يکشنبه 17 آذر 1398 | Sunday, 08 December 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 14 ارديبهشت 1395     |     کد : 34311

شعر : زیر سنگینی زنجیر سرش افتاده

شعر : سروده ای بمناسبت شهادت امام موسی بن جعفر ع / زیر سنگینی زنجیر سرش افتاده ... خواست پرواز کند دید پرش افتاده / می شود گفت کجا تکیه به دیوار زده ست ... بس که شلاق به جان کمرش افتاده / آدم تشنه عجب سرفه ی خشکی دارد ... چقدر لخته ی خون دور و برش افتاده ...

زیر سنگینی زنجیر سرش افتاده

شعر : سروده ای بمناسبت شهادت امام موسی بن جعفر ع

زیر سنگینی زنجیر سرش افتاده
خواست پرواز کند دید پرش افتاده

می شود گفت کجا تکیه به دیوار زده ست
بس که شلاق به جان کمرش افتاده

آدم تشنه عجب سرفه ی خشکی دارد
چقدر لخته ی خون دور و برش افتاده

گریه پیوسته که باشد اثراتی دارد
چند تاری مژه از پلک ترش افتاده

هر کس ایام کهنسالی عصا می خواهد
پسرش نیست ببیند پدرش افتاده

آن که از کودکی اش مورد حرمت بوده ست
سر پیری به چه جایی گذرش افتاده!

به جراحات تنش ربط ندارد اشکش
حتم دارم که به یاد پسرش افتاده


نوشته شده در   سه شنبه 14 ارديبهشت 1395    
PDF چاپ چاپ