژه حجاب در آنها به کار رفته به طور اجمالی اشاره می کنیم:
الف. فقال انی احبب حب الخیر عن ذکر ربی حتی تورات بالحجاب (70)؛ گفت من این اسبان را به خاطر پروردگارم دوست دارم تا آنکه آفتاب در پرده پنهان شد.
در آیه فوق مراد از تورات بالحجاب پنهان شدن آفتاب است.پس مقصود از حجاب در این آیه مانع مادی است.
ب. فاتتخذت من دونهم حجابا فارسلنا الیها روحنا فتمثل لها بشرا سویا (71)؛ میان خود و آنان حجابی افکند در این هنگام ما روح خود را به سوی او فرستادیم و او در شکل انسانی بی عیب و نقص بر مریم ظاهر شد.
برخی از مفسرین گفته اند مقصود از حجاب در این آیه دیوار است(72).
بنابراین، مراد از حجاب در این آیه نیز مانع مادی است.
ج. و بینهما حجاب (73)؛ و در میان آن دو (بهشتیان و دوزخیان) حجابی است.مراد از حجاب در این آیه را نیز می توان حایلی مادی و محسوس درنظر گرفت که مانع دیدن می شود (74)
د. و ما کان لبشر ان یکلمه الله الا وحیا او من وراء حجاب (75)؛ و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید مگر از راه وحی یا از پشت حجاب.
چون دیدن خداوند باری تعالی به طور حسی ممکن نیست مجازا از آن به مکالمه از پشت پرده تعبیر شده است.پس، مراد از حجاب در این آیه مانع معنوی است.
ه. و من بیننا و بینکم حجاب (76) میان ما و تو حجابی وجود دارد.
مراد از حجاب در این آیه اختلاف کافران با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و نیز مخالفت کردن با او در دین است.پس، حجاب در این آیه نیز به معنای مانع معنوی است.
و. و اذا قرات القرآن جلعلنا بینک و بین الذین لایومنون بالاخره حجا با مستورا (77)و هنگامی که قرآن می خوانی، میان تو و آنها که به آخرت ایمان نمی آورند پرده ای پوشیده قرار می دهیم.
مراد آیه این است که به دلیل وجود پرده معنوی کفر در کافران آنها معنای قرآن را درک نمی کنند.بنابراین معنای حجاب در این آیه نیز مانع معنوی است.
ز. و اذا سالتموهن متاعا فسئلوهن من وراء حجاب ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن (78)؛ و هنگامی که چیزی از وسائل زندگی را (به عنوان) عاریت از آنان (همسران پیامبر) می خواهید از پشت پرده بخواهید و این کار برای پاکی دلهای شما و آنها بهتر است.
مراد از حجاب در این آیه نیز پوششی است که مانع دیده شدن می گردد(79).
بنابراین حجاب در این آیه به معنای مانع مادی و پرده است.
حاصل این که همانگونه که در آغاز بحث واژه حجاب در قرآن ذکر شد، در همه آیات فوق حجاب به معنای لغوی به کار رفته است، نه به معنای اصطلاحی پوشش اسلامی که در ابتدای فصل توضیح داده شد.حجاب به معنای اصطلاحی پوشش اسلامی در آیات دیگر از قرآن ذکر شده که اکنون به آن می پردازیم
2. مفهوم حجاب و پوشش اسلامی در قرآن:
الف.

یا نساء النبی لستن کاحد من النساء ان النساء ان اتقیتن فلا تخضعن باالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولا معرفا، و قرن فی بیوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهلیة الاولی و اقمن الصلاة و آتین الزکاة و اطعن الله و رسوله انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطرکم طهیرا(80)؛ ای همسران پیامبر شما همچون یکی از زنان معممولی نیستید اگر تقوا پیشه کنید، پس به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید بیمار دلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگویید و در خانه های خود بمانید و هحمچون دوران جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید و نماز را بر پا دارید و زکات بپردازید و خدا و رسولش را اطاعت کنید خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.
پرسش: از آیات فوق چه نکات و مطالبی را در حجاب و بد حجابی استفاده می شود؟
پاسخ:

این آیات خطاب به همسران پیامبر می گوید: اگر تقوا داشته باشید، از ارزش و منزلت بیشتری برخوردار هستید، زیرا بانوان رهبران جامعه اسلامی همانند خود رهبران، الگوی دیگران قرار می گیرند.به همین دلیل قرآن می گوید که همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در رفتار و کردار خود توجه بیشتری داشته باشند و تقوای الهی را رعایت نمایند.سپس در ادامه خداوند به آنها توصیه می کند که هنگام سخن گفتن با نامحرم خضوع در کلام و سخن نداشته باشند و به اصطلاح با ناز و کرشمه سخن نگوید و حجاب و عفت در سخن گفتن را رعایت نمایند تا نحوه ی سخن گفتن آنها باعث طمع افراد بیمار دل نگردد.این نوع حجاب و پوشش را می توان حجاب و پوشش در گفتار نامید.
در ادامه، قرآن خطاب به همسران پیامبر می فرماید: در خانه بمانید و همانند جاهلیت نخست تبرج نکنید.تبرج که از نظر شرعی حرام است به معنای خودنمایی و خودآرایی بانوان و نشان دادن زیبایی ها به نامحرم است(81).
یکی از لوازم و آثار تبرج بانوان، بدحجابی و بی حجابی است؛ البته، چرا. بودن عمل تبرج و بدحجابی اختصاص به همسران پیامبر ندارد، بلکه بر همه زنان مسلمان حرام است ولی خداوند به دلیل مقام و موقعیت بالاتر همسران پیامبر و الگو بودن آنان برای زنان دیگر، آنها را مخاطب قرار داده است.
ب. قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفضوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون، و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابنا بعولتهن او اخوانهن او بنی اخواتهن او نسائهن او ما ملکت ایمانهن او التابعین غیر اولی الاربة من الرجال او الطفل الذین لم یظهروا علی عورت النساء و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن و توبوا الی الله جمیعا ایها المومنون لعلکم تفلحون (82)؛ به مومنان بگو چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرید و عفاف خود را حفظ کنند این برای آنان پاکیزه تر است خداوند از آنچه انجام می دهند آگاه است.و به زنان با ایمان بگو چشم های خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که نمایان است آشکار ننمایند.و (اطراف)روسری های خود را بر سینه افکنند (تا گردن و سینه با آنها پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان یا پسران شان یا پسران همسرانشان یا برادرشان یا پسران برادرشان یا پسران خواهرانشان یا زنان هم کیش شان یا بردگانشان (کنیزان شان) یا افراد ذسفیه که تمایلی به زن ندارند یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند.و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانشان دانسته شود (صدای خلخال که بر پا دارند به گوش رسد) و همگی به سوی خدا بازگردید ای مومنان تا رستگار شوید.
پرسش: از آیات فوق چه نکات و مطالبی در رابطه با حجاب و پوشش اسلامی استفاده می شود؟
پاسخ :

غریزه جنسی، غریزه قدرتمندی است که خداوند برای استمرار و حفظ نسل بشر آن را در انسان قرار داده است.اسلام تدابیری را برای تعدیل و رام کردن این غریزه قرار داده است؛ اولین تدبیر اسلام تشویق مرد و زن به ازدواج و ترویج فرهنگ ازدواج آسان است.در کنار تدبیر فوق برای سالم ماندن فضای جامعه اسلامی تدابیری دیگری نیز اندیشیده و تکالیفی را بر عهده زن و مرد قرار داده است که برخی از این تکالیف مشترک و شامل مرد و زن هر دو می شود مثل کنترل کردن چشمها از نگاه به نامحرم که در آیه (قل للمومنین یغضوا من ابصارهم)بیان شده است.بنابراین تکلیف مشترک این است که زن و مرد نباید به یکدیگر خیره شوند، نباید چشم چرانی کنند، نباید نگاههای مملوء از شهوت به یکدیگر بدوزند، نباید به قصد لذت بردن به یکدیگر نگاه کنند این نوع حجاب و پوشش را می توان حجاب و پوشش در نگاهنامید.
گرچه حجاب و پوشش در نگاه وظیفه مشترک زن و مرد است، اما همانگونه که از این آیه شریفه استفاده می شود مردان مخاطب نخست و بیشتر این حجاب و پوشش هستند و به نظر می رسند دلیل آن این است که میدان تنوع طلبی نگاه زن بیشتر طبیعت است و حوزه لذت جویی مرد بیشتر امور غریزی است به همین سبب نگاه مردان کمترین تفاوت ظاهری زنان را در می یابد (83).
اما علاوه بر این وظیفه مشترک، یک تکلیف و وظیفه خاص هم برای زنان مقرر شده است و آن اینکه بانوان باید بیشتر بدن خود را از مردان بیگانه و نامحرم بپوشانند و در اجتماع به جلوه گری و دلربایی نپردازند نباید کاری کنند که موجبات تحریک نامحرم را فراهم کند.
البته اینکه تکلیف و وظیفه حجاب و پوشش بیشتر مربوط به بانوان است از آن جهت است که ملاک پوشش بیشتر در بانوان است، چون زن مظهر جمال و مرد مظهر شیفتگی است به همین دلیل به زن باید بگویند خود را در معرض نمایش قرار نده و به مرد هم باید بگویند به زن نامحرم نگاه نکن؛ زیرا تمایل زن بیشتر به خودنمایی و تبرج است نه چشم چرانی و برعکس تمایل مرد به نگاه کردن و چشم چرانی است نه به خودنمایی.به نظر می رسد اینکه در آیه شریفه مورد بحث ابتدا مرد مکلف به غض بصر و تخلف در نگاه و کنترل چشم شده اند به همین دلیل باشد.
از تحقیقات کینزی در مورد اختلاف زن و مرد در تحریک پذیری، نیز استفاده می شود که آنچه مرد را بیشتر به هیجان و تحریک وامی دارد داده های شهوت انگیزی است که از راه چشم دریافت می دارد و یا توسط قوه مخیله اش پردازش می گردد.در صورتی که مطالعه رمانها و شعرهایی درباره عشق و محبت سخن می گوید زنان را بیشتر از مردان تحریک می کند، این مسئله درباره فیلم ها نیز صدق می کند (84).
در جمله بعد خداوند می فرماید : (و یحفظوا فروجهم)؛ به مومنین بگو عورت خویشش را حفظ کنند.
عقیده مفسران اولیه اسلام و همچنین مفاد برخی اخبار و احادیث معصومین (علیه السلام) که در ذیل آیه وارد شده این است که هر جا در قرآن کلمه حفظ فرج آمده مقصود حفظ فرج از زنا است، جز در این آیه که به معنای حفظ از نگاه نامحرم و مقصود وجوب پوشش عورت است (85).
در جمله بعد می فرمایید: و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن در این آیه خداوند همان دو تکلیف: ترک نظر و پاکدامنی و پوشانیدن عورت را برای زنان هم ذکر فرموده است.
در جمله بعد می فرماید : ولا یبدین زینتهن الا ظهر منها مفاد جمله فوق این است که زنان نباید آرایش و زیور خود را آشکار سازند.
بر اساس روایتی از ائمه اطهار معصومان (علیه السلام) در ذیل آیه فوق نقل شده است ما ظهر منها در آیه به وجه و کفین تفسیر شده است (86). به همین دلیل بیشتر فقیهان شیعه نظرشان این است که پوشاندن صورت و دو دست از مچ به پایین برای زنان واجب نیست، البته فقهایی که به عدم وجوب پوشش صورت و دست ها فتوا داده اند در موارد خاصی مثل نگاه شهوت آلود مرد به زن نامحرم که با توجه به وجود قراین و شواهد، باز بودن چهره و دستهای زن باعث وقوع در مفسده جنسی و آسیب زایی باشد پوشاندن چهره و دستها را نیز لازم می دانند (87) در آیه فوق دو استثنا ذکر شده است الا ما ظهر منها استثنای اول است که در آن مقداری از زینت را که نمایان بودن آن نسبت به عموم افراد جایز است معین شده است، یعنی دایره مورد استثنا از نظر مواضع محدودتر و از نظر افراد وسیع تر است.
در ادامه خداوند می فرماید : و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن ...؛ می یابد مقنعه و روسری خود را بر روی سینه و گریبان خویش قرار دهند.
تا قبل از نزول آیه زنان عرب معمولا پیراهنهایی می پوشیدند که گریبانهای آنان باز بود و دور گردن و سینه را نمی پوشاند.روسری هایی هم که روی سر خود می انداختند از پشت سر می انداختند- همان طوری که الان بین مردان عرب متداول است - این نحوه استفاده از روسری توسط زنان باعث می گردید گوشها و گوشواره ها و جلو سینه و گردن نمایان شود.این آیه با تاکیدهای زیادی که در آن بکار رفته است، دستور می دهد که باید قسمت آویخته شده به پشت سر همان روسری ها را از دو طرف روی سینه و گریبان خود بیفکند تا قسمتهای یاد شده پوشیده گردد(88). یکی از محققان واژه های قرآنی می نویسد:
تعبیر به ضرب، اشاره دارد به شدت پوشش و محکم نمودن مقنعه به هر طریق ممکن، خواه با بستن، گره زدن و وصل نمودن تا اینکه از روی گریبان کنار نرود و تعبیر به صیغه امر و لیضربن به تأکید آن اشاره دارد (89).
در ادامه خداوند می فرماید: و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن...؛ زیینت های خود را آشکار نکنند مگر برای شوهران شان....
در این آیه زنان از آشکار کردن زینتها و زیبایی های خود منع شده اند به استثنای برخی اشخاص که در دوازده دسته کلی قرار می گیرند که زنان نسبت به آنها وظیفه وجوب پوشش ندارند (90).
در این استثنا که دومین استثنا است اشخاص معینی نام برده شده اند که آشکار نمودن مطلق زینت برای آنان جایز است در این استثنا بر عکس استثنای اول مورد استثنا، از نظر مواضع گسترده تر است، ولی از نظر افراد محدود است.
در دنباله آیه خداوند می فرماید: و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن...؛ زنان به منظور آشکار ساختن زینت های پنهان خود پای بر زمین نکوبند.آیه کریمه از این کار نهی می کند.این نوع حجاب و پوشش را می توان حجاب و پوشش در رفت و آمدنامید.
از این آیه یک قاعده عمومی در مورد ارتباط اجتماعی بانوان و مردان می توان کشف کرد که به طور کلی زن در معاشرتها و روابط اجتماعی و مواجهه با مردان نباید کاری کند که موجب تحریک و تهییج و جلب توجه نامحرم گردد مانند استعمال عطرهای تند و همچنین آرایش های غلیظ در چهره که باعث جلب توجه می گردد(91).
در این جا به تناسب ذکر تعبیر لا یبدین در آیات قبل مناسب است مقداری در مورد رابطه معنایی بین زینت و حجاب توضیح دهیم.اساسا اگر حجاب خودش زینت باشد یا باعث پوشیده شدن زینت نگردد حجاب اسلامی نامیده نمی شود.چون حجاب اسلامی بانوان پوششی است که مانع مشاهده و آشکار شدن زینت زنان در مواجهه با نا محرم می گردد(92). در مقابل آشکار کردن زینتها و استفاده از آرایه ها یکی از علل و پیدایش بد حجابی و بی حجابی است که در فرهنگ قرآن از آن به تبرج یاد شده است.آرایه ممکن است به صورت آرایش سر و صورت، یا استفاده از انواع زیور آلات، مد لباس و یا استفاده از رنگهای مختلف و پارچه های جذاب باشد که همه در مفهوم ستر به معنای پوشاندن زینت (93) جمع می شوند.قرآن تبرج را از ویژگی های زنان جاهلیت دانسته است: و لا تبرجن تبرج الجاهلیه الاولی (94)؛ مانند روزگار جاهلیت قدیم زینتهای خود را آشکار می کنید.تبرج و خروج از منزل با نمایاندن زینت به نامحرم در عصر جاهلیت قبل از اسلام نیز وجود داشته است و اختصاص به امروز ندارد.گرچه امروز شیوه آرایش و انواع آرایه ها مدرن شده است، اما اصل تبرج ویژگی جاهلیت است که فراتر از زمان و مکان است و خروجی ناپاک به شمار می رود (95).
اکنون در برخی از زنان به ظاهر محجبه مشاهده می کنیم اینان خود را وارد فضایی می کنند که حجاب بدنی شان را به حالتی دور از روح حجاب تبدیل می کنند به این صورت که اینان در پوشش خود از رنگهای متنوع، زیبا، و تحریک برانگیز استفاده می کنند که به اندامشان زیبایی خاصی می بخشد به طوری که در عین اینکه بدن زن در ظاهر پوشیده است ولی در واقع زیبایی اش آشکار است به گونه ای که گویی که اصلا لباس نپوشیده است (96).
به تعبیر دیگر بانوانی هستند که حجاب پستی و بلندی های بدنشان را نمی پوشانند، بلکه برعکس زیبایی های بدن آنها را به نمایش می گذارد به گونه ای خود پوششهای نازک، کوتاه تنگ و رنگین برای آنها زینت شده است (97).و حال آنکه دستور قرآن این است که بانوان زینتهایشان را در مواجهه با نامحرم بپوشانند (98).
افزون بر این به نظر می رسد چون استفاده از لباسها و پوششهای رنگارنگ در خارج از منازل مصداق عرفی زینت است.بنابراین می توان گفت قرآن زنان را آشکار کردن لباس های رنگین در مواجهه با نامحرم نهی کرده است و با توجه به همین نکته در برخی احادیث نیز استفاده از لباسهای رنگارنگ مذمت شده است (99).
ج.یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلها ذلکم خیرلکم لعلکم تذکرون، فان لم تجدوا فیها احدا فلا تدخلوها حتی یوذن لکم و ان قیل لکم ارجعوا فارجعوا هو ازکی لکم والله بما تعملون علیم، لیس علیکم جناح ان تدخلوا بیوتا غیر مسکونه فیها متاع لکم و الله یعلم ما تبدون و ما تکتمون(100)؛ ای کسانیکه ایمان آورده اید در خانه هایی غیر از خانه خود وارد نشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن خانه سلام کنید این برای شما بهتر است شاید متذکر شوید.و اگر کسی را در آن نیافتید وارد نشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر گفته شد بازگردیدبازگردید این برای شما پاکیزه تر است و خداوند به آن، چه انجام می دهید آگاه است (ولی) گناهی بر شما نیست که وارد خانه های غیر مسکونی بشوید که در آن متاعی متعلق به شما وجود دارد و خدا می داند آنچه را آشکار می کنید و آنچه را پنهان می دارید.
پرسش: از آیات فوق چه نکات و مطالبی در رابطه با حجاب و پوشش استفاده می گردد؟
پاسخ:

مفاد آیه اول و دوم این است که مؤمنین نباید سرزده و بدون اجازه به خانه کسی داخل شوند.در آیه سوم مکانهای عمومی و جاهایی که مسکونی نیست از دستور استثنا شده است.
در بین عرب در محیطی که قرآن نازل شده است معمول نبود کسی برای ورود به منزل دیگری اذن بخواهد.در خانه ها باز بود، همان طوری که الان هم در بعضی از جاها ممکن است این رسم وجود داشته باشد؛ چون در خانه ها همیشه باز بود، اجازه گرفتن هم بین عربها متداول نبود و حتی اجازه خواستن را نوعی اهانت نسبت به خود می دانستند به همین دلیل سرزده و بی اطلاع قبلی وارد خانه های یکدیگر می شدند.اسلام در این آیات این رسم غلط را باطل کرد و دستور داد سرزده داخل خانه های مسکونی دیگران نشوید.حکمت این حکم حداقل دو چیز می تواند باشد: یکی موضوع ناموس و پوشیده بودن زن و به همین جهت پس از آیات، آیات مربوط به پوشش ذکر شده است، دیگران اینکه معمولا هر کسی در محل سکونت خود اسراری دارد و مایل نیست دیگران بفهمند.این نوع حجاب و پوششی که در این آیات مطرح شده است را می توان حجاب وپوشش در روابط اجتماعی و معاشرت نامید.
د.یا ایها الذین آمنوا لیستاذنکم الذین ملکت ایمانکم و الذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرات من قبل صلاة الفجر و حین تضعون ثیابکم من الظهیرة و من بعد الصلاة العشاء ثلاث عورات لکم لیس لکم و لا علیهم جناح بعدهن طوافون علیکم بعضکم علی بعض کذلک یبین الله لکم الایات و الله علیم حکیم، و اذا بلغ الاطفال منکم الحلم فلیستاذنوا کما استاذن الذین من قبلهم کذلک یبین الله لکم آیاته و الله علیم الحکیم، و القواعد من النساء اللاتی لا یرجون نکاحا فلیس علیهن جناح ان یضعن ثیابهن غیر متبرجات بزینة و ان یستعفن خیر لهن والله سمیع علیم(101)؛ ای کسانیکه ایمان آورده اید بردگان شما و همچنین کودکانتان که به حد بلوغ نرسیده اند در سه وقت باید از شما اجازه بگیرند پیش از نماز صبح و نیمروز هنگامیکه لباسهای (معمولی) خود را بیرون می آورید و بعد از نماز عشا این سه وقت مخصوص برای شماست، اما بعد از این سه وقت، گناهی بر شما و بر آنان نیست (که بدون اذن وارد شوند) و بر گرد یکدیگر بگیرند (و با صفا و صمیمیت به یکدیگر خدمت نمایند) این گونه خداوند آیات را بر شما بیان می کند و خداوند دانا و حکیم است.و هنگامی که اطفال شما به سن بلوغ رسند باید اجازه بگیرند همانگونه که اشخاصی که پیش از آنان بودند اجازه می گرفتند این چنین خداوند آیاتش را بر شما بیان می کند و خداوند دانا و حکیم است و زنان از (رویین) خود را بر زمین بگذارند به شرط اینکه در برابر مردان خودآرایی نکنند و اگر خود را بپوشانند برای نان بهتر است و خداوند شنوا و داناست.
پرسش: از آیات فوق چه نکات و مطالبی در رابطه با حجاب و پوشش استفاده می شود؟
پاسخ:

در این آیات دو استثنا، یکی برای قانون کسب اجازه هنگام ورود به اتاق دیگران و دیگری برای قانون پوشش بانوان ذکر شده است، آیه اول و دوم در مورد استثنا اول و آیه سوم در مورد استثنا دوم است.
بر اساس آیه اول و دوم هر کس می خواهد وارد محل خلوت دیگری شود باید با کسب اجازه وارد شود و این دستور حتی در مورد محارم نزدیک، مانند پسر نسبت به مادر و پدر نسبت به دختر نیز جاری است.در این آیات دو طبقه از این دو دستور استثنا شده اند و برای این دو طبقه اجازه خواستن فقط در سه نوبت لازم شمرده شده است .این دو طبقه عبارتند از: مملوکان و کودکان نابالغ.
سه نوبتی که این دو طبقه نیز باید اجازه بخواهند عبارت است از: پیش از نماز صبح، هنگام نیمروز ظهر که افراد به خاطر گرما لباس رو را از تن درآورده و استراحت می کنند و بعد از نماز عشا که هنگام رفتن به رختخواب است.در این مواقع معمولا زن یا مرد در لباس غیر عادی هستند و چون یا تازه از خواب برخاسته اند مثل موقع قبل از نماز صبح و یا تازه می خواهند به خواب بروند مثل موقع بعد از نماز عشا و یا در حال استراحت هستند مثل وقت ظهر در چنین اوقاتی مملوکان و پسران نابالغ باید با کسب اجازه وارد اتاق شوند، ولی در مواقع دیگر اجازه لازم نیست.
اما استثنایی که درباره مسئله پوشش است این آیه است و القواعد من النساء اللاتی لا یرجون نکاحا فلیس علیهن جناح...؛ این آیه سومین استثنا در مسئله پوشش را مطرح می کند استثنای اول و دوم قبلا در آیه 31 مطرح شد و استثنای سوم در این آیه آمده است.
مقصود از قواعد در آیه فوق زنان سالخورده ای هستند که از نظر جاذبه جنسی مورد توجه مرد واقع نمی شوند و از این رو امیدی به ازدواج ندارند.از مقید شدن حکم جواز برداشتن ثیاب (102) (جلباب و چادر)به زنان سالخورده به روشنی فهمیده می شود که این استثنا شامل دختران و زنان جوان نمی شود.
در برخی تفاسیر تصریح شده جاست که زنان جوان نه تنها از کنار گذاشتن جلباب و چادر منع نمی شوند، بلکه به آنها امر می شود که جلباب و چادر ضخیم بپوشند تا بدنشان آشکار نگردد (103).بنابراین، می توان گفت هر چه بانوان جوانتر باشند و جاذبه جنسی در آنها بیشتر باشد به همان تناسب لازم است حجاب و پوشش بیشتری را رعایت کنند.اما از اینکه از باب تهسیل به زنان سالخورده اجازه داده شده که جلباب و چادر خود را بردارند این حکم نیز مقید شده است به قید غیر متبرجات بزینة؛ یعنی کنار نهادن جلباب و چادر از طرف زنان سالخورده نبایستی به منظور تبرج و اظهار زینت باشد.و الا این کار حتی برای آنان نیز جایز نیست.
به نظر می رسد دلیل استثنای زنان سالخورده در این آیه این است که معمولا کنار گذاشتن جلباب و چادر زنان سالخورده باعث تحریک جنسی نمی گردد و به همین دلیل برای زنان سالخورده تخفیفی در حجاب و پوشش در نظر گرفته شده است اما با این همه از قسمت آخر آیه و ان یستعففن خیر لهن و الله سمیع علیم استفاده می شود که حتی اگر زنان نیز در مواجهه با نامحرم، جلباب و چادر را کنار نگذارند و با استفاده نکردن از حجاب هایی غیر از جلباب و چادر مثل مانتو عفت ورزند برای آنان بهتر است.بنابراین از آیه یاد شده به روشنی مطلوبیت حجاب و پوشش بیشتر حتی برای زنان سالمند استفاده می شود.تا چه رسد به زنان و دختران جوان که به طریق اولی مطلوبیت حجاب و پوشش بیشتر برای آنان اثبات می گردد(104).
بنابراین از قسمت آخر آیه می توان یک قانون کلی استنباط کرد و آن اینکه از نظر اسلام هر قدر زن جانب عفاف و پوشش را بیشتر مراعات کند پسندیده تر است و رخصت های تهسیلی و ارفاقی که به حکم ضرورت درباره صورت و دستها از مچ به پایین و محارم و زنان سالخورده داده شده است این اصل کلی اخلاقی را نباید از یاد ببرد (105).
پرسش: مراد از ثیاب در آیه سابق (آیه 60 سوره نور) چیست؟
پاسخ :

مراد از ثیاب در آیه لباس ظاهری و رویی مثل ملحفه و جلباب است که روی خمار و مقنعه پوشیده می شود (106). مودودی نیز گفته است غالب مفسران و فقیهان بر این اعتقادند که مراد از ثیاب، چادری است که زنان به واسطه آن زینت خود را مخفی می کنند (107).
قرطبی نیز می گوید:
زن سالخورده فقط چادر را می تواند کنار بگذارد (108) .
زخمشری نیز می گوید: ثیاب، لباس ظاهری است مثل ملحفه و سرپوشی که روی روسری پوشیده می شود (109). برخی از روایات نیز تصریح کرده اند که مراد از ثیاب در آیه فقط جلباب است (110).
اما اینکه در برخی احدیث دیگر نقل شده است که مراد از ثیاب در آیه جلباب و خمار است (111)به قرینه روایت دیگر آشکار می گردد که اگر زنان سالخورده کنیز نباشد و آزاد باشد فقط می تواند از چادر استفاده نکند (112).به نظر استاد مطهری وضع ظاهری کنیزان معمولا جالب و تحریک آمیز نیست و مورد رغبت کسی واقع نمی شوند و به علاوه شغل آنها خدمتکاری است و شاید به همین دلیل پوشاندن موی سر بر کنیزان واجب نبوده است (113).
3.حجاب حداکثری حوریان بهشتی از نظر قرآن
پرسش : حوریان بهشتی دارای حجاب حداکثری یا دارای حجاب حداقلی هستند؟
پاسخ :

علاوه بر آیات قبل به ویژه آیه القواعد من النساء که به روشنی از آن مطلوبیت حجاب حداکثری بانوان حتی برای بانوان کهنسال و پیر استفاده می گردد، در قرآن آیات متعددی وجود دارد که حوریان بهشتی را با تشبیه های مختلف، بانوانی بسیار محبوب و دارای حجاب حداکثری توصیف نموده است مثلا در یک مورد خداوند آنان را به مروارید محبوب و پوشیده در صدف تشبیه نموده است کامثال اللولو المکنون (114)؛ (همسرانی از حور العین دارند) همچون مروارید در صدف پنهان.
در مورد دیگر آنها را به جواهراتی مانند یاقوت و مرجان که در حفاظ و پوشش سختی قرار داده دارند تشبیه می کند کانهن الیاقوت و المرجان (115) آنها همچون یاقوت و مرجانند.
توضیح مختصر اینکه همانگونه که جواهر فروشان جواهرات اصلی خود را در حفاظ و پوشش زیاد و محکم قرار می دهند تا همچون جواهرات بدلی و قلابی به آسانی در دسترس این و آن قرار نگیرد و از قدر و ارزش آنها کاسته نشود قانون آفرینش الهی نیز با مقرر داشتن حکم حجاب و پوشش برای بانوان این گوهر لطیف الهی را از اینکه به آسانی قابل دستیابی باشد، مصون داشته است.
در آیه دیگری در توصیف حوریان بهشتی آمده است: حور مقصورات فی الخیام (116)؛ حوریانی پرده نشین در خیمه ها و چادرها (117).
4.مطلوبیت حجاب حداکثری بانوان از نظر قرآن و حدیث:
پرسش : آیا احادیث اسلامی، بانوان را به استفاده از حجاب حداکثری ترغیب می کند؟
پاسخ :

علاوه بر آیات قرآنی قبل که به روشنی از آنها مطلوبیت حجاب حداکثری و ترغیب و تشویق به آنها استفاده می شود.همین نکته از روایات متعدد نیز استفاده می شود.
به عنوان مثال در نهج البلاغه از امیرالمومنان حضرت علی (علیه السلام) نقل شده است:
ان شدة الحجاب ابقی علیهن (118)؛ به درستی حجاب و پوشش بیشتر برای سلامت و استواری زنان سودمندتر است.
سیره فاطمه زهرا نیز نشان می دهد که ایشان التزام عملی به کلام همسر خود حضرت علی (علیه السلام) داشته اند و از حجاب و پوشش حداکثری در بیرون منزل استفاده می کرده اند.برای مثال در مورد نحوه پوشش حضرت زهرا هنگام خروج از منزل به قصد سخنرانی در مسجد برای دفاع از فدک نقل شده است :
لاثت خمارها علی راسها و اشتملت بجلابها(119)؛ حضرت فاطمه زهرا مقنعه خویش را محکم به سر بستند و پوشش سرتاسری و فراگیر (چادر)به تن کردند.
علاوه بر این از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است:
یا ایها الناس اتخذوا السراویلات فانها من استر ثیابکم و حصنوا بها نسائکم اذا خرجن (120)؛ ای مردم، شلوارها را (به عنوان پوشش) برگزینید، چرا که از پوشاننده ترین لباسهای شماست و به وسیله آن، زنان خود را به هنگام خروج از منزل حفاظت کنید.
حضرت علی (علیه السلام) واقعه ای را نقل می کند که نشان می دهد چرا شلوار پوشاننده ترین لباس است.ایشان می گوید: یک روز بارانی با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در بقیع نشته بودیم که زنی سوار بر الاغ از آنجا عبور می کرد ناگهان پای الاغ در چاله فرو رفت و زن از بالای آن به زیر افتاد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به سرعت روی خود را برگرداند حاضران به رسول خدا گفتند: این زن شلوار به تن دارد حضرت سه بار فرمود: اللهم اغفر للمتسرولات(121)؛ خداوندا زنان شلوار پوش را بیامرز.
همچنین از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است:
امرت بالستر فلم اجد شیئا استر منه(122)؛ من به پوشش مأمور شدم و چیزی را پوشاننده تر از آن (شلوار) ندیدم.
در حدیث دیگری از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است:
للزوجات ما تحت الدرع و للابن و الاخ مافوق الدرع و لغیر ذی محرم اربعة اثواب درع و خمار و جلباب و ازار (123)؛ شوهر حق دارد بدن زن را که زیر پیراهن قرار دارد نگاه کند و برادر و فرزند مجازند از روی پیراهن به بدن زن نگاه کنند، ولی بانوان در برابر نامحرم باید چهار لباس بپوشند:پیراهن، مقنعه، چادر و شلوار.
در روایت دیگری از امام علی (علیه السلام) نیز نقل شده است:
المراة تصلی فی الدرع و الخمار اذا کانا کشیفین و ان کان معهما ازار و ملحفة فهو افضل (124)؛ اگر پیراهن و مقنعه ضخیم باشد زن می تواند با این دو پوشش نماز بخواند اما اگر علاوه بر این دو، شلوار و چادر نیز داشته باشد بهتر است.
از مقایسه حدیث نبوی قبل با این حدیث علوی این نکته آشکار می شود که در هر دو حدیث از چهار پوشش نام برده شده است که سه پوشش در هر دو یکی هستند فقط جلباب و ملحفه از نظر لفظ متفاوت هستند، ولی هر دو لفظ در فارسی به معنای چادر است (125).
علاوه بر این از برخی احادیث مطلوبیت پوشش بیشتر به روشنی استفاده می شود.از اسامه بن زید نقل شده است:
کسانی رسول الله قبطیة کثیفته (126) کانت مما اهدی له دحیة الکلبی فکسوتها امراتی فقال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ما لک لاتلبس القبطیة؟ فقلت: یا رسول الله کسوتها امراتی فقال: مرها ان تجعل تحتها غلالة فانی اخاف ان تصف حجم عظامها (127)؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) لباس قبطی را که دحیه کلبی به حضرت هدیه کرد ه بود به من پوشاند که من نیز آن را به همسرم پوشاندم.رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از من پرسید: چرا لباس قبطی را نمی پوششی؟ من در پاسخ گفتم: آن را به همسرم پوشاندم.حضرت فرمود: به او امر کن در زیر آن زیرپوش
راستی که من می ترسم حجم بدن او را نمایش دهد.
افزون بر این نقل شده است که حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) نیز حتی از اینکه حجم بدنش پس از رحلت هنگام تشییع جنازه برای نامحرم آشکار گردد، نگران بود.اسما بنت عمیس می گوید: روزی فاطمه به من فرمود: من از کار مردم مدینه که زنان خود را بعد از وفات به صورت ناخوشایندی برای دفن می برند و تنها پارچه ای بر او می افکنند که حجم بدنش از پشت آن نمایان است ناراحت هستم.اسما گفت: من در سرزمین حبشه چیزی دیده ام که آن جنازه مردگان را حمل می کنند شاخه هایی از درخت نخل را برمی دارند و به صورت تابوت مخصوصی در می آورند، پارچه ای روی چوبهای آن می افکنند سپس بدن مرده را درون آن می گذارند، به گونه ای که پیدا نمی شود.هنگامی که فاطمه این مطلب را شنید تبسم نمود و این تنها تبسم او بعد از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود (128).
افزون بر این در متون اسلامی از پوشیدن لباسهای نازک نیز منع شده است.در حدیثی نقل شده است:
لایجوز للمراة المسلمة ان تلبس مالایواری جسدها و من رق ثوبة رق دینه (129)؛ برای زن مسلمان جایز نیست که لباسی بپوشد که بدنش رانمی پوشاند و هر کس که لباس او نازک و رقیق باشد دین داری او نیز رقیق و نازک است.
با استفاده از قراین و شواهد حدیثی و تاریخی فوق، از سنت و سیره معصومان (علیه السلام) می توان نتیجه گرفت که پوشش لباسها و مانتوهای کوتاه، تنگ و نازک توسط برخی از بانوان با سیره و سنت اسلامی مخالف است.
از آنجایی که مقوله حجاب و پوشش از مقولاتی است که کمیت و کیفیت بردار است؛ یعنی از نظر کمیت و مقدار و کیفیت و چگونگی می تواند متفاوت باشد، بنابراین مناسب است درباره مقام حداقلی و حداکثری حجاب اسلامی به طور مختصر بحث کنیم.
مقدار حداقلی حجاب اسلامی طبق نظر مشهور فقها این است که بانوان در مواجهه با نامحرم همه بدن به استثناء چهره و دست از مچ به پایین را بپوشانند و هرچه بیش از این مقدار باشد را می توان حجاب حداکثری نامید.از آنجا که حجاب ظاهری نماد و نشانه بیرونی است که عفت و تقوای درونی بانوان را نشان می دهد و در تحصیل عفت و تقوای درونی تأثیر دارد به همین دلیل همانگونه که قرآن انسانها را دعوت به تحصیل عفت و تقوای بیشتر می نماید در مقوله حجاب و پوش ظاهری نیز دین اسلام بانوان را به رعایت حجاب حداکثری تشویق می کند.
توضیح مطلب اینکه بدون تردید لزوم حجاب و پوشش یکی از مهمترین واجبات الهی برای زنان است که تأمین کننده عفت و تقوای آنان است.تقوا در فرهنگ قرآن و اسلام، حجاب و پوشش درونی و باطنی در مقابل گناه و کار خلاف است که آثار آن در رفتار ظاهری و بیرونی تجلی می یابد.و لباس التقوی ذلک خیر(130)؛ و لباس تقوا و پرهیزکاری بهتر است.
تقوا داری درجات و مراتب مختلف است که قرآن انسانها را را به کسب مراتب و درجات بالاتر آن تشویق می کند:
یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته (131)؛ ای کسانیکه ایمان آورده اید آن گونه که حق تقوا و پرهیزکاری است از خدا بترسید و تقوا پیشه کنید.
ان اکرمکم عند الله اتقالکم (132)؛ به درستی که گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین و پرهیزکارترین شماست.
اگر تقوا را دارای سه درجه حداقل، حد وسطو حداکثر بدانیم از دو واژه اکرم و اتقی در آیه فوق که افعل تفضیل اند، به روشنی استفاده می شود ککه در فرهنگ قرآن و اسلام تحصیل تقوای حداکثری مطلوب است.بنابراین، نمی توان به تمسک به شعار زیبای اعتدال و میانه روی به مقدار متوسط تقوا راضی شد، زیرا برای رشد و تعالی انسان که به وسیله تقوا بدست می آید را نمی توان حد و مرزی را تعیین نموده و از آنجایی که حجاب و پوشش بانوان نقش مهمی در ایجاد عفت و تقوای درونی آنها دارد، می توان گفت: حجاب حداکثری نیز از دیدگاه اسلام مطلوب و بانوان به آن تشویق شده اند، قرآن کریم می فرماید:
و القواعد من النساء اللاتی لا یرجون نکاحا فلیس علیهن جناح ان یضعن ثیابهن غیر متبرجات بزینة و ان یستعففن خیر لهن و الله سمیع علیم (133)؛ و زنان سالخورده از ولادت و عادت بازنشسته اند و امید ازدواج و نکاح ندارند بر آنان باکی نیست اگر اظهار تجملات و زینت خود نکنند که جامه های بیرونی (جلباب) خود نزد نامحرمان از تن برگیرند و اگر باز هم عفت و تقوای بیشتر گزیند بر آنان بهتر است.
از آیه یاد شده به روشنی مطلوبیت حجاب و پوش حداکثری برای همه بانوان مسلمان حتی زنان سالمند استفاده می شود.به نظر می رسد دلیل تشویق و ترغیب بانوان به رعایت حجاب حداکثری این است که اگر آنها در مسیر حجاب حداقلی قرار گیرند کم کم زمینه عبور از حدود شرعی فراهم می گردد، زیرا از نظر قرآن، انسان موجودی است که مقتضی و زمینه عبور از حدود و چارچوبهای الهی در او موجود است بل یرید الانسان لیفجر امامه (134)؛ بلکه انسان می خواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت) در تمام عمر گناه کند.
تردیدی نیست که بسیاری از افرادی که بدحجاب شده اند ابتدا این گونه نبوده اند، بلکه به دلیل هممین طبیعت حد و مرز شکنی از یک سو، و عدم شناخت عمیق و دقیق از فلسفه و فواید حجاب از سوی دیگر، کم کم و به تدریج به انسانهای بدحجاب و بی حجاب تبدیل شده اند.
69) بنگرید به: بحث مفهوم واژه حجاب از نظر لغت ابتدای فصل اول.
70) ص (38): آیه 32.
71) مریم (19): آیه 17.
72) طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ذیل آیه مذکور.
73) اعراف (7): آیه 46.
74) دکتر سید جعفر شهیدی، حجاب در قرآن، مجله پژوهشهای قرآنی، شماره 26و 25، بهار و تابستان 80، ص 75.
75) شورا(42): آیه 51.
76) فصلت (41): آیه 5.
77) اسراء(17): آیه 45.
78) احزاب (33): آیه 53.
79) دکتر سید جعفر شهیدی، حجاب در قرآن، پژوهشهای قرآنی، شماره 26و 25، بهار و تابستان 0 80، ص 74.
80) احزاب (33): آیه 32 و 33.لازم به تذکر است که مراد از اهل بیت در آیه تطهیر اصحاب کساء هستند نه همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بنگرید به : علامه سید جعفر مرتضی عاملی، اهل بیت در آیه تطهیر، ترجمه محمد سپهری، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول،1372.
81) برای آشنایی بیشتر با معنای تبرج بنگرید به: حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ماده برج؛ و نیز راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، ماده برج.
82) نور ( 24): آیه 30و 31.
83) بنگرید به یوسف غلامی، اخلاق و رفتارهای جنسی، ص 220 و 221، قم، نشر معارف، چاپ اول، زمستان 84.
84) اکرم سادات دهقانی، چادر و مقنعه از دیدگاه قرآن و حدیث، ص 23، قم، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، چاپ اول، 1384، به نقل از روژه پیره، روانشناس اختلافی زن ومرد، مترجم : محمد حسین سروی، انتشارات همگام، چاپ اول، ص 99.
85) کلما کان فی کتاب الله من ذکر حفظ الفرج فهو من الزنا الا فی هذا الموضع فانه للحفظ من ان ینظر الیه. صدوق کتاب من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 63 تحدیث 11، نجف، دارالکتاب الاسلامیه، 1377 ه ق، چاپ چهارم.
86) کلینی، الفروغ من الکافی، ج 5، ص 512، باب ما یحمل النظر الیه من المراه؛ البته در مورد معنای ما ظهر منها در آیه احتمالات و دیدگاههای دیگری نیز هست که بحث مفصل آن نیازمند نوشتار مستقلی است.
87) بنگرید به : سید حسن محمودی، مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ج 2، ص 81.
88) برای آگاهی بیشتر در مورد پوشش مقنعه از ابعاد مختلف مثل کیفیت پوشش، کارکرد و رنگ آن بنگرید به: اکرم سدات دهقانی، چادر و مقنعه از دیدگاه قرآن و حدیث، فصل سوم، ص 55.
89) مصطوفی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 3، ص 358.
90) چون هنگام ترجمه آیه این دوازده دسته ذکر شده است به منظور پیشگیری از تکرار از ذکر آنها خودداری شده است.
91) استاد مطهری، مسئله حجاب، ص 162.
92) فیومی، قیل للستر حجاب لانه یمنع المشاهدة المصباح المنیر، ریشه حجب، مصطفویت ان الحججاب هو الحائل الحاجز المانع عن تلاقی شیئن او اثرهما، سواء کانا مادیین او معنویین او مختلفین و سواء کان الحجاب مادیا او معنویا.التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 9و10، ص 206، دارالسلام، الطعبه الاولی، 1418ه ق.
93) در حدیث شریف جنود عقل و جهل، ستر و تبرج به معنای مقابل یکدیگر به کار رفته اند.ستر و پوشش از جنود عقل و تبرج و بی حجابی و بدحجابی از جنود جهل می باشد.بنگرید به: کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 22، ح 14.
94) احزاب (33) : آیه 33.
95) عباس پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، ص 233.(با دخل و تصرف).
96) علامه سید محمد حسین فضل الله، دنیای جوان ص 197، ترجمه: مجید مرادی، بوستان کتاب قم، ج اول، 1380.(با دخل و تصرف).
97) مسعود پورسیدآقایی، حجاب میوه شناخت، ص 45، قم، موسسه انتشارات حضور، چاپ دوم، 1376.
98) بنگرید به: به تفاسیر ذیل آیات زیر:
الف.و لایبدین زینتهن الا لبعولتهن
ببب.و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن.نور (24): آیه 31.
99) کلینی، فروغ کافی، کتاب النکاح، ج 5، حدیث 3، ص 526؛ حدیث 1، ص 520.
100) نور (24): آیه 29-27.
101) نور (24): 60-58
102) در آینده ای نزدیک توضیح داده خواهد شد که مراد از ثیاب در این آیه، جلباب است.و در فصل دوم نیز به تفضیل روشن خواهد شد که منظور از جلباب که درآیه 59 سوره احزاب آمده است، چادر است.به همین دلیل ما ثیاب را در آیه را به جلباب و چادر معنا می کنیم.
103) اما الشابات فانهن یمنعن من وضع الجلباب و الخمار و یومرون بلبس اکشف الجلبابیت لئلا تصفهن ثیابهن، طبرسی، مجمع البیان، ذیل آیه 60سوره نور.
104) این مطلب را با تأکید بیشتری ممرحوم کشمیری در رساله بسیار دقیق خود در زمینه حجاب که به زبان عربی نوشته اند این گونه بیان کرده اند: ان الله سبحانه و تعالی عبر عن عدم وضع القواعد العجائز للجلباب بالاستعخفاف فسمی لبس الجلباب استعفافا فدل علی ان وضع الجلباب خلاف الاستعفاف فی حد ذاته و ان لم یکن قاصدات الریبة...فاذا کانت هذه حال القواعد فما ظنک بالعذاری.سید محمد باقر کهنوی (کشمیری)، اسداء الرغائب فی مسئله الحجاب، ص 68، مطبعه مرتضوی، نجف اشرف، شوال 1346.
105) استاد مطهری، مسئله حجاب، ص 168،(با دخل و تصرف اندک).قابل توجه است که در توضیح آیات مربوط به حجاب در موارد متعددی از کتاب مسئله حجاب استاد مطهری استفاده شده است.برای آگاهی بیشتر در مورد حجاب بنگرید به: احمد عابدینی، سیری در آیات حجاب، مجله کاوشی نو درفقه اسلامی، شماره 23، قم دفتر تبلیغات اسلامی، بهار 1370.
106) المراد بالثیاب الظاهرة کالملحفة و الجلباب الذی فوق الخمار.سید محمد باقر کهنوی (کشمیری)، اسداء الراغائب فی مسئله الحجاب، ص 68، نجف اشرف، مطبعه مرتضوی، شوال 1346.
107) فتیحه فتاحی زاده، حجاب از دیدگاه قرآن و سنت، ص 19، به نقل مودودی تفسیر سوره نور، ص 225.
108) قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج 12، ص 308.
109) زخمشری، کشاف، ج 3، ص 225.
110) عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: القواعد من النساء لیس علیهن جناح ان یضعن ثیابهن قال: تضع الجلباب باب 110، باب حکم القواعد من النساء، ص 147.
111) کلینی، فروغ کافی، ج 5، ص 522، باب القواعد من النساء، حدیث 1و4.
112) عن ابی المصباح الکنانی سالت ابا عبدالله (علیه السلام) عن القواعد من النساء ما الذی یصلح لهن ان یضعن من ثیابهن؟ فقال): الجلباب الا ان تکون امة فلیس علیها جناح ان تضع خمارها، حر عاملی، وسایل الشیعه، ج 14، باب 110ت از ابواب مقدمات النکاح، ص 147، حدیث 6.
113) استاد مطهری، مسئله حجاب، ص 176؛ همچنین بنگرید به: روح الله حسینیان، حریم عفاف، ص 92.
114) واقعه (56): آیه 22و 23.
115) الرحمن (55): آیه 56.
116) الرحمن (55): آیه 72.
117) لازم به تذکر است این آیه در ترجمه های موجود به گونه های مختلفی ترجمه شده است و ترجمه نقل شده مربوط به ترجمه استاد فولادوند است.علاوه بر این، آیاتی مثل یا ایها المزمل (سوره مزمل ،آیه 1)؛ یا ایها المدثر (سوره مدثر، آیه 1) که مخاطب آن پیامبر اسلام هستند نیز به روشنی بر مطلوبیت پوشش بیشتر در فرهنگ اسلامی حتی نسبت به مردان دلالت می کنند.قبلا نیز در بحث رابطه حیا با حجاب و پوشش ظاهری، نمونه ای از رعایت پوشش حداکثری از سوی پیامبران الهی ذکر شد.رواج پوشش ها و لباس های بلند مثل قبا و عبا در بین علما و روحانیت اسلام و مسحیت و دیگر ادیان نیز الهام گرفته شده از لباسهای بلند پیامبران الهی است
118) سید رضی، نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، نامه 31.
119) طبرسی، الاحتیاج، ج 1، ص 97و98.
120) نوری طبرسی، مستدرک الوسایل، ج 3، ص 245، همچنین محمد ری شهری، میزان الحکمة، ج 2، ص 259، واژه حجاب.
121) همان
122) عباس پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، ص 187-185، به نقل از الفردوس، ج 1، ص 398؛ مجمع الزوائد، ج 5، ص 122.
123) طبرسی مجتمع البیان، ج 7، ص 206، ذیل آیه 6سوره نور.
124) محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج 3، ص 212، کتاب الهداه ابواب لباس المصلی، باب 18، باب عدم جواز الصلوة فی ثوب رقیق، ح 4.
125) بنگرید به: دهخدا، لغت نامه، ذیل واژه های جلباب، ملحفه و چادر.
126) لباس دامنه دار و بلند و کلفت از قبط (مکانی در مصر).
127) المفصل فی احکام المراه و البیت المسلم فی الشریعة الاسلامیه، ج 3، ص 33.
128) حر عاملی، وسایل الشیعه، ج 2، کتاب الطهاره، ابواب الدفن، باب 52، حدیث 5.
129) میزا علی مشکینی، الفقه المأثور، مسئله 308، ص 99، قم، دفتر نشر الهادی، الطعبه الثانیه، جمادی الثانی 1418ق، و همچنین در رووایت دیگری آمده است، علیکم بالصفیق من الثیاب فان من رق ثوبه رق دینه.وسائل الشیعه، ج 3، ص 282، باب 21، از ابواب لباس المصلی، حدیث 5.
130) اعراف(7): اایه 26، مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار، ج 76، ص 297، در توضیح این آیه شریفه فرموده اند: فالبسوا جلباب التقوی کما تلبسون الازار و الراد؛ هممانطور که لباس بلند و سرتاسری ظاهری مثل ازار و ردا را می پوشید روپوش و لباس سرتاسری معنوی تقوا را نیز به تن کنید.
131) آل عمران (3): اایه 102
132) حجرات (49): آیه 13.
133) نور(24): آیه 60.
134) قیامت (75): آیه 5.


نوشته شده در   شنبه 18 شهريور 1396    
PDF چاپ چاپ