دوشنبه 5 اسفند 1398 | Monday, 24 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 15 ارديبهشت 1396     |     کد : 36936

زندگی > مهارت‌ ها : چه کنیم با بد دهنی

همه ما کم و بیش با قضیه بددهنی برخورد داشته و داریم. صابون بعضی ‌ها ، بد به تن ما خورده ؛ وقتی به قول خودشان دهان‌شان را باز می ‌کنند و چشم‌شان را می ‌بندند. بعضي از اين افراد بلافاصله بعد از اينكه جوش ‌شان خوابيد پشيمان مي ‌شوند ، بعضي ديگر هم شايد نه فقط پشيمان نشوند بلكه به اين صفت به ‌نوعي افتخار هم بكنند و به زبان حال خودشان از آن لذت ببرند. اين روزها اين فضاي ناخوشايند در شبكه‌ هاي اجتماعي هم بيشتر به چشم مي‌ خورد . جايي كه ناشناس بودن ، نقاب از چهره واقعي بعضي ‌ها بر مي ‌دارد ...

زندگی > مهارت‌ ها : چه کنیم با بد دهنی
همه ما کم و بیش با قضیه بددهنی برخورد داشته و داریم. صابون بعضی ‌ها ، بد به تن ما خورده ؛ وقتی به قول خودشان دهان‌شان را باز می ‌کنند و چشم‌شان را می ‌بندند.
بعضي از اين افراد بلافاصله بعد از اينكه جوش ‌شان خوابيد پشيمان مي ‌شوند ، بعضي ديگر هم شايد نه فقط پشيمان نشوند بلكه به اين صفت به ‌نوعي افتخار هم بكنند و به زبان حال خودشان از آن لذت ببرند. اين روزها اين فضاي ناخوشايند در شبكه‌ هاي اجتماعي هم بيشتر به چشم مي‌ خورد . جايي كه ناشناس بودن ، نقاب از چهره واقعي بعضي ‌ها بر مي ‌دارد . امروز مي‌ خواهيم ببينيم با بددهني و افراد بددهن چه كنيم ؛ چه خودمان مبتلا به اين صفت باشيم، چه ديگران.
* قدم در برخورد با بددهني
1- قيمت آبرو‌ها را بدانيد
آبروي مردم پيش خدا از حرمت كعبه هم بالاتر است. حرمت آبروي يك انسان با حرمت خون او مقايسه شده. پس كسي كه با بددهني حريم آبروي ديگري را مي‌شكند با كسي كه دست به خون ديگري آلوده، بي‌شباهت نيست. همانقدر كه كشته‌اي را نمي‌شود زنده كرد برگرداندن آب رفته آبروها، سخت و ناممكن است. پس بايد از اين حريم خطرناك فاصله گرفت چون هميشه امكان جبران نيست. زماني اين قضيه برايمان ملموس‌تر مي‌شود كه پاي آبروي خودمان در ميان باشد و بفهميم بازي با آبروي كسي چقدر مي‌تواند خطرناك و جبران‌ناپذير باشد. آن وقت بيشتر مواظب زبانمان خواهيم بود.
2- زبان را پشت دروازه بسته لب‌ها نگه داريد
يكي از علاج‌هاي اصلي بددهني، عادت كردن به سكوت است؛ چه خداي ناكرده خود گرفتار آن باشيم، چه با آدم بددهن طرف باشيم. اگر خودمان گرفتار بددهني هستيم يك تمرين عالي اين است كه به محض فعال‌شدن سيستم بددهني، زنگ اخطاري در مغزمان ما را به سكوت وادارد. با تكرار اين تمرين و حساس شدن به زنگ اخطار در مغزمان، كم‌كم اين عادت بد، كمرنگ‌تر و كمرنگ‌تر مي‌شود. در مورد برخورد با افراد بددهن هم همين سيستم اخطار بايد ما را از وارد شدن به معركه مجادله و درگيري يا مقابله به‌مثل با آنها منع كند. اگرمرتكب فحش و بددهني شديد خودتان را جريمه كنيد و به راحتي از اين رفتار زشت خود عبور نكنيد؛ مثلا خود را از رفتن به مهماني دلخواهتان محروم كنيد و از طرف مقابل عذرخواهي و دلجويي كنيد چون عذرخواستن خود به اندازه كافي سخت است و درواقع نوعي تنبيه خوب محسوب مي‌شود.
3- بددهني، پرستيژ و كلاس نيست
بددهني افتخار نيست؛ نه كلاس دارد، نه پرستيژ و نه وجهه‌اي براي كسي مي‌آورد. بددهني دقيقا مانند بوي بد دهان است. اگر كسي به بوي بد دهانش افتخاركند يا بايد به سلامت عقلش شك كرد يا بايد فهميد كه از فقر فرهنگي شديدي رنج مي‌برد. بددهني گاهي بين نوجوانان يا جوانان به‌عنوان ابزار تفاوت استفاده مي‌شود. جوانان دوست دارند متفاوت باشند، به چشم بيايند و بدرخشند اما اشكال آنجاست كه مسير اين متفاوت‌شدن را اشتباه مي‌روند. گاهي خطا دريافتن اين تفاوت، به سر درآوردن از كوره‌راه بددهني و هرزه‌كلامي مي‌انجامد. بعضي از جوانان از اين خصلت به‌عنوان وجه تمايز و نوعي كلاس يا به‌اصطلاح گنده‌لاتي استفاده مي‌كنند؛ چيزي كه اين روزها مخصوصا در شبكه‌هاي مجازي پاي ادبيات زشت را به زندگي خيلي‌ها باز كرده است. پس براي حفظ محبوبيت و تأثيرگذاري، خودتان باشيد، با تمام ادبي كه نشانه اصالت شماست.
4- با بدهن‌ها نچرخيد
اغلب ما از بوي سيگار خوشمان نمي‌آيد اما چرا بعضي‌ها تن به سيگاري‌شدن مي‌دهند؟ دليلش اين است كه مجاورت دائمي با سيگار باعث مي‌شود حساسيت خود را از دست بدهند و ديگر بوي بد آن را احساس نكنند؛ اگرچه اطرافيان هميشه از آن رنج مي‌برند. بددهني هم دقيقا مانند همان بوي بد، در اثر مجالست و مجاورت دائمي با آدم‌هاي بددهن، زشتي خودش را از دست مي‌دهد، شخص حساسيت خود را به زنندگي آن از دست مي‌دهد و گاهي آنچنان پيش مي‌رود كه مانند مگس حتي از آلودگي آن لذت مي‌برد. از اين احساس بي‌احساسي و از هر جمعي كه حساسيت ما را نسبت به بدي‌ها كاهش مي‌دهند بايد فرار كرد وگرنه ما را هم مثل خودشان مي‌كنند. در عوض دوستان مؤدبي انتخاب كنيد كه برايتان ارزش‌افزوده فردي و وجهه اجتماعي بهتري ايجاد مي‌كنند. آدم‌ها، به دوستانشان شناخته مي‌شوند.
5- بد نگوييد تا بد نشنويد
عصبانيت خود را با بد دهني خالي نكنيد. در نهج‌البلاغه مي‌خوانيم كه علي(عليه‌السلام) به جمعي از يارانش كه پيروان معاويه را در ايام جنگ صفين دشنام مي‌دادند مي‌فرمايند: «اني اكره لكم ان تكونوا سبابين و لكنكم لو وصفتم اعمالهم و ذكرتم حالهم كان اصوب في القول و ابلغ في‌العذر/ من خوش ندارم كه شما فحاش باشيد، اگر شما به جاي دشنام، اعمال آنها را برشمريد و حالات آنها را متذكر شويد (و روي اعمالشان تجزيه و تحليل نماييد) به حق و راستي نزديك‌تر است و براي اتمام حجت بهتر»(تفسير نمونه ج‌396ص5).
فحش دادن، در واقع تخليه‌كردن خود از فشار عصبي است كه به شما وارد شده؛ در واقع شما به غلط از الگوهايي يادگرفته‌ايد كه در مقابل اين فشار موقتي كه به شما وارد شده، اينگونه عمل كنيد. در اين شرايط اتفاقا تلاش كنيد به عكس، صفت صبر را در خود تقويت كنيد. هرگاه احساس مي‌كنيد كه نمي‌توانيد طرف مقابل را تحمل كنيد سعي كنيد از آن موقعيت و مكان خارج شويد و با تأمل، دنبال راه‌حل عاقلانه‌اي بگرديد. با انجام حركات ورزشي، دوش آب ملايم، استفاده از پرورش گل، تنفس عميق دركنار سبزه‌ها و توجه به نكات مثبت اطرافيان، اينگونه عكس‌العمل‌ها را مقاوم‌سازيد.
چرا بددهني بسيارخطرناك است؟
شايد كسي به شما نگويد اما در هرپست و مقام و رتبه اجتماعي كه باشيد اگر بددهن باشيد درنظر ديگران به‌شدت ارزش و منزلت خود را از دست مي‌دهيد؛ در روابط اجتماعي موقعيت خود را مي‌بازيد و ارتباط مؤثر خود را با ديگران به باد مي‌دهيد. شايد در تصور بعضي، اين كار پاسخ دندان‌شكن به پررو‌ها باشد! عادتي كه با آن به‌اصطلاح خوشند يا حال مي‌كنند. اما آنچه حقيقتا در اطراف اين آدم‌ها رخ مي‌دهد فاصله گرفتن اطرافيان از تعفني است كه شخص گرفتار آن شده و خود از درك بوي زننده آن ناتوان است. به فرمايش پيامبر، شرورترين بندگان خدا كسي است كه مردم به واسطه فحاشي او خوش نداشته باشند كه هم‌مجلسش باشند (ارشادالقلوب، ج1،ص143).
ناسزاگويي به مشركين هم ممنوع!
خداوند در قرآن مي‌فرمايد: «معبود كساني را كه غيرخدا را مي‌خوانند دشنام ندهيد، مبادا آنها (نيز) از روي ظلم و جهل خدا را دشنام دهند، اين چنين براي هر امتي عملشان را زينت داديم سپس بازگشت آنها به سوي پروردگارشان است و او آنها را از آنچه عمل مي‌كردند آگاه مي‌سازد» (انعام 108).
طاهر عطاران


نوشته شده در   جمعه 15 ارديبهشت 1396    
PDF چاپ چاپ